«درگیریهای مسلحانهای که اکنون لبنان را متزلزل ساخته است، از سوی بسیاری پیشبینی شده بود زیرا اوضاع حاکم در لبنان به سمتوسویی پیش میرفت که بستر لازم برای وقوع چنین درگیریهایی را فراهم میساخت. همگان انتظار وقوع بحرانهای سیاسی گسترده در لبنان را داشتند اما هیچکس تصور نمیکرد که لبنان به این سرعت به سمتوسوی درگیریهای مسلحانه و مطمئنا در آیندهای نه چندان دور جنگهای تن به تن پیش رود.»
به گزارش ایسنا، روزنامه البیان با ارزیابی اوضاع جاری در لبنان و ارایه تحلیلی تحت عنوان «نگذارید لبنان قربانی طمعهای اسراییل و آمریکا شود» مینویسد: «نوع درگیریهای جاری در لبنان و وقایع قابل لمس موجود در این درگیریها نشان میدهد که این چنین درگیریهایی با این گستردگی و با این سازماندهی نمیتواند ناشی از سرقت یک بانک و دنبال کردن چند تن از عناصر مسلح این سرقت رخ دهد. درست پس از گذشت 24 ساعت از آغاز این درگیریهای مسلحانه بیش از 40 تن از نیروهای ارتش لبنان کشته شدند. این موضوع اصلا منطقی نیست که بگوییم درگیریهای مسلحانه فعلی میان ارتش لبنان و گروه موسوم به فتحالاسلام به صورت تصادفی انجام گرفته است. آغاز درگیریهای مسلحانه در منطقه طرابلس لبنان و گسترش سریع این درگیریها تا منطقه نهر البارد، شمال طرابلس و دیگر مناطق مجاور با این مناطق نشان میدهد که این درگیریها از پیش برنامهریزی شده بود به خصوص نوع سلاح به کار رفته در این درگیریها که از نوع سنگین است ثابتکننده این واقعیت است.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «این درگیریها در زمانی رخ داد که موضوع تصویب تشکیل دادگاه بینالمللی محاکمه عاملان ترور حریری بار دیگر مطرح شده است، قضیهای که از روز نخست، بحرانهای سیاسی پیاپی را برای لبنان به ارمغان آورده است. همیشه همزمان با مطرح شدن این قضیه یک ترور سیاسی یا یک بحران امنیتی لبنان را فرا میگیرد و بسیاری از احزاب درونی حزب حاکم لبنان، عاملان اصلی ترور حریری را متهم اصلی این گونه ترورها یا بحرانها معرفی میکنند و بر تصویب و تشکیل این دادگاه اصرار بیشتری از خود نشان میدهند. بلافاصله پس از آغاز درگیریهای مسلحانه نهرالبارد بسیاری از احزاب سیاسی لبنان که گویا متن موضعگیری خود را از پیش تعیین و تدوین کرده بودند متهم اصلی این درگیریها را معرفی ساختهاند که به طور طبیعی این متهم کسی جز سوریه نبود. این احزاب سیاسی بار دیگر موضوع دادگاه بینالمللی محاکمه عاملان ترور حریری را پیش کشیدند و معتقد بودند که با توجه به آن که شورای امنیت به زودی طرح این این دادگاه را به تصویب خواهد رساند دولت سوریه میخواهد با به راه انداختن این گونه درگیریها و بحرانهای امنیتی در لبنان بار دیگر بر سر راه تصویب و تشکیل این دادگاه سنگاندازی کند و مانع تشکیل این دادگاه شود. برخی دیگر از احزاب سیاسی لبنان موضوع انتخابات ریاست جمهوری را مطرح ساختند و گفتهاند که با توجه به این موضوع که زمان انتخاب رییسجمهوری جدید لبنان فرا رسیده است و تمامی احتمالات برای انتخاب رییسجمهوری آینده لبنان وارد است، این بحران امنیتی در این کشور به راه انداخته شده تا مانع انتخاب رییسجمهوری جدید در لبنان شود و بار دیگر امیل لحود هم چنان بر مسند قدرت در لبنان باقی بماند و تغییر نکند. همه این اتهامات به رغم آن که فرضیهای بیش نیست اما باید بگوییم این فرضیهها بسیار دور از واقع و منطق به نظر میرسد زیرا که شورای امنیت چه این بحران امنیتی در لبنان رخ میداد و چه رخ نمیداد جلسه خود را در ارتباط با دادگاه بینالمللی محاکمه عاملان ترور رفیق حریری تشکیل میداد و تصمیم نهایی خود را در این زمینه صادر میکرد بنابراین این اتهام خود به خود از قوت و استحکام استناد به یک حقیقت محکم خارجی میشود. اما اتهام دوم بسیار ضعیفتر از آن است که بتوان برای توجیه بحران امنیتی لبنان به آن استناد کرد.»
البیان در این تحلیل آورده است: «به هر حال واقعیت آن است که عوامل پشت پرده بحران امنیتی فعلی لبنان بسیار گستردهتر از آن است که ما به اتهاماتی چون سنگاندازی بر سر تشکیل دادگاه بینالمللی یا انتخاب رییسجمهور در لبنان استناد کنیم. امروز لبنان طی درگیریهای مسلحانه جاری شاهد بزرگترین کشتار و فجایع انسانی است به طوری که این چنین درگیریهایی با این گستردگی و این چنین تلفات انسانی جز در جنگهای داخلی این کشور رخ نداده است؛ جنگهایی که تا به امروز هیچ یک از مردم لبنان تلخی آن را فراموش نکرده است. بنابراین به سادگی و با انجام یک ارزیابی میتوانیم به این نتیجه برسیم که هدف اصلی این درگیریهای مسلحانه تضعیف توانایی و قدرت ارتش لبنان و کشاندن مقامات مسوول ارتش این کشور به بحرانهای سیاسی داخلی در این کشور است. در صورتی که قدرت و توانایی ارتش لبنان تضعیف شود و این ارتش خود به خود وارد قضایای سیاسی این کشور شود دایره درگیریها مطمئنا گستردهتر خواهد شد و بدین ترتیب تسویه حسابهای سیاسی و شخصی در لبنان که تا به امروز شامل ارتش این کشور نشده بود شامل آن نیز خواهد شد.»
در این تحلیل هم چنین آمده است: «جالب آن است که بر اساس اطلاعات بدست آمده که این اطلاعات بسیار مستند و موثق نیز هستند طرف سومی در درگیریهای فعلی موجود میان ارتش لبنان و گروه موسوم به فتحالاسلام مشارکت دارد و اولین آتشبس موقت اعلام شده میان ارتش و این گروه مسلح بر اثر اقدامات مسلحانه این طرف سوم نقض شده است. اگر بخواهیم نگاهی به تاریخچه گروه موسوم به فتحالاسلام بیندازیم میبینیم که رییس این گروه از سوی دادگاه قضایی اردن به حکم اعدام غیابی به دلیل ترور یک دیپلمات آمریکایی محکوم شده است و نیز بسیاری از عناصر این گروه از سوی دولت سوریه به اتهام همکاری با گروه القاعده و ارتباط با این گروه از دمشق اخراج شدهاند و حکم غیابی بسیاری از آنها نیز از سی دادگاه قضایی سوریه صادر شده است. هیچ یک از اعضای این گروه کوچکترین وابستگی حزبی به گروههای فلسطینی ندارد. همین موضوع علامتهای سوال و استفهام بسیار زیادی را نسبت به ریشههای اصلی و وابستگیهای این گروه و فعالیت آن به وجود میآورد.»
در پایان این تحلیل آمده است: «متاسفانه به رغم آن که تمامی فلسطینیها و لبنانیها بر این واقعیت روشن یعنی ذینفع بودن اسراییل در این قضایا و این درگیریهای داخلی مطلع هستند اما همچنان تمامی قدرت و نیروی خود را در چنین درگیریهایی به تحلیل میبرند. حقیقت آن است که ادامه این گونه درگیریها در لبنان و فلسطین به مثابه هدیه بسیار با ارزش به تلآویو و واشنگتن است که از وضعیت و موقعیت سیاسی و اخلاقی بسیار متزلزل در منطقه و جهان رنج میبرند و با بحرانهای بسیار جدی رویارو هستند. لبنانیها و فلسطینیها امروز با ادامه این درگیریهای احمقانه در واقع زمان خواسته شده از سوی آمریکا و اسراییل برای تجدید قوا و انجام حملات جدید به پیکر منطقه را مهیا میسازند. بسیاری از مسوولان فلسطینی و لبنانی باید بدانند هیچ سودی از این درگیریها نمیتوانند برای موقعیت سیاسی خود کسب کنند و زمانی که آتشی در مکان روشن میشود هیچکس نمیتواند از شعلههای این آتش جان سالم به در برد.»