تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۲  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۸۹

دیپلماسی عمومی صیونیستی


 کوروش علیانی
یکی از خصوصیات رژیم صیونیستی و من‌تبعش این است که با هیچ‎چیز - خصوصا در عرصه فرهنگ - احساس بیگانگی نمی‌کنند و از آن دامن نمی‌چینند. هیچ عرصه‎ای نیست که بگویند این جای ما نیست و ما با این عرصه کاری نداریم. و استعداد عجیبی از خود بروز می‌دهند که اولا، از یهودیان حمایت کنند تا در رقابت‌‎ها موفق شوند؛ دوم این‎که، کار موفق هر فرد یهودی‌ را به نام خود نمایش عمومی بدهند؛ و سوم این‎که، از کار‎های غیریهودیان نیز چیزی‎که به نوعی مربوط به یهودیان و یهودیت باشد، بیرون بکشند. عجیب نیست که نمادگرایی و نمادسازی و نمادبازی از سرگرمی‌‎های اینان است. برای هر شکلی که قابلیتی گرافیکی‌ داشته باشد، داستانی می‌تراشند و هرجا بتوانند این شکل‌‎ها را به‎کار می‌برند و هرجا دیگران نیز این شکل‌‎ها را به‎کار ببرند، رندانه لبخند می‌زنند که دیدید؟ نمادی است از نماد‎های ما!
از رنگ‌‎های آبی و طلایی گرفته تا راه راه سیاه و سفید و ستاره شش‌پر و شش‌ضلعی و ستون و هرم و عدد هفت، همه را از نماد‎های خود دانسته‌اند، انگار کسی از ازل این‎‎ها را به نام‎شان سند زده بوده، یا انگار این نماد‎ها روحی دارند که در پسرخالگی با روح آنان است.
این‎جا هم شاید قرن‌‎ها سرگردانی باعث شده همه‎چیز و همه‎جای دنیا برای‎شان یک اندازه غریبه باشد، و وقتی همه‎چیز یک اندازه با کسی غریبه باشد، یعنی فاصله بیشتری در میان نیست و همه‎چیز یک اندازه با او آشنا نیز هست. از این فلسفه‌بازی‌‎ها که بگذریم، گاه نگاه به یکی دو خبر روز و برخورد آنان با این خبر‎ها می‌تواند معنی این حرف‌‎ها را روشن‌تر کند.
نمونه اول: معدن‌چیان شیلی
روز پنج‌شنبه 14 مرداد، قسمتی از معدن طلا و مس سن خوزه در 45 کیلومتری شمال کوپیاپوی شیلی فرو ریخت و 33 نفر معدنچی در اعماق معدن زندانی شدند. عمق این زندان نیمه‎طبیعی 700 متر بود و فاصله‌اش از ورودی معدن، سه کیلومتر. در 21 مهر، بالاخره این زندانیان را از اعماق معدن نجات دادند؛ هر 33 نفر را. 69 روز طول کشید تا این 33 نفر را بیرون بیاورند. آدم‌‎هایی که مس و طلا از دل خاک بیرون می‌کشند، کمترین میزان ایمنی را ندارند و هر ماه چندتایی‎شان در شیلی یا چین یا نیجریه یا کشور‎های دیگر از بین می‌روند و حتی کک کسی را نمی‌گزد. نه این‎که فراهم کردن ایمنی در معدن غیرممکن باشد؛ اما ایمنی هزینه‎‎های استخراج را بالا می‌برد و چه دلیلی دارد مشتریان زیورآلات طلا و سازندگان کابل‌‎های مسی برق، پول بیشتری بدهند؟ مردم در معدن‌‎ها می‎میرند تا قیمت مس و طلا و الماس نوسان‌های تند نکند.
بخت یار این 33 بدبخت مادرزاد بود که این‎بار دولت شیلی تصمیم گرفت آن‎ها را از دل خاک بیرون‎شان بکشد. جمع شدند و با پوشش خبری‌ای مثل بازی‌‎های نهایی فوتبال، از دل معدن بیرون‎شان کشیدند و برای‎شان کف زدند و رییس‎جمهوری‎شان را کنارشان ایستاندند که عکس بگیرند. روز 26 مهرماه، وزیر سیاحت رژیم صیونیستی اعلام کرد از این 33 معدنچی و همسران‎شان دعوت می‌کند که در ایام کریسمس، یک هفته بدون پرداخت هیچ هزینه‎ای مهمان رژیم صیونیستی باشند و سفری روحانی را با بازدید از مکان‌‎های مذهبی مسیحیان در سرزمین مقدس تجربه کنند. اعتقاد رژیم صیونیستی به روحانیت مکان‌‎های مقدس مسیحیان، چیزی شبیه ریش پهن مرد کوسه است، اما با چنان حدی از صداقت‌نمایی بیانش می‌کنند که مخاطب ناآگاه اصلا به فکر چنین پرسشی هم نیفتد. گمان می‌کنید 66 بلیت رفت و برگشت شیلی به فلسطین و نیز هزینه یک هفته اقامت و غذای 33 زوج در هتل‌‎های فلسطین تحت اشغال چقدر است؟ در برابر بازدهی تبلیغاتی چنین دعوتی، صفر. رژیم صیونیستی بلد است چه کند که در بازی‌ای که آن سوی دنیا جریان دارد، برنده باشد.
وزیر سیاحت در دعوت‌نامه‌اش نوشته است «شجاعت و عظمت روح شما، ایمان سترگ‎تان که یاری‎تان کرد تا چنین طولانی در دل خاک زنده بمانید، انگیزشی برای همگی ما است.» و طبیعتا کسی نیست که از او بپرسد، این 33 نفر دقیقا جز زنده ماندن، چه کار دیگری می‌توانستند بکنند؟ و چرا کسی سراغ مسبب ماجرا نمی‌گردد؟
کمی هم درباره این وزیر بدانیم. استاس میسژنیکوف، یهودی مهاجر روس، 41 ساله و عضو حزب یسرال بیتنو (اسراییل خانه ما) است. این حزب به رهبری اِوِت لوویچ لیبرمن (بعد‎ها اَویگدور لیبرمن) مهاجر دیگر روس، خود را پیرو نظرات ژابوتینسکی (مهاجر یهودی روس و بنیانگذار تشکیلات تروریستی ایرگون) می‌داند و در واقع به نوعی حزب راست‌گرای افراطی‌ای است که مهاجران روس را جذب خود کرده است. لیبرمن خود اکنون وزیر خارجه رژیم صیونیستی است و نظر‎های افراطی‌اش پای ثابت خبر‎های مربوط به این رژیم. میسژنیکوف ترتیبی داده تا اجلاس آینده سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در قدس برگزار شود و در مصاحبه‎‎هایی همین را نشان از به رسمیت شناختن این موضوع دانست که قدس پایتخت رژیم صیونیستی است.
نمونه دوم: مورد عجیب ژان لوک گدار
آکادمی اسکار، مثل هر سال، علاوه‎بر - و در واقع پیش از – کسانی‎که در رشته‎‎های مختلف سینمایی نامزد دریافت جایزه کرده است، از کسانی هم بابت تلاش و فعالیت مدام هنری‎شان تقدیر می‌کند و جوایزی به آنان می‌دهد. یکی از اینان، کارگردان 70ساله فرانسوی - سویسی ژان لوک گدار با کارنامه‎ای شامل 30 جایزه سینمایی (از جمله سیمرغ بلورین بهترین فیلم خارجی در جشنواره فیلم فجر سال 1380)، کارگردانی 93 فیلم و نوشتن 78 فیلم‌نامه مختلف از جمله کوله‌باری از فیلم‌‎های سیاسی است. گدار زندگی پر فراز و نشیبی داشته و در جنبه سیاسی از یک مارکسیست دوآتشه تا یک مخالف مارکسیسم تغییر موضع داده است. طبق معمول همه‎چیز در اطراف گدار حاشیه‌دار است. ستون‌نویسان و خبرنگاران بسیاری هستند که این روز‎ها دنبال یک منبع موثق می‌گردند که مطمئن‎شان کند گدار در مراسم دریافت جایزه شرکت خواهد کرد یا نه. به هر حال تب و التهاب تا حدی ساختگی، پیوند زدن اخلاق شخصی آدم‌‎های سینمایی با جزییات مراسم اسکار چیز چندان جدیدی نیست. اما در این میان، رسانه‎‎های صیونیست چه می‌کنند؟
آن‌‎ها با استناد به زندگی‌نامه‎‎های گدار و فیلم‌ساز دیگر فرانسوی (تروفو)، مدعی شده‌اند که دوستی گدار و تروفو در سال 1960 (1339 شمسی) به‎دلیل یهودستیز بودن گدار پایان یافته بوده است. در واقع تروفو می‌گوید بعد از این‎که گدار به پیر براونبرگر، یک تهیه‌کننده سینمایی فرانسوی، گفته «یهودی کثافت» او ترجیح داده رابطه‌اش را با گدار قطع کند. بعد‎ها نیز رسانه‎‎های صیونیستی این عبارت او را که گفته بود «اسراییل، سرطانی در نقشه خاورمیانه» است، تا مدت‌‎ها دست‌آویزی برای کوبیدن او کرده بودند. گدار در یکی از فیلم‌هایش تصویر‎هایی از گلدا مایر و هیتلر را طوری تدوین کرده که بیننده این دو را شبیه هم و دو رهبر مستبد سیاسی ببیند. این نیز برگ دیگری از پرونده او نزد رسانه‎‎های صیونیست است. حالا همه این‎‎ها در کنار هم عاملی شده که رسانه‎‎های صیونیست، خیلی جدی به این انتخاب آکادمی اسکار انتقاد کنند. آن‎‎ها نمی‌خواهند دست کسی که با آن‎‎ها نیست به هیچ جایزه و افتخاری برسد.
این فهرست را می‌توان تا ابد ادامه داد. کارگزاران رژیم صیونیستی آن‎چه را دیپلماسی عمومی می‌نامیم، خوب می‌شناسند و با تمام توان در راه اهداف خود به‎کار می‌برند. آن‎‎ها با هیچ‎چیز - خصوصا در عرصه فرهنگ - احساس بیگانگی نمی‌کنند و از آن دامن نمی‌چینند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات