4- فرقه هرویان
این فرقه بیشتر رنگ و بوی سیاسى داشت که در فلسطین نمایان شدند. این گروه پیرو و هواخواه سلسله سلطنتى «هرود» بودند که حدود 6 سال قبل از میلاد در زمان «اگستوس» قیصر روم به ظهور رسید و با اینکه با فرهنگ روم و یونان دشمنى نداشتند ولى میخواستند سلطنت در ملت یهود براى همیشه باقى بماند.
5- فرقه زیلوتها
این فرقه رنگ مذهبى داشت و در عین حال داراى گرایشهاى سیاسى نیز بود. آنان با رومیان مخالف مطلق بودند لذا همیشه با آنان در حال جنگ بوده این فرقه با یونانیان اشغالگر نیز در ستیز بودند. این گروه غالبا از ساکنان نواحى شمالى شهر جلیل بودند و حدود 6 سال قبل از میلاد گسترش زیادی یافتند. پیشواى این فرقه مردى به نام «یهواى جلیل» بود که چون رومیان خواستند قوم یهود را سرشمارى کنند، علیه آنان قیام کرد. شورش آنان سرکوب شد ولى فرقه زیلوتها باقى ماند. این فرقه معتقد بود تسلیم به حکومت رومیان برخلاف ایمان به مشیت الهى است و باید علیه آنان با شمشیر قیام کرد تا حضرت «مسیح» ظهور کند و به قیامگران پاداش خیر دهد.
6- فرقه قرائون
این فرقه در سال 767 میلادى به وسیله مردى به نام «عانان بن داوود» ساخته شد. «قرائون» طایفهای از یهود هستند که جز به «عهد عتیق» اقرار ندارند و روایات شفاهى و «تلمود» را معتبر نمیدانند و تنها به «تورات» باور دارند. این فرقه را عبرى «قرائم» گویند. «ابوالفدا» مورخ اسلامی این فرقه را به مجبره و مشبهه در اسلام تشبیه کرده است. عبدالکریم شهرستانى صاحب کتاب «ملل و نحل» درباره این فرقه میگوید: «قرائیان یا قرائین یا قاریان» از فرقههای کلامی قوم یهودند که در اسپانیا پیدا شدند. موسس این فرقه «عانان بن داوود بغدادى» است که تحتتاثیر برخى از متکلمان اسلامی از نصوص و ظواهر کتب الحاقى دورههای بعد بویژه تلمود عدول کرد.
به عقیده او در مبادى نباید از حدود تورات تجاوز کرد لذا به اصالت شک کرد. پیروانش در اسپانیا فراوان شدند. «سعدیا بن یوسف» این نهضت را تجدید و آداب جدیدى ابداع کرد، از جمله روشن کردن شمع در شب و روز شنبه را منسوخ کرد، خوردن گوشت را مطلقا ممنوع ساخت و مراجعه به طبیب را به قصد کسب درمان مکروه دانست زیرا این یهوه است که شفابخش است. این فرقه دچار انشعاب و به چند فرقه تقسیم شد. گویا امروز عده بسیار اندکى از این فرقه در شوروى سابق زندگى میکنند.
7- فرقه عنانیه
منسوب به «عنان بن دود» ملقب به «راس الجات». برخلاف فرقههای دیگر یهودى، این فرقه در روز شنبه و دیگر اعیاد از خوردن مرغ، ماهى، آهو و ملخ خوددارى میکردند. این فرقه نبوت عیسى را تصدیق میکردند و گفتههای او را مخالف تورات نمیدانستند. آنان عیسى را از پیروان موسى میدانستند و معتقد بودند او مردم را به تورات دعوت میکند. آنان صریحا اعتراف به نبوت عیسى نمیکردند. گروهى از این فرقه معتقد بودند عیسى ادعاى نبوت نکرده و نیز مدعى نبوده که شریعت او ناسخ دین موسى است، عیسى از اولیاءالله و عارف به تورات است و انجیل وحى منزل نیست بلکه سرگذشت عیسى است که توسط 4 نفر از یاران او تدوین شده است. قوم یهود به او ظلم کردند چون که او را تکذیب کردند و موجب قتل او شدند، حال آنکه در تورات نام «مشیحا» زیاد آمده است و او همین «مسیح » است. هر چند تورات او را نبى یا رسول یا کسى که داراى شریعت خاصهای است معرفى نکرده است. لازم است بدانیم در تورات نام مسیح نیامده، بلکه «فارقلیطا» آمده است.
8- فرقه کاتبان
این فرقه جنبه مذهبى ندارند. کاتبان کارشان نسخهبردارى از کتاب مقدس بوده است. آنان با این کار تجارت میکردند. برخى از این گروه را «رابى» و «اب» میخواندند.
9- فرقه عیسویّه
منسوب به عیسى بن یعقوب اصفهانى. برخى گویند او عوقید الوهیم یعنى عبدالله بود که در زمان منصور عباسى میزیسته و در آن عصر دعوت خود را آغاز کرده است. گویا در عصر مروان حمار گروه فراوانى از یهود به پیروى از او قیام کردند. ابوعیسى یاران خود را در دایرهای قرار میداد و میگفت تا زمانى که در داخل این دایره باشید، سلاح دشمن در شما کارگر نیست. ابوعیسى در شهررى کشته شد و یاران او به هلاکت رسیدند. ابوعیسى بر این باور بود که پیامبر است و فرستاده حضرت مسیح است. او میگفت عیسى داراى 5 رسول است که پس از او خواهند آمد. او مدعى بود پروردگار با او سخن میگوید و به او فرمان داده قوم بنىاسرائیل را از شر غاصبان و طاغیان نجات دهد. او معتقد بود عیسى افضل اولاد آدم است و مقام او از همه انبیا برتر است. او گوشت حیوان ذبح شده را حرام میدانست.