مجلس بررسی نهایی قانون اساسی در جلسه بعدازظهر دیروز با پنجاه نماینده حاضر در مجلس رسمیت یافت. در این جلسه که ریاست آن را دکتر بهشتی بعهده داشت اصل 30 بتصویب رسید و بحث درباره اصل 31 بعلت اتمام وقت مجلس به امروز واگذار شد.
در آغاز جلسه آیتالله محمد صدوقی بعنوان ناطق قبل از دستور سخنانی ایراد کرد. وی با تکیه به احساسات بیشائبه مردم نسبت به دین و مذهب خود گفت: در فوت طالقانی که یکی از روحانیون مشهور و مرد شایسته و وارستهای بود دیدید که مرد چه عکسالعملی از خود نشان دادند، مردم مسلمان چند شب با آن ازدحام جمعیت مرتب بر سر و سینه خود میزدند. مردمیکه برای یکنفر روحانی اینگونه عکسالعملی نشان میدهند برای دین و آئین و مذهب خود بمراتب بیشتر ابراز احساسات نشان خواهند داد. آیتالله صدوقی سپس در مورد نابسامانی در ادارات دولتی صحبت کرد و گفت: هنوز بسیاری از ادارات بویی از اسلام نبردهاند و هیچ انقلابی در آنجاها نشده است و تازه همگی ضدانقلاب نیز هستند. آیتالله صدوقی برای مثال به هواپیمایی و وزارت فرهنگ و هنر اشاره کرد و گفت در یزد این وزارتخانه 39 کارمند دارد با کلی ماشین و دم و دستگاه ولی ببینید اینها چکار میکنند؟ و چرا در این مورد اقدامی نمیشود؟ چرا دولت اینها را برکنار نمیکند. التبه ما نمیگوئیم از حق محرومشان کنید ولی حداقل باید کاری بکنند و پول بگیرند. صدوقی سپس در مورد ولایت فقیه صحبت کرد و گفت: وقتیکه 95 درصد مردم موافق اسلام هستند چطور عدهای جرات میکنند به اسلام اهانت کنند و بر علیه روحانیت صحبت کنند مخالفت با ولایت فقیه، مخالفت با اسلام است مخالفت با امام زمان است. و کسی که این حرف را میگوید به خدا و پیغمبر اعتقاد ندارد.
آیتالله صدوقی در خاتمه سخنان خود از نمایندگان خواستکه هر چه زودتر کارها را فیصله دهند و تکلیف قانون اساسی را مشخص و معیین کنند و گفت که تعلل در این امر مورد رضاتی خدا و پیغمبر نیست.
بر پایه اتحاد بینالمللی اسلامی
سپس دکتر بهشتی نامه عدهای از علمای تهران را که برای امام ارسال شده و رونوشت آن نیز به مجلس رسیده بود قرائت کرد. در این نامه از امام خواسته شده است که اصل مربوط به دین رسمی کشور به این صورت تصحیح گردد: «دین رسمی کشور اسلام بر طبق مذهب حق شیعه جعفری اثنیعشری میباشد و همه مقررات و قوانین بر طبق همین مذهب وضع گردد...» و دیگر اینکه دولت جمهوری اسلامی موظف باشد که برنامههای خود را بر پایه اتحاد بین ملل اسلامی قرار دهد.
دکتر بهشتی در پاسخ گفت: اصل مربوط به دین رسمی کشور به این صورت که تصویب شد با رای اکثریت بود و مذاکرات مجلس در آنروز نیز چاپ شده است. دکتر بهشتی اضافه کرد که آوردن تنها «مذهب جعفری» بدین اعتبار بود که خواستیم در بکار بردن این تغییرها توضیحهای موکد قرآن و پیامبر و ائمه را رعایت کرده باشیم همه میدانند که هر تغییری که بخواهد بهر نحو به روابط برادرانه ملل اسلام در هر دورهای خللی ایجاد کند باید از بکار بردن آن تغییر خودداری کرد و علاوه بر آن این تعبیر بهیچوجه ابهامی ندارد و حتی اگر مثلا در زمان امام جعفر صادق نیز زندگی میکردیم ایشان چه رهنمودی به ما میفرمود؟ خوشبختانه فقه غنی ما در این ابعاد نیز غنی است و راهنماییهای روشنی دارد. بنابراین همه کسانیکه تلگرامی فرستادهاند و آقای صدوقی باید دقت کنند که ما نبایدی تحت تاثیر احساسات قرار گیریم و به همه رهنمودهای پیامبر و ائمه عمل کنیم و اگر خدای ناکرده این ادله کافی نبود بالاخره میتوان بحث بیشتری راجع به این مساله کرد و شاید آنان نیز ادلههایی داشته باشند.
دکتر بهشتی همچنین گفت: راجع به مساله رئیسجمهور و نقش او نیز در فصل مربوط خود مورد بحث قرار خواهد گرفت. دکتر شیبانی پیشنهاد کرد مجلس وارد دستور گردد. حجتی کرمانی گفت ما اگر در این جا دایره تفکر را محدود کرده و خودمان را محور قرار دهیم این از اسلام خارج است و نوعی اختناق اکثریت. و کسانیکه به هر دلیل بعنوان مخالف حجت میکنند نباید مورد اتهامهای بیدینی قرار گیرند و باید کیفیت مطالب را در نظر بگیرند نه کمیت نمایندگان را و اینجا شما جو را طوری بوجود آوردهاید که انگار کسی که مخالف است بیدین است.
بهشتی در جواب گفت: بیشک تا آنجا که مربوط به نظم جلسه است اجازه خواهیم داد که از نمایندگان محترم آنجه مورد نظرشان است اینجا آزادانه بگویند و در مواردی که به نمایندهای گفته میشود که این مطلب نباید گفته شود بخاطر نظامنامه مجلس میباشد نه چیز دیگری.
احزاب بطور مطلق آزاد هستند
سپس اصل 30 که در مورد آزادی احزاب و جمعیتها است مورد بحث قرار گرفت. قائمی بعنوان نماینده گروه سه که در تدوین این اصل شرکت داشته است برای پاسخ به سئوالات و توضیحات لازم پشت تریبون قرار گرفت. وی گفت: این اصل مربوط به حقوق ملت است و براساس این حقوق تشکیل احزاب بلامانع است حتی حزب کمونیست. وی همچنین گفت با توجه به بحثهای متعدد که در حدود 20 بار صورت گرفت به این نتیجه رسیدیم که برادران ارتشی حق ندارند در فعالیتهای سیاسی و احزاب سیاسی شرکت کنند علت این امر آن است که یک ارتشی باید بیطرف باشد و نمیتواند هم از یک حزب دستور بگیرد و هم از فرمانده و در مورد احزب تمامی احزاب بطور مطلق آزاد هستند. حتی حزبهای کمونیستی ولی نباید علیه تمامیت ارضی و جمهوری اسلامی و قانون اساسی فعالیت کنند و همچنین مسلح نبوده و وابسته به بیگانه نباشند.
آیتالله منتظری سئوال کرد. در اصل آمده است انجمنهای گوناگون ادیان رسمی، دین رسمی فقط اسلام است و بقیه شناخته شده هستند نه رسمی و در مورد هنری باید گفت بعضی از هنرها مشروعند. آیا اینها هم آزاد هستند؟ و دیگر اینکه کلمه حاکمیت لازم نیست و سئوال دیگر من این است که اگر علیه اسلام تبلیغ کنند جایز است یا خیر علیه اسلام نه جمهوری اسلامی؟
قائمی جواب داد: گفتیم با اساسنامه و مرامنامه مصوب. چه اساسنامه و مرامنامهای در اسلام تصویب خواهد شد؟
منتظر ی در پاسخ قائمی گفت: «مصوب» یعنی مرامنامهای که خود انجمن تصویب کرده باشد نه دولت.
دکتر بهشتی گفت: بطور کلی این سئوال مطرح است که در نظام اجتماعی اسلام بیان مطالب ضداسلام و نوشتن آن آیا ممنوع است یا نه؟ در نوشتن پیشنویس کلی راجع به این مساله بحث شد و مطرح شد که بحث و گفتن آزاد است ولی «نقض» حاکمیت ممنوع است.
ربانی گفت وقتی که حزبی مارکسیست است اصلا محتوای اساسنامهاش نفی اسلام است.
قائمی در جواب گفت: حزب کمونیست فرانسه در چارچوب بورژوازی فرانسه عمل میکند.
دکتر بهشتی سئوال ربانی را وارد دانسته و گفت خیر در فرانسه هم حزب کمونیست تلاش میکند که بورژوازی را سرنگون کند.
موسوی جزایری پرسید با توجه به اینکه جامعه ما اسلامی است چرا بجای سندیکا، شورا را نیاوردید؟
قائمی در جواب گفت: سندیکا کلی است، شورا مورد قبول میباشد.
دکتر بهشتی گفت: بهتر است سندیکا را برداریم شاید نظر برادر عرب چنین نیز باشد.
کیاوش سئوال کرد آیا ممکن است که یک حزب ایدئولوژیک برای تقویت خود وابسته نباشد؟
قائمی در جواب گفت: اگر وابسته بود که دیگر آزاد نیست. دکتر ضیائی پرسید وابسته بودن یا نبودن کی معلوم میگردد؟ قائمی در جواب گفت: وقتی معلوم شد لغو میگردد. دکتر ضیائی جواب داد: وقتی که تقویت شدند؟
طرز فکر یونانی
آنگاه بنیصدر بعنوان مخالف صحبت کرد وی گفت من روز اول اینجا عرض کردم که طرز فکر یونانی بر این محیط حاکم است و گر چه آقای جوادی گفت این حرف را تکرار نکنید، بنیصدر ادامه داد هر مکتب فلسفی سیاسی بر یکی از سه توازن بنا نهاده شده است یا توازن مثبت و یا عدم توازن و یا بینابین این دو، ما از روز اول قبل از انقلاب گفتیم که بحث آزاد است و حتی امام وقتی به تهران آمد مرا در مدرسه علوی تعیین کرد که با هر کسی که مدعی است آزادانه بحث کنم. وی یکنفر مراجعه نکرد، ما باید قبول کنیم که مسلمانان تحت سلطه در کشورهای کمونیست بیش از مارکسیستهای موجود در کشور ماست و اگر ما جلوی فعالیت اینها را بگیریم به چه دلیلی از آنان بخواهیم که برادران مسلمان ما را در ابراز عقیده آزاد بگذارند در این حال کرمی شدیدا به بنیصدر اعتراض کرد و گفت: ما در چهارچوب اسلام هر چیزی باشد تصویب میکنیم و این آزادیخواهی شما را هرگز تحمل نمیکنیم.
بنیصدر گفت: ما اگر عدم توازن را عمل کنیم آزادی را رعایت کردهایم و من معتقدم متن قبلی جامعتر و شاملتر از متن پیشنهادی است و متن قبلی مورد رایگیری قرار گیرد.
یکی از نمایندگان پرسید اگر آزادی کامل بدهیم ضرر کردهایم. بنیصدر در جواب گفت: آزادی مطلق کسی به کسی نداده و در جامعه نسبیت حاکم است صحبت از حق است حقوقی را که ما انتظار داریم به مسلمانان روسیه بدهند باید به مارکسیستهای ایران بدهیم. سپس موسوی تبریزی بعنوان موافق صحبت کرد و گفت: اساسا اگر مرام احزاب مختلف و متضاد نباشد معنی ندارد و باید همه احزاب آزاد باشند. فاتحی بعنوان مخالف گفت که از نظر اسلام مسلمین حق تشکیل هیچ حزبی را ندارند ولی غیر مسلمانان میتوانند در جامعه اسلامی حزب تشکیل دهند.
کیاوش گفت این نظر شماست نه اسلام.
سپس بر سر متن قبلی با متن پیشنهادی بحث صورت گرفت و سرانجام اصل 30 با 50 رای موافق 7 رای مخالف و 9 رای ممتنع به تصویب رسید براساس این اصل:
«احزاب، جمعیتها و انجمنهای سیاسی و صنفی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده آزادند مشروط به اینکه استقلال آزادی و وحدت ملی، موازین اسلام و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند شرکت افراد در اینگونه گروهها آزاد است و هیچکس را نمیتوان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت به یکی از آنها مجبور ساخت.»