سعدالله زارعی
S.Zarei@panjerehweekly.com
یکی از سیاستهای شناخته شده آمریکا و کشورهای هم پیمان آن در سطح بینالمللی و منطقهای، ایجاد پی در پی بحرانها برای جمهوری اسلامی ایران، به قصد متوقف کردن ما در مسیر استقلالطلبانه و آزادی خواهانهایست که در پیش گرفتهایم. بدین منظور، آمریکا و نظام سلطه تلاش کرده تا دست به خلق گروهکها و جریاناتی بزند که در ظاهر داعیه آزادی و دفاع از حقوق مردم را دارند. در این راستا نظام سلطه با سرمایهگذاریهای هنگفت، این گروهکها را به وجود آورده و تلاش میکند تا با مدیریت کردن آنها و استفاده از عبارتپردازیهای کاذب نظیر آزادی، کمک به مردم و رسیدن به جامعه آرمانی، یک فضای امنیتی - نظامی را علیه جمهوری اسلامی ایران به وجود بیاورد.
اگر نگاهی به اطراف مرزهای خود داشته باشیم، شاهدخواهیم بود که سالهاست آمریکا این برنامه را در دستور کار خود قرار داده است. در منطقه شمال غربی و غرب کشور، گروهکهایی نظیر کوموله، پژاک و... را بهوجود آورده و با تأمین سلاح، آموزش و پشتیبانی مالی، اطلاعاتی و دیپلماتیک، این گروهها را علیه جمهوری اسلامی سازماندهی کردهاند تا مناطق کردنشین را ناامن بکنند. در منطقه جنوب غربی کشور و در منطقه خوزستان تلاش شده تا یک جنبش جداییطلبانه با لایههای تعصب عربی به راه بیندازد که بهطور خاص میتوان به شکلگیری جنبش خلق عرب در این منطقه اشاره کرد که از همان روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفت و اقدامات خرابکارانه خود را با ترور، انفجار خطوط نفتی، جمعآوری اطلاعات و انتقال به دشمن بعثی، ایجاد درگیری و دامن زدن به اختلاف قبیلهای با پشتیبانی نظام سلطه انجام داد. در مناطق جنوب شرقی، نیز آمریکا و نظام سلطه با استفاده از پایگاههایی که در پاکستان دارد تلاش کرد تا گروهکهایی همچون خلق بلوچ و این اواخر نیز گروهک جندالشیطان را سازماندهی کند تا بتواند با دامن زدن به مباحث قومیتی، ترورهای کور، ایجاد درگیری و تنش، بستن جادهها و قتلعام مردم بیگناه، فضای استان سیستان و بلوچستان را ناامن کند. علاوه بر این گروهکهایی که اسم برده شد و بیشتر کارکرد منطقهای داشتند، آمریکاییها گروهکهایی همچون منافقین و انجمن پادشاهی را تحت پوشش قرار دادند و با اعزام آنها به داخل کشور، تلاش کردند تا به ایجاد ترور و انفجار بهخصوص در شهرهای مرکزی نظیر تهران، مشهد، شیراز، اصفهان و... بپردازند. بهطور مشخص ما در چند وقت اخیر، شاهد ترور دانشمندان و اساتید دانشگاه، انفجار حسینیه شیراز و... بودیم.
در مجموع، جهتگیری این گروهکها در زیر لوای آمریکا و نظام سلطه، نشاندهنده آن است که بهدنبال ناامن کردن فضای کشور و ایجاد دغدغه امنیتی در مردم و مسئولین هستند، با این هدف که جمهوری اسلامی ایران در درون خود متوقف شود و مجالی برای پرداختن به تحولات منطقهای و بینالمللی و تأثیرگذاری بر آنها را نداشته باشد. البته آمریکاییها در این مسیر موفقیت چندانی نداشتهاند. دلیل این موضوع را میتوان در شواهد بیشمار آن جستوجو کرد، چراکه علیرغم همه این تلاشها برای عدم تأثیرگزاری ایران بر همسایههایش، شاهد هستیم که پس از دخالت نظامی غرب در عراق، در این کشور دولتی بر سر کار آمده که همسوی با ایران است. از طرفی دیگر دولت لبنان را داریم که در آنجا هم غرب سرمایهگذاری بسیاری کرد، اما موفق نشد. در سوریه نیز عربستان سعودی بههمراه اربابان غربی خود نزدیک به دو دهه است که سعی در ناامن کردن فضا دارند، ولی قدرت ایران اجازه بهرهبرداری از این تلاشها را نمیدهد. در فلسطین و افغانستان نیز شاهد هستیم که آمریکاییها نتوانستند آنطور که مدنظرشان است، پیش بروند. از همه مهمتر در تمامی این سی و چند سال که از پیروزی انقلاب گذشته است، آمریکا، غرب و شورای امنیت در صدد تثبیت جایگاه اسراییل در منطقه بودند که با تلاشهای ایران، این امر اجرایی نشده و ما شاهد پیروزیهای موفقیتآمیز جبهه مقاومت در جنگهای 33 روزه لبنان و 22 روزه غزه بودیم.
پژاک فرزند نامشروع آمریکاییها
آمریکاییها بعد از اشغال عراق و افغانستان بهشدت سیاست ناامن کردن جمهوری اسلامی ایران را پیگیری کردند. در سال 2004 و درست یک سال پس از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا، شاهد تأسیس گروهک تروریسیتی تازهای بهنام پژاک بودیم. در همان زمان، روزنامه واشنگتن پست و خبرگزاری امریکایی رویترز گزارشهایی منتشر کردند که بر طبق آن نیروهای سازمان تازه تأسیس پژاک را در حالیکه سلاحهای آمریکایی در دست داشتند، در اطراف پایگاه نظامی ایالات متحده در سلیمانیه عراق رویت کردهاند. این خود محکمترین سند برای وابستگی این گروهک تروریستی به آمریکاییهاست. از طرف دیگر این گزارش علنی نشان میدهد که مقامات آمریکایی سرمست از شکست صدام که هیچ پشتوانه مردمی نداشت، فکر میکردند دولت جمهوری اسلامی ایران تاحدی ضعیف شده که نمیتواند در برابر این اقدام واکنش نشان بدهد.
پژاک با شعارهای آزادیخواهانه برای مردم کردستان پا به عرصه گذاشت، ولی در اصل بهدنبال تجزیه مناطق کردنشین ایران بود. با توجه به آنکه آمریکا و اسراییل بهشدت از این گروهک تروریستی جدید حمایت میکردند، سران این گروهک فکر نمیکردند که دست بلند و قدرتمند جمهوری اسلامی ایران بتواند به آنها برسد؛ از همین رو در نقاط مرزی عراق و. نزدیک به ایران در ارتفاعات مرزی اشنویه، سردشت و... مستقر شدند. تلاش اینها بود که با استفاده از برتری ارتفاعات، مرزهای کشور را نا امن بکنند. با این حال نیروهای امنیت و نظامی کشورمان موفق شدند، اعضای گروهک پژاک را در ارتفاعات قندیل متوقف کرده و ضربات سختی به آنها از طرق مختلف همچون بمباران هوایی، وارد کنند. اخیرا نیز سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی ایران نیز طی یک عملیات گسترده، دهها نفر از این نیروهای مزدور را از بین برد.
این مسأله باعث شد تا آمریکا با فشار بر روی وزیر خارجه عراق که ملیتی کرد دارد، نارضایتی خود از این اقدام ایران را منتقل کند. نکته قابلتوجه این است که آمریکاییها در شرایطی نیستند که بتوانند مانع حمله ایران به تروریستها و تعقیب اعضای گروهک پژاک، حتی در خاک عراق بشوند. چراکه بر طبق معاهدات بینالمللی ایران میتواند با استفاده از حقوق خود تروریستها را در خاک عراق تعقیب و مجازات کند و این موضوع نشان از اقتدار جمهوری اسلامی دارد.
رویارویی دامنهدار بهجای تلاش برای تجزیه
در سالهای اخیر آمریکاییها متوجه شدهاند با تمام سرمایهگذاری که کردهاند، نمیتوانند دل به تجزیه ایران از طریق گروهکهای تروریستی و جداییطلب بدهند. سیاست اصلی آنها از ایجاد درگیری برای تجزیه کشور به ایجاد درگیریهای مداوم و دامنهدار برای افزایش نارضایتی مردم مناطق مرزی به خصوص دو منطقه کردستان و بلوچستان تغییر یافته است تا شاید بتوانند با بهرهگیری از اهرم مذهب و تفرقه افکنی بین شیعه و سنی، کاری را از پیش ببرند. که نمونه این تلاشها را در ترور ماموستا محمد شیخ الاسلام دیدیم.
جمهوری اسلامی ایران با توجه به این تغییر موضع چرخشهایی در راهبرد نظامی و امنیتی خود ایجاد کرده است. عملیات اخیر سپاه در منطقه قندیل نشان داد که هیچ کشور و نیروی سومی نمیتواند جلودار ایران برای برقراری امنیت از طریق سرکوب این نیروهای تروریست که مورد حمایت آمریکا است را بگیرد. البته باید توجه کنیم که ما باید با دوستان عراقی و پاکستانی خود نیز هماهنگ باشیم و بتوانیم لزوم برخورد با این گروههای تروریستی را به آنها گوشزد کنیم تا از اینگونه عملیاتهای نظامی، در سایه تبلیغات سوء دشمنان، تعرض به خاک کشور همسایه تلقی نشود