تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۶  ، 
کد خبر : ۲۲۷۹۰۳

گذری بر اقتصادهای نوظهور


تحولات‎ ‎اقتصادی ـ سیاسی دهه‌های گذشته، جهان را نه فقط در عرصه سیاست که در عرصه اقتصاد هم از وضع دوقطبی و تک‌قطبی خارج کرده است‎.
به‌عنوان مثال دیگر نه فقط آمریکا نمی‌تواند در سیاست و اقتصاد جهان یکه‌تازی کند که حتی کل کشورهای تاثیرگذار هم نمی‌توانند با بی‌اعتنایی کامل به دیگر کشورها، برنامه‌های داخلی و بین‌المللی خود را پیش ببرند. ازسویی اقتصاد کشورهای گوناگون در قاره‌های دور و نزدیک چنان به هم گره خورده که چالشی در یک نقطه می‌تواند کل اقتصاد جهان را درگیر کند و ازسوی‌دیگر ظهور قدرت‌های تازه در عرصه اقتصاد جهانی، تصمیم‌گیری‌های یک‌طرفه را دردسرساز کرده است.‏
حالا دیگر چند سال است که کشورهایی مانند برزیل، هند و چین با رشد خوب اقتصادی و به‌دست آوردن سهم بیشتری از گردش مالی و تجارت جهانی نمی‌توانند نادیده گرفته شوند. ازهمین‌رو است که گروه 20 تشکیل می‌شود تا کشورهای صنعتی و کشورهای نوظهور را گردهم آورد. کشورهایی که نه فقط بر روند مالی بین‌المللی تاثیرگذار هستند که به‌ویژه پس از بحران مالی 2008 به احیای اقتصاد جهان کمک کرده‌اند.
اقتصاددانان و کارشناسان جهانی معتقدند، اقتصادهای نوظهور در آینده هم به نقش اساسی خود در پیشبرد اقتصاد جهانی ادامه خواهند داد. با اینکه بحران اقتصادی اخیر، خسارات شدیدی را برای این کشورها درپی داشته است، آنها گام‌های موثری را برای بهبود تقاضای داخلی و تسکین آثار مخرب خارجی بر اقتصاد خود برداشته‌اند.‏
نوظهورها
حدود 30 سال پیش که آنتوان ون آگتمائل، کار‌مند وقت بانک جهانی، برای نخستین بار تعبیر «بازار‌های نو‌ظهور» را به کار بست، این اقتصاد‌ها یک‌سوم از تولید ناخالص دنیا (بر مبنای برابری قدرت خرید) را تولید می‌کردند و امروز سهم آنها به بیش ‌از نصف رسیده است. حتی چشمگیر‌تر از آن، در پنج سال گذشته بیش از چهار‌پنجم از رشد جی‌دی‌پی واقعی دنیا از بازار‌های نو‌ظهور سرچشمه گرفته است.‏
اقتصادهای نوظهور جهان سال 2009 را با ظهوری حیرت‌انگیز پشت‌سر گذاشتند، اما در سال 2010 اندکی از رشد اقتصادی آنان کاسته شد، به‌گونه‌ای که شاخص بورس این کشورها در بازار نیویورک تا پایان سال 2010 فقط هشت درصد افزایش نشان داد.‏
با ورود به سال 2011 و مشکلاتی مانند افزایش تورم و مسائل پولی، آینده‌ای نامشخص در انتظار اقتصادهای نوظهور جهان بود، اما باتوجه به اینکه اقتصاد کشورهای توسعه‌ یافته در سال‌جاری میلادی وضع خوبی ندارد، بیشتر رشد اقتصادی جهان توسط اقتصادهای نوظهور رقم خواهد خورد. سرمایه‌گذاران باعث خواهند شد جریان عظیمی از ورود و خروج سرمایه در کشورهای در حال توسعه مشاهده شود و این موضوع بر دارایی‌های این کشورها خواهد افزود. ‏
اولیور بلانچارد، اقتصاددان ارشد صندوق بین‌المللی پول، در مورد چشم‌انداز اقتصاد جهان در سال 2011 بر این باور است که اقتصاد کشورهای پیشرفته در این سال، به آرامی و اقتصاد‌های نوظهور با سرعت رشد خواهند کرد. اقتصادهای پیشرفته با این رشد، خواهند توانست از شدت بیکاری بکاهند و بازارهای نوظهور، برای موفقیت با مشکلاتی از قبیل رشد سریع نقدینگی و تورم مواجه خواهند بود.
وی اما درباره نقش کشورهای نوظهور از نقش محوری کشور‌های گروه 20 و اقتصادهای نوظهور و همکاری آنها در رفع بحران و احیای اقتصاد جهان و دورنمای اقتصاد اروپا و کشورهای کم درآمد سخن می‌گوید.‏
به گفته بلانچارد، باوجود تاثیرگذاری مداخلات دولت‌های صنعتی در اقتصاد و کاهش بحران مالی در کشورهای صنعتی، اکنون جهان شاهد عیان شدن نشانه‌های بحران مالی در کشورهای در حال توسعه و اقتصادهای درحال ‌گذار است. درحالی‌که کشورهای یادشده نه فقط در ایجاد این بحران نقشی نداشتند، بلکه با رشد خود، مانع از رکود اقتصاد جهان در اواخر سال 2008 میلادی شدند و در ماه‌های اخیر، بسیاری از اقتصادهای درحال گذار، شاهد توقف ناگهانی سیر رشد اقتصادی خود بودند و با افزایش فشارها روی بازار ارز و خطر فروپاشی بازار پول، دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بنابراین، اگر این کشورها نتوانند با بحران مقابله کرده و مانع از گسترش آن شوند، نتیجه تمامی تلاش‌های دولتمردان کشورهای صنعتی در کنترل بحران از بین می‌رود.‏
‏10 نوظهور برتر
در هر حال این نقش بزرگ، جایگاه بالایی به نوظهورها داده است تا حق رای آنها در نهادهای مهم بین‌المللی مانند صندوق بین‌المللی پول افزایش یابد.
از‌آنجاکه اقتصادهای نوظهور به دلایل یادشده موردتوجه هستند، واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در گزارشی به بررسی 10 اقتصاد برتر نوظهور جهان پرداخته است. ‏
در گزارش اکونومیست آمده است که این روزها در دنیای اقتصاد و کسب‌وکار با نام کشورهایی برخورد می‌کنیم که تا پیش از این یا اصلا خبری از آنها در اقتصاد دنیا نبود یا خیلی کم با نامشان برخورد می‌کردیم. این کشورها با پیشرفت‌های اقتصادی خود در سال‌های اخیر در جمع برترین اقتصادهای نوظهور قرار گرفته‌اند.‏
شنیدن نام چین در رده نخست هر نوع رده‌بندی به ویژه اگر اقتصادی باشد، دیگر چندان تعجب‌آور نیست. پرجمعیت‌ترین کشور دنیا این بار رده نخست اقتصادهای برتر نوظهور را از آن خود کرده است. چینی‌ها که بالاترین تولید ناخالص ملی دنیا را پس از آمریکا به میزان 99/4 تریلیون دلار در اختیار دارند، توانستند اقتصاد خود را به شدت بالا بکشند و حالا ازجمله کشورهای تعیین‌کننده در اقتصاد جهان به‌شمار می‌روند. گزارش گلوبال ورلد ریپورت نشان می‌دهد، چین تا سال 2015 با پیشی گرفتن از ژاپن، دومین اقتصاد برتر دنیا خواهد بود. ‏
هند، دومین کشور پرجمعیت دنیا، دومین اقتصاد نوظهور هم هست. صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرد تولید ناخالص ملی هند تقریبا به رقم قابل‌توجه 3/1 تریلیون دلار برسد و این یعنی هند در رده یازدهم بزرگ‌ترین اقتصادهای حال‌حاضر دنیا قرار می‌گیرد. هندی‌ها با 467 میلیون نفر نیروی کار، بین کشورهای جهان در رده دوم قرار دارند.‏
روسیه دوازدهمین قدرت برتر اقتصادی دنیا به‌لحاظ تولید ناخالص ملی، سومین اقتصاد برتر نوظهور هم هست. این کشور پهناور که از مواهب طبیعی زیادی ازجمله نفت و گاز سود می‌برد، بیشترین رشد اقتصادی خود را مدیون توجه به بازار در کنار استفاده درست از منابع و مواهب خدادادی می‌داند. میانگین درآمد ماهانه روس‌ها که در سال‌های نه‌چندان دور کمتر از 500 دلار بود، حالا به حدود 1000 دلار در ماه رسیده است. همین امر حکایت از پیشرفت اقتصادی چشمگیر کشوری دارد که بیشترین منابع گاز طبیعی جهان در آن است.‏
برزیل، سرزمین فوتبال و قهوه به‌لحاظ تولید ناخالص ملی، هشتمین قدرت برتر به‌شمار می‌رود. بازارهای نسبتا آزاد و بها دادن به اقتصاد داخلی، ازجمله دلایلی است که برزیل را به رده چهارم برترین اقتصادهای نوظهور رسانده است.
این کشور با رشد پنج درصدی در تولید ناخالص ملی، یکی از ‌بالاترین رشدهای اقتصادی در سطح جهان را داشته است. ‏
ترکیه به‌عنوان هفدهمین قدرت اقتصادی دنیا به‌لحاظ تولید ناخالص ملی، پنجمین اقتصاد نوظهور دنیا است. اصلاحات گسترده اقتصادی که از سال 1983 در این کشور آغاز شد، زمینه این رشد در اقتصاد همسایه غربی ایران را فراهم کرد. روابط نزدیک ترکیه با دیگر اقتصادهای نوظهور، باعث ایجاد بازارهای گسترده برای فروش کالاهای ترک در این کشورها شده است.‏
امروز اقتصاد مکزیک، یازدهمین اقتصاد برتر دنیا است. بعد از دهه 1990 اقتصاد و فناوری با سرعت هرچه تمام‌تر در این کشور توسعه پیدا کرد و اکنون اقتصاد مکزیک نه فقط اقتصادی نوظهور در دنیا است، بلکه در جمع برترین‌ها قرار دارد.‏
‏ اقتصاد این کشور متشکل از صنعت و خدمات است و بخش خصوصی حضور پررنگی در آن دارد. اندونزی که بزرگ‌ترین اقتصاد فعلی جنوب شرق آسیا هم محسوب می‌شود، در سال‌های اخیر با همت دولت به رشد بسیار بالایی دست یافته است. خدمات عمومی، صنعت و کشاورزی ازجمله پایه‌های اقتصاد اندونزی به شمار می‌روند.‏
برخلاف دیگر اقتصادهای جهان، اقتصاد لهستان با درآمد بالا رتبه ششم در اروپا را به خود اختصاص داده است و یگانه کشوری است که در تولید ناخالص ملی کاهش به خود ندیده، از رشد اقتصاد بسیار سریعی برخوردار است و میزان رشد اقتصادی این کشور معادل شش درصد است.‏
‏ امارات، کشور کوچک حاشیه خلیج فارس و همسایه جنوبی ایران، ازجمله کشورهایی است که تغییرات سریعی را در اقتصاد خود دیده است. شاخص‌های اجتماعی اقتصادی بسیاری ازجمله سرانه تولید ناخالص ملی و سرانه مصرف انرژی در این تغییرات سریع نقش مهمی ایفا کرده‌اند.‏
مهم‌ترین دلیل جای گرفتن تایلند در جمع 10 قدرت اقتصادی برتر نوظهور، صادرات این کشور است. صادرات این کشور به دیگر کشورها، دو سوم تولید ناخالص ملی این کشور را تشکیل می‌دهد.‏
چالش‌ها
البته باوجود اهمیت زیادی که این کشور‌ها دارند، بسیاری از مفسران هنوز آنها را به شیوه‌ای که هرگز درباره اقتصاد‌های توسعه‌یافته در پیش نمی‌گرفتند، با هم یک‌کاسه می‌کنند. سر‌خط روزنامه‌ها درباره رشد تورم، وام‌دهی‌های فرا‌گیر و بی‌امان بانک‌ها و سیلی از جریان‌های ورود سرمایه در ظاهر، حکایت از آن می‌کنند که عملا موتور همه اقتصاد‌های نو‌ظهور داغ کرده است. در حقیقت برخی از این اقتصاد‌ها جوش آورده‌اند و بقیه آنها فقط نیم‌گرم شده‌اند. اکونومیست، پیش‌تر در تحلیلی سعی کرده بود که داغ‌ترین اقتصاد‌های نو‌ظهور را مشخص کند.‏
اینگونه است که باوجود اهمیت و تاثیرگذاری اقتصادهای نوظهور، نگرانی‌هایی هم وجود دارد. در فاصله زمانی کمتر از دو سال، اقتصاد جهانی حالا با دومین وحشت بزرگ خود روبه‌رو شده است. در جهان پس از بحران، رد پای بهبود‌های شکست خورده را زیاد می‌توان دید.‏
اگر آخرین برآورد صندوق بین‌المللی پول درست از آب دربیاید، تولید ناخالص داخلی جهان در سال 2012 حدود 2/2 درصد کمتر از رقمی خواهد بود که با حفظ مسیر حرکت بلندمدت 3/7 درصد رشد در سال قابل‌تحقق خواهد بود. حتی اگر اقتصاد جهانی رشد باورنکردنی 4/3 درصدی داشته باشد؛ همچنان برای هشت سال متوالی تا سال 2015 پایین‌تر از خطر روند بالقوه بلندمدت خود حرکت کرده است.‏
بنا بر گفته‌های عضو هیات علمی دانشگاه ییل و عضو غیرعامل هیات مدیره مورگان استنلی، «هرچند به نظر نمی‌رسد شوک‌ها آنقدر قوی بوده باشند که بهبود کنونی اقتصاد جهان را متوقف سازند، اثر مجموع آنها نگران‌کننده است؛ به‌ویژه که اگر به یاد بیاوریم ما در دوره نقاهت پس از بحران به سر می‌بریم.»‏
استفن روچ می‌افزاید: «اما در دوران پس از بزرگ‌ترین بحران و رکود جهان معاصر ـ هرچه رشد اقتصادی قوی‌تر باشد، شوک‌ها کمتر می‌توانند اقتصاد جهانی را به تقلا بیاندازند ـ رسیدن به سرعت رشدی که بتوان آن را بهبود پایدار نامید، خیلی دشوارتر است و به این ترتیب، شاید دوره نقاهت به این زودی پشت سر گذاشته نشود.»‏
استاد دانشگاه ییل معتقد است: «درباره اقتصادهای نوظهور که امید است به سرعت رشد کنند هم نباید بیش از حد مطمئن بود؛ به‌ویژه درمورد آسیا که اکنون بیشترین سرعت رشد جهان را دارد و راهبر پدیده‌ای است که بسیاری آن را «جهان دوسرعته» می‌نامند. وقتی سهم صادرات از کل تولید ناخالص داخلی منطقه 45 درصد است، آسیا به سختی می‌تواند شوک‌های خارجی را دست‌کم بگیرد، به‌ویژه اگر این شوک در کشورهای توسعه‌‌یافته‌ای باشد که هم‌اکنون هم وضع خیلی متزلزلی دارند. کند شدن آهنگ فعالیت‌های صنعتی چین در این اواخر، موید همین خطر است.»‏

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات