مسعود باستانی
این روزها تلاش برای کشف ستادهای جنگ روانی و کمیتههای تخریبرسانهای آخرین محوری است که جمعی از اصولگرایان حاضر در اردوگاه محافظهکاران برای توجیه برخی مشکلات داخلی خود مطرح میکنند.
ایشان میکوشند تا جناح رقیب را به تفرقهافکنی در میان سربازان اردوگاه خود متهم کنند و شاید چنین اتهاماتی بتواند اندکی از آشفتگی موجود و چنددستگی شکل گرفته میان احزاب و تشکلهای اصولگرا را مهار کند. تئوری ترس از رقیب مقابل و برجسته کردن تلاشهای رقیبان برای ایجاد تفرقه میان نیروهای اصولگرا که تا چندی پیش و تا قبل از دستیابی سربازان جوان اردوگاه محافظهکاران به صندلیهای قدرت در مجلس شورای اسلامی و شورای شهر تهران برنامهای تکراری است که هر بار در آستانه انتخاباتی جدید از زبان یکی از فعالان سیاسی و استراتژیپردازان اصولگرا به گوش میرسد. این بار اما اصولگرایان با شدت بیشتری این برنامه را پیگیری میکنند. باور به برنامههای پیچیده و اتاقهای جنگ روانی برای تخریب میان اصولگرایان شاید بتواند اندکی از آشفتگی موجود میان رهبران اردوگاه این جناح با سربازانی که دیگر حاضر به فرمانبرداری از فرماندهان خویش نیستند را جبران کند اما واقعیت اینجاست که این بار اصولگرایان حتی با یاری سایتهای اینترنتی و تلاشهای رسانهای خود هم نخواهد توانست چنین فرضیاتی را به افکار عمومی بقبولانند. شاید بتوان باور کرد که در نبرد دو جناح سیاسی کشور اصلاحطلبان ظرفیت و توانمندی بیشتری در مبارزات انتخاباتی و بهرهگیری از رسانههای خود در ارتباط گستردهتر با مردم دارند. اما دلیل عمده این مسئله را نمیتوان به جنگ روانی جناح رقیب علیه اصولگرایان مطرح کرد.
غلامحسین امیری، قائم مقام جامعه اسلامی مهندسین در آخرین جلسه ماهانه تشکل متبوع و با تکرار اتهام تفرقهافکنی اصلاحطلبان میان صفوف اصولگرایان اعلام کرده است که رقیبان اصلاحطلب درصدد القای ذهنیت عدم وحدت میان اعضای حاضر در جناح اصولگرایان هستند و از این روست که هر مشکلی را به دولت نهم و یا مجلس هفتم ربط میدهند.
او میگوید که اصلاحطلبان با موتور روشن و چراغ خاموش حرکت میکنند و در یک افشاگری ویژه اعلام کرده است که اصلاحطلبان برای برنامه جدید جنگ روانی تمرکز اصلی فعالیتهایشان را بر روی مطالبات معیشتی مردم گذاشتهاند.
براساس اظهارات این عضو جامعه اسلامی مهندسین که یکی از تشکلهای موثر اردوگاه محافظهکاران است، افرادی مانند سید صفدر حسینی وزیر پیشین اقتصاد در دولت خاتمی مامور شدهاند تا با فهرست کردن ضعفها و مشکلات دولت نهم و برجسته کردن این مطالبات از آنها در مبارزات انتخاباتی بهره جویند.
شاید آقای مهندس امیری به خاطر نیاورند که پیش از آنکه وی این اتهامات را به اردوگاه جناح رقیب وارد کند، همفکران و همکاران ایشان در این جناح در طول عمر دولت اصلاحات بیشترین عملیات روانی را از طریق رسانههای خود برای ایجاد یاس در افکار عمومی علیه دولت اصلاحات به کار بستند. اگر امروز رفتار دولت نهم و برخی از تصمیمگیریهای سریع و غیرکارشناسی دولتمردان با اعتراض افکار عمومی و صاحبان اصناف و کارشناسان اقتصادی مواجه شدهاند افکار عمومی به خاطر دارد که برخلاف نظر بسیاری از شهروندان و کارشناسان روزنامههای اصولگرا در دوران حاشیهنشینی قدرت چگونه هر 9 روز یک بحران را در برابر پای دولتمردان پیشین میگذاشتند. تیترهای انتقادی و رفتارهای اعتراضی و حتی برخی از برنامههای تخریبی ستادهای جنگ روانی اصولگرایان هنوز در حافظه افکار عمومی ثبت است و شاید با تورقی کوتاه بر روزنامههای متعلق به این جناح در آن روزگار به خوبی بتوان به آقای غلامحسین امیری یادآور شد که ایشان نعل وارونه میزنند.
انتقاد کارشناسی و امتناع افکار عمومی هیچگاه در طول عمر هیچ یک از دولتهای جمهوری اسلامی کاری ناپسند نبوده است اما بایستی بپذیریم که اردوگاه اصلاحطلبان در شرایط کنونی بیش از آنکه نیاز به ماموران ویژه برای تخریب و تفرقهافکنی بین صفوف نیروهای اصولگرا داشته باشد، محتاج نیروهایی است که بتواند برنامههای تخریبی و اتهامات رسانهای جناح مقابل را که از حمایت برخی از ارکان قدرت هم برخوردار است جبران کنند.
اصلاحطلبان هم به سبک بازی سیاسی میکوشند تا در رقابت با اصولگرایان در صحنه انتخابات مجلس حاضر شوند اما اندکی بازگشت به حافظه تاریخی در طول دوران عمر کوتاه رقابت سخت و جدی این دو جناح رقیب به راحتی نشان میدهد که کدام یک از حریفان در بازی جوانمردانه بیشتر خطا میکنند.