تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۳  ، 
کد خبر : ۲۲۷۹۹

تردید مثبت


ابوالقاسم قاسم‌زاده

دیدار و مذاکره لاریجانی و سولانا در آنکارا در حالی پایان گرفت که حاصل آن ارائه نظرات و پیشنهادها از هر دو طرف برای رسیدن به راه‌حل سیاسی درباره پرونده انرژی هسته‌ای ایران بود. خبر اصلی در پایان این دیدار، ادامه مذاکره تا حدود دو هفته آینده است. این خبر نشان می‌دهد که بن‌بست عدم مذاکره شکسته شده و مسیر برای گفتگوی مجدد باز گردیده است.

الگوی بازی «بُرد، بُرد» که از ابتداء دکتر لاریجانی دبیر شورای امنیت آن را مطرح کرده بود، اینک از طریق مذاکره پیگیری می‌گردد. دیروز معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجه ما، که خود عضو تیم مذاکره کننده در آنکارا بود، در یکی از روزنامه‌های صبح چنین نوشت: «جمهوری اسلامی ایران نه در پی تقابل است و نه چیزی فراتر از حقوق غیر قابل انکار خود را انتظار دارد. به نگرانی‌های احتمالی احترام می‌گذارد و آماده رفع آنها در شرایط عادلانه و عاقلانه و مبتنی بر حسن نیت است.» او در پایان می‌نویسد: «... در مذاکرات اخیر سولانا در آنکارا مباحث سودمندی صورت گرفت و دو طرف اتفاق نظر داشتند که برای بررسی ایده‌های مطروحه باید فرصت بیشتری را اختصاص دهند. امیدواریم حدود دو هفته دیگر که دور بعدی این گفتگوها صورت خواهد گرفت، افکار خردگرا و واقعگرا در شش کشور، از تمایلات ماجراجویانه پیشی گرفته باشند.»

در اولین واکنش، سولانا دیروز در کنفرانسی با حضور سیاستمداران آمریکایی گفت، «ضرورت دارد تا آمریکا با ایران وارد مذاکره مستقیم گردد.» این گفته رئیس سیاسی اتحادیه اروپا را اغلب خبرگزاریها به عنوان اعلام نظر بسیار مهم تلقی کرده‌اند و آن را نشانه رضایت سولانا از مذاکرات خود در آنکارا دانسته‌اند. امروز «سولانا» با «رایس» وزیر خارجه آمریکا دیدار خواهد کرد و نتایج نشست آنکارا را در اختیار رایس خواهد گذاشت.

صدور قطعنامه‌های 1696 و 1737 و سپس 1747 شورای امنیت سازمان ملل مسیری است که تاکنون آمریکا و سه کشور اروپایی طی کرده‌اند و در حالی که کمتر از یک ماه دیگر مهلت قطعنامه 1747 به پایان می‌رسد و بر اساسی توافق در صورت عدم نتیجه تنظیم و تصویب قطعنامه دیگری را دنبال خواهند کرد. اکنون برخی از سیاستمداران در دولت‌های غربی به این نتیجه رسیده‌اند که از ادامه صدور قطعنامه‌ها نمی‌توان پیشرفتی حاصل کرد مگر آنکه ادامه این مسیر، جاده ماجراجویی جدید برای دولت جرج بوش در منطقه بحران زده خلیج‌فارس را صاف و هموار می‌سازد و دست او را در تولید بحران نظامی دیگر بازتر خواهد کرد.

از این دریچه نگاه به شرایط کنونی خاورمیانه و موضوع پرونده انرژی هسته‌ای ایران دو نظر در آمریکا و در میان بعضی از سیاستمداران اروپایی شکل گرفته است. نگاهی که از طریق مذاکره به دنبال حل سیاسی مشکل است و آن را امکان‌پذیر می‌داند. این افراد و جریان سیاسی در آمریکا و اروپا معتقدند، بدون ایران امکان حل مناقشه‌ها در خاورمیانه غیر ممکن است. در برابر این نظر، گروهی تشدید تحریم‌ها و صدور قطعنامه‌ جدید و شدیدتر علیه ایران تا رسیدن به مرحله عملیات نظامی را دنبال و تشویق می‌کنند. جدال نمایندگان کنگره آمریکا که از هر دو حزب، حزب دموکرات و جمهوری خواه در آن حضور دارند، با بخشی از مسئولین در کاخ سفید، بخصوص در رأس آنها، با «دیک چنی» معاون اول رئیس‌جمهور بر همین اساس است که نشان و گوشه‌ای از تفاوت و تضاد دو دیدگاه درباره ایران می‌باشد. جامعه آمریکا در این روزها در تلاطم سیاسی شدید، ناشی از مبارزات انتخاباتی برای انتخاب رئیس‌جمهور آینده، بسر می‌برد. شکست فاجعه‌آمیز سیاست خارجی و برنامه‌های داخلی «جرج بوش» موضوع روز در اغلب محافل سیاسی و در رسانه‌های عمومی این کشور است. برخی خطر را در تصمیم‌سازی جدید، ولی ماجراجویانه جرج بوش می‌دانند که تکرار آن را در پایان دوره از او غیر ممکن نمی‌دانند. گروهی از سیاستمداران در آمریکا و اروپا احتمال می‌دهند در پایان هشت سال از ریاست جمهوری جرج بوش و نظریه شکست خورده «نومحافظه‌کاران» همراه او که می‌خواستند با «جنگ پیشگیرانه» همه بحرانها را حل و سامان دهند، اینک در آستانه انتقال قدرت به حزب رقیب، کاسه بحران زده خاورمیانه را با تهاجم نظامی دیگر، ملتهب‌تر خواهند ساخت تا دموکرات‌ها را در آغاز پیروزی و به دست آوردن قدرت ریاست جمهوری آمریکا، با بحران و مشکلات تنیده در هم مواجه سازند. این روش در کارنامه سیاسی برخی از کسانی که ریاست جمهوری آمریکا و قدرت را در کاخ سفید به عهده داشتند، بی‌سابقه نیست. بسیاری از سیاستمداران در اروپا و آمریکا و برخی از همکاران جرج بوش از آن جمله وزیر خارجه او، در شرایط کنونی می‌خواهند تا از طریق مذاکره با ایران، اولاً، دست کسانی که در پی ماجراجوی جدید هستند، بسته نگهدارند و از امکان مانور آنها بکاهند.

ثانیاً، در دوران انتخابات و انتقال قدرت از طریق گفتگو، بحران‌های کنونی را به مسیر حل سیاسی سوق دهند. در چنین موقعیت حساس و خطیر، اگر کنفرانس «شرم‌الشیخ» در مصر نیز حداقل موفقیت و روزنه امیدی برای عراق بحران زده و در آتش ترور و انفجارها، به دست آورد و جمهوری اسلامی ایران در این پروسه شرکت کند، دست کسانی که در اروپا و آمریکا خواهان «مذاکره» بجای تهدید و ارعاب و نظامی‌گری هستند، بازتر خواهد شد. اما نباید از نظر دور داشت، هر وقت خبری از ترمیم و امکان نزدیکی روابط ایران با اروپا و یا آمریکا ظاهر می‌شود و امکان گشایش مسیر آن می‌رود، بلافاصله رژیم صهیونیستی اسرائیل، با آفریدن بحرانی جدید، منطقه را به تنش نظامی دیگر سوق می‌دهد. همانگونه که در این روزها، اخبار از نوار غزه و مناطق فلسطینی، نشان می‌دهد. اسرائیلی‌ها به شدت از شروع مجدد مذاکره ایران و اروپا ناراضی و نگرانند و تبلیغ شکست روش مذاکره با جمهوری اسلامی ایران را می‌کنند.

با شروع مذاکره در آنکارا در هفته‌های آینده نشست و گفتگو ادامه خواهد یافت. روش گفتگو با غرب در شرایط کنونی که آمریکا در سال پایانی دوران ریاست جمهوری جرج بوش و دوران انتخابات و انتقال قدرت را می‌گذراند و اتحادیه اروپا در مشکلات عدیده اقتصادی و سیاسی گرفتار شده است و رقابت‌های تجاری چین با غرب (اروپا و آمریکا و ژاپن) معادلات بازارهای بین‌المللی را دگرگون کرده است. روسیه خود را در تضاد با گسترش قدرت نظامی ناتو به شرق می‌بیند و پرخاشگری سیاسی و تبلیغاتی مسکو ـ واشنگتن از سر گرفته شده است، مذاکره برای حل سیاسی تفاوت‌ها و اختلاف‌ها، مسیر را برای نتیجه طرح «بُرد، بُرد» و حل سیاسی بجای دنباله‌روی از معادله «تقابل در برابر تقابل» آماده می‌سازد.

نشست آنکارا، مرحله تردید منفی از هر دو طرف و برای بسیاری از سیاستمداران را به «تردید مثبت» و امیدواری به آینده مبدل کرده است. در پایان این نوشته برای خوانندگان محک، تابلو سیاسی روز درباره ایران را با دو واژگان «پروسه» و «پروژه» شرح می‌دهم. «پروسه» مذاکره و گفتگو برای برون رفت از بن‌بست کنونی و حل سیاسی با عنوان نتیجه‌گیری از بازی «بُرد، بُرد» را ایران، اروپا و برخی از دولت‌ها و بخصوص بسیاری از سیاستمداران آمریکایی که ماجراجویی‌های «دولت جرج بوش» را برای کشور خود «فاجعه تاریخی» می‌نامند، خواهان هستند و دنبال می‌کنند. این فرصت بدون تردید ظرفیت‌های خاص سیاسی خود را دارد و ورود به آن نیازمند تدبیر خاص است.

در برابر این حرکت، کسانی مانند معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا (دیک چنی) و اصحاب باقی مانده از تفکر جنگ‌طلبانه وزیر دفاع قبلی آمریکا (رامسفلد) در کاخ سفید و لابی قوی صهیونیست‌ها در اروپا و آمریکا بصورت «پروژه» تهدید و تحریم و در نهایت منجر به عملیات نظامی را خواهان هستند. ریسک اقدام برای ادامه این «پروژه» برای همه زیان‌آور است و خطر وقوع آن، حتی در شرایط تعدیل شده کنونی و تغییر گفتار برخی از سیاستمداران غربی، از جمله خانم رایس نسبت به ایران، هنوز باقی مانده است و بسیاری را نگران آینده خاورمیانه بحران زده در سال پایانی ریاست جمهوری جرج بوش، «سال خطرناک» کرده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات