تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۹۳
فقه سنتی و مسائل پیش‌رو از دیدگاه حضرت امام (رحمت‌الله علیه)

اسلام در عمل


 محمدتقی اکبرنژاد
ما پیوسته در مسائل کلامی پیشگام‌تر از مسائل فقهی بوده‌ایم! این پیشگامی نه در دقت طرح مسائل و پیچیدگی آن‎‎ها که در فاصله میان تئوری و عمل است. علم کلام، تئوری اسلام و فقه، عینیت آن است. مقصود از گفته بالا آن است که ما در تبیین دلایل جهان‎شمول بودن اسلام و قهر و غلبه آن بر تمام ادیان و مکاتب و پاسخ‌گو بودن آن در برابر تمام نیاز‎های معقول انسانی، بهترین براهین را اقامه می‌کنیم ولی در مقام واقع و خارج، به کمترین سطوح آن اکتفا کرده‌ایم.
فقه وسیع‌ترین، پرحجم‌ترین و کارآمدترین علوم اسلامی است. زیرا فقه تمام شئون عملی زندگی انسان را در بر می‌گیرد. از پیش از تولد تا پس از مرگ، از خلوت‌ترین لحظه‎‎ها و مکان‌‎ها تا وسیع‌ترین و مشهودترین آن‎‎ها را پوشش می‌دهد. بنابراین فقه، تجلی و نماد اقتدار اسلام در عمل است. از این نظر اگر میان واقعیت خارجی اسلام که فقه باشد و حقیقت نظری آن‎که در کلام تحقق می‌یابد، فاصله زیادی باشد، به‎مرور زمان به ملال و خستگی و انزوا خواهد انجامید. این مطالبه، پس از تشکیل حکومت اسلامی شکل جدی‌تری به خود گرفت. در حکومت اسلامی، «فقه» بیش از هر علم دیگری به مسئولیت فراخوانده شده و در این شرایط، قوت و فتور آن مشخص می‎شود؛ این‎که آیا فقه موجود که نتیجه تلاش خالصانه و شبانه‎روزی فقهای ماست و البته در شرایط غیرحکومتی رشد یافته، از عهده اداره جامعه برمی‌آید! البته باید توجه شود که ما میان‎شأن و جایگاه خود فقه با فقه موجود تفصیل می‌دهیم. مقصود ما تردید در وضع فقه موجود و میزان توانایی‌‎های آن است.
مطالعه گذرای تاریخ 31 ساله انقلاب روشن خواهد کرد که فقه موجود برخلاف عرصه زندگی فردی، در وسعت حیات اجتماعی نتوانسته است انتظار‌‎های معقول نظام و رهبران آن را برآورده سازد.
مادامى که فقه در کتاب‎ها و سینه علما مستور بماند، ضررى متوجه جهان‎خواران نیست و روحانیت تا در همه مسائل و مشکلات حضور فعال نداشته باشد، نمى‏تواند درک کند که اجتهاد مصطلح، براى اداره جامعه کافى نیست. حوزه‎‎ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیاى عکس‎العمل مناسب باشند. چه‎بسا شیوه‎هاى رایج اداره امور مردم، در سال‎هاى آینده تغییر کند و جوامع بشرى براى حل مشکلات خود به مسائل جدید اسلام نیاز پیدا کنند. علماى بزرگوار اسلام از هم‎اکنون باید براى این موضوع فکرى کنند.
نبرد پیش‎روی انقلاب، فراتر از چند فرع فقهی است. نبرد اسلام با تمدن کفر است. در برابر لشکر منظم تمدن غرب و شرق نمی‌توان با حرکت‌‎های ایذایی فائق آمد. فقه باید فقه تمدن‎ساز شود تا بتواند تئوری «اسلام در عمل» حضرت امام را که برآمده از متن دین است، برآورده سازد.
فقه کارآمد و فقه سنتی
از سویی، حضرت امام رحمت‎ا... علیه در جای‎جای حیات علمی و سیاسی خود تصریح به ضرورت ورود فقه به عرصه‎ای بسیار فراتر از عرصه گذشته خود، کرده و از فقها خواسته‌اند تا با درک نیاز‎ها و ضرورت‌‎های موجود جامعه به حل و فصل آن‎‎ها بپردازند. حتی در مواردی از ناکارآمدی روند موجود اجتهاد گلایه کرده‌اند. با این حال، ایشان بر فقه سنتی یا فقه جواهری اصرار نشان می‌دهند و از طلاب می‌خواهند تا بر اساس فقه سنتی، سراغ فقه بروند! همین امر به دستاویزی برای مخالفان تحول در حوزه و فقاهت تبدیل شده است. بنابراین مقصود ایشان از فقه سنتی، نیازمند توضیح است تا به‎دور از تفسیر به رأی روشن شود که ایشان فقه سنتی را در چه جایگاهی می‌دانند که منافاتی با ورود آن به عرصه‎‎های نوظهور نداشته و تحول و جهش را نیز می‌پذیرد.
مقصود امام از فقه سنتی
حضرت امام رحمت‎ا... علی، فقه سنتی را فقه برآمده از کتاب و سنت می‌دانند که در دامن اهل بیت علیهم‎السلام متولد شده و به‎دست اصحاب ایشان رشد یافته و سپس در عصر غیبت به‎دست فقها به بلوغ علمی خود رسیده است. از این نظر، کامل‌ترین فقه‌ است و همین فقه می‌تواند نیاز بشر را در تمام ابعاد آن به‎معنای واقعی برطرف سازد و نیازی به هیچ مکتب دیگری ندارد.
«و در اسلام آن فقهى که غنى‎ترین فقه‎هاست، فقه شیعه است. همچو فقهى در دنیا نیست؛ نه در بین مسلمین هست، عَلى‏ کثْرَتِهِم، و نه در غیر، بین غیرمسلمین. و این با زحمات طاقت‎فرسا از علماى شیعه درست شده است. از اول که زمان پیغمبر بوده است و دنبالش زمان ائمه، این علماى شیعه بودند که جمع مى‏شدند دور ائمه و احکام را از آن‎‎ها اخذ مى‏کردند و در اصولى که 400 تا کتاب بوده است نوشته‏اند. و آن اصول بعد در اصول دیگرى، که این کتب اربعه ما و سایر کتب است، تدوین شده است. و این‎‎ها همه با زحمت علماى شیعه، فقهاى شیعه درست شده است. تمام ابعادى که اسلام دارد و قرآن دارد، آن مقدارى که درخور فهم بشر است، تمام این‎‎ها را این جماعت عمامه به سر - به قول این آقایان، عمامه به سر و ریش‎دار - این‎‎ها درست کرده‏اند. تا این‎جا اسلام را این‎‎ها رسانده‏اند. و کتاب‎هایى که این‎‎ها نوشته‏اند؛ در هر رشته‏اى از رشته‎‎ها که شما ملاحظه کنید، کتاب‎ها نوشته شده، زحمت‎ها کشیده شده است، تا حالا رسیده است به این طبقه. این در رشته علم، علم اسلام، در رشته علوم اسلامى.»
از نظر ایشان، جریان‌‎های روشنفکری که به‎دنبال تولید فقه جدیدی بر اساس شناخت‌‎های محدود از اسلام و تمایلات باطل به شرق و غرب هستند، با تکیه بر فقه سنتی به‎معنای فقه اصیل شیعی، در هم کوبیده می‌شوند.
«اسلام با روشنفکر محفوظ نمى‏ماند. روشنفکرش آن است که آیه صریح قرآن را مسخره مى‏کند. اسلام با شماها، با این طبقه تا این‎جا رسیده است و باید شما با تمام جدیت، فقیه درست کنید، ملا درست کنید؛ فقیه در همه‎چیز. منافات ندارد که فقیه باشد، دخالت در امور مسلمین هم بکند، هیچ منافات با هم ندارد...
اگر یک وقت - خدای نخواسته - حوزه‎‎های علمیه ما سست شدند در تحصیل، سست شدند در این‎که فقاهت را تقویت بکنند, بدانند که این یک خیانت بزرگی به اسلام است... اگر تقویت نکنید این‎‎ها را به همان فقه که تاکنون بوده است؛ به همان فقه سنتی، اگر فقها تحویل جامعه ندهید، علما تحویل جامعه ندهید، مطمئن باشید که یک نیم قرن، الا این‎که از اسلام هیچ اسمی دیگر نباید باشد.»
از نظر ایشان، فقه شیعه در دل خود دارای زمینه‎‎های تحقیق و تکامل و خلاقیت و ابتکار است و از این نظر نیز توانایی مواجهه با مسائل نوپیدا را دارد و حقیقت اجتهاد نیز در همین عرصه ظهور می‌یابد.
«و لازم است علما و مدرسین محترم نگذارند در درس‎هایى که مربوط به فقاهت است و حوزه‎هاى فقهى و اصولى از طریقه مشایخ معظم که تنها راه براى حفظ فقه اسلامى است منحرف شوند، و کوشش نمایند که هر روز بر دقت‎ها و بحث و نظر‎ها و ابتکار و تحقیق‎ها افزوده شود؛ و فقه سنتى که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد.»
با همه این توضیحات روشن می‌شود که امام ره نه‎تنها با پویایی فقه مخالف نیستند، بلکه آن را ذاتی فقه سنتی و جواهری می‌دانند و از فقها و طلاب می‌خواهند تا بکوشند با تکیه بر پویایی فقه سنتی، تصویر کارآمدی از فقه شیعه نشان دهند.
«اما در مورد دروس تحصیل و تحقیق حوزه‎ها، این‎جانب معتقد به فقه سنتى و اجتهاد جواهرى هستم و تخلف از آن را جایز نمى‏دانم. اجتهاد به همان سبک صحیح است، ولى این بدان معنا نیست که فقه اسلام پویا نیست، زمان و مکان دو عنصر تعیین‏کننده در اجتهادند.
مسئله‏اى که در قدیم داراى حکمى بوده است، به‎ظاهر همان مسئله در روابط حاکم بر سیاست و اجتماع و اقتصاد یک نظام ممکن است حکم جدیدى پیدا کند، بدان معنا که با شناخت دقیق روابط اقتصادى و اجتماعى و سیاسى همان موضوع اول که از نظر ظاهر با قدیم فرقى نکرده است، واقعا موضوع جدیدى شده است که قهرا حکم جدیدى مى‏طلبد. مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد... فقه، تئورى واقعى و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است.»
استاد مطهری رحمت‎ا... علیه نیز در بیان گوهر اجتهاد می‌گوید:
«اساسا رمز اجتهاد در تطبیق دستورات کلی با مسائل جدید و حوادث متغیر است. مجتهد واقعی آن است که این رمز را به‎دست آورده باشد. توجه داشته باشد که موضوعات چگونه تغییر می‎کند و بالطبع حکم آن عوض می‎شود. و الا تنها در مسائل کهنه و فکر شده، فکر کردن و حداکثر علی‎الاقوی را تبدیل به الاحوط کردن و یا الاحوط را تبدیل به الاقوی کردن هنری نیست و این همه جار و جنجال لازم ندارد.»
بنابراین چنین نتیجه‎گیری می‌شود که فقه سنتی به‎معنای فقه اصیل جعفری است که در ذات خود رشد و پویایی را دارد و دغدغه حضرت امام رحمت‎ا... علیه از طرح مکرر آن، توجه دادن به منابع اصیل فقه شیعه اعم از کتاب و سنت و عقل است تا به مرور زمان و تحت تأثیر تبلیغات روشنفکران به‎دست فراموشی سپرده نشود و در دام ساده‎انگاری‌‎های جاهلان و تمایلات فاسقان گرفتار نیاید. مقام معظم رهبری در تفسیر فقه جواهری و فقه پویا می‌فرمایند:
«مبنای اول، فقه سنتی و جواهری است، که تعبیر امام بزرگوارمان بود. صاحب جواهر، مظهر یک فقیه مقید به مقررات فقاهت و قواعد اصولی و فقهی است. او یک ملای اصولی مقید و دقیق و منظم بود که از موازین رایج فقهی بین اصولیین، هیچ تخطی نکرد و در بررسی هر مسئله، شهرت و اجماع و ظواهر ادله و اصول و هرچه را که جزو ابزار‎های معمولی کار فقاهت شمرده می‎شود، در اختیار گرفت و آن‎‎ها را با همان دقت یک فقیه اصولی به‎کار می‎بست.
بنابراین، فقه جواهری، یعنی همان فقه سنتی رایج با متد فقاهت. این روش و متد، همان کیفیت رسیدگی یک مسئله در فقه است.
روش رایج فقها، بدین ترتیب است: اولا، استفاده از ظواهر و علاج مشکلات ظواهر و امارات؛ و هنگامی که فقیه دستش از امارات کوتاه شد، مراجعه به اصول، و پیدا کردن اصلی که این‎جا مجرای آن است؛ و اگر معارضه‎ای میان اصول وجود داشته باشد، علاج کردن آن معارضه و دیگر مشکلات باب اجرای اصول... و بالاخره از آب درآوردن مسئله فقهی.
این، فقه جواهری است. ما دو فقه، یکی سنتی و دیگری پویا نداریم. فقه پویا، همان فقه سنتی ماست. پویاست، یعنی علاج‎کننده مشکلات انسان و پاسخگوی حوادث واقعه است؛ و سنتی است، یعنی دارای شیوه و متدی است که بر طبق آن اجتهاد انجام می‎گیرد، و این شیوه قرن‎ها معمول بوده و کارایی خود را نشان داده است.»
در پایان برداشت برخی دیگر از اندیشمندان را اضافه می‌کنیم تا تأکیدی بر تفسیر مذکور از کلام امام رحمت‎ا... علیه باشد. نویسنده کتاب ادوار فقه و کیفیت بیان آن در چند بخش از کتاب خود به این مسئله پرداخته و چنین بیان می‎کند:
«اگر حوزه‎‎ها بخواهند جامعه کنونى امت اسلام را اداره کنند و رسالت اسلامى و فقهى خود را ایفا کنند، مى‏بایست که با حفظ اصول علمى و مبانى متقن تحقیق و اجتهاد که ایشان از آن به فقه جواهرى تعبیر دارد از فقاهت تقلیدى به فقاهت اجتهادى عدول کنند.
با فقه و مسائل آن سرسرى و ناشیانه و غیرمنطقى (بر اساس قیاس و استحسان و مصالح مرسله) مواجه نشوند و با این حال در شناخت واقعى روح قوانین اسلام و تطبیق آن‎‎ها بر موضوعات نوین تلاش کنند.»
«و اگر آن فقیه بزرگ (رضوان‎الله علیه) بار‎ها و بار‎ها از فقه سنتى و فقه جواهرى دفاع کرده‏اند، هرگز منظورشان تکامل نبخشیدن به کتب درسى نبوده و نیست، بلکه منظور ایشان حفظ اصول و مبانى و محتواى ارزشمندى است که در پرتو رنج و تلاش و اجتهاد فقهاى بزرگ در طول تاریخ فقاهت، شکل گرفته است.
نگارنده معتقد است که تمام کتاب‎هاى صرفى، نحوى، منطقى، فلسفى، فقهى و اصولى رایج حوزه نیازمند تدوینى دوباره و کاملتر و منقح است و کتاب‎هاى موجود با کیفیت فعلى هرگز متناسب با نیاز حوزه نیست و باید همه آن‎‎ها از رده مباحث خارج شوند و کتاب‎هاى تدوین‎یافته با متد جدید جایگزین آن‎‎ها شود.»
«منظور ایشان از حفظ فقه و فقاهت و فقه جواهرى و فقه سنتى، هرگز حفظ مباحث غیرضرورى و دست و پا‎گیر نبود، چه این‎که منظور ما از حذف مباحث غیرضرورى، سست کردن مباحث ضرورى و غیرمتعمق بار آوردن طلاب و محصلان نیست و نمى‏تواند باشد.»
استاد محترم آقای مبلغی نیز می‌افزایند:
«ما معتقدیم هر قدر اجتهاد جلوتر می‎رود، مبانی اجتهادی بیشتر صیقل می‎خورد، شفاف‎تر می‎شود و عقلانی‎تر می‎گردد. قطعا مبانی اجتهادی معاصران دقیق‎تر از مبانی مجتهدانی است که - مثلا - در قرن نهم می‎زیسته‎اند.
اما گاهی به سیر کلی اجتهاد توجه می‎کنیم. در این‎جا، باید سنتی بودن فقه را حفظ نماییم؛ یعنی همه مجتهدان گذشته، به‎رغم اختلافاتی که در استنباط مبانی داشته‎اند، ولی در نقاطی با یکدیگر مشترک بوده‎اند؛ مثلا در این‎که از کتاب استنباط می‎کرده‎اند یا از سنت و یا این‎که کتاب را بر سنت مقدم می‎داشته‎اند.
مقصود حضرت امام هم از این‎که فرمودند: باید فقه سنتی را حفظ کرد، همین معنا است که نقاط اتفاق در سیر کلی اجتهاد، در همه اجتهاد‎هایی که طی قرون صورت پذیرفته قابل‎نفی نیست. اما به‎دلیل آن‎که فقه جواهری بیش از هر کتاب دیگری توانسته است این سیر کلی را به‎صورتی شفاف و عالمانه عرضه کند، بر فقه جواهری تکیه کرده‎اند. جواهر الکلام در حقیقت، نهادی از فقه سنتی است، وگرنه مقصود حضرت امام این نیست که ما مبانی اجتهادی را کاملا تعطیل کنیم و دنباله‎رو دیگران باشیم.
اگر چنین فرضی را بپذیریم، باید صاحب جواهر هم از فقه سنتی پیش از خودش پیروی می‎کرد و در این صورت، اصلا حرف جدیدی نداشت.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات