دولت فرانسه حجاب اسلامی در مدارس این کشور برای سال تحصیلی جدید را ممنوع اعلام کرده است.
«فرانسوا بیرو» وزیر آموزش و پرورش فرانسه در مصاحبهای گفت «پوشیدن روسری از این پس در نظام مدارس دولتی غیر مذهبی کشور ممنوع خواهد بود.» وی افزود «دستورالعملهای من به روسای مدارس کاملاً صریح خواهد بود. ما نمیتوانیم نشانههای آشکار مذهبی را که بین جوانان ما تفرقه میاندازند، بپذیریم.»
وی در پاسخ به این سئوال که آیا فکر میکنید روسری دختران دانشآموز عامل ایجاد اختلاف بین معلمان و خانوادههای مسلمانان میباشد، گفت بله.
«بیرو» اعلام کرد «تاریخ و اراده مردم ما عامل ایجاد جامعهای متحد و غیر مذهبی بوده است بویژه هنگامی که مدارس مدنظر باشند، اراده ملی نباید نادیده گرفته شود.»
اظهارات وزیر آموزش و پرورش فرانسه، واضحترین و صریحترین دستور دولتی در منع کاربرد حجاب اسلامی در فرانسه است. کشوری که ادعای آزادی مذهب و عقیده و بیان را دارد. به این ترتیب مسلمانان مقیم فرانسه که اکثر آنها مهاجرین آسیائی و آفریقائی هستند در سال جدید تحصیلی با مشکلات فراوانی روبرو خواهند بود و ممنوعیتهای مذهبی و اعتقادی و شاید شغلی و حرفهای بیشتری را باید متحمل شوند.
این یک واقعیت است که فرانسویها با اینگونه تهدیدات و فشارها علیه مسلمانان که بزرگترین اقلیت دینی این کشور را تشکیل میدهند. نه تنها بر دروغ بودن شعارهای توخالی دموکراسی و آزادی در کشور خویش صحه میگذارند بلکه با این رویه، مسلمانان مقیم آن کشور را متشکلتر و در عقائدشان استوارتر میسازد. این حقیقتی است که حتی مقامات رسمی دولت فرانسه نیز به آن اذعان دارند.
وزیر آموزش و پرورش فرانسه میگوید «در حال حاضر حدود 700 دانشآموز دختر با روسری و حجاب اسلامی در کلاسهای درس حاضر میشوند در حالیکه این رقم در سال 1368 زمانی که اولین رویارویی بین آنها و روسای مدارس بوقوع پیوست تنها 20 نفر بود.»
بدین ترتیب بالاترین مرجع آموزشی در فرانسه اذعان میکند که رویاروئی و خشونت علیه دانشآموزانی که حاضر نیستند در چارچوب فشارهای دولت فرانسه دست از باورهای اعتقادی خود بردارند، نتیجهای معکوس دارد و به تقویت کمی و کیفی آنها در محیطهای آموزشی آن کشور منجر میگردد. با این حال عجیب است که سیر تضییقات و محدودیتها و فشارها علیه مسلمانان معتقد این کشور همچنان در یک روند کور ادامه یافته است.
واقعیت این است که مسلمانان مقیم فرانسه که همان اقلیتهای مهاجر کشورهای اسلامی هستند، نه فقط به حفاظت و دفاع از دین و باورهای مذهبی خویش پایبند هستند بلکه حتی عملکرد برونمرزی دولت فرانسه نیز در مواضع آنها نسبت به دولت پاریس، بیتاثیر نمیباشد. برای مثال دولتمردان فرانسه بخاطر عملکرد زشت و ناپسند خویش در حمایت از رژیم کودتائی و نامشروع الجزایر، این انتظار را باید داشته باشند که اقلیت الجزایری مقیم فرانسه، موضعی متشکل و خصمانه علیه آنان اتخاذ کنند.
امروز مقامات فرانسه باید مسئولیت پیامدهای بحرانهائی که خود بخاطر عملکرد مذموم خویش علیه تعلقات ملی و مذهبی مسلمانان در داخل و خارج فرانسه، بوجود میآورد بپذیرند. این پیامدها قطعاً برای حیثیت و آبروی آنان زیانآور است.