تاریخ انتشار : ۰۴ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۰  ، 
کد خبر : ۲۲۷۶۲۶
جیمز بیکر، وزیر خارجه اسبق آمریکا در گفت‌وگو با «شرق»:

آمریکا و ایران نیاز به گفت‌وگو دارند

اشاره: گروه سیاسی: گفت‌وگو با جیمز بیکر (James Baker)، از چهره‌های سیاسی کهنه‌کار جمهوری‌خواه توسط توسط عرفان‌ قانعی‌فرد، محقق تاریخ معاصر و نویسنده و در آمریکا صورت گرفته است. جیمز بیکر وکیل، سیاستمدار و از مشاوران عالی‌رتبه سیاست آمریکاست و در کابینه ریگان 1985-1989 و جورج بوش اول 1989-1992 حضور داشت و هم‌اکنون هم در انستیتو سیاست خارجی است. او شش پسر و دو دختر دارد. بیکر در خاطراتش از استراتژی گورباچف هراس داشت که بر پایه شکستن اتحاد و دور زدن آمریکا در اروپای غربی بود. همچنین در جنگ سرد، در شورای امنیت ملی آمریکا و در دوران ریگان، دنیس راس، زیر نظر بیکر کار می‌کرد که اکنون وارد کابینه اوباما شده و به عنوان مشاور او در امور ایران فعالیت می‌کند. بیکر از دوستان قدیمی بوش پدر است و در سال 2003 بوش دوم، وی را به عنوان مشاور خود در جنگ عراق انتخاب کرد و در 15 سپتامبر 2006 بیکر به همراه لی هامیلتون - از اعضای سابق کنگره - به ریاست کمیسیون مستقل درباره عراق رسید. بیکر به بوش گفت که ایران و سوریه را وارد ماجرای عراق کنند تا روند دیپلماتیک حل مساله عراق شتاب بهتری داشته باشد. جورج بوش به او اجازه داد که با حکومت ایران رابطه داشته باشد بیکر معتقد بود که گفت‌وگو بین ایران و آمریکا ضرری متوجه همدیگر نمی‌کند. بعدها در بحران عراق، بیکر به عنوان رییس کمیسیون به منزل محمدجواد ظریف، نماینده ایران در سازمان ملل رفت تا پس از خوردن کباب ایرانی با طعم سماق در اقامتگاه او در نیویورک برای پایان دادن بحران عراق با وی مذاکره کند. گرچه او یک پراگماتیست - عملگرا - است و از حمله نظامی علیه صدام دفاع کرد و او را یک دیکتاتوری بر سر راه شاهراه اقتصادی جهان صنعتی نامید، اما مشهور است که از دسترسی به نفت عراق هم سود زیادی عاید او شده است که البته او واکنشی به این سخنان نشان نداده است. گرچه صدام از آمریکا، میلیاردها دلار باج گرفته بود تا وعده دهد که دگربار با شوروی طرح دوستی نریزد، اما صدام از آمریکا خواست تا در نقش میانجی بین روابط عراق و کویت اقدامی موثر داشته باشد. اما بیکر، بوش را راضی کرد که آمریکا نمی‌خواهد در این میان از زور استفاده کند و آمریکا نسبت به اقدامات مرزی عراق و کویت بی‌طرف می‌ماند و وارد ماجرا نخواهد شد که شاید امروزه به گواه تاریخ اگر دخالتی می‌کردند مذاکرات عراق و کویت به شکست منتهی نمی‌شد و صدام به کویت حمله نمی‌کرد و سودای عبدالکریم قاسم را جامه عمل نمی‌پوشاند. بیکر در سخن گفتن بسیار رک است و گاهی دست به قلم می‌برد و در این‌باره کتاب «دیپلماسی و سیاست» او شاید بسیار قابل تامل باشد.

* در بسیاری از اسناد و کتاب‌ها نقش آمریکا در حمایت علنی از عراق در دوران جنگ هشت ساله با ایران، مشهود است، منفعت آمریکا در این حمایت تا چه اندازه مهم بود؟
** من این کتاب‌ها را ندیده‌ام و نخوانده‌ام. اما به هر حال هر مولفی یا محققی مسوول نوشته خود است. اما من در کتابم تا حدی به این مسایل اشاره کرده‌ام. در سیاست خارجی آمریکا و استراتژیک آن همواره توجه خاصی به شرایط خاورمیانه شده است که این موضوع هم جزو یکی از حوادث دوران کاری من بود و تاثیر زیادی هم در روابط بین‌الملل داشت و سیر حوادث در آن ایام مجالی دیگر برای نقد می‌طلبد.
* در جنگ خلیج‌فارس که صدام علیه کویت اقدام کرد، آیا بازگشت آمریکا به منطقه برای رابطه جدید با خاورمیانه بود؟
** بله. آمریکا کوشید صدام حسین را با مانعی جدی روبه‌رو کند که این امر به مفهوم قدرت آمریکا نیز مطرح بود. تجاوز به خاک کویت توسط صدام، نوعی تجاوز به دیگر مناطق اعراب بود و کشورهای عرب هم طبعا واکنش منفی زیادی نشان می‌دادند و افکار عمومی جهان هم شورای امنیت سازمان ملل متحد را وادار کرد تا بپذیرد که کشوری مانند آمریکا در آن مساله دخالت کند و عراق را به سر جای خود و مرزهای واقعی خود بازگرداند و کویت را نجات بدهد.
* بعد از آن بود که شما شاید به دنبال سقوط صدام بودید و کردها را بهترین دوست یافتید. آیا آمریکا وعده استقلال را هم به کردهای عراق داده بود یا نه، فقط هدف جلب نظر و کسب حمایت آنان بود؟
** آمریکا به دنبال تنبیه صدام حسین بود و اصلا و ابدا آمریکا قصد دفاع از استقلال منطقه کردستان را نداشت. من به عراق رفتم و وضعیت آشفته کردها را از نزدیک دیدم که صدام به آنان حمله کرده بود و کشور ترکیه هم مرزهایش را بسته بود و هزاران نفر تلف شدند. با آواره‌ها حرف زدم و وضعیت اسف‌بارشان را دیدم. به پرزیدنت بوش تلفن زدم و گفتم که این اتفاق یک کابوس است و یک فاجعه انسانی و باید برای رهایی این انسان‌ها اقدامی کنیم.مشاهده کردید که مدار 36 درجه و منطقه پروازی و... را تعیین کردیم و رهبران کرد، یعنی طالبانی و بارزانی به اداره منطقه پرداختند. در 1991 من در سیاست کابینه دخالت داشتم و فقط درباره بخش اول سوال شما پاسخ گفتم و موضوع 2003 را باید از شخص مربوطه به آن سوال کنید.
* در آن زمان نقش رهبران کرد برای شما چه اهمیتی داشت؟
** ما از نظر سیاسی و استراتژیکی به حل مساله کرد باور داشتیم. به عنوان وزیر خارجه آمریکا در آن زمان با جلال طالبانی و مسعود بارزانی دیدار کردم و به وضعیت کردها و اوضاع کردستان در حکومت صدام و قبل از آن چنین نظری داشتم که باید به شیوه‌ای دیپلماتیک و اصولی این مساله حل‌و‌فصل شود و ما به هیچ‌وجه از کردستان مستقل یا استقلال کردستان و... حمایت نکردیم، بلکه خواهان حفظ تمامیت ارضی عراق بودیم؛ اما بر این باور بودم که این مساله باید به شیوه مسالمت‌آمیز در منطقه حل شود و نزاع‌ها به شیوه دیپلماتیک برطرف شود و به نوعی آن بخش از عراق امنیتش تامین می‌شد.
* آیا کردها در معادلات سیاسی منطقه مهم هستند؟
** بله! به خصوص کشوری که بعد از فروپاشی سیستم قبلی‌اش، دوباره می‌خواهد مبادرت به اداره آن کند با مشکلاتی مواجهه می‌شود. ولی امروزه کردستان عراق امنیت دارد. اما کردها باید شیوه استراتژیک پیشرفت امور را در سیاست کشور خود جست‌وجو کنند و طالبانی هم در این زمینه سیاست درخشانی داشت. طالبانی انسانی بارز و چهره سیاسی بسیار موجهی دارد.
* راه‌حل عملی برقراری ثبات صلح در عراق چیست؟
** من هم خودم پیرو رئالیسم و پراگماتیسم (عمل‌گرایی) در سیاست هستم و برای کسب نتیجه دلخواه در سیاست خارجی باید تمرین داشت. من در گزارش عراق هم نوشته بودم که باید با سوریه و ایران به عنوان دو همسایه مهم این کشور وارد گفت‌وگو شد تا آرامش را در این کشور بهتر بتوان برقرار کرد.
* گفت‌وگو چه تاثیری بر روابط این دو کشور دارد؟
** ما نیاز به گفت‌وگو داریم و گفت‌وگو ضرری برای منافع طرفین ندارد و حتی سیاست ما برای انجام گفت‌وگو در سطح وزارت خارجه بود اما به اندازه کافی پشتیبانی سیاسی نشد و شاید امروز هم امکانش چندان به سادگی نباشد.
* آیا اوباما این سیاست گفت‌وگو را ادامه خواهد داد؟
** لازم است. اوباما گفت که ما حاضریم با شما گفت‌وگو کنیم و اساس استراتژی گفت‌وگو می‌تواند کمک باشد و هیچ ضربه‌ای هم به منافع وارد نخواهد کرد و دیر یا زود این عمل انجام خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات