رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در اقدامی هوشمندانه به مصر سفر کرد. هدف از این سفر نه تنها پیگیری روابط دو جانبه با مصر بلکه تبلیغات گسترده برای به رسمیت شناخته شدن فلسطین در سازمان ملل در میان کشور های عربی بود.
دکتر بهرام احمدیان، کارشناس مسائل بین الملل در مورد تحلیل سفر اردوغان به مصر می گوید که مصر از اولویت خاصی برای حضور ترکیه برخوردار است. این مسئله چند علت دارد. اول این که ترکیه حتی در دوره نجم الدین اربکان هم به فکر این بود که با مصر روابط نزدیکی داشته باشد. به این دلیل که شمال آفریقا دارای ارزش اقتصادی برای ترکیه است. بازار های این منطقه بسیار بزرگ است و ترکیه می تواند در آن جا حضور پیدا کند. این بازار ها بازار هایی هستند که در جامعه اسلامی قرار دارند و اسلامی از نوع سنی هستند. بنابراین ترکیه که در دوره امپراطوری عثمانی این قلمرو ها را در اختیار داشته، دارای سابقه کهن ارتباط با این کشور ها از نظر فرهنگی و دینی است. به همین سبب ترکیه با توجه به مرز های آبی جنوب خود با این کشور، علاقمند است در این حوزه حضور داشته باشد. وقتی صحبت از مصر می شود، اول از همه بازار بزرگ تجارت خارجی مورد توجه قرار می گیرد که ترکیه می تواند آن را در دست داشته باشد.
وی افزود: علت دوم این است که مصر در حال بازسازی همه جانبه خود در زمینه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی است. ترکیه الگوی مناسبی برای کشور های اسلامی به ویژه کشور های سنی مذهب هستند، است. از این جهت است که آقای اردوغان مصر را انتخاب کرده است. همان طور که می دانید، بخشی از اخوان المسلمین مصر با الگوبرداری از حزب عدالت و توسعه ترکیه، حزبی به نام عدالت و توسعه تشکیل داده اند. این افراد گفته اند که الگوی توسعه ترکیه، الگوی بسیار مناسبی است و ما به دلیل موفق بودن این الگو می خواهیم از آن تبعیت کنیم. بنابراین بی جهت نیست که آقای اردوغان مصر را انتخاب کرده است. جمعیت زیاد، بازار گسترده، امکان سرمایه گذاری و مناسب بودن شرایط مصر برای ترکیه می تواند از دلایل این انتخاب باشد. مضاف بر این که شاید به دلیل فضای سیاسی موجود در مصر و گرایش های غرب ستیزانه در این کشور، کشور های غربی چندان حضوری در این کشور ندارند و ترکیه می تواند به راحتی این جایگاه خالی را اشغال کند.
این استاد دانشگاه در مورد سیاست ترکیه در قبال جهان عرب تصریح کرد: به نظر می رسد که در اندیشه های ترک ها نوعی اسلام میانه رو تعریف شده و در ترکیه خیلی کم با افراط گرایی اسلامی مواجه هستیم. این نوع گرایش سبب توسعه نوعی از دموکراسی شرقی شده است. این نوع دموکراسی از دهه هشتاد و از زمانی که آقای تورکوت اوزال، معمار اقتصاد نوین ترکیه شد، به نوعی میان دولت و ملت موازنه برقرار شد. با حضور حزب عدالت و توسعه که توانست نقش نظامیان در ترکیه را کمرنگ کند. تعامل میان دین و حکومت در ترکیه به نحوی ایجاد شده است که در عین حال که کشور لائیک است اما این به معنای لامذهبی نیست. جهان عرب متوجه گرایش هایی که در ترکیه توانسته است این تعادل را ایجاد کند، شده است و فکر می کند این الگو می تواند الگوی مناسبی برای کشور های عربی باشد که هم مسلمان هستند و هم می خواهند دموکراسی داشته باشند.
این کارشناس مسا ئل بین الملل در گفتگو با دیپلماسی ایرانی گفت: در حقیقت می توان گفت تحولاتی که در شمال آفریقا به وجود آمده است تحولاتی است که به دنبال تشکیل حکومت های اسلامی نیست،کما این که رهبر لیبی هم گفته است که ما می خواهیم حکومت آینده بر مبنای اسلام باشد اما این به معنای آن نیست که می خواهیم یک حکومت اسلامی داشته باشیم. به نظر می رسد اتحادیه عرب از این جهت احساس می کند که اگر از اندیشه های ترکیه برای بنیان گذاری سیستم های حکومتی حمایت کند، باعث ثبات در منطقه خواهد شد. چون هر نوع افراط گرایی که ممکن است به سلفی گری یا اسلام رادیکال منجر شود که هیچ کس در آن فضا نخواهد توانست از منافع خود بهره مند شود و فضای تضاد و رویارویی ایجاد خواهد شد.به نظر می رسد از این منظر است که رفتار های ترکیه برای برقراری ارتباط و الگوگیری از ترکیه برای تاسیس حکومت هایی که در حال شکل گیری هستند مورد توجه قرار می گیرد.
وی همچنین در مورد مواضع ترکیه درباره فلسطین تا چه حد می تواند در موضع کشور های عربی در قبال این مسئله و به رسمیت شناخته شدن فلسطین تاثیرگذار باشد، خاطرنشان کرد که ترکیه با موضع گیری حزب عدالت و توسعه و در راس آن اردوغان در اجلاس داووس در مقابل شیمون پرز داشت، شاهد یک نقطه آغاز دگرگونی در روابط ترکیه و اسرائیل است. بر این مبنا است که تحولی که در سیاست خارجی ترکیه در قبال اسرائیل دیده می شود، نوعی برنامه ریزی استرتژیک برای دوری از اسرائیل به منظور جلب حمایت کشور های اسلامی تلقی می شود. چون پتانسیل کشور های اسلامی ارزش بسیار بیشتری دارد. جهان اسلام انرژی دارد، بازار دارد و جمعیت دارد در حالی که اسرائیل فاقد این ها است. در موازنه این ویژگی ها با یکدیگر، ترکیه ترجیح داده که بر خلاف دوره های قبل که استراتژی خود را بر مبنای نزدیکی با اسرائیل بنیان نهاده بود تا حمایت های بیشتر آمریکا را جذب کند، به سمت جهان اسلام نزدیک شود.
وی با اشاره به این موضوع که ترکیه قدرت سرمایه گذاری خارجی دارد و در خود ترکیه در حال حاضر امکان سرمایه گذاری وجود ندارد، یادآورد شد که بنابراین برای خروج سرمایه ای که ترکیه به دنبال آن است، بهترین مکان کشور های اسلامی است که هم بازار وسیعی دارند و هم سرمایه گذاری در این کشور ها می تواند سود سرشاری نصیب ترکیه کند. اگر این سرمایه به سمت غرب حرکت کند، سود چندانی نخواهد داشت، چون بازار ها اشباع است و با بحران اقتصادی هم که در این کشور ها اتفاق افتاده است، قدرت خرید مردم کاهش یافته است. در حالی که در کشور های خاورمیانه و شمال آفریقا که صادر کننده انرژی هستند، پول هایی در دسترس است.
بنابراین ترکیه می تواند بازار خوبی پیدا کند. به ویژه در زمینه خدمات و مهم تر از همه با تاکید بر گردشگری. مصر دارای پتانسیل بسیار زیادی برای گردشگری است اما مدیریت مناسبی در این زمینه ندارد و با مشکلات زیادی مواجه است. به نظر من ترکیه از این جهت مصر را در اولویت خود قرار داده است که در کنار بازار وسیع داخلی، بازار گردشگری خارجی هم در اختیار دارد.
احمدیان همچنین در مورد کسب تجربه ایران از اقدامات ترکیه اظهار داشت که ما می توانیم از تجربیات ترکیه برای بهره مندی از یک برنامه درازمدت و استراتژیک پند بگیریم و ما هم با حوزه ای که در پیرامون خود داریم، برای نوعی تعامل با این عرصه به فکر این باشیم که متحدان خود را در پیرامون خود انتخاب کنیم که پیوستگی جغرافیایی وجود داشته باشد. پرداختن به مواردی که در ماورای بحار است، برای ما ارزش استراتژیک ندارد. ممکن است از لحاظ تبلیغاتی برای ما خوب باشد که در نزدیکی آمریکا خیمه بزنیم اما این ارزش استراتژیک برای ما نخواهد داشت.
وی در پایان افزود: به نظر می رسد ترکیه از این دست برداشته و در اندیشه بازگشت به سیاست خارجی عثمانی است. به این معنی که ترکیه در یک قلمرو به هم پیوسته جغرافیایی حضور داشته باشد. ایران به طریق اولی می تواند چنین اقدامی انجام دهد. افغانستان و آسیای مرکزی و قفقاز از ارزش به سزایی برای ایران برخوردار است. ما می توانیم با ایجاد پیوستگی در این منطقه و پرداختن به نهاد هایی نظیر اکو و فعال کردن این نهاد، نقش منطقه ای خود را ارتقا دهد. این نیازمند به کارگیری سیاست تنش زدایی است. در داخل نیز نیاز به وحدت کلمه دارد. ما این پتانسیل را داریم و باید از آن استفاده کنیم. از همه مهم تر به نظر می رسد ما هنوز برنامه ای برای داخل و آمایش سرزمینی نداریم. البته چشم انداز بیست ساله در این خصوص وجود دارد اما نیاز به بازنگری و تطبیق با شرایط جدید منطقه و جهان دارد.