ابوالقاسم ـ قاسمزاده
روز جمعه گذشته در اقدامی دور از انتظار و پس از سه ماه غیبت و ماندن در عربستان سعودی، علی عبدالله صالح به یمن بازگشت.
حضور مجدد عبدالله صالح در یمن و ظاهر شدن دوباره او در تلویزیون دولتی بعنوان رئیس جمهور این کشور، موج اعتراضهای مردمی را افزایش داد. گارد ویژه نظامی ریاست جمهوری که پسر عبدالله صالح فرماندهی آن را به عهده دارد با شدت بیسابقهای به مقابله با مردم پرداخت و از روز جمعه تاکنون یمن در تلاطم افزایش خشونت و خونریزی بسر میبرد، بطوریکه براساس گزارشهای خبری از رسانههای مستقل، طی چند روز گذشته پس از ورود عبدالله صالح به یمن بیش از صد نفر از شهروندان یمنی در تظاهرات علیه او، به دست گارد ویژه نظامی ریاست جمهوری کشته شدهاند و تعداد زخمیها را صدها نفر گزارش کردهاند، بیمارستانها در مرکز یمن «صنعا» در حالت اضطراری و اورژانس بسر میبرند.
روز یکشنبه در نخستین سخنرانی بعد از بازگشت، علی عبدالله صالح خطاب به مردم یمن گفت که خود را متعهد به اجرای طرح شورای همکاری خلیج فارس میداند و آماده است تا انتقال قدرت در کشور از مسیر صلحآمیز انجام پذیرد و انتخابات عمومی برگزار گردد. او در این سخنرانی هیچ اشارهیی به کنارهگیری فوری از ریاست جمهوری نکرد. مردم یمن میگویند عبدالله صالح تاکنون سه بار از طرح شورای همکاری خلیجفارس حمایت کرده و وعده انتخابات زود هنگام را داده است اما هر بار بجای اجرای تعهد به امضای توافقنامه انتقال قدرت بر شدت برخوردهای نظامی و کشتار مردم افزوده است. او با این روش زمان میخرد و هر بار با امتناع از اجرای طرح، بازی سیاسی را دنبال میکند.
مردم یمن در این مرحله با شعار کنارهگیری عبدالله صالح در صحنه حضور دارند و قیام را پایان نمیدهند و خواهان «محاکمه دیکتاتور» و سقوط هیأت حاکمه کنونی بر یمن هستند. مسیر قیام آنها با تشکیل شورای ملی، تنها برای جابجایی قدرت نیست، بلکه پایان دوران دیکتاتوری حکومت عبدالله صالح و انحلال سلطه نظامی و امنیتی بر کشور را میخواهند.
براساس طرحی که شورای همکاری خلیج فارس ارائه داده است و دولت سعودی آن را تنها راهکار حل بحران یمن میخواند، عبدالله صالح باید اعلام کند که از ریاستجمهوری کنارهگیری میکند تا معاون او «منصور الهادی» با در اختیار گرفتن قدرت، زمینه را برای تشکیل یک دولت موقت وحدت ملی فراهم آورد و انجام تغییرات در قانون اساسی و انتخابات برای تعیین دولت جدید را انجام دهد.
بازگشت عبدالله صالح به یمن از یکسو موج اعتراضهای مردم را افزایش داده است و از سوی دیگر با مقابله خشن نظامی، کشتار و زخمی کردن مردم عادی در تظاهرات، تردید و سوءظن جامعه یمن نسبت به اجرای این طرح افزونتر شده است. وقتی که در روز یکشنبه عبدالله صالح ضمن سرزنش مخالفان و رقبای خود در سخنرانی تلویزیونی گفت، «انتخابات و رأیگیری باید شامل انتخابات پارلمانی، انتخابات محلی وسپس انتخابات ریاستجمهوری در کشور را شامل شود.» خشم مردم یمن برافروخته شد و با شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر آلسعود» در خیابانهای «صنعا» ظاهر شدند.
در مرحله کنونی این موضعگیرهای سیاسی را در باره بحران یمن میتوان دید.
1ـ عبدالله صالح در حالی که خود را متعهد به پذیرش طرح شورای همکاری خلیجفارس و شعار برگزاری انتخابات نشان میدهد. همچنان بر این طرح تبصره میزند و از کنارهگیری خود سخنی به میان نمیآورد.
او تاکتیک خرید زمان را در پیش گرفته است و در پی سازمان دادن نظامی و مقابله ارتش و هوادارانش با مخالفان و موج تظاهرات مردمی در یمن است.
2ـ دولت عربستان سعودی که خود را فعالترین دولت برای حل بحران در کشور همسایه خویش «یمن» نشان میدهد. اجرای طرح شورای همکاری خلیجفارس را تنها راه حل بحران میداند. با این موضعگیری دو هدف را دنبال میکنند. اول، میداند که امتداد قیام در یمن موجب قیام محوری در سراسر کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس و بهخصوص تشدید نارضایتی و شعلهورسازی اعتراضها علیه حاکمیت قبیلهای (طایفهای) در سراسر حجاز خواهد شد.
دوم، هدف سعودیها خاموشی موج «رادیکالیزم» در یمن است که به تغییرات بنیادین و غیرقابل محاسبه منجر خواهد شد. از هماکنون بسیاری با شدت گرفتن خشونت نظامی در یمن، خطر رادیکالیزهتر شدن نیروهای مخالف را هشدار میدهند که در آن برخی از قبایل سنتی به تبعیت از رهبران خود به سوی القاعده در یمن گرایش پیدا کنند. جنگ داخلی در یمن نیز به جای «رفروم» در حکومت که سعودیها خواهان آن هستند، به سوی سقوط کامل دیکتاتور و مبارزه با دوستان او که دشمنان مردم یمن شمرده میشوند (آمریکا ـ سعودی) سمت و سو پیدا خواهد کرد.
3ـ دولت آمریکا، در ارزیابی از بحران یمن با این نتیجه ظاهر شده است که دوران عبدالله صالح به سر رسیده است و دیگر برای غرب ارزش سرمایهگذاری ندارد. موضع رسمی دولت آمریکا، کنارهگیری عبدالله صالح است. اما همچنان از آینده یمن نگران است. طرح شورای همکاری خلیجفارس را با شعار برگزاری انتخابات پذیرفته و تبلیغ نیز میکند. در حالیکه این گمانهزنی را هم دارد که سیاست مشت آهنین عبدالله صالح امکان دارد مردم یمن را خسته و یا وارد برخوردهای داخلی کند و از این مسیر بحران کنونی یمن زمانپذیر گردد و اندک اندک مردم یمن به تمکین تغییرات شکلی و یا محاسبه شده رضایت دهند.
واقعیت در میدان مبارزه و قیام مردم یمن نشان میدهد که آگاهی مردم برای تحقق شعارهای قیام خود در سطح و عمق گسترش مییابد. سیاست مشت آهنین و مقابله نظامی و کشتار مردم صلابت مقاومت مردمی در یمن را افزایش میدهد و موجب رکود قیام و یا ترس مردم نمیگردد. زمانپذیری این قیام الگوساز برای دیگر کشورهای عربی در خلیجفارس خواهد شد و وابستگی قدرت علی عبدالله صالح به بیگانگان (آمریکا ـ عربستان) را درخواست قیام مردم حک میکند. یمن از مرحله پایان یک دوره قدرت عبدالله صالح بسوی آینده همراه با تحول چشم دارد. در یمن کنترل زمان و نگهداشتن گذشته فرسوده امکانپذیر نیست خشونت و مقابله نظامی نیز جوابگو نخواهد بود و فاجعه کشتار مردم در سطح بینالمللی محکومیت شدید را بهمراه خواهد داشت. اگرچه هر گمانهزنی را درباره آینده این کشور میتوان زد و تصور کرد.