تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۲۸۱۷۵

رسانه‌های اجتماعی (بخش پایانی)


پروفسور حمید مولانا
در بیست سال اخیر، از زمان سقوط امپراتوری شوروی، واژه سازی و استفاده نامشروع از مفاهیم علوم انسانی و اجتماعی یکی از ابزارهای اصلی سیاست خارجی کشورهای غربی به ویژه آمریکا شده است. با استفاده از این واژه هاست که دولتمردان، سیاستگذاران، و نخبگان سیاسی و رسانه ای غرب می کوشند دگرگونی های منطقه ای و جهانی را به نفع خود کنترل کنند. همان طوری که واژه هایی نظیر «جامعه مدنی»، و «انقلابات مخملی و رنگی» در آغاز سقوط شوروی و در سال های بعد بر سر زبان ها افتاد، اکنون نیز غرب برای مقابله با جنبش های مردمی در دنیای عرب از واژه های «رسانه های اجتماعی»، «فضای مجازی»، و «دموکراسی و جامعه اینترنتی» استفاده می کند. هیچ کس دیگر از «جامعه مدنی»، «کثرت گرائی (پلورالیسم)» و «انقلاب مخملی و رنگی» درمورد سقوط دیکتاتورهای مصر، لیبی، یمن که همه مورد حمایت قدرت های غرب بودند سخن به میان نمی آورد و تظاهرات در کشورهائی مثل بحرین و سوریه پوشش رسانه ای متفاوتی به خود می گیرد.
ولی ناآرامی های انگلیس، فرانسه، اسپانیا، پرتغال و یونان به عنوان «عارضه های فصلی و موقتی ناشی از بحران اقتصادی» پوشش داده می شوند. ادامه بیکاری در آمریکا و کشورهای صنعتی غرب همراه با ورشکستگی های بانکی و ناتوانی سازمان های دولتی و بین المللی در بهبودی وضع اسف آور دنیای سرمایه داری، مدیریت سیاسی و اقتصادی و امنیتی جهانی را برای اولین بار با بحرانی مواجه کرده که از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون سابقه نداشته است. امروز در تمام کشورهای غربی، کمتر کشوری را پیدا می کنید که رهبر و رئیس جمهور و نخست وزیر آن مورد اعتماد اکثر مردم باشد. در بسیاری از کشورهای اروپائی این حزب اقلیت است که بر نظام و دولت حکومت می کند. افتضاحات رسانه ای گروه روپرت مرداک در انگلیس و دخالت نخبگان سیاسی و دولتی در رسوائی های این امپراتوری رسانه ای معنای جدیدی به مفهوم «آزادی مطبوعات و بیان» داده است.
همان طوری که قبلاً اشاره شد، تمام رسانه ها، چه قدیمی و چه مدرن، همه اجتماعی هستند و ما رسانه غیراجتماعی نداریم. علاوه بر این، بزرگترین کارکرد رسانه ها قدرت تشکل و بسیج آنهاست و این با کیفیت رسانه و نحوه زیرساخت آنها متفاوت است و مطبوعات و رادیو و تلویزیون و اینترنت و «فیس بوک» و «توئیتر» هیچ کدام از این قاعده مستثنی نیستند. از همه مهم تر اینکه رسانه ها، هم ابزار قدرت هستند، نه خود قدرت. انقلابات را رسانه ها به وجود نمی آورند ولی به تشکل و بسیج آن کمک می کنند. علل اصلی انقلابات عمیق تر و فراتر از وجود کانال های دیجیتالی نظیر «فیس بوک» و «توئیتر» و فضای مجازی است. همان طوری که پروفسور ونیس ماسکو، استاد جامعه شناسی دانشگاه کوئینز درگینگستون (کانادا) و یکی از کارشناسان رسانه، اخیرا اظهار داشته است: «رابطه ای بین وسعت اعتراض و خشونت ها و استفاده از رسانه های اجتماعی وجود ندارد» (روزنامه گلوب و میل، کانادا، 12 اوت 2011) و معلوم نیست دولت و یا تظاهرکنندگان از این رسانه ها علیه یکدیگر استفاده نکنند.
خلاصه اینکه، استفاده از عنوان «رسانه های جمعی» در مورد پایگاه های اینترنتی که اخیرا مد شده است، گمراه کننده و در بسیاری موارد علل سیاسی و اهداف ایدئولوژیکی دارد. در بهار امسال وقتی که اعتراضات مردمی علیه حاکمان تونس و مصر آغاز شد دیوید کامرون نخست وزیر انگلستان در نطقی که در مجلس شورای ملی کویت ایراد کرد از آزادی بیان در شبکه های اینترنت و «رسانه های اجتماعی» آن مانند «فیس بوک» و «توئیتر» دفاع کرد و آن را ارزش های خود و تمام مردم دنیا شمرد. ولی چند ماه بعد در تابستان همین سال وقتی که شعله های ناآرامی لندن و دیگر شهرهای انگلیس را فرا گرفت، کامرون خطاب به پارلمان گفت: «جریان آزاد اطلاعات خدمات خوب و بد برای مردم و اجتماع دارد و وقتی که مردم رسانه های اجتماعی را برای خشونت به کار می برند باید از آنها جلوگیری شود.» منظور نخست وزیر انگلیس استفاده «ناسالم مردم» از «فیس بوک» و «توئیتر» در جریان تظاهرات و خشونت های اخیر در شهرهای انگلیس بود. به عقیده او «قشرهایی از جامعه ما شکست خورده و به طور واضح بیمار هستند.»
موتور اصلی و انقلاب های امروزی در دنیای عرب از مردم محروم و ستمدیده آن سرزمین ها سرچشمه می گیرد و نه از رسانه های اصطلاح اجتماعی مجازی. تأکید روی رسانه های مجازی در نهضت های اخیر مردمی توهین به قدرت ملت ها است. ملت ها منبع اصلی جنبش های مردم سالاری هستند و نه دولت ها- دو عامل اصلی انقلابات و جنبش های دنیای عرب، یکی فقدان مشروعیت نظام ها و دولت ها. و دیگری وابستگی تاریخی آنها به قدرت های استکباری و استعمارکنندگان خارجی بوده است. اعتقاد و ایمان مردم به نظام و مشروعیت سیاسی و رهبری است که وحدت به وجود می آورد و نه رسانه های معمولی و مجازی. فضای مجازی هیچ گاه قدرت جایگزینی فضای عینی را ندارد.
در آمریکا و اروپا، و به طور کلی در جوامع غرب مدت های طولانی است که ارتباطات جمعی مانند تلویزیون و رادیو و روزنامه جایگزین ارتباطات انسانی و چهره به چهره شده اند و امروز پایگاه های اینترنتی کوشش دارند این کمبود ارتباطات انسانی و میان فردی را جبران کنند. ولی همان طور که تلفن به دلائل واضح نمی تواند جایگزین صحبت حضوری باشد، به همان دلیل نیز صحبت در فضای مجازی هم قادر به رقابت با ارتباطات اصیل و طبیعی افراد با یکدیگر نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات