تاریخ انتشار : ۱۰ آبان ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۷  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۳۰

راه درازی در پیش داریم

اشاره: دکتر علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی مسایل اجتماعی و اقتصادی ما اکنون در مرحله بسیار حساسی قرار دارد، رژیم استبدادی و قدرت‌های بیگانه در انتظار روزی هستند که مردم ما و رهبری انقلاب از پرکردن خلاء ناشی از در هم ریختن پایه‌های استبداد عاجز آیند.

دکتر علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی، در آخرین مقاله خود انقلاب اجتماعی ایران، روند حرکت آن و مسایل مرتبط به این انقلاب را مورد بحث و تفسیر قرار داده و معتقد است که حرکت و مسیر این انقلاب باید معنائی منطقی و مستدل و به دور از تحمیل مسلک و مرام‌های خاص داشته باشد و نویسنده هشدار می‌دهد جز این در مقابل ما وضعی نابسامان‌تر قرار خواهد گرفت. مقاله دکتر حاج‌سیدجوادی که قسمتهایی از آن را در این‌جا می‌خوانید، چنین آغاز می‌شود:
انقلاب اجتماعی ایران برای پیروزی نهایی راه درازی در پیش دارد. بر هیچکس پوشیده نیست که مشکل ما تنها مبارزه با دستگاه حاکمه نیست. آثار و نتایج مصیبت‌بار اجتماعی و اقتصادی این رژیم نیز خود مشکل عظیمی است که در پیش روی ما قرار دارد. زخمها و جراحاتی که دستگاههای خشونت و شکنجه رژیم بر پیکر فرزندان ما بجا گذاشته‌اند، خاطره و یاد هزاران جوانی که رژیم برای بقای خود به خاک هلاکت افکند، کیفیت فراموش نشدنی کشتارها و آتش‌سوزی‌ها و غارت‌ها و وحشی‌گری‌هایی که به دست رژیم در ماههای اخیر شهرهای ایران و خانواده‌های ایرانی را به ماتم نشانده است.
همه از جمله عواملی است که می‌تواند آتش انتقام و کینه را در دل ما برافروزد. اما شعله این آتش اگر به طور منطقی مهار نشود و به مجرای عدالت‌خواهی نیافتد، مصیبت‌های تازه‌تری را به بار خواهد آورد.
مبارزه در جهت نابودی بنیادهای استبداد و ظلم هدف نیست، بلکه وسیله است. زیرا هدف از مبارزه برقراری نظام عادلانه اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و ایجاد روابط و ضوابط قانونی تازه برای حفظ آزادی‌ها و حقوق اجتماعی و سیاسی مردم می‌باشد.
مبارزه برای نابودی بنیادهای استبداد نباید با مبارزه برای نابودی همه عناصر و عواملی که به نحوی از انحا و در مسیر مناسبات متفاوت به صورت جزیی از اجزاء اداری و یا نظامی و یا سیاسی و یا اقتصادی بنیادهای استبداد درآمده بودند، مخلوط شود.
مقاله چنین ادامه می‌یابد:
انقلاب اجتماعی ما در راه دگرگون کردن بنیادهای فساد و خفقان و استبداد طبعاً از تولیدکنندگان اصلی فساد و خفقان گذشته نمی‌کند، انقلاب اجتماعی ما مجریان و عاملین خفقان و فساد را که اعمال خود را با حداکثر توحش و بیرحمی انجام می‌دادند هرگز نخواهد بخشود و هرگز اجازه نخواهد داد آن‌ها که به صورت میکروبی آلوده در آمده‌اند. در یک حسابرسی عادلانه ملی از مجازات معاف شوند، اما هدف اساسی ما نابودی بنیادهای مولد و زاینده فساد و اختناق و بی‌عدالتی است و انقلاب اجتماعی ما هرگز نباید وسیله ایجاد کانون‌های تازه نارضایتی و بی‌عدالتی و کینه‌جویی درآید. کسانی که از فساد و اختناق در مشاغل و مقامات دولتی و غیر دولتی منتفع میشدند و با فروختن خود بدستگاه هم در دزدی و غارت و اختناق شریک بودند و هم در تشدید آن و در تضعیف حقوق مردم سهم موثر داشتند طبعاً از تغییر وضع و نابودی کانونهای فساد اختناق ناراضی میشوند و برای مقابله با انقلاب دستجه ایجاد هرج‌ومرج و تشدید کینه و حس انتقامجوئی مردم میزنند و مسیر اصلی انقلاب ما را بسوی تسویه‌حساب بصورت اقدامهای فردی و گروهی و ایجاد وحشت و ناامنی منحرف می‌نمایند.
در ادامه مقاله آمده است که:
برای ما مسئله تحول و انقلاب مهفومی جز نابودی بنیادهای استبدادی و بهره‌کشی و استثمار و شرایط ممتاز اجتماعی و اقتصادی برای گروههای حاکم و برقراری نظم سیاسی متکی بر قدرت زحمتکشان و مصالح اقتصادی ندارد، اما این مسئله نباید بهانه برقراری نظم تازه‌ای گردد که هدف آن در سطوح مختلف مسلکی و مذهبی ایجاد خودکامگی و سلطه‌جوئی فردی و یا گروهی و انحصار کردن قدرت و ایجاد امتیازهای تازه اقتصادی و اجتماعی برای گروههای دیگری از اجتماع باشد.
برای ما مسئله تحول و انقلاب مفهومی جز رهائی از هرگونه سلطه سیاسی و نظامی و اقتصادی بیگانه و وابستگان داخلی آن ندارد.
تحمیل هر نوع ایدئولوژی براساس ایجاد سلطه‌ای تازه برای بیگانگان در هر لباس و بهر شکل مخالف با اصول انقلاب اجتماعی ما و تجربه‌های ناگوار گذشته ما از استفاده از مسلک‌های اجتماعی در جهت گرایش به قدرتهای دیگر بیگانه میباشد.
برا ما اصول مذهبی و مسلکی هدف نیست بلکه وسیله رهائی از استبداد و فساد و اختناق و وابستگی از نفوذ بیگانگان است.
نابودی بنیادهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی نظام استبداد خلاء عمیقی در جامعه ما ایجاد خواهد کرد. اگر این خلاء با همفکری و همستگی مردم و در کنار یک رهبری روشن‌بین و آگاه و فعال پر نشود زمینه‌های تازه و اجتناب ناپذیری برای درهم شکستن انقلاب ما و چیره شدن عوامل فاسد ارتجاعی و قدرتهای بیگانه بوجود خواهد آمد.
مسائل اجتماعی و اقتصادی ما اکنون در مرحله بسیار حساسی قرار دارد. رژیم استبدای و قدرتهای بیگانه در انتظار روزی هستند که مردم ما و رهبری انقلاب از پر کردن خلاء ناشی از در هم ریختن پایه‌های استبدادی عاجز آید. کشور ما بخاطر غارت مداوم منابع ملی و تعطیل فعالیتهای اقتصادی و وجود اعتصابهای مقاوم در جهت مقاومت ملی در برابر رژیم استبداد و خرابکاری‌های مداوم رژیم در گردش امور جاری کشور در آستانه یک بحران اقتصادی و نقصان مواد غذایی و تورم شدید و بیکاری و رکود مالی قرار دارد.
دکتر حاج‌سیدجوادی با تشریح وضع اجتماعی موجود چنین نتیجه‌یی میگیرد که:
این ساده‌لوحی است که هنگامی که ما سرگرم مبارزه با رژیم هستیم تصور کنیم که بیگانگان و ایادی و عوامل آنها در داخل بیکار نشسته‌ایند و در فکر حفظ منافع خود و یا احیای منافع تازه‌تری برای خود از راه نفوذهای مسلکی و اعتقادی در میان اذهان ساده و افکار انقلابی قشرهای محروم جامعه ما نمی‌باشند.
در تاثیر این برداشتهای ساده است که خیال می‌کنیم در جهان کنونی، دنیا به دو قطب کاملاً جدا از یکدیگر و متضاد با هم و در برابر هم تشکیل شد.
و در برداشتهای ساده سیاسی از مسائل انقلابی است که خیال میکنیم که نیروهای انقلابی در حال مبارزه برای بدست آوردن قدرت همه محتوای انقلابی خود را پس از بدست آوردن قدرت سیاسی حفظ خواهند کرد. و هرگز موضع انقلابی خود را نسبت به محرومین و زحمتکشان جهان قربانی مصالح ملی و ضرورتهای سیاسی ناشی از آن در صحنه رقابتهای بین‌المللی نخواهند کرد.
دکتر علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی در قسمتی دیگر از مقاله مفصل خود خواست‌های انقلاب اجتماعی ایران را چنین مطرح می‌سازد.
ما خواهان انقلابی هستیم که رهبران آن، بدست آوردن قدرت و در موضع قدرت هرگز مصلحت گرائی‌های دولتی و ضرورتهای جهانی سیاسی کشور را بهانه‌ای برای ایجاد امتیازات طبقاتی برای خود و اعمال فشارهای استبدادی در جهت حفظ قدرت خود قرار ندهند.
ما خواهان دوستی و ایجاد روابط سیاسی و اقتصادی متقابل براساس حفظ استقلال و آزادیهای فردی و اجتماعی مردم ایران و ادامه تکامل شرایط عادلانه اقتصادی و اجتماعی اکثر مردم با همه کشورها و قدرتهای جهانی هستیم و عدول از این اصل برای هر حزب و گروه سیاسی از نظر ما مفهومی جز استفاده از ایدئولوژیهای اجتماعی برای ایجاد وابستگی‌ها و اسارتهای تازه سیاسی و اقتصادی به نفع بیگانگان ندارد.
برای ما هنوز پدیده استعمار و نفوذ جهانی قدرتها در مرزهای ملی و در جهت حفظ مصالح خود و ایجاد امنیت نظامی در مرزهای خود وجود دارد بنابراین همه اصول مسلکی و سیاسی و اجتماعی میتواند سر پلی برای این نفوذها قرار گیرد. ما از یاد نمی‌بریم که در روزگاران گذشته اصول مسیحیت و دفاع از تمدن و فرهنگ غربی وسیله تهاجم به سرزمینهای آسیائی و آفریقائی از سوی قدرتمندان سرمایه‌داری غرب بود. قدرت همیشه با ماسکی از اصول اعتقادی و مسلکی دست به تهاجم و نفوذ و اسارت و بردگی ملل ضعیف میزند و این مکانیزم همچنان صورت اصلی خود را در اشکال و شیوه‌های تازه حفظ کرده است، بنابراین همیشه بین اصول اعتقادی که ناشی از نیاز انسان به رهائی از اسارت و بردگی اجتماعی و اقتصادی است با گروهها و افراد اجرا کننده و اداره کننده تفاوت دارد.
مشکل جامعه ما در مسیر انقلاب از این نظر دارای خصوصیات پیچیده‌تری است و آن فقدان میراث فرهنگی انقلابی در درون طبقات زحمتکش و توده‌های کارگری و روستائی ایران است.
افراد و گروههائی که با اعتقاد به اصول اجتماعی دست به مبارزه میزنند هدفشان بدست گرفتن قدرت برای اجرای این اصول است و هنگامی که به قدرت رسیدند به موازی اجرای این اصول خواه ناخواه در اندیشه حفظ موضع خود و ادامه وجود خود بر سر قدرت نیز میباشند و تضاد بین ایدئولوژی و سازمان از همین نقطه شروع میشود. زیرا سازمان بدست افراد ایجاد می‌شود و بدست افراد اداره میگردد، و در این مسیر است که انقلابیون فسادناپذیر و سرسخت و غیرقابل انعطاف دوران مبارزه به سیاستمداران مصلحت‌گرا و محتاط و انعطاف‌پذیر دوران قدرت تبدیل میشوند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات