از 10 سال پیش تاکنون، اعضای مرد و شمار محدودی زن این سازمان سری چندین برابر شده است. عمق ابهام و در خفا بودن این سازمان، حتی از سیا هم بیشتر است.
گروه موسوم به «خوکهای نیروی دریایی» واحدی از یک گروه ویژه تحت عنوان فرماندهی عملیات ویژه مشترک در یگانهای ارتش آمریکاست.
این یگان در ابتدا یک تیم قدیمی امدادی گروگانگیری بود، اما به تدریج به یک ارتش سری تبدیل شد.
این نیرو بود که اسامه بن لادن رهبر القاعده را در ماه مه در روستای «ایبت آباد» پاکستان کشت. مقر این نیرو در شهر «فایتویل» در کارولینای شمالی است. وظیفه تعریف شده این گروه، عملیات گرد آوری اطلاعات و یورشهای مرگبار در کشورهای مختلف جهان و عمدتادر عراق و افغانستان، تحت عنوان کشتن دشمنان آمریکاست، اما تاکنون دو رئیسجمهوری و سه وزیر دفاع از این گروه خواستهاند که عملیاتهایش را در کشورهایی هم که با آمریکا در جنگ نیستند از جمله یمن، پاکستان، فیلیپین، نیجریه وسوریه توسعه دهد.
به گفته یکی از نیروهای عملیاتی این گروه، ابعاد و مسئولیتهای این گروه حتی از سازمان سیا نیز گستردهتر است. این نیرو از شخص رئیسجمهوری دستور دارد که رأسا افراد را برای کشتن انتخاب کرده و بعد از شناسایی فرد مورد نظر، اقدام به دستگیری و سپس کشتن او بکند. این اختیار عمل در حالی به این گروه داده شده است که قوانین آمریکا ترور را ممنوع کرده است. فهرست ترور این گروه، هماهنگ شده با سیا نیست.فهرست سیا مشابه،اما بسیار محدودتر است.
این واحد در سال 1980 تشکیل، اما در سالهای اخیر از نو بازسازی شد. این یگان، با 1800 نیرو قبل از 11 سپتامبر 2001، اینک دارای 25 هزار نیرو است.
این یگان دارای نیروی اطلاعاتی مختص به خود است.دارای هواپیماهای بدون سرنشین و هواپیماهای شناسایی مختص به خود است و حتی ماهوارههای اختصاصی خود را دارد. این نیرو حتی جنگجویان سایبری مختص به خود را دارد که در 11 سپتامبر 2008، هر وب سایتی را که خود شناسایی کرده بود، از کار انداخت.
در سایه ابهام کار کردن،از مشخصههای بارز این گروه است. افسران درآژانسهای غیرنظامی دولتی یا سفارتخانههای آمریکا درخارج از کشور، اغلب یونیفورمهایی که شباهتی به پوشش سایر همقطاران نظامی شان ندارد به تن دارند.
در میدان رزم، آنها هرگز با درجه و رتبه نظامی قابل شناسایی نیستند یا نشان از درجه و رتبه نظامی به تن ندارند و اغلب با نام مستعار در گروه خود شناخته میشوند.
اما این گروه به رغم سری بودنش، برخلاف سیا، عملیاتهایش سری نیست. عملیات سری مستلزم کشفیاتی در ریاست جمهوری و کسب تأییدیه از کنگره است.
این گروه دستور کار خود را مستقیماً از شخص رئیسجمهوری ویا وزیر دفاع دریافت میکند و زنجیرهای از نظامیان، مدیریت ونظارت بر کار آن را برعهده دارند.
نخستین ماموریت آنها در سال 1980 با نام عملیات «پنجه عقاب» برای آزاد کردن جاسوسهای آمریکایی در سفارت سابق آمریکا در تهران اجرا شد.
بالگرد این گروه که برای آزاد سازی جاسوسهای آمریکایی مخفیانه به ایران پرواز کرده بود در صحرای «طبس» سقوط کرد و هر هشت سرنشین آن کشته شدند.
عملیات این گروه در عراق و افغانستان بدون کسب مجوز انجام میشود، اما درسایرکشورها مانند الجزایر، مالزی، مالی، نیجریه، پاکستان، فیلیپین، سومالی و سوریه، این عملیات یورشی مستلزم تأییدیه ضمنی از کشوری است که این عملیات در آن انجام میشود.
در نبود آن، دست کم دستوری از یک فرماندهی نظامی در آمریکا برای انجام این عملیات لازم است.
در سال 2003، این گروه به اصلیترین زرادخانه آمریکا در شعارش برای مبارزه با تروریزم تبدیل شد.
«استنلی مک کریستال» به عنوان معاون عملیاتی ستاد مشترک ارتش، تغییراتی در ساختارهای این نیرو داد.
مک کریستال در سال 2010 به سمت فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان منصوب شد، اما ازاین سمت استعفا کرد و اوباما هم استعفای او را پذیرفت.
در زندانهای تحت اداره این گروه در عراق، در عملیاتی که طی یک دوره چهار ماهه درسال 2004 آن را در این کشور پیاده کرد، زندانیان در سلولهایی تنگ و باریک روی هم انباشته میشدند، به گونهای که امکان خوابیدن یا دراز کشیدن نداشتندو در برخی سلولها، صدای بلند و گوشخراش موسیقی پخش میشد، برخی از زندانیان برهنه شده و روی برخی دیگر آب سرد ریخته میشد و سپس در مکانی سرد تحت بازجویی قرار میگرفتند.
هرچند در ظاهر امر میبایست روشهای بازجویی از زندانیان، بر اساس اصول یادشده در کتابچه دستورالعمل میدان رزم ارتش انجام گیرد، اما بازجوها این اجازه راداشتند که شماری از زندانیان را از سایر زندانیان جدا کرده و طبق دستور افسران مافوق خود و با اجازه وزارت دفاع، حتی تا90 روز این زندانیان را جدا از سایر زندانیان نگهداری کرده و پس از این مدت، زندانی را به زندانهای عادی ارتش منتقل کنند.
براساس سیستم جدید، یک تیم از «اف.بی.آی» و یک تیم از قضات، مستندات و مدارک جرم مورد نیاز برای محاکمه زندانی در دادگاه مرکزی جنایی عراق در بغداد را جمع آوری میکرد.
بین سالهای 2005 تا 2007، این تیم 2000زندانی را برای محاکمه به این دادگاه فرستاد.
عملیات حمله معمولا با کشته و مجروح شدن غیر نظامیان و تخریب منازل مسکونی یا وسائل معیشت و زندگی مردم همراه بود. این اعمال و رفتار خود خشم و نارضایتی عمومی را در عراق علیه نیروهای آمریکایی دوچندان و به تبع آن عملیات القاعده را در این کشور تشدید میکرد.
موفقیت این گروه در عملیات شناسایی دقیق خانه یا افراد و کسب و پیشه، فقط 50 درصد بود.
وزارت دفاع آمریکا اختیارات این گروه را توسعه و به آن اجازه داد که بر کار ردیابی انتقال پول از بانکهای بین المللی، بر شبکههای تروریستی نظارت داشته باشد. این گروه همچنین دست به «عملیات روانی تحت عنوان عملیات اطلاعات نظامی» در کشورهای مختلف میزند که ظاهرا از ارعاب و وحشت کمتری برخوردار است.
این گروه به طور مرتب تیمهای کوچکی از نیروهایش را با لباس شخصی به سفارتخانههای آمریکا در سراسر جهان اعزام میکند تا در جاسوسی رسانهای و ارسال پیام، این سفارتخانهها را یاری کنند.
با روی کار امدن اوباما، فعالیتهای این واحد توسعه یافت و این گروه، نیروهایی را برای کشتن سرکردگان القاعده به یمن فرستاد.
خیزش و جنبش اعراب باعث شد آمریکا تا حدودی از شدت فعالیتهای این گروه بکاهد.
مقر جدید30 هزار متر مربعی فرماندهی این گروه، برخلاف دفاتر سابق، در نقطهای نامعلوم واقع نشده است بلکه این مقر یک ساختمان و محوطه پر شکوه و جلال در اتوبانی در اطراف محوطه ساختمان وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) است.
مکزیکو سیتی پایتخت مکزیک مقصد بعدی عملیاتی این گروه است.
قانون اساسی مکزیک ارتباط نظامی میان این کشوربا ارتش آمریکا را محدود کرده و این کشور در زمینه اطلاعاتی و سایر کمکها، همکاریهایی با سایر آژانسهای فدرال آمریکا شامل سازمان سیا، وزارت امنیت داخلی، اداره اجرائیات مواد مخدرو اداره اجرائیات مهاجرت و گمرکات آمریکا دارد.