تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۳۲  ، 
کد خبر : ۲۲۷۶۵۹
چهار پرده در رفتارشناسی ترکیه؛

داستان شوالیه‌های شبه اسلام‌گرای ترکیه


علیرضا معاف / alireza.moaf@Gmail
اخیراً در حوزه امور بین الملل سئوالی که ذهن بسیاری از مردم و نخبگان سیاسی را به خود مشغول نموده است مربوط می شود به ناهمگونی‌های سیاست خارجی «جمهوری ترکیه». واقعیت آن است که دولت «عبدالله گُل» و «رجب طیّب اردوغان» تحت لوای حزب «عدالت و توسعه» بعد از یک سیر طبیعی ناگهان با شیب تُندی محبوبیت بالایی در بین مسلمین ترکیه و کشورهای منطقه و حتی جهان یافتند. قضیه مربوط می‌شد به اجلاس «داووس» سال 1388 شمسی که در آن نخست وزیر ترکیه و رئیس جمهور رژیم غاصب قدس در برابر انظار عمومی و رسانه های بین المللی وارد یک زد و خورد دیپلماتیک شدند و اردوغان بعد از آدمکُش خواندن «شیمون پرز» جلسه را ترک کرد.
بعد از این ماجرا اردوغان و تیم سیاسی‌اش به‌عنوان قهرمانان دنیای اسلام شناخته شدند. نقش آفرینی در توافقنامه هسته‌ای سه جانبه ایران- ترکیه- برزیل، ماجرای انتصاب «هاکان فیدان» - یکی از طراحان اصلی توافق سه جانبه – به‌عنوان «رئیس سازمان اطلاعات ترکیه» که نارضایتی «ایهود باراک» را در پی داشت و یورش کماندوهای اسرائیلی به کشتی آزادی موسوم به «مرمره» که پرچم ترکیه را حمل می کرد را نیز باید لیست کرد. برخی نیز به این سیاهه همکاری برای آشتی حماس و فتح را اضافه می کنند.
اما گویی در تابستان سال جاری، نمودار حرکت سیاست خارجی ترکیه در قبال محور مقاومت اسلامی تا حدودی سینوسی و متلاطم شده است. روزی خبر اعزام «موشه یلعون» - افسر نظامی امنیتی کارکشته صهیونیست- به‌عنوان وابسته نظامی اسرائیل در آنکارا و بعد از آن وجود نشست های محرمانه فی ما بین رژیم صهیونیستی و ترکیه به گوش می رسد، چندی بعد روابط ترکیه با دو کشور مسلمان و بحران زده عراق و سوریه به تیرگی می گراید و البته همزمان وزیر امور خارجه ترکیه اسرائیل را تهدید به قطع روابط می کند، بعد شنیده می شود «عبدالله گُل» و «ملِک عبدالله سعودی» در جدّه پشت میزی مشترک، سوریه را به اعمال خشونت متهم می کنند و در عین ناباوری در هفته آتی سفیر رژیم غاصب قدس از آنکارا اخراج و در ادامه، روابط نظامی ترکیه- اسرائیل به حالت تعلیق در می آید؛ اما به‌فاصله چند روز وزیر امور خارجه ترکیه خبر از استقرار سامانه ضدموشکی ناتو در خاک ترکیه و افزایش همکاری های کشور متبوعش با ناتو می دهد. براستی راز و رمز این دوگانگی های رفتاری سیاستمداران ترک تبار چیست؟
پرده اول: اردوغان بانک صهیونیسم جهانی
برای پاسخ باید به 8/12/1389 رجوع کرد؛ روزی که «نجم الدین اربکان» به‌عنوان پدر اسلامگرایان ترکیه فوت کرد و البته یک مصاحبه خواندنی در رابطه با حزب «عدالت و توسعه» را به ارث گذاشت. اربکان طیّ مصاحبه با روزنامه آلمانی "دی ولت" دولت اردوغان و سیاست‌های «عبدالله گُل» را به باد انتقاد گرفت و گفت: «آنها در سایه حمایت برخی قدرت‌های خارجی به اقتدار رسیدند؛ در حال حاضر ندانسته، آب به آسیاب قدرتهای نژادپرست صهیونیستی- امپریالیستی موجود در دنیا می‌ریزند و از نظام ناعادلانه صهیونیستی- غربی حمایت می‌کنند. اینها با سیاست مالیاتی و پولی‌ای که اجرا می‌کنند، تنها موجب هر چه بیشتر ثروتمندتر شدن صهیونیست‌ها می‌شوند. اردوغان با این سیاست‌هایش تبدیل به صندوق‌دار صهیونیزم جهانی شده است. هر چند اردوغان زمانی شاگرد من بود اما امروز علیه دولت او ایستاده‌ایم.».
پرده دوم- «گُل» شوالیه لُژ ماسونی
جالب تر آنکه یکی از منابع خبری در ماه های پایانی همان سال به نقل از خبرگزاری های بین المللی نوشت: «جایزه "چتم هاوس" امسال به خاطر نقش شخص رئیس جمهوری ترکیه در "بهبود شاخص‌های دموکراسی"، "حقوق بشر" و "تحقق آشتی در ترکیه و عرصه بین‌المللی" توسط الیزابت دوم، ملکه انگلیس طی مراسمی‌در لندن به عبدالله گل اعطا شد. "چتم هاوس" از اصلی‌ترین محافل فراماسونرها به شمار می‌آید. به برنده، جایزه‌ای از کریستال و لوحی امضا شده توسط «ولی نعمت [اصطلاح خاص ماسونها درباره ملکه انگلستان]» به عنوان عالی ترین مقام تشکیلات فراماسونری در جهان اعطا می‌شود.» همچنین گُل عضو افتخاری لُژ ماسونی پرآوازه «Order of the Bath» است و پیش از این نیز نشان عالی "شوالیه" این گروه را از «الیزابت دوم» دریافت کرده بود که به‌وضوح در وبگاه ریاست جمهوری ترکیه قابل رؤیت است.
پرده سوم- اسلام‌گرایان پراگماتیست
«فرانسیس فوکویاما» سال 1997 میلادی در کنفرانس «شیعه شناسی اورشلیم» نظریه‌ای مبتنی بر «میکرو پولتیک» (انگیزه) و «میکروفیزیک» (قدرت) ارائه داد که منتج به نظریه مهندسی معکوس وی شد؛ مهندسی معکوس فوکویاما می‌گفت: «مهندسی معکوس شیعیان این است که ابتدا ولایت‌فقیه را خط بزنید. اگر توانستید ولایت‌فقیه را بزنید بلافاصله پرنده شیعه افت می‌کند. در گام بعد باید میل مردم را از شهادت‌طلبی به رفاه‌طلبی تغییر داد. آن وقت فناناپذیری و تهدیدناپذیری شیعه هم به طریق اولی از بین می‌رود. چنین جامعه‌ای از درون فرومی‌ریزد بدون اینکه یک ‌تیر شلیک کنید.».
بعدها مشخص شد این نظریه در جامعه ایران نتیجه عکس می دهد و این شد که «ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در طرحی موسوم به «ائتلاف سفید» نشان داد سرمایه‌گذاری بعدی آمریکایی‌ها روی افراد و جریاناتی است که از آنها با عنوان «مسلمانان پراگماتیست»! یاد می‌کنند؛ با این توضیح که: «آنها به اسلام اعتقاد دارند، در میان مردم به طرفداری از نظام اسلامی شناخته می‌شوند و حتی ممکن است سابقه جبهه و جنگ نیز داشته باشند. علیه آمریکا و اسرائیل هم شعار می‌دهند اما در عرصه عمل هرگز برای مقابله با آمریکا و اسرائیل قدمی برنمی‌دارند. در فرهنگ لیبرال و در اقتصاد سرمایه‌گرا هستند». «حسین شریعتمداری» در دیدار با طلّاب مدارس علمیه قم)
سئوالی که پراگماتیسم در پی پاسخ دادن به آن است دلیل ارزش امور و چیستی حقیقت است؛ لذا پراگماتیسم معتقد است مؤلفه ای بنام حقیقت وجود ندارد و متعاقباً هیچ چیز مقدسی وجود ندارد نتیجتاً ارزش (خوبی یا بدی) اعمال و تمام امور ذهنی فقط بستگی به نتیجه آن ها و مفید بودنشان برای انسان دارد. پس چیزی در زمانی خوب است و در زمان دیگر بد. خیلی ها خودشان هم نمی دانند پراگماتیستند اما بدان عمل کنند.
پرده چهارم- آلترناتیوی برای انقلاب اسلامی در جهان اسلام
نگاهی به تاریخ اسلامگرایی در ترکیه و چگونگی پیدایش «حزب عدالت و توسعه» به خودی خود حقایق بیشتری را درباره سئوال کانونی مرقومه روشن می کند. با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سیاستمداران دنیای استکبار تحرکات اسلامگرایان ترکیه به رهبری «نجم الدین اربکان» به هراس بیشتری افتادند. با این حال در جریان اعلام بیت المقدس به‌عنوان پایتخت ابدی دولت غاصب اسرائیل در تابستان سال 1980 میلادی اربکان توانست تجمعی خیابانی با عنوان «نجات قدس» در شهر قونیه ترتیب دهد که حدود یکصدهزار نفر در آن شرکت کردند. تظاهرکنندگان شامل زنان باحجاب و مردانی با لباس های سنتی علاوه ‌بر اسرائیل دولت ترکیه را نیز هدف قرار دادند و به جای پرچم ترکیه پرچم‌هایی سبزرنگ منقوش به کلمة «لااله‌الاالله» را بالا بردند و با شعارهایی چون: «شریعت، اسلام است، قانون اساسی قرآن است»، «زنده باد حکومت اسلامی که حق ماست»، «یا شریعت یا مرگ»، «جهاد تا تشکیل حکومتمان» دست به راهپیمایی زدند.
دقیقاً شش روز بعد از این تظاهرات بود که ارتشیان دست به کودتا زدند. ماحصل این کودتا آن شد که حزب تحت رهبری اربکان «سلامت ملی» غیرقانونی اعلام و خودش به مدت ده سال از فعالیت سیاسی منع شد. واقعیت آن است که همراهان اربکان توانستند طیّ یک سیر تدریجی بعد از هفت سال در قالب یک همه پرسی آزاد، رفع ممنوعیت فعالیت سیاسی اربکان را به‌دست آورند و در امتداد آن بعد از 9 سال (1996) بالاخره اربکان نخست وزیر ترکیه شد و توانست با جمهوری اسلامی ایران روابط نزدیک تری برقرار نماید و از حدّت ارتباط با غرب بکاهد.
تا اینجای کار غرب جبهه خود در ترکیه را به جمهوری اسلامی باخته بود پس باید کاری می شد تا اربکان بعنوان رهبر اصیل اسلامگرایی ترکیه از قدرت بیرون شود و طیّ یک عملیات کاملاً نرم و سیاسی کسانی از داخل حزب وی قدرت را برای انحراف اسلامگرایی در ترکیه بدست گیرند. این شد که آتاتورکیست ها با کودتایی پُست مدرن – کودتای سیاسی و نرم- اربکان را به 5 سال ممنوعیت از فعالیت سیاسی محکوم کردند. و اینبار اردوغان و گُل با انشعاب از حزب فضیلت (منتسب به اربکان)، «عدالت و توسعه» را پایه گذاری و راه دیگری برگزیدند.
نکته اساسی «عدالت و توسعه» پیگیری تمایلات روبنایی اسلامگرایانه بود لیکن علیرغم اربکان بجای ناسازگاری با غرب مسیر نزدیکی با غرب در عین دوستی با کشورهای مسلمان را پیش گرفت. این شد که پس از حدود 30 سال انتفاضه سیاسی اسلامگرایان، میوه این تحرکات را «عدالت و توسعه» یک تنه چید و در انتخابات به پیروزیِ تاریخی دست یافت. لذا چیزی نگذشت که آمریکا برای جلوگیری از رشد غرب ستیزی و اسلامگرایی حقیقی میان مسلمانان به یک تساهل دو طرفه با «عبدالله گُل» رسید.
با نگاهی به جامعه شناسی مردم ترکیه و شواهد گفته شده این طور به نظر می رسد «عدالت و توسعه» علاوه بر آلترناتیو بودن برای مدل اسلامگرایی ایرانیان به سبک خمینی در جهان اسلام؛ موج شکنی شد برای تبدیل نشدن ترکیه به ایرانی دیگر. و لذا دقیقاً به همین دلیل است که جریان های سکولاریستی و فتنه چیان در ایران در روزنامه هایی چون «شرق» همیشه از مدل مسلمانان تُرک یک غول کارآمد در برابر اصولگرایان جمهوری اسلامی می سازند.
شاید حالا بتوان عملیات های سیاست خارجی اردوغان را رمزگشایی کرد. آنجا که ترکیه میانجی آشتی فتح و حماس شد راهی بود برای به تسامح کشاندن بازیگران منطقه ای حماس با دنیای استکبار، آنجا که به تحریم ظاهری اسرائیل می پردازد مسیری است برای آنکه افکار عمومی مردم انقلابی مصر، تونس، لیبی و ... بجای جلب شدن به سمت اسلامگرایی خمینی تبارانه به سوی پراگماتیسم اسلامی سوق یابد، آنوقت که به توافق سه جانبه با ایران می پردازد جاده ای است تا ترکیه را بعنوان پدر منطقه اسلامی خاورمیانه و میانجیگری مناسب مبدّل سازد و حالا درگیری با «بشّار اسد» معبری است تا بجای اُردن که در تلاطم های وحشتناک داخلی است، دستور فراماسونری جهانی در اجلاس اخیر «بیلدربِرگ» - تنها مصوبه بالاترین نشست رئوس ماسونی در سال جاری سرنگونی اسد در سوریه بود- به منصه ظهور بنشیند. و در همه این تحرکات یک چیز است که اصالت دارد: مفید بودن رفتارهای خارجی برای آنچه حزب لازم می داند و به عبارت بهتر «پراگماتیسم اسلامی».

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات