شاید بد نباشد جهت شناخت بیشتر یهود و آگاهی از عقاید این قوم خاص کمی هم از فرقههای آنان بدانیم. جالب است بدانید خود یهودیان اختلافات زیادی بر سر فرقههای مختلف داشتند که حتی موجب درگیری بین اقوام مختلف شده بود. البته این را هم باید گفت که برخی از این فرقهها صادقانه به احکام الهی معتقد بودند و به بندگی خدا التزام میورزیدند. آگاهی از قومیت و نژاد یهود و دانستن عقاید و اصول آنها برای فهمیدن تفکرات و نگاه صهیونیسم منحوس بسیار مهم است. از این رو بعد از پرداختن به فرقههای یهود، عهد عتیق و جدید را (کتابهای یهودیان) بررسی خواهیم کرد و اما فرقههای یهود... .
۱- فرقه فریسیان
به معناى جداشوندگان، در عصر مکابیان پیدا شدند. این فرقه که بخش بزرگى از کاهنان یهود آن را پدید آوردند، در برابر یونانىزدگى ایستادگى کردند و نسبت به اجراى بىچون و چراى شریعت موسى اصرار ورزیدند. این فرقه به معاد و روز قیامت اعتقاد داشتند و راه نجات مردم جهان را عمل به تورات و همه دستورات دین یهود میدانستند. آنان گروه یا فرقه سنتگراى یهود بودند که به اصول و فروع مکتوب و منقول موسى و پیامبران بنىاسرائیل سخت اعتقاد داشتند. نفوذ این فرقه مذهبى یهود تا سال ۱۳۵ میلادى ادامه داشت. روحانیون این فرقه سخت تلاش داشتند تا یهودیان را از گرایش به عقاید فلسفى بیگانه برحذر دارند. آنان هرگونه تفسیر و تغییر در احکام مذهبى را نمىپذیرفتند.
۲- فرقه صدوقیان
منسوب به یکى از روحانیون یهود به نام صدوق است. این فرقه را روشنفکران و یونانىگرایان تشکیل دادند. آنان منکر معاد و مخالف احکام و اصول و فروع غیرعلمى- عقلى دین یهود بودند. این فرقه تنها به نبوت موسی باور داشت و انبیا و کتب دیگر غیر از تورات را قبول نداشت. از تورات فقط اسفار پنجگانه را قبول داشتند. این فرقه به بقاى روح و جهان آخرت باور نداشت و همین جهان را دار ثواب و عقاب میدانستند. آنان به خداوند اعتقاد داشتند و به معبد نیز میرفتند. این گروه در سال 70 میلادى و پس از ویرانى اورشلیم به کلى از میان رفت. عوام یهودى این فرقه روشنفکر را مرتد و خارج از دین میشمردند.
در عهد جدید یعنى اناجیل و رسالات رسولان از این فرقه یاد شده است. بنا به مندرجات انجیل، مقارن میلاد مسیح(ع)، میان 2 فرقه فریسى و صدوقى اختلاف شدید رخ داد. صدوقیان در اقلیت بودند لذا مورد تهمت و آزار فریسیان قرار داشتند. در آن هنگام فریسیان با مسیح و پیروان او در جنگ و جدال بودند. «قیافا» کاهن بزرگ یهودیان فریسى به قتل عیسى فرمان و فتوا داد و آن حضرت را مرتد نامید. پس از آن یهودا (یکى از یاران عیسى(ع) که مکان اختفاى او را میدانست چون که عیسى(ع) در آنجا با شاگردان خود بارها جلسات وعظ برپا کرده بود) لشکریان، خادمان و روساى کاهنان فریسیان را خبر کرد و آنان به آنجا آمدند و نیز آمده است:
«کاهنان فریسى همیشه با حضرت عیسى(ع) مشاجره میکردند، به او تهمت زنا میزدند و به او اهانت و آزار میرساندند». تعصب و اختلافات فریسى و صدوقى موجب از میان رفتن وحدت سیاسى و مذهبى قوم یهود شد. تعالیم صدوقیان به تعالیم عیسى شباهت دارد.
۳- فرقه اینسیان
فرقه یهودى با گرایش عرفانى که محصول دوران فقر و فلاکت و اسارت یهود است. این فرقه علیه مالکیت خصوصى شوریدند و اندوختن زر و سیم را حرام کردند. افراد این فرقه هیچگونه مالکیت خصوصى نداشتند و به صورت جمعى زندگى میکردند. براى آنان دوست و بیگانه یکى بود و با همه برادر و برابر بودند. آنان در اغذیه و اطعمه شریک بودند. آنان هرگونه سیستم اقتصادى- تجارى را که منجر به تکاثر و اشرافیت و زراندوزى میشد، ممنوع کرده بودند. آنان به نظام بردهدارى عاصى بودند و خود برده نداشتند و بردهفروشى را حرام کرده بودند. آنان همچنین ساختن اسلحه و آلات جنگى را حرام کرده بودند. در حقیقت این فرقه در تحقق عدالت اهتمام فراوان داشتهاند.
مورخان یهودى از این فرقه با اعجاب و تحسین یاد کردهاند. «فلیسین شاله» فرانسوى این فرقه را از مذاهب مشترک میداند که در قرن دوم قبل از میلاد حضور داشته و بنیانگذار آن را یوسف و قیلون یهودى معرفى میکند. این فرقه در عین حال عابد و زاهد و اهل ریاضت و انزوا بوده و نسبت به اجراى مراسم و احکام دین موسى سخت پابرجا بودهاند. آنها ترک دنیا کرده بودند و غالبا در کوهها و غارها بسر میبردند و کارى جز عبادت و زهدورزى نداشتند. در زندگى اجتماعى به یک معاش جمعى قائل بودند و اموال خود را متعلق به عموم میدانستند. غسل تعمید نزد ایشان نشانه پاکى و توبه از گناه شمرده میشد و در میان آنان معمول بود. «جان ناس» میگوید: اینسیان در اغلب نقاط فلسطین وجود داشتهاند. این فرقه که از مردم جامعه دورى گزیده و تارک دنیا بودند، اوقات خود را به عبادت، انزوا، روزه و نماز گذرانده و به انتظار ظهور حضرت مسیح نشسته بودند.
آداب شریعت موسى را بجا آورده، از جنگ و جدال خوددارى میکردند. مردم را به شکیبایى دعوت میکردند. این فرقه در قرن دوم قبل از میلاد به دلیل فقر و گرسنگی تغییر رویه داده و به زراعت پرداخته و امرار معاش میکردهاند. در زندگى اجتماعى نوعى روش اشتراکى داشتند و اموال خود را متعلق به عموم مردم میدانستند. این فرقه خود را فرزندان نور نام نهاده بودند و دیگران را فرزند ظلمت میدانستند که فرشته تاریکى بر آنان حکومت میکند. گویا عقاید این فرقه از عقاید زرتشتیان اقتباس شده بود. این فرقه در سال ۶۸ میلادى در قتلعام یهودیان از بین رفتند.