علی حمزهپور
در قسمت اول تبیین ایدئولوژی، ادیان و مذاهب در آمریکا، ضمن نهضت پیورتینیسم به عنوان پیشینه مذهبی در آمریکا به رشد مذهبی کنونی و استفاده ابزاری دولتمردان این کشور در تداوم افکار و عقاید پیورتینها اشاره شد. آنان معتقدند که ساختار حکومتی به لحاظ الزامات سیاسی باید پایبند به اخلاق موقعیتی، بهرهبرداری حداکثری از دین باشد و در چنین شرایطی پر واضح است که ایدههای دینی قربانی نیازهای موقتی حکومت قرار بگیرد.
ج ـ گستره و تنوع ادیان و مذاهب آمریکا
مذهب در آمریکا پدیدهای پویا و سیال است و بطور مستمر حیات جدیدی را تجربه میکند. دائرهالمعارفهای جدید 1200 گروه مختلف مذهبی را در آمریکا برمیشمرند که خود اغلب ائتلافی از گروههای فرعی هستند و در اطراف آنها نیز بسیاری از فرقههای تازه تأسیس و فردگرایانه را احاطه کرده است. بطور کلی 60 درصد از آمریکائیها پروتستان (با صدها گرایش مختلف)، 25 درصد کاتولیک، یک درصد ارتدوکس، 5 درصد سایر ادیان و 7 درصد باقیمانده ادعای بیدینی میکنند.
د ـ رویش سریع فرهنگ پروتستان در آمریکا
آئین پروتستان با قابلیت بالائی که در انعطافپذیری نسبت به مسائل اقتصادی و دنیوی و ایجاد فرقههای تازه، تبدیل به معیاری فرهنگی و مسلطی در جامعه آمریکا شده است. امروز پس از کلیسای کاتولیک که بیش از نیمی از مسیحیان جهان را در بر میگیرد کلیسای پروتستان با حدود 30 درصد از جمعیت مسیحیان جهان و کلیسای ارتدوکسی با 15 درصد پیروان قرار دارند. علاوه بر آمریکا کشورهای آلمان، هلند، فرانسه، نروژ، سوئد، دانمارک، فنلاند، سوئیس، نیوزیلند، استرالیا و آفریقای جنوبی از کشورهایی هستند که پروتستان در آنجا طرفداران بیشتری دارد. امروزه تمام گرایشهای پروتستان به آمریکا راه یافته است و این کشور از مهمترین مراکز پروتستان به حساب میآید. کاتولیکهای سراسر جهان قیادت پاپ را میپذیرند ولی پروتستانها با شاخهها و شعب مختلف بطور مرتب تشکیلات جدید ساخته و منشعب میشوند. در عین حال همگی پذیرفتهاند که پیرو یک مذهب هستند. در حال حاضر تعداد گروههای پروتستان به چند هزار گروه میرسد و هر کدام کلیساهای خاص خودشان را دارند و هر فردی میتواند از یک تشکیلات مذهبی جدا شده، و به تشکیلات دیگری بپیوندد. در حال حاضر بزرگترین شاخههای کلیسای پروتستان در آمریکا شامل پروسبترینها، متدودیستها، اپیسکوپولینها، پاپیستها و انواع گروههای جدیدتر بنیادگرا مانند پنتکاتالیستها، سونت دی ادونیستها، انواع ایوانجلیتها و بالاخره مورمونها هستند. با این توجه که همواره در مناطق جنوب و جنوبغربی آمریکا تعداد پروتستانها نسبت به دیگر اقوام مذهبی بیشتر میباشد.
یکی از بخشهای مهم پروتستان آن است که قائل به مأموریت معینی برای هر فرد مسیحی هستند. از آن جایی که پروتستانها واسطه فیض بین خود و خدا یعنی کشیش را از میان برداشتهاند از این رو فرد معتقد به این مذهب تلاش میکند یک وظیفه و مأموریت اصلی همچون اختراع، تدریس، تجارت و... را در زندگی خود انتخاب کند و در راه تقرب به خدا و تحقق اهداف بکوشد. لذا پروتستانها معتقدند که بطور مداوم از طرف پروردگار آزموده میشوند و باید بتوانند در رفتار روزمرهشان روح فداکاری و ایثار برای پروردگار را متجلی سازند و از این طریق تلاش میکند کارآمدترین روشها و بهترین سیستم تولید و اختراع کند و در یک جامعه کاپیتالیستی، کسب سود بیشتر را نشانه تقرب به خدا میدانند و در نهایت از چنین نگرشی به نفع صنعت و صنعتی شدن جامعه آمریکا بهرهبرداری میشود.
ه ـ کاتولیکها دومین گرایش غالب در آمریکا
فرقه کاتولیک علیرغم دارا بودن رتبه دوم از لحاظ جمعیت، در مقایسه با فرقه پروتستان، دارای قویترین، سازمان یافتهترین و بزرگترین نهاد مذهبی در ایالات متحده هستند. تشکیلات آنها بسیار وسیعتر از دیگر کلیساها بوده و دارای منزلت بینالمللی چشمگیری میباشند و به تبع مهاجرتهای اولیه دارای تمرکز جمعیتی در ایالات شمالی و شرقی آمریکا میباشند. فقط آئین کاتولیک است که پاپ دارد و او را نماینده حی و حاضر مسیح بر زمین میداند و فقط این مذهب است که اعمال اصلی زندگی هر کس را از لحظه تولد تا مرگ بوسیله احکام مذهبی و مراسم و آداب مقدسات با دین آمیخته میسازد و در عین حال، حال و هوای جهان وطن و انترناسیونالیستی نیز دارد. مهمترین ویژگی کاتولیکها آن است که معتقد به ریاست پاپ بر تمام جامعه مسیحیان و همچنین معتقد به مصونیت وی از خطا هستند. به علاوه آنها اعتقاد به مصوبات مجامع کلیسایی کاتولیک را لازم میشمرند. کلیساهای کاتولیک پاپ را عالیترین مقام روحانی خود میدانند و با مقر روم متحدند بطوری که آنان را کلیساهای متحده مینامند. امروزه اکثر مردم اسپانیا، ایتالیا، لهستان و ایرلند دارای مذهب کاتولیک هستند این فرقه در آمریکای لاتین، آسیای جنوبی و قاره آفریقا بیش از کلیساهای دیگری گسترش یافته است.
آئین کاتولیک در سه نوبت وارد آمریکا شد که گرچه هر بار زمینه فرهنگی آن متفاوت بود ولی در هر سه بار وجهی مشترک داشته بدین معنا که پیوسته از لحاظ موقعیت اجتماعی پیروان در مرتبه پائین بوده است. این آئین اولین بار با تودههایی از مردم ایرلند وارد آمریکا شد بعد با گروههای مستمند و فقیر ایتالیایی و بالاخره با هجوم سیلآسای مردم سراسر آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین که دارای فرهنگ و تاریخی فوقالعاده متفاوت میباشند. امروزه کلیسای کاتولیک بطور فعال سیاست ایجاد رابطه با دیگر گروهها و سازمانهای مذهبی را در پیش گرفته است. کلیسای کاتولیک توجه خاصی به ایجاد رابطه با جامعه یهودیان مبذول داشته و نیز میکوشد تا با جامعه سیاهپوستان که در گذشته با بیتوجهیهای آشکار روبهرو بودهاند، ارتباط برقرار نماید. آئین کاتولیک آمریکائی را باید نهضت و نهادی معترض دانست که در عین پیشرفت و اظهار وجود و تلاش مداوم برای شناخت خصایص ملی و محلی، نماینده و معرف ارزشهای سنتی پذیرفته شده نیز هست و به اعتقاد برخی گرچه مرکز رهبری جهان کاتولیک در رم قرار دارد ولی قدرت و پشتوانه مردمی آن بیش از آنچه در خود ایتالیا هستند با 60 میلیون کاتولیک در ایالات متحده میباشد.