* آقای رییسجمهور، شما از آلمان به عنوان لکوموتیو اروپا یاد میکنید. البته اروپا فاقد چنین لکوموتیوی است. آیا اصولا ترکیه علاقه دارد که بخشی از این لکوموتیو باشد؟
** روابط ترکیه با اروپا تابعی از نوسانات اقتصادی نیست. عضویت کامل در اتحادیه اروپا برای ترکیه هدفی روشن و استراتژیک به حساب میآید. ما تمایل داریم که در چارچوب مذاکرات با اتحادیه اروپا به این هدف برسیم. اگر به این مرحله برسیم و شورای اروپا تشخیص بدهد که این روز فرارسیده و ترکیه همه شرایط را محقق کرده است طبیعتا باید در همه کشورهای عضو همهپرسی در این مورد برگزار شود. هنوز نمیتوان در اینباره که مردم این کشورها چه تصمیمی خواهند گرفت، اظهار نظر کرد. اما ما به نتیجه این همهپرسیها احترام خواهیم گذاشت. ولی تا قبل از آن هرکاری از دستمان برآید، برای پیوستن به اتحادیه اروپا انجام خواهیم داد.
* ترکیه خود یک لکوموتیو قدرتمند است. اقتصاد شما از سالها پیش رشدی رکوردشکن داشته و این رشد در نیمه اول سال جاری به 10 درصد رسیده است. دلیل این رشد در کجاست؟
** ترکیه در سال 2001 یک بحران سنگین بانکی و اقتصادی را تجربه کرد و ما از این بحران درسهای زیادی آموختیم. در شاخههای مالی و اقتصادی اصلاحات ساختاری زیادی صورت گرفت. ترکیه در مقابل خطرات و موج شوکهایی که امکان دارد از خارج وارد شود، مجهز شده است. از کسری بودجه سالهای پیش دیگر خبری نیست و ما بر آن تورم مزمن هم غلبه کرده و سود بانکها را کاهش دادهایم. اما امروزه شاهدیم که کشورهای اتحادیه اروپا دقیقا دچار همان مشکلات سالهای دور ما هستند یعنی کسری بودجه عظیم، بدهیهای هنگفت و نقض معیارهای ماستریخت. اروپا غالبا نمیتواند در زمان مناسب تصمیمهای مهم بگیرد. ترکیه از این نظر وضع بهتری دارد. ما هنگام کسری بودجه و بدهیهای بالا، معیارهای ماستریخت را رعایت میکنیم. ترکیه توانایی سرعت عمل را هم دارد. با این حال باید به اقدامات دیگری هم دست بزنیم و این کار را هم انجام میدهیم.
* اگر ترکیه به عضویت اتحادیه اروپایی درآید، آنگاه تنها یکی از 29 عضو فعلی این اتحادیه خواهد بود و تنها یک رای دارد. آیا این حالت با بلندپروازیهای کشور شما همخوانی دارد؟
** بلندپروازی ما این است که میخواهیم ترکیهای از نظر دموکراتیک و اقتصادی قدرتمند بسازیم. به باور ما اتحادیه اروپا در این مورد نقش مهمی ایفا میکند زیرا از نظر ما این نهاد یک اتحادیه ارزشهای مشترک است؛ ارزشهایی چون دموکراسی، اقتصاد بازار آزاد و رعایت حقوق بشر. از همینرو علاقه ما به اتحادیه اروپا خاموش نمیشود و به شکلی قدرتمند ادامه مییابد.
* ترکیه تقریبا با تاخیر از خیزشها در لیبی و سوریه حمایت کرد. کشور شما چه نقشی در تحولات جهان عرب میتواند ایفا کند؟
** ما آرزو داریم که در این کشورها دموکراسی برقرار شود و بیثباتی پایان گیرد. ترکیه روابط تنگاتنگی با اروپا و کشورهای خاورمیانه دارد و این دو نافی یکدیگر نیستند. ما در آینده روابط خود را با خاورمیانه و کشورهایی مانند مصر، تونس، لیبی و سراسر منطقه گسترش خواهیم داد. ترکیه با مصر یک قرارداد تجارت آزاد دارد و در منطقه صنعتی ترکیه در قاهره 70 هزار مصری مشغول به کار هستند. من اولین رییسجمهوری بودم که پس از انقلاب مصر از آن کشور دیدن کردم. هیات همراه ما متشکل از رهبران نظامی و سیاسی و همین طور از جوانانی بود که روند این تحولات را آغاز کردهاند. من در آن سفر ایجاد انگیزه کردم و پیشنهادات دوستانهای ارایه دادم.
* این تجربیات چند دههای ترکیه تا چه اندازه میتواند برای کشورهای خاورمیانه الگو باشد؟ آیا آن آزادی سیاسی و اقتصادی که در زادگاه شما یعنی کایسری تحت عنوان «اقتصاد اسلامی» آغاز شده است، میتواند برای دیگر کشورهای مسلمان یک الگو و سرمشق باشد؟
** میل ندارم که از یک سرمشق بگویم چون شاید به نوعی توهینآمیز باشد. اما بسیاری از جوانان و روشنفکران کشورهای عربی به ترکیه چشم دوختهاند. آنان تحولات و موفقیتهای کشور ما را میبینند و از خود میپرسند که چرا این موفقیتها در کشورهای خودشان وجود ندارد؛ موفقیتها و تحولاتی چون دموکراسی بیشتر، اقتصاد قویتر و رعایت بیشتر حقوق بشر. آنان دقیقا ترکیه را زیر نظر دارند و این پرسش را مطرح میکنند: «چرا کشورهای ما به نقطهای که ترکیه رسیده است، نمیرسند؟» ترکیه برای این افراد یک منبع الهامبخش و تاثیرگذار است. البته ما هم از دیگر کشورها نظیر آمریکا، آلمان و چین تاثیر و الهام میگیریم.
از آنجایی که ما مسلمان هستیم کاملا منطقی است که دیگر کشورهای مسلمان نگاهشان به سوی ترکیه باشد. حتی تاریخ هم در این مورد نقش دارد. اولین پارلمان ترکیه در سال 1876 گشایش یافت و ترکها مردمی زرنگ هستند. اگر ساختارهای سیاسی و اقتصادی ترکیه در گذشته بهتر شده بود، امروز بسیار جلوتر رفته بودیم. این مردم ارزشهایی محافظهکارانه دارند. آنان متدین و سختکوش بوده و در عین حال مدرن و دنیادیده و مولد هستند. من فکر میکنم از این نظر ما یک منبع الهام برای دیگران هستیم.
* برخی ترکیه را به رفتار دوگانه متهم میکنند و میگویند در همان حال که این کشور در جهان عرب به عنوان الگو مطرح است، خواستهای دموکراتیک بخش بزرگی از جامعه ترکیه یعنی کردها و علویان نادیده گرفته میشود. بهتر نیست که ترکیه در وهله اول در درون خود دست به کاری بزند تا بتواند سرمشقی برای دیگر کشورها باشد؟
** طبیعتا من نمیگویم که ترکیه کشور بیعیب و نقصی است. انکار نمیکنیم که ما هم به مانند دیگر کشورها مثلا آلمان و فرانسه، مشکلات زیادی داریم. کردها و علویان خواستهایی دارند و ایضا شهروندان متدین اهل سنت. ما میخواهیم با اصلاحات و تدوین یک قانون اساسی جدید و آزادتر و از راههای دموکراتیک این مشکلات را حل کنیم.
* آقای رییسجمهور شما گفتهاید که اعتماد خود را به پرزیدنت بشار اسد از دست دادهاید. چه راهحلی برای پایان دادن به این بحران و مهیا کردن شرایط برای برقراری یک دموکراسی وجود دارد؟ آیا این راهحل یک نیروی مداخلهگر بینالمللی است؟
** من مخالف مداخله نظامی از خارج هستم. رژیم فعلی سوریه باید دست به اصلاحات رادیکال بزند. در منطقه مدیترانه دیگر نباید هیچ نظام تکحزبی وجود داشته باشد. ملت سوریه باید در دموکراسی و آزادی زندگی کنند و استحقاق آن را هم دارند. به همین دلیل سوریه باید یک سیستم چندحزبی برقرار کند و باید پارلمان جدیدی شکل بگیرد و قانون اساسی جدیدی تدوین شود. در این مورد ما اغلب به صورت نهان و آشکار با اسد صحبت کردهایم. اما متاسفانه هیچ اقدامی صورت نگرفته است. ما همواره و همچنان آرزو داریم که پرزیدنت اسد دست به اصلاحات رادیکال بزند اما چنین چیزی را شاهد نیستیم و به همین دلیل امید زیادی نداریم.
* ترکیه در آغاز کار عملیات ناتو و به خصوص نقش فرانسه در این عملیات را به شدت مورد انتقاد قرار داد. با نگاهی به گذشته فکر میکنید این مداخله نظامی به نفع ملت لیبی بود؟
** 50 هزار انسان در لیبی کشته شدند. ما در وهله اول تلاش کردیم مشکل لیبی را از راه گفتوگو حل و شانسی برای این روند ایجاد کنیم. اما بعدها به نقطهای رسیدیم که دیگر امکانی برای این کار نبود و به همین علت به ناتو پیوستیم. اما این مداخلهها قبل از آنکه ناتو تصمیم به مداخله بگیرد، آغاز شده بود.
* از سالها پیش در جهان اسلام تحت این عنوان که فاجعه سربرنیتسا نباید تکرار شود، ایده تشکیل یک یگان واکنش سریع اسلامی مطرح میشود. نظر شما در این مورد چیست؟
** اگر رهبری جدید و ملت لیبی بخواهند که برای حفظ صلح و ثبات یگانهایی از کشورهای مسلمان به لیبی اعزام شوند، این کار امکانپذیر است.
* روابط ترکیه و اسراییل که زمانی مناسبات تنگاتنگی بود، به بحرانی عمیق دچار شده است. آیا دو کشور در یک خط مشی متضاد برگشتناپذیر قرار دارند یا در صورت نبود دولت نتانیاهو این روابط بهتر خواهد شد؟
** دلیل اینکه به چنین نقطهای رسیدیم، این بود که دولت فعلی اسراییل چنین میخواست. این وضعیت حاصل تصمیمات غلط و رفتار غیرقابل قبول دولت اسراییل است. ما نه با اسراییلیها و نه با یهودیان به هیچ عنوان مشکلی نداریم. تاریخ روابط ترکها و یهودیان به بیش از 500 سال پیش باز میگردد، یعنی زمانی که یهودیان از دادگاههای تفتیش عقاید فرار میکردند و سلطان عثمانی آنان را به استانبول و دیگر شهرهای امپراتوری دعوت کرد و به آنها پناه داد. ترکیه در دوران رایش سوم نیز یهودیانی را که از هولوکاست فرار کردند، پذیرا شد. نخستوزیر اردوغان هم تا زمانیکه دولت اولمرت بر سر کار بود، در مذاکرات صلح میان اسراییل و اعراب شرکت داشت و بارها به اسراییل سفر کرد. من نیز سه سال پیش از شیمون پرز رییسجمهور اسراییل دعوت کردم و او در پارلمان ترکیه سخنرانی کرد اما دولت اسراییل تا به امروز نه به تاریخ ما و نه به مساعدتهای ترکیه احترام نگذاشته است.
* از نظر آنکارا آیا تلاش فعالان ترک در کشتی«ماوی مرمره» برای شکست محاصره غزه یک نقطه عطف به شمار میآید؟
** این حادثهای در آبهای بینالمللی بود. روی آن کشتی، نمایندگانی از پارلمان آلمان و افرادی از 37 کشور دنیا حضور داشتند. آنها مسلح نبودند اما بر اثر حمله اسراییلیها کشته شدند. اسراییل در این جریان مقصر بود و ما این وضعیت را نمیتوانیم قبول کنیم. رفتار اسراییل از نظر استراتژیک کوتهبینانه است. اسراییل باید کشورهای عربی را خیلی خوب تجزیه و تحلیل کند. تلآویو میتوانست به صورتی با کشورهای عربی که حکومتهای خودکامه داشتند، همکاری داشته باشد اما این امکان با توجه به موج عظیم دموکراسیخواهی دیگر وجود ندارد.
* شیمون پرز رییسجمهور اسراییل در آن دعوای معروف اجلاس داووس از نخستوزیر اردوغان پرسید که اگر آنکارا هر روز هدف موشک قرار گیرد، چه واکنشی نشان خواهد داد.
** نمیتوان در این مورد مقایسه انجام داد. ما در یک طرف کشوری را داریم که تحت تحریم است و هیچ شباهتی به یک کشور ندارد و حتی نشانهای از آبادی در آن دیده نمیشود اما در سوی دیگر دولتی را داریم که تا بن دندان به سلاحهای مدرن مجهز است.
* اما این پاسخی به پرسش شیمون پرز نیست.
** ما هم حمله به اسراییل را نمیتوانیم بپذیریم. هر زمان که به اسراییل آسیبی رسیده است، ما در مورد آن اظهار نظر کرده و آن را محکوم کردهایم. اما از سوی دیگر سلاحهایی که دو طرف علیه یکدیگر استفاده میکنند به هیچ عنوان در یک سطح نیست. ما ازحال و روز مردم نوار غزه خبر داریم. هزاران انسان از جمله کودکان و زنان کشته شدهاند و این یک قتلعام بود. من نوار غزه را میشناسم و در چارچوب گردهمایی پارلمانی شورای اروپا به همراه نمایندگان مجالس آلمان و انگلستان در آنجا بودهام و به چشم خود ایستایی و یأس را در غزه مشاهده کردهام.
* از سیاست خارجی جدید ترکیه گاه با عنوان «نئوعثمانی» یاد میشود. برخی از آن به عنوان پدیدهای مثبت و نوعی فضای ثبات یاد میکنند و دیگران نگاهی منفی دارند و از آن به عنوان بازگشت به جاهطلبیهای امپریالیستی نام میبرند. آیا سیاست خارجی ترکیه نئوعثمانی است؟
** بعد از پایان امپراتوری عثمانی کشورهای جدیدی در منطقه تاسیس شده است. مشترکاتی که از نظر تاریخی ما را به کشورها و جوامع دیگر پیوند میدهد، امروز بار دیگر در این روابط تنگاتنگ جلوهگر میشود. این امری کاملا عادی است و باید چنین برداشتی از آن داشت. دنیا امروز هر اتفاقی را که در استانبول میافتد، از مدتها قبل دنبال میکند. این مساله را میتوان با کشورهای مشترکالمنافع بریتانیا مقایسه کرد. بریتانیا روابط نزدیکی با اعضای کشورهای مشترکالمنافع دارد اما این به معنی آن نیست که امپراتوری جدیدی در حال شکلگیری است. ما هم چنین دیدی به این مساله داریم.