تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۱۵

جنگ سرد در قفقاز


اووه کلوسمان
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
در وب‌سایت رسمی رییس‌جمهور کشوری که ابرقدرت‌های جهان بر سر آن اختلاف و نزاع دارند، تبلیغاتی برای جلب توریست به چشم می‌خورد: «اگر به دنبال بهشت روی زمین هستید، آن را در آبخازیا خواهید یافت.»
جمهوری آبخازیا واقع در کرانه دریای سیاه با 200‌کیلومتر ساحل، گردشگاه‌های ساحلی پر از درخت‌های نخل و کوه‌هایی که سراسر چهار فصل پوشیده از برف است، سالیانه بیش از همه صدها هزار گردشگر روس را به خود جذب می‌کند. آخرین جنگ در اینجا سه سال پیش پایان گرفت، همان جنگی که به جنگ پنج روزه میان روسیه و گرجستان معروف است. آن خونریزی زمانی آغاز شد که در هفتم آگوست 2008 پایتخت جمهوری جدا شده از گرجستان یعنی جمهوری اوستیای جنوبی به دستور «میخاییل ساکاشویلی» رییس‌جمهور گرجستان خمپاره باران و سپس مورد حمله نیروهای زمینی آن کشور قرار گرفت. در این درگیری سربازان یکی از یگان‌های حافظ صلح روسیه نیز کشته شدند. این واحد در سال‌های دهه 90 و به درخواست دولت گرجستان در آن منطقه استقرار یافته بود. به این ‌ترتیب روسیه نیز پس از کشته شدن سربازانش، به نفع اوستیای جنوبی مداخله نظامی خود در این جنگ را آغاز کرد. از سوی دیگر آبخازیا هم که متحد اوستیای جنوبی به شمار می‌رود یگان‌های خود را علیه نیروهای گرجی وارد کارزار کرد و در عرض چند روز بیش از 800 نفر از همه طرف کشته و ده‌ها هزار غیرنظامی مجبور به فرار از منطقه نبرد شدند. در نهایت و با میانجیگری نیکلا سارکوزی رییس‌جمهور فرانسه به این خشونت‌ها پایان داده شد اما این به معنی پایان گرفتن اختلاف‌ها و مناقشه نیست. از آن روز به بعد جنگ سرد بر قفقاز حاکم است و دستگاه تبلیغاتی گرجستان بعد از مداخله روسیه، از این کشور تصویر دشمنی بی‌رحم و خونریز ارایه می‌دهد.
ساکاشویلی در آگوست 2008 تظاهراتی در تفلیس پایتخت گرجستان به‌راه انداخت و در آن تظاهرات پلاکاردهایی در دستان مردم بود که چهره پوتین را شبیه به هیتلر نشان می‌داد. علاوه بر آن شماری از تظاهرکنندگان به مقابل هتل ماریوت که معمولا میزبان گردشگران و میهمانان خارجی است رفتند و شعار دادند: «این بار نوبت شماست.» از قرار معلوم منظور آنان این بود که روسیه در آینده نزدیک و با پیروی از الگوی هیتلر به دیگر کشورها نیز حمله خواهد کرد.»
اما در این سه سال چنین اتفاقی که نیفتاد هیچ، ارتش روسیه به نوعی تحلیل نیز رفته است. پرزیدنت دیمیتری مدودف به تازگی در مقابل دوربین‌های تلویزیون اقرار کرد که کشورش به دلیل وجود فساد در عرصه تسلیحات هنوز موفق به هزینه بودجه دولت برای برخورداری از فناوری جدید دفاعی نشده است.
از سوی دیگر گزارش تحقیق یکی از کمیسیون‌های مستقل اتحادیه اروپا که ریاست آن را دیپلمات سوییسی یعنی خانم «ایدی تاگلیاوینی» بر عهده داشت و در پایان سپتامبر 2009 منتشر شد، نشان می‌دهد که حمله نیروهای ساکاشویلی به اوستیای جنوبی به هیچ عنوان واکنشی به حمله روس‌ها نبوده و به عبارت بهتر گرجی‌ها قبل از نیروهای روسیه حمله خود را آغاز کرده بودند.
ساکاشویلی که زمانی امید منطقه به شمار می‌رفت، در نهایت تبدیل به موجودی دروغگو و آتش افروز شد. به همین خاطر در گرجستان و همین‌طور در غرب بسیاری بر این باور بودند که ساکاشویلی برای کسب موفقیت نسخه‌ای شوم را دنبال می‌کند: او می‌خواهد از اتکای خود به آمریکا برای کسب وزن و اهمیت استفاده کند تا به‌این ترتیب بتواند بار دیگر آبخازیا و اوستیای جنوبی را تحت کنترل گرجستان درآورد. اما اتحاد گرجی‌ها با قدرتی که از نظر مکانی فاصله‌ای بسیار دور از منطقه قفقاز دارد، منجر به از دست رفتن قطعی آن دو جمهوری جدایی طلب شد. روسیه در 26 آگوست 2008 و در مقابل دیدگان حیرت‌زده سفرای آمریکا و آلمان در مسکو اعلام کرد که آبخازیا و اوستیای جنوبی را از نظر دیپلماتیک به رسمیت می‌شناسد و با این دو جمهوری برای استقرار هفت هزار و 400 سرباز روسی در منطقه به توافق رسیده است.
از قرار معلوم گرجی‌ها و آمریکایی‌ها منافع روسیه در این دو منطقه را دست‌کم گرفته بودند. اکثر مردم این مناطق از قبل از سال 2008 گذرنامه‌های روسی داشتند و علاوه بر آن این مردم از چنان روابط نزدیکی با قفقاز شمالی برخوردارند که گویی به مانند سیستم ظروف مرتبطه عمل می‌کند. البته تا به امروز علاوه بر روسیه تنها چهار کشور دنیا یعنی نیکاراگوئه، ونزوئلا و جمهوری‌های پاسیفیکی «نائورو» و «وانوآتو» استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی را به‌رسمیت شناخته‌اند. کشورهای غربی برعکس از موضع گرجستان حمایت می‌کنند و آن دو منطقه جدا شده را بخشی از تمامیت ارضی گرجستان می‌دانند.
با این حال گرجستان برای بازپس‌گیری این مناطق از دست رفته، از پتانسیل سیاسی لازم برخوردار نیست. آبخازیا و اوستیای جنوبی در واقع از همان آغاز دهه 90 و پس از جنگ‌های جدایی‌طلبانه از زیر پرچم تفلیس درآمدند و 200هزار گرجی مقیم آبخازیا از آن منطقه فرار کردند. جالب آنکه این دو منطقه جدایی‌طلب تفاوت‌هایی آشکار با یگدیگر دارند. در اوستیای جنوبی که جمعیت آن به زحمت از 40هزار نفر فراتر می‌رود، هنوز چیزی به نام الیت سیاسی شکل نگرفته و برخی از اعضای دولت حتی از روسیه آمده‌اند. باند‌های تبهکار از نفوذ زیادی در این منطقه برخوردارند و در حال حاضر آنها هستند که کمک‌های مادی و غیرمادی روسیه برای بازسازی را به نفع خود مصادره می‌کنند. منتقدان رژیم هم به شدت سرکوب و مرعوب شده‌اند. در مسکو از اوستیای جنوبی به عنوان کودک دردسرآفرین یاد می‌شود.
اما وضعیت در آبخازیا به گونه دیگری است. دولت گرجستان ضمن آنکه از آبخازیا و اوستیای جنوبی به عنوان «مناطق اشغال شده» و از دولت‌های آنها به عنوان «عروسک‌های خیمه شب بازی روسیه» یاد می‌کند، اعلام کرده است که به هیچ عنوان خواهان مذاکره با آنها نیست و حتی هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا هم به صراحت از این خط مشی تفلیس حمایت کرده است. با این حال ظاهرا سیاستمداران گرجی و متحدان آمریکایی این واقعیت را نادیده می‌گیرند که پارلمان و رییس‌جمهور آبخازیا برآمده از انتخاباتی آزاد (حتی آزادتر از انتخابات‌های روسیه) و آرای 200هزار شهروند آنجا است.
روزنامه‌های منتقد و یک جامعه مدنی فعال در آبخازیا به بحث و گفت‌وگو مشغول هستند و این بحث‌ها در یک فرستنده تلویزیونی خصوصی هم جریان دارد. مورخان آبخازی نیز با همکاران روسی خود و نمایندگان دوما بحث‌هایی جدی در مورد نقش تاریخی روسیه در قفقاز را دنبال می‌کنند. با این حال سیاست جاری در آبخازیا از دوره تزارها بر این اساس بوده است که از نظر آنان مسکو چیزی بیشتر از یک حامی قدرتمند نیست. الیت سیاسی و اقتصادی آبخازیا و همین‌طور آن سه هزار دانشجوی دانشگاه سوخوم خواهان روابط بیشتر با اروپا هستند. آبخازی‌ها آشکارا از این می‌گویند که نمی‌خواهند وابستگی یک‌طرفه با روسیه داشته باشند و این رابطه باید دوجانبه باشد. رهبران آبخازیا در جریان مذاکرات با روسیه در مورد مسایل مرزی بسیار مطمئن و محکم ظاهر شدند و نشان دادند که برخلاف ادعاهای تفلیس و متحدانش، عروسک خیمه شب بازی مسکو نیستند. با این حال در حال حاضر بیش از 60درصد بودجه آبخازیا از سوی روسیه تامین می‌شود. به عقیده برخی از دیپلمات‌های آلمانی و کارشناسان امور قفقاز، سیاست بسته گرجستان (که از حمایت آمریکا نیز برخوردار است) در مورد به گفته خودشان «عروسک‌های خیمه شب بازی روسیه» در واقع به نفع آن قدرت‌هایی در مسکو عمل می‌کند که مترصد بلعیدن آبخازیا هستند.
در این میان دولت گرجستان با تشکیل وزارتخانه‌ای به نام وزارت «همزیستی» و انتصاب خانم وزیری سخن‌دان برای این وزارتخانه سعی در جذب تدریجی آبخازیایی‌ها دارد. اما هیچ‌یک از این طرح‌ها کارایی ندارد زیرا مخاطب آن مشخص نیست. نه تنها جمعیت بومی، بلکه ارامنه آبخازیا که اقلیتی مهم به شمار می‌آیند نیز پس از سپری کردن دو جنگ هیچ گرایشی به گرجستان ندارند. رفتار و گفتار شخص ساکاشویلی نیز بیش از اندازه بدگمانی‌ها نسبت به وی را تقویت می‌کند. او می‌گوید که درپی اجرای «طرح‌هایی معنوی برای همزیستی» است اما آنچه در مقابل نظامیانش می‌گوید با آنچه به دیپلمات‌های غربی می‌گوید از زمین تا آسمان فاصله دارد. ساکاشویلی از روس‌ها به عنوان «گله‌ای از بازماندگان مهاجم قوم مغول» یاد می‌کند و درست به مانند دوران قبل از جنگ 2008 از «پیروزی نهایی بر دشمن» و «آزادی کامل آبخازیا و اوستیای جنوبی» می‌گوید. بی‌تردید راه برون‌رفت از این تقابل میان ملت‌های همسایه در قفقاز به گام‌هایی بستگی دارد که از شدت دشمنی‌ها بکاهد. شاید امضای آن پیمان عدم خشونتی که «سرگئی باگاپش» رییس‌جمهور فقید آبخازیا در پایان ماه می ارایه داد بتواند راه‌گشا باشد. در چنین موقعیت‌هایی معمولا مبادله نمایندگان و برقراری روابط بازرگانی نیز در ایجاد تفاهم نقش موثری ایفا می‌کند. اتحادیه اروپا که تا به امروز از اعطای روادید به شهروندان آبخازی امتناع کرده است این امکان را دارد که یک دفتر اطلاع‌رسانی در آبخازیا دایر کند، یعنی درست همان کاری که زمانی در قبرس شمالی که تنها از سوی ترکیه به‌ رسمیت شناخته شده بود، انجام گرفت.
در صورت وجود چنین دفتری آنگاه آبخازی‌ها هم می‌توانند با گذرنامه‌های خود به اروپا سفر کنند و این مساله هم در مورد قبرس شمالی دارای پیشینه است. اما در صورت امتناع اتحادیه اروپا از چنین اقداماتی آنگاه این ترکیه خواهد بود که در این منطقه از دیگران پیشی می‌گیرد. وزارت خارجه ترکیه به‌زودی یکی از معاونان این وزارتخانه را برای گفت‌وگو به آبخازیا اعزام می‌کند و از قرار معلوم آنکارا حساب ویژه‌ای برای سرمایه‌گذاری در این منطقه باز کرده است. ترک‌ها در ماه آوریل دیداری غیررسمی از ترکیه را برای رییس‌جمهور آبخازیا تدارک دیدند و به این‌ترتیب مقدمات حضور جدی خود در آن منطقه را فراهم آوردند. در این میان اما اتحادیه اروپا به غیر از انتقاد از مسکو کار دیگری نکرده است. از نظر آنان مسکو با به رسمیت شناختن آن دو جمهوری اصول قوانین بین‌الملل در مورد تمامیت ارضی کشورها را نقض کرده است. البته این انتقاد اتحادیه اروپا این روزها چندان قابل پذیرش نیست. زیرا فرانسه و آلمان در لیبی با دولتی موسوم به «دولت موقت بنغازی» روابط برقرار کرده‌اند که اصولا دولتی منتخب به شمار نمی‌آید و به همان اندازه عضو سازمان ملل که آبخازیاست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات