تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۰ - ۱۱:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۲۷۸۳۴

جهانی شدن فرهنگ


معصومه رشاد / دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین‌‌‌‌الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد واحد کرج
جهانی شدن یا (GlobaLization) از جمله مسائل مهمی است که در سالهای اخیر موضوع بحث محافل گوناگون بین‌‌‌‌المللی بوده است. اکثر صاحب‌نظران و اندیشمندان بر این باورند که جهانی شدن ناشی از پیشرفتهای بنیادین در زمینه ارتباطات، تکنولوژی، حمل و نقل و سایر مواردی است که دسترسی بیشتر انسانها به افکار و محصولات یکدیگر را فراهم ساخته است. در نتیجه این امر، به واسطه مرتفع شدن بسیاری از محدودیت‌‌‌‌ها که سابقاً بر سر راه ارتباط همه‌جانبه میان افراد و همچنین واحدهای سیاسی و غیرسیاسی نظام بین‌‌‌‌الملل وجود داشت، شاهد پیدایش و افزایش اشکال جدیدی از ارتباط و مبادله در سطح جهان می‌‌‌‌باشیم.
به عبارت دیگر جوامع انسانی همواره در حال تغییرند. حتی کشورهایی که در قیاس با رشد پرشتاب دنیای کنونی دارای تحولات اندک بوده‌‌‌‌اند، هرگز از تحول و پویایی اجتماعی دور نبوده‌‌‌‌اند. عده‌‌‌‌ای بر این عقیده‌‌‌‌اند که فرآیند جهانی شدن در میان جوامع گوناگون، تعادل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به وجود می‌‌‌‌آورد و با محدود کردن حاکمیت‌‌‌‌ها و نفوذپذیر ساختن مرزها، جوامع و شهروندان جدیدی خواهد آورد و عده‌‌‌‌ای دیگر بروز ناهمگون‌های فرهنگی و چرخش به بنیادهای جوامع را در شمار اغتشاش‌‌‌‌های ناشی از جهانی شدن می‌‌‌‌شمارند.
جهانی شدن فرهنگ امروزه دغدغه بزرگ و اصلی اندیشمندان و نیز حاکمان حکومت‌‌‌‌ها است و توجه تمامی جوامع را به پیامدهای عظیم خود جلب نموده است که در این مقاله سعی به بررسی مفهوم این پدیده و نظرات متفاوت در مورد این پدیده اجتناب‌‌‌‌ناپذیر و عالمگیر شده است. جهانی شدن، به عنوان واژه‌‌‌‌ای که در دهه 1990 رواج یافت جریانی عالمگیر تلقی شده است که از مرزهای سیاست و اقتصاد فراتر می‌‌‌‌رود و علم و فرهنگ و کسب و کار و زندگی روزمره را تحت‌تاثیر قرار می‌‌‌‌دهد. این پدیده عامل مهمی در تشدید روابط اجتماعی در سراسر جهان می‌‌‌‌باشد که مکانهای دور از هم را چنان به هم مرتبط می‌‌‌‌سازد که اتفاقات هر محل زاده حوادثی است که کیلومترها دورتر به وقوع می‌‌‌‌پیوندد.
جهانی شدن روندی چندبعدی و عالمگیر است که جوامع مختلف جهان را تحت سلطه و نفوذ خود قرار داده است هرچند که درجات این سیطره در جوامع متفاوت می‌‌‌‌باشد.(1)
با گسترش ارتباطات و رسانه‌‌‌‌ها که یکی از مهمترین، عوامل جهانی شدن فرهنگ است، نه تنها کالاها و خدمات و سرمایه بین‌‌‌‌المللی مختلف و متنوع به آسانی در سراسر جهان به گردش درمی‌‌‌‌آیند بلکه افکار و دانش بشر نیز بسیار آسان‌‌‌‌تر از گذشته مبادله می‌‌‌‌شود.
رسانه‌‌‌‌ها از ابزارهای اصلی جهانی شدن می‌‌‌‌باشند که امروزه با گسترش جهانی خود جوامع را به پایان جغرافیایی نزدیک کرده‌‌‌‌اند و مرزهای دیرینی که ملت‌‌‌‌ها را در واحدهای مجزایی تحت نظارت حکومت‌‌‌‌هایی خاص نگه داشتند دور هم شکسته شده و ملت‌‌‌‌ها در شاهراه‌‌‌‌های اطلاعاتی به تعامل با یکدیگر می‌‌‌‌پردازند. به گونه‌‌‌‌ای که حاکمیت دولتها در حال تضعیف می‌‌‌‌باشد.(2)
جهانی شدن و اطلاعاتی شدن که به دست شبکه‌‌‌‌های ثروت، تکنولوژی و قدرت انجام می‌‌‌‌گیرند، جهان را دگرگون ساخته‌‌‌‌اند و توان تولید، خلاقیت فرهنگی و توانایی ارتباطی کشورها را تقویت نموده در عین حال، حق انتخاب را از جوامع سلب کرده‌‌‌‌اند.
لذا آزادی جریانهای جهانی سرمایه، کالا، خدمات تکنولوژی، ارتباطات و اطلاعات به طور فزاینده‌‌‌‌ای کنترل دولت‌‌‌‌ها را بر زمان و مکان تضعیف نموده و به موازات گسترش پدیده جهانی شدن فرهنگ، بسیاری از کشورها در پرتو تکنولوژی‌‌‌‌های ارتباطی و اطلاعاتی همچون ماهواره، اینترنت، کامپیوتر و دیگر موارد ارتباطی، رشد خارق‌‌‌‌العاده‌‌‌‌ای از خود نشان داده‌‌‌‌اند.(3)
حال با توجه به پیشرفتهای چشمگیری که در زمینه‌‌‌‌های مختلف تکنولوژی ارتباطات و نیز بالا رفتن فهم بشر از مقوله حیات رخ داده گرایش به سوی «فرهنگ جهانی» افزایش یافته است. جهان شدیداً کوچک و به هم فشرده شده و ما به راحتی می‌‌‌‌توانیم از طریق شبکه‌‌‌‌های اینترنت و رسانه‌‌‌‌ای، در مکان‌‌‌‌های وقوعی یک حادثه حضور یابیم. پیشرفتهای سریع حمل و نقل و ارتباطات و به ویژه پیشرفتهای فنی مانند کابل نوری، ریز کامپیوترها، فکسها و پخش ماهواره‌‌‌‌ای فاصله‌‌‌‌ها را کاهش بسیار داده‌‌‌‌اند.
بنابراین وقوع چنین تحولاتی در دنیا اصلی‌‌‌‌ترین دلایل بروز و ظهور موضوع «جهانی شدن فرهنگ» بوده است. مردم کشورهای مختلف با بهره‌‌‌‌مندی از تکنولوژی پیشرفته امروزی بیش از هر زمان دیگری فرصت آشنایی و شناخت عناصر و ویژگی‌‌‌‌های فرهنگهای جوامع دیگر را یافته‌‌‌‌اند. از سوی دیگر، این امکان فراهم شده است تا فرهنگ‌‌‌‌ها و آداب و رسوم مختلف فرصت رهایی از مرزهای محدود ملی را پیدا کنند و در سایر جوامع نیز گسترش یابند. به گونه‌‌‌‌ای که برخی ارزشهای مشترک جهانی شکل گرفته و یا به تدریج در حال شکل‌‌‌‌گیری است از این‌رو موضوع جهانی شدن فرهنگ جزو موضوعات اصلی و با اهمیت جوامع مختلف در قرن جدید خواهد بود.(4)
آنتونی اسمیت فرهنگ جهانی را چنین توصیف می‌‌‌‌کند:
«فرهنگ جهانی از ترکیب تعدادی عناصر مجزا از هم تشکیل خواهد شد، انبوه کالاهایی که به گونه موثری در موردشان تبلیغ شده است، ملغمه‌‌‌‌ای از سبک‌‌‌‌ها و مایه‌‌‌‌های مردمی یا قومی که از بافت اصلی‌‌‌‌شان بریده شده‌‌‌‌اند.»
هانزر، می‌‌‌‌گوید که ما شاهد پیدایش نوعی فرهنگ جهانی هستیم که رفته‌‌‌‌رفته به صورت شبکه واحدی از روابط اجتماعی درمی‌‌‌‌آید که ویژگی‌‌‌‌های آن را جریان فزاینده‌‌‌‌ای از کالا، اطلاعات، دانش، تصاویر و انسان‌‌‌‌ها تشکیل می‌‌‌‌دهند که بین مناطق مختلف در حال جابه‌‌‌‌جایی هستند.(5)
به بیان دیگر جهانی شدن فرهنگی عبارت است از شکل‌‌‌‌گیری و گسترش فرهنگی خاص در عرصه جهانی این فرآیند موجی از همگونی فرهنگی را در جهان پدید می‌‌‌‌آورد و همه خاص‌‌‌‌های فرهنگی را به چالش می‌‌‌‌طلبد، فرآیند جهانی شدن در عین حال که اقتصاد جهانی و جامعه‌‌‌‌ای فراملی پدید می‌‌‌‌آورد، فرهنگی جهانی را نیز شکل می‌‌‌‌دهد که مورد توجه متفکران امروزی قرار گرفته است.(6)
در بررسی این پدیده می‌‌‌‌‌‌‌توان در هم تنیدگی زمان و مکان و کوچک شدن جهانی ناشی از پیشرفت سریع تکنولوژی و تشدید روزافزون فعالیت‌‌‌‌های سرمایه‌‌‌‌ای و صنعتی و تاثیرپذیری متقابل فرهنگی را تصور کرد که در آن قیدوبندهای جغرافیایی و ایدئولوژیکی که بر روابط فرهنگی و سیاسی جوامع بشری سایه افکنده کم‌‌‌‌رنگ می‌‌‌‌شوند و به نظر جیمز روزنا، جهانی شدن «فرآیند مرزگشا» است که بی‌‌‌‌توجهی به وجود مرزها به مردم اجازه جابه‌‌‌‌جایی کالاها، اطلاعات، هنجارها، عادت‌‌‌‌ها و نهادها را می‌‌‌‌دهد، در حالی که فرآیندهای «مرزافزای» فحلی کردن در تلاش برای ایجاد موانع جابه‌‌‌‌جایی کالا، اطلاعات، هنجارها و عادت‌‌‌‌هاست.(7)
عده‌‌‌‌ای دیگر در تعریف جهانی شدن فرهنگ معتقدند که جهانی شدن فرهنگ بدین معناست که امروزه در اثر رشد چشمگیر رسانه‌‌‌‌های ارتباط جمعی و تکنولوژی اطلاعات به هم پیوستگی فزاینده فرهنگی در سرتاسر جهان به وجود آمده است، به بیان دیگر جهانی شدن فرهنگ به امکان تعامل و درک بیشتر فرهنگ‌‌‌‌ها از همدیگر و فراهم شدن زمینه‌‌‌‌های جذب بیشتر اشاره دارد. به سبب جریان آرام و گسترده اطلاعات، جوامع نسبت به هویت، فرهنگ، تورم‌‌‌‌ها و هنجارهای یکدیگر بیش از سایر زمان‌‌‌‌ها دسترسی دارند، در این تلقی، جهانی شدن فرهنگ صرفا به عنوان ایجاد شرایط و فضای مناسب برای درک و فهم الگوها و هنجارهای فرهنگی جوامع نسبت به همدیگر می‌‌‌‌باشد.(8)
جریان‌‌‌‌های فرهنگی جهانی می‌‌‌‌توانند به فهم ما از جهان به عنوان یک مکان واحد کمک کنند. اما حتی بدون وجود چنین آگاهی جهانی نیز این جریان‌‌‌‌ها بر چگونگی زندگی ما در محل خودمان نسبت به دیگران و نیز بر نگرشمان نسبت به انسان‌‌‌‌های دیگری که از طریق رسانه‌‌‌‌های جمعی نزد ما می‌‌‌‌آیند، تاثیر می‌‌‌‌گذارند. از منظر جهانی شدن فرهنگی، سیستم‌‌‌‌های ارتباطی ماهواره‌‌‌‌ای، عقاید جدید را وارد مرزها می‌‌‌‌کنند، سانسور را مشکل می‌‌‌‌سازند و سیستم‌‌‌‌های خبرپراکنی ملی را که بیهوده در کمک به حفظ انسجام ملی‌‌‌‌اند، مواجه با تهدید می‌‌‌‌کنند.(9)
گسترش ارتباطات و پیدایش حاکمیت قدرتمندانه تکنولوژی نوین ارتباطات، در کنار هنرهای گوناگون و پرنفوذی که در دوران حاکمیت اندیشه نوین پدید آمده و جهانی شدن، بی‌‌‌‌تردید یکی از مهمترین عوامل و شاخص‌‌‌‌های جهانی شدن فرهنگ جدید است.
به گونه‌‌‌‌ای که مک ‌‌‌‌لوهان رسانه را مهمترین عنصر و اصلی‌‌‌‌ترین تجلی ارتباطات می‌‌‌‌دانست و معتقد است که تمامی رسانه‌‌‌‌ها در میان سایر ویژگی‌‌‌‌ها، از ویژگی پیام‌رسانی برخوردارند. رسانه در هرگونه تعریف یا خود پیام است یا اصلا برای پیام‌رسانی به وجود آمده است. پیام نیز یا خود فرهنگ است یا برای انتقال فرهنگ انتشار یافته است.(10)
در میان نظرات موافق با پدیده جهانی شدن فرهنگ، نظرات مخالف نیز وجود دارند که یکی از این نظریه‌‌‌‌ها را می‌‌‌‌توانیم «نظریه امپریالیسم فرهنگی» ذکر نماییم که طرفداران این نظریه، معتقدند که غربی شدن به وسیله جهانی شدن، تشدید شده است. اکنون تنها ابرقدرت، بزرگترین قدرت تکنولوژی و اقتصادی و حکومت جهانی، ایالات متحده آمریکا، به شدت از جهانی‌سازی حمایت می‌‌‌‌کند.
این گروه معتقدند که غرب با همگن‌‌‌‌سازی جهان از طریق جهانی کردن کالاهای مصرفی و فرهنگی خود سعی می‌‌‌‌کند که ارزش‌‌‌‌ها و الگوهای رفتاری خود را در جهان حاکم سازد و خود همچنان حاکم اقتصادی دنیا باقی بماند. شاید بتوان گفت این برخورد، با ایده فرهنگ جهانی شاخص‌‌‌‌تر از دیگر برخوردهای اواخر قرن بیستم با این فرهنگ بوده است. گفتمان امپریالیسم فرهنگی از حدود اواخر دهه 1960 به میان آمد. لذا سلطه آمریکا بر اروپا، سلطه غرب بر سایر نقاط جهان، سلطه مرکز بر پیرامون، سلطه جهان مدرن بر جهان سنتی و سلطه سرمایه‌‌‌‌داری بر هر چیز و هر کس است.(11)
در پی این موارد می‌‌‌‌توانیم به نظرات ایمانوئل والرشتاین اشاره نماییم که از نظریه‌‌‌‌پردازان به نام در نظام جهانی است که معتقد است، جهانی شدن را مقوله‌‌‌‌ای ساختگی است و اصلا پدیده جدیدی نیست بلکه، آخرین مرحله در توسعه سرمایه‌‌‌‌داری بین‌‌‌‌المللی است.
وی در کتاب مشهور خود به نام سیاست و فرهنگ در نظام متحول جهانی ذکر نموده که «جهان دربردارنده تعداد بسیاری از گروه‌‌‌‌های مجزا و متمایز است که با گذشت زمان، اندک‌‌‌‌اندک دامنه فعالیت‌‌‌‌های آنها گسترش یافته و در هم ادغام شده‌‌‌‌اند، ما ذره‌‌‌‌ذره با کمک علم و تکنولوژی در حال رسیدن به جهان واحدی هستیم، جهان سیاسی واحد، جهان اقتصادی واحد و جهان فرهنگی واحد» که این نظریه را والرشتاین، «نظریه گرایش خطی به سمت جهانی واحد» می‌‌‌‌نامد.
به سخن دیگر وی معتقد است که فرهنگ غربی همان فرهنگ جهانی است، بنابراین ناگزیر هستیم که اگر بخواهیم مدرن باشیم، باید از جهانی و از لحاظ فرهنگی، غربی باشیم. اگر به مذاهب غربی نپیوندیم باید زبان‌‌‌‌های غربی را فراگیریم و اگر زبان‌‌‌‌های غربی را نمی‌‌‌‌آموزیم حداقل باید فناوری غربی را گویای مبتنی بر اصول جهانی علم است بپذیریم.(12)
به طور کلی، تعاریف و نظرات متفاوتی از پدیده جهانی شدن فرهنگ ارائه گردیده که هر کدام نگاهی متفاوت نسبت به این پدیده را دنبال نموده‌‌‌‌اند.
در نگاه خوش‌‌‌‌بینانه که در محور نمایان شده نئولیبرال‌‌‌‌ها جای گرفته، که جهانی شدن فرهنگ به معنای پدیده ضروری برای تامین نیازهای جوامع بشری است و به عبارت دیگر؛ بین‌‌‌‌المللی شدن فرهنگ‌‌‌‌های ملی، مذهبی و قومی و یا به تعبیری، جهانی شدن فرهنگ‌‌‌‌های ملی و محلی است. در این دیدگاه، جهانی شدن معادل با کثرت‌‌‌‌گرایی فرهنگی است که خود زمینه‌‌‌‌ساز جهان‌گستری برای اقلیت‌‌‌‌ها و شنیده شدن صدای آنان می‌‌‌‌باشد.
در مقابل این گروه نظریه‌‌‌‌پردازان امپریالیسم فرهنگی قرار گرفته‌‌‌‌اند، که نگاهی بدبینانه به این پدیده اجتناب‌‌‌‌ناپذیر دارند و معتقدند که جهانی شدن فرهنگ به هژمون شدن و استیلای فرهنگ جوامع توسعه یافته عموما و توسعه فرهنگ غربی و غربی‌‌‌‌ شدن و آمریکایی شدن به صورت خاص، اشاره دارد.(13)
که در این میان می‌‌‌‌توانیم به نظرات سرژلاتوش اشاره نماییم، که وی معتقد است این فرآیند به لحاظ اقتصادی و فرهنگی، نوعی «غربی‌‌‌‌سازی» جهانی می‌‌‌‌باشد.
وی طیفی از وجوه «غرب» را مورد بحث قرار می‌‌‌‌دهد به طور مثال تکنولوژی غرب، که زیربنای اقتصادی صنعتی است و گرایش به شهرنشینی را موجب می‌‌‌‌گردد. وی معتقد است که موارد ذکر شده هیچ یک به تنهایی بیانگر ماهیت غرب نیست، ماهیت غرب در سلطه و نفوذ بر تمامی جهان نهفته می‌‌‌‌باشد.(14)
به طور کلی با توجه به مطالب ذکر شده می‌‌‌‌توان به این نتیجه نهایی دست یافت که جهانی شدن فرهنگ معطوف به فرآیند فرسایش و نفوذپذیری حد و مرزهاست لذا به واسطه همگون‌‌‌‌تر شدن جهان به واسطه گسترش فزاینده فرهنگ یا عناصر فرهنگی، یک فرهنگ جهانی در تمامی جوامع به سرعت در حال شکل‌‌‌‌گیری است، به طوری که برخی معتقدند که این فرهنگ تمامی فرهنگ‌‌‌‌ها را به خاص‌گرایی فرهنگی جهت می‌‌‌‌دهد و یک فرهنگی مبتنی بر یک سری ارزش‌‌‌‌های تعیین شده بر فرهنگ‌‌‌‌های جوامع سایه می‌‌‌‌افکند، که برخی بعضا به این فرهنگ، فرهنگ غربی، یا فرهنگ آمریکایی، نام می‌‌‌‌نهند.
نکته‌‌‌‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم، ادعای برخی دیگر از نظریه‌‌‌‌پردازان است که معتقدند فرهنگ جهانی، فرهنگی است متمایز از فرهنگ‌‌‌‌های خاص و فرآیند جهانی شدن فرهنگی را نمی‌‌‌‌توان فرآیند آمریکایی شدن جهان دانست، این دسته از متفکران معتقدند که پایه زیرساخت‌‌‌‌های اقتصادی و فنی جهانی، یک فرهنگ جهان‌شمول می‌‌‌‌باشد، که برخلاف فرهنگ‌‌‌‌های ملی یا قومی خاص و زمان‌مند، به هیچ هویت تاریخی تعلق ندارد و در واقع فرهنگ موردنظر فرهنگی است، التقاطی، عام، بی‌‌‌‌زمان و فنی.
نتیجه‌‌‌‌گیری:
به هر حال جهانی شدن فرهنگ که در این مقاله به مطالبی چند از آن اشاره شد، وجهی از فرآیند کلی جهانی شدن است. فرآیند موردنظر دربرگیرنده هرگونه تحول و رویدادی است که حدومرزهای مختلف موجود در جهان را نفوذپذیرتر و مردم دنیا را در فضای اجتماعی واحد جهانی ادغام می‌‌‌‌نماید.
بنابراین جهانی شدن عبارتست از در هم تنیدگی فزاینده حوزه اجتماعی در گستره جهانی یا در هم تنیدگی فزاینده فعالیت اجتماعی انسان و آثار و تبعات جهان‌گستر آن فعالیت که این در هم تنیدگی به میزان چشم‌‌‌‌گیری تصورات، ارزش‌‌‌‌ها، انتظارات و هویت‌‌‌‌های افراد و گروه‌‌‌‌های مختلف را تحت‌تاثیر قرار می‌‌‌‌دهد. و این موارد عاملی در توجه به پیامدهای اصلی این پدیده و تاثیرات آن بر جوامع جهانی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات