گروه سیاسی – آرش خلیلخانه: مذاکره مستقیم میان تهران-واشنگتن در روزهای اخیر به ترجیعبند ادبیات سیاسی مقامات آمریکایی تبدیل شده است.
به بیان دیگر مقامات کاخ سفید، حاشیهسازی برای مذاکرات دیپلماتیک ایران و کشورهای اتحادیه اروپا را در فاز جدید از حوزه تقابل سختافزاری به حوزه تقابل سختافزاری و نرمافزاری به موازات یکدیگر تبدیل کردهاند، تا در این فرایند، ابزار سیاسی لازم را برای جلوگیری از رسیدن به توافق میان ایران و تروئیکای اروپایی در اختیار داشته باشند.
در عین حال، بحرانهای منطقهای آمریکا نیز، به زعم برخی تحلیلگران، بخشی از علل و عوامل این فضاسازی سیاسی و رسانهای است.
آمریکا به دنبال توجیه نرمافزاری مسیر شورای امنیت
دکتر حسین لاسجردی، کارشناس و تحلیلگر مسایل بینالمللی در گفتگو با خبرنگار سیاسی قدس در این باره با اشاره به تقسیم کار میان تروئیکای غربی گروه 1+5 در مسأله ایران تصریح کرد: هیچ نشانهای از تغییر موضع و نقش آمریکا در این معادله و کاهش فشار سختافزاری علیه تهران به چشم نمیخورد.
وی گفت: اگر مانوری سیاسی در حوزه مسایل هستهای از سوی آمریکا مشاهده میشود ناشی از آن است که دولتمردان این کشور میدانند که باید اهداف خود را بدون مخدوش کردن برخی از معاهدات از جمله ان.پی.تی انجام دهند.
این پژوهشگر افزود: آنچه آشکارا در این حوزه قابل لمس میباشد این است که ادبیات آمریکاییها حتی در زمانی که میخواهند مانور سیاسی بدهند، ادبیات دوران نظام دو قطبی و از موضع قلدری و برتری است، در حالی که این لحن در ادبیات و فضای کنونی نظام بینالملل پذیرفتنی نیست.
بنابراین، این پرسش پدید میآید که پیش از پرداختن به اصل مسأله، دو طرف با چه ادبیات و از چه جایگاهی میخواهند با هم روبرو شوند.
وی در پاسخ به این سؤال که مانور سیاسی و پیشنهاد مذاکره آمریکا با نقش تعریف شده این کشور یعنی نقش «پلیس بد» همسان نیست، گفت: آمریکاییها در سیاست خارجی و در حوزه دیپلماسی خود که به مهارتها و تاکتیکها میپردازند، در ادوار مختلف، هیچگاه بهرهگیری از پتانسیلهای مختلف را فراموش نکردهاند.
وی تصریح کرد: به خاطر داشته باشید که اولاً بوش در مورد مشابه جنگ عراق و لشکرکشی به خاورمیانه به شدت از ناحیه افکار عمومی داخلی تحت فشار است و تصمیمگیریهای وی در فضای کلان از این مسأله متأثر است. لذا بخشی از زمینه طرح گفتگو با ایران و القای فضایی مسالمتآمیز ناشی از این فشار داخلی است.
لاسجردی اضافه کرد: نکته دیگر اینکه آمریکاییها روند سختافزاری را در صدور قطعنامههای شورای امنیت آغاز کرده و چند گام به جلو بردهاند، اما برای تداوم آن و برداشتن گامهای بعدی در این مسیر، نیازمند یک توجیه نرمافزاری نیز هستند که طرح بحث گفتگو بخشی از آن است.
وی تأکید کرد: لذا اگر خانم رایس، بوش و یا برخی از سناتورهای آمریکایی روی این موضوع مانور میدهند، از آن روست که میدانند چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، زیرا اصولاً زمینههای آن فراهم نیست و تنها نتیجه آن از نظر آمریکاییها این خواهد بود که شکل نگرفتن مذاکره یک امتیاز مؤثر برای آنهاست تا در آستانه مذاکرات برای قطعنامه سوم پس از پایان مهلت 60 روزه بگویند، ما همه راههای دیپلماتیک را برای حل سیاسی مسأله پیمودهایم و از این مسیر توجیه لازم را به منظور اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر فراهم کنند.
آمریکا در شرایطی نیست که درخواست گفتگو بدهد
محمدنبی رودکی، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در این باره معتقد است: در دو سال گذشته مقامات آمریکایی بارها این پیشنهاد را مطرح کردهاند، از این رو، مقوله جدیدی نیست که به بررسی و ارزیابی نیاز داشته باشد.
وی تصریح کرد: مقامات واشنگتن همچنان مقوله تعلیق را به عنوان پیششرط چنین مذاکرهای مطرح کردهاند که خود به معنای عدم امکان پذیرش این پیشنهاد از سوی تهران است. لذا میتوان گفت با توجه به سیاست ایران در حوزه فناوری هستهای و آگاهی مقامات ایالات متحده آمریکا از موضع ایرانیها، طرح این خواسته تکراری در قبال مذاکره، از پیش، نتیجه آن را مشخص میکند و باید گفت این مسأله یک مانور سیاسی بیش نیست.
وی خاطرنشان کرد: اولاً جمهوری اسلامی ایران به مذاکره و برقراری روابط دیپلماتیک با آمریکا تمایلی ندارد و معتقدیم از چنین رابطهای طرف آمریکایی است که منتفع میشود.
دوم اینکه درخواست مطرح شده آمریکا خواستهای غیرقانونی، غیرحقوقی و فاقد منطق است که به خودی خود منطق ایجاد چنین تماسی را نیز زیر سؤال میبرد.
رودکی خاطرنشان کرد: شرایط ایالات متحده آمریکا به گونهای نیست که بخواهد با دولت ایران وارد گفتگو و تعامل در جهت بهبود روابط شود و این ایده از سوی جمهوری اسلامی ایران قابل پذیرش نیست، زیرا آثاری از حسننیت و تغییر رفتار در عمل آمریکاییها مشاهده نمیشود.
وی گفت: برای شکلگیری مذاکره میان دو کشور این جمهوری اسلامی است که شروطی دارد و در صورت تحقق آنها درخواست مذاکره آمریکا اگر به صورت کتبی و نه در قالب مانور تبلیغاتی و سیاسی ارایه شود، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به مذاکرات جدید مسؤول سیاست خارجی اتحادیه اروپایی با دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان تصریح کرد: در این مقطع حساس از تحولات پرونده هستهای و بویژه پس از جهش بلندی که با ورود ایران به مرحله صنعتی تولید سوخت هستهای برای کشور رقم زده شد، جنگ روانی آمریکا نباید به راحتی ما را فریب دهد.
وی یادآور شد: به نظر نمیرسد آمریکاییها و جناح محافظهکار در این کشور قصد و تمایلی به مذاکره داشته باشند و صرفاً میکوشند با تأثیرگذاری منفی بر فضای حاکم در اروپا و گروه 1+5 و همچنین شورای امنیت، از این مانور سیاسی برای تشدید فشارها علیه ایران بهره گیرند.
وی با اشاره به تجربه لیبی در چنین شرایطی گفت: این تجربه نشان داده که آمریکاییها اصولاً دوستی قابل اعتماد نیستند و هرگونه معامله و مذاکره با این کشور به ضرر کشورهای خاورمیانه تمام شده است.
وی تأکید کرد: از این رو معتقدم اگر هم آنها تمایلی به برقراری سطحی از تماسها با ایران را دارند بهتر آنست که این کار را از سطح روابط پارلمانی و آن هم به صورت رسمی و به دور از لحن آمرانه و تعیین پیش شرط مطرح کنند که در این صورت ممکن است از سوی مجلس ایران در قالب گفتگو میان دو ملت مورد بررسی قرار گیرد.