تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۰  ، 
کد خبر : ۲۲۷۸۶۰
رئیس کمیته اقتصادی مجلس:

مجلس می‌تواند بودجه سایه را تدوین کند

مقدمه: تغییرات نهایی بودجه 85 توسط کمیسیون تلفیق با وجود صحبتهای مختلف در خصوص احتمال تحریم و تدوین بودجه سایه سوالات و نگرانی‌های متعددی را به وجود آورده است. از این جهت به پای صحبت ایرج ندیمی رئیس کمیته اقتصادی مجلس و عضو کمیسیون تلفیق بودجه نشستیم تا از جزئیات بیشتر این مطلب آگاه شویم.

* آقای ایرج ندیمی شما یکی از اعضای کمیسیون تلفیق بودجه 85، رئیس کمیته اقتصادی و نیز مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم هستید. به نظر شما ماهیت لایحه تقدیمی بودجه که توسط دولت انجام گرفته و در حال حاضر در کمیسیون تلفیق بررسی می‌شود حول چه محورهایی است؟
**‌ سه موضوع در لایحه بودجه 85 از جمله مسائلی است که هر چقدر به آن توجه نماییم موضوعات بهتر و روشن‌تر درک خواهیم کرد: اول انطباق بودجه با برنامه و چشم‌انداز نکته دوم انطباق بودجه با شعارهای رئیس‌جمهور سوم انطباق بودجه با مشکلات برون‌مرزی ـ در زمینه مورد سوم به عنوان مثال اگر بودجه‌ای نوشته شود و مسائل خارج از مرزهای ایران در آن لحاظ نشود مثل تحریم؛ ظاهراً‌ مشکل حل می‌شود ولی اگر اتفاقی بیفتد هزینه‌های چند برابری خواهیم داشت. همین‌طور اگر بودجه دیده شود ولی دو پنجم آن لحاظ نشود یعنی ما نگوییم که این از یک کلان پنج عددی به نام برنامه است.
معنی این کار یعنی این که عملا به صورت دیمی و هیاتی عمل خواهیم کرد. اگر این صورت قضیه لحاظ شود اما چشم‌انداز 20 ساله‌ای که رهبری تنفیذ کردند دیده نشود در نتیجه 20 سال بعد قدرت اول منطقه نخواهیم بود چرا که باید رشد اقتصادی لازم را داشته باشیم.
نکته چهارم، انطباق رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی است. در دولت قبلی رشد اقتصادی مطرح بود و در این دولت نیز فقط عدالت اجتماعی را مطرح می‌کنند. که با جمع این دو با هم دو وجود رشد اقتصادی لازم است تا عدالت اجتماعی به وجود آید. مثلا باید سرمایه‌گذاری صورت گیرد تا بیکاری رفع شود. نمی‌توانیم بگوییم فقط عدالت اجتماعی. آن چیزی را که داریم و فقط به تقسیم کردن آن بپردازیم که مشکل حل نمی‌شود. باید این را به بهترین حالت تبدیل کنیم به عنوان مثال اگر 10هزار تومان داریم آن را تبدیل به صدهزار تومان کنیم نه این که 10هزار تومان را بین مردم تقسیم کنیم، این مشکلی را حل نمی‌کند.
معنی آن این است فسادی که اکنون در حال شکل‌گیری است تعطیلی سرمایه‌گذاری است. مثلا همین سهام عدالت را می‌توان ذکر کرد. سهام عدالت، اقدام خوبی است اما یک نوع بخشش است؛ خصوصی‌سازی نیست چرا که دولت دوباره مدیر و مالک آن است برای مثال به من یک سهم 500 تومانی داده‌اند که معلوم نیست چه کاره هستم؟ از ابتدا هم می‌گویند سهام عدالت دارای سود است؛ معنی این حرف چیست؟ می‌گویند قیمت را پایین گرفته‌ایم. خب چرا قیمت را پایین گرفته‌اید؛ برای این‌که رانت درست می‌شود، چگونه رانت درست می‌شود؟
به این طریق که آقایی که سهم گرفته است می‌فروشد به آقای دیگر و آقای دیگر هم به بعدی، مثل دفترخانه‌های قولنامه‌ای؛ در وهله اول یک عده‌ای از پشت دو برابر می‌خورند چون این آدم می‌گوید 500 تومان نقد بهتر از دو میلیون تومان 20 سال بعد است. فرد خریدار دو میلیون کاسب می‌شود چرا که سهم مردم را می‌خرد. خریداران کسانی هستند که در این قضیه از زد و بند استفاده می‌کنند. داستان‌های زیادی اتفاق خواهد افتاد اما این موارد بسیار فرآیند سنگین و مهلکی را به دنبال دارد.
*‌ اما آقای ندیمی، با این تفاسیر مساله‌ای که جلوه می‌کند غیر عملیاتی بودن شعارهای دولت است با وضعیت کنونی لایحه بودجه که کم‌کم تغییرات اساسی در آن مشاهده می‌شود ناکامی دولت در تحقق عملی شعارهایشان را نشان می‌دهد؟ به عنوان مثال همین 10 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی مصداق این قضیه است. نظر شما چیست؟
** توجه کنید 10 میلیارد دلار اگر کسر نشود یعنی حداقل 10 درصد تورم ایجاد می‌کند. آیا مردم 10 درصد تورم را می‌توانند تحمل کنند؟ اگر کسر شود دو حالت خواهد داشت؛ حالت اول همین موضوعی است که کمیسیون تلفیق پیشنهاد کرده است که باید از بودجه عمرانی کسر کنیم که این‌چنان کار مهمی نیست. اگر این 10 میلیارد دلار کسر نمی‌شد اما همه آن را برای مسایل ارزی هزینه می‌شد باز بهتر بود. منظور من این است که اگر 10 میلیارد دلار تبدیل به ریال نمی‌شد بلکه به سوی آن دسته از طرح‌ها و پروژه‌هایی که فقط نیاز ارزی داشت سوق داده می‌شد.
عملا هم نفت را جهت مصارف عمرانی خرج کرده بودیم و هم تبدیل به ریال نکرده و آثار تورمی ایجاد نخواهیم کرد. اما برداشتن آن یک آثاری دارد و نگه داشتن آن نیز آثار دیگری دارد؛ به شکل کنونی نگه داشتن این 10 میلیارد دلار، تعارض با شعارهای همگان دارد. چرا که گرانی 13 درصدی با تورم 10 درصد مذکور تورمی بالغ بر 23 درصد را رقم می‌زند. یعنی ارتباط تورم و گرانی و یا رابطه تورم و افزایش هزینه را کاملا هویدا می‌کند. بنابراین مهم این است که باید 10 میلیارد دلار را کسر می‌کردیم.
* سوال این‌جاست که این مبلغ باید از کجا کسر می‌شد و به چه حسابی افزوده شود؟
** از نظر من این 10 میلیارد دلار حتما باید کسر شود و حتی بیشتر از آن نیز باید می‌توان کسر کرد. اما نباید از سقف عملیات یا بودجه عمرانی کسر شود بلکه باید به آن دسته از طرح‌های عمرانی اشتغال‌زایی داده شود که نیاز ارزی دارند. یعنی همان پول نفتی را که می‌خواهی بگیری در همانجا تبدیل به تکنولوژی کنی و بیاوری؛ هواپیما، ریل راه‌آهن و امثالهم را بخری و بیاوری. یعنی آن دسته از نیازهای ارزی، چرا باید مکانیزم تبدیل ارز و ریال موجب افزایش نقدینگی، پایه پولی و تورم نشود.
* از این بحث که بگذریم آیا تصور می‌کنید سیاست‌های اقتصادی رئیس‌جمهور در عرصه داخلی با سیاست‌های برون‌مرزی و بین‌المللی ایشان همخوانی دارد؟
** طبیعتا می‌دانیم که ارتباط اقتصاد و سیاست قطعی است و آثار پیوستگی اقتصادی جهانی به اقتصاد ایران را نیز قطعی می‌دانیم. اگر قرار است اتفاق سیاسی بیفتد این اتفاق به اتفاق اقتصادی هم می‌انجامد. باید آماده باشیم. به عنوان مثال اگر LC ایران گشایش نشود. اگر ارزهای کشور در ارتباط با دنیا دچار مشکل شود، اگر هزینه تولید یا فروش نفت و یا حمل‌ونقل نفت افزایش پیدا کند نیز همین‌گونه است. به عنوان مثال، اگر دشمن بخواهد هزینه حمل‌ونقل کشتی‌های نفتی ما را گران کند معلوم است که چه اتفاقی می‌افتد.
یا دو میلیون و چهارصد هزار بشکه نفت صادراتی ایران را تقسیم کرد و از سایر منابع تامین کنند. بنابراین باید بودجه 85 به گونه‌ای تعریف شود که هم بتوانیم شرایط عادی را پوشش دهیم و هم شرایط غیر عادی را و این یعنی انعطاف‌پذیری کامل بودجه. یعنی بودجه باید به گونه‌ای تعریف شود که اگر مشکلی پیش نیامد سیر طبیعی آن طی شود. اما اگر مشکلی پیش آمد اینگونه نباشد که برای مردم توقع ایجاد شود آن توقع را بعدا پس بگیریم. این درست مثل لقمه‌ای است که در دهان مردم می‌گذاریم و بعد آن را می‌خواهیم پس بگیریم. این کار مشکل ایجاد می‌کند. معنی این حرف این است که ما نباید طوری تصمیم بگیریم که مردم عادت کنند و بعد شش ماه بعد بگوییم که حقوق، پاداش، اضافه کار و حق مسکن و... باید کم شود.
مردم آن موقع می‌گویند ما به این روش عادت کرده‌ایم بنابراین برای این که شرکت‌ها و افراد حقوق‌بگیر عادت به مبنای جدید نکنند باید بودجه را عندالحقق نوشت. مثلا اگر شما به شرکتی می‌گویید به میزان معلومی پول دادید و باید با آن موافقتنامه‌ها را مبادله کرد دیگر نمی‌توان آن را باطل کرد. باید توجه کرد که فسخ قرارداد مستوجب قبول هزینه‌هایی است و یکطرفه هم که نمی‌توان قرارداد بست. بنابراین باید بودجه را انعطاف‌پذیر و به شرط تحقق بنویسیم و ردیف‌ها را شرطی تعریف کنیم.
* آیا این مسایلی را که ذکر کردید مقداری مفهوم بودجه سایه یا اضطراری را تعریف نمی‌کنید؟
** بودجه سایه بیشتر بعد روانی دارد. یعنی ما می‌خواهیم به مردم اطمینان دهیم که فکر روزهای نداری شما هم هستیم. باید همین بودجه که در حال حاضر بررسی می‌کنیم را درست بنویسیم. حالا به انتظار این باشیم که یک بودجه دیگری نوشته شود و بعدا آن را مقامات امنیتی بنویسند مجلس چرا عقل خود را به جای دیگر بدهد؟ 290 نفر از طرف مردم نمایندگی دارند و خود باید بودجه را بنویسند.
برای چه باید حق خود را به دستگاه امنیتی واگذار کنند، مگر از نظر سواد از آنها کمترند. آنها باید اطلاعات خود را در اختیار مجلس قرار دهند. بهتر این است که مقامات امنیتی اطلاعات خود را به مجلس انتقال دهند و مجلس بودجه خوبی را بنویسد؛ نه این که برعکس شود. ما چیزی را بنویسیم و بعدا آنها رد کنند. این یعنی ناهماهنگی. بنابراین از نظر من دکترین سیاسی ما باید بر این بعد استوار باشد که مجلس محرم است، اطلاعات به آن بدهند و این مجلس بودجه‌ای را بنویسد که با آن شرایط هم بخواند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات