تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۲۸۲۹۷

نحن مصلحون


 سیدکمال سجادی
پس از انتخاب سیدمحمد خاتمی به‌عنوان رییس‌جمهوری در دوم خرداد سال 1376 پروژه‌ای در جمهوری اسلامی تحت عنوان اصلاحات طراحی شد که عمدتا به‌وسیله اعضای اصلی شورای مرکزی حزب مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و تا حدودی حزب کارگزاران و بعضی از فعالان سیاسی مرسوم به جناح دوم خرداد، پیگیری می‌شد. این پروژه تحت مدیریت سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهوری وقت و به ‎وسیله اعوان و انصار وی در رسانه‌های گوناگون متعلق به آن جناح در سطح کشور و حتی خارج کشور ترویج و تبلیغ می‌شد.
البته با تعاریفی که از اصلاحات به‌وسیله نظریه‌پردازان غرب‌گرای دوم خردادی به‌ویژه مشارکتی‌ها ارائه شد واژه اصلاح، اصلاح‌گری و اصلاحات دچار یک نوع مظلومیت زبان‌شناسی شدند؛ زیرا اصلاحات مورد نظر این قوم به قدرت رسیده، کاریکاتور و چهره مشوه اصلاحات واقعی بود.
و اذا قیل لهم لاتفسدوا فی‌الارض قالوا انما نحن مصلحون (سوره بقره آیه 11)
و هنگامی ‎که به آنان گفته شود در زمین فساد نکنید، می‌گویند: ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم.
نگارنده هر وقت می‌خواهد مطلبی را در مورد اصلاح‌طلبان از نوع دوم خردادی و مشارکتی عنوان کند، بی‌اختیار آیه شریفه فوق تداعی می ‎شود. سران فتنه به‌ویژه دو کاندیدای شکست‌خورده با اعمال و مواضع خویش با دست خود، خود را از قطار انقلاب به بیرون پرتاب کرده و از راه و طریق نورانی انقلاب اسلامی خارج شده‌اند. شمه ‎ای از جرایم اعمال آنان این است که سران فتنه ٨٨ و عوامل میدانی آن‌ها به مقدسات و ارزش‌های اسلامی مردم اهانت کردند، روز قدس به نفع اسراییل شعار دادند، به ساحت ملکوتی امام راحل (رحمت ‎ا... علیه) توهین کرده، با سیاست‌ها و خطوط راهبردی آمریکا، اسراییل و انگلیس علیه جمهوری اسلامی هم‌ندایی و هماهنگی نشان دادند و خوراک تبلیغاتی رسانه‌های معاند غربی را برای مخدوش کردن چهره نظام فراهم کردند.
بوش کوچک، سران فتنه و فتنه‌گران را پیاده ‎نظام آمریکا در ایران نامید و نتانیاهو با غرور صهیونیستی، فتنه‌گران را بزرگترین سرمایه اسراییل در ایران خواند. از سوی دیگر، نتایج یک انتخابات قانونی را که رهبری نظام و نهادهای قانونی تأیید کردند، زیر سئوال بردند. با مبانی نظام معارضه کرده و امنیت جامعه و مردم را مورد تهدید قرار دادند و بر روی نظام شمشیر کشیدند. با این همه جرایم و قانون‌شکنی که در ٣٠ سال گذشته در این وسعت بی‌سابقه بوده، آیا می‌توان در آینده جایگاهی برای آنان تصور کرد؟ خیر!
طرح اصلاحاتی که به جامعه ایرانی معرفی شد، از مطالب و مفاهیمی تشکیل شده بود که سردمداران دوم خرداد در تعریف و تبیین آن بسیار ناهماهنگ بودند؛ جز در یک موضوع که مخالفت با اصول و اصول‌گرایان بود و هم‌اکنون نیز جملگی بر‌آنند! نکته جالب و طنز‌آمیز این است که به عدد نفوس سردمداران، نظریه‌پردازان، تحلیل‌گران و فعالان سیاسی جناح دوم خرداد، تعریف از اصلاحات وجود داشته و دارد!
با گذشت ١٢ سال از زمان طراحی پروژه اصلاحات، سیدمحمد خاتمی رییس‌جمهوری سابق پس از جلسات مختلف به تعریف و تبیین مجدد مبانی اصلاحات پرداخت با این امید که ابهامات و تناقضات فراوان را از دامن پارادایم اصلاحات بزداید؛ اما این ترفند و ویرایش دیرهنگام نیز در ابهام‌زدایی و ناکارآمدی این طرح، تأثیری نداشت و این بیمار محتضر را افاقه نکرد و سرانجام داروی سموم طبیبان نااهل جنبش فرقه سبز، این بیمار بدحال را به سکرات مرگ سپرد و این‌چنین شد که همان ‎طور که قبلا هم آن نظریه‌پرداز طناز اعلام کرد، اصلاحات مرد!
به هر تقدیر پروژه اصلاحات، از ابتدا، ناقص و ابتر و سرشار از ابهام و التقاط، با نسخه‌برداری از مفاهیم عقیم و مفسده‌آمیز لیبرال دموکراسی غربی، اومانیسم و اباحه‌گری و تساهل و تسامح سرچشمه گرفته از افکار و انظار افرادی نظیر یورگن‌ هابرماس جامعه‌شناس آلمانی و میشل فوکو جامعه‌شناس پست‌مدرن فرانسوی و...، معلول متولد شد. مردم هوشمند ایران و روشنفکران متدین و اصیل و دردشناس و مسئولیت‌پذیر از طرح اصلاحات دوم خردادی نه تنها استقبال نکردند بلکه به نقد آن پرداختند؛ زیرا این طرح من ‎در‌آوردی و نامطلوب از بن‌مایه و اساس با ارزش‌ها و اهداف و گفتمان برخاسته از انقلاب اسلامی و خواسته‌های اصیل و واقعی مردم و جامعه ایران ناسازگار و متناقص بوده و هست.
مردم با حسن ‎نیت ایران با توجه به متن شعارهای مهندسی شده و متفاوت آن‌ها، با این امید که بعضی شیوه‌ها و سیاست‌های دولت قبل از دوم خرداد ترمیم و اصلاح و یا تغییر مطلوب یابد، به سیدمحمد خاتمی رأی دادند؛ ولی هنگامی‌که پروژه اصلاحات آنان مبهم، نامقبول، ناکار‌آمد و ساختارشکن و هنجارگریز جلوه‌گری کرد، همین مردم از آنان و طراحی‌های رنگین ‎شان بیزار و رویگردان شدند و جبران مافات کردند؛ یعنی از سال 1384 تاکنون به سیاست‌ها و روش‌ها و راه‌کارهایی رأی دادند که عامل آن، عدالت، گفتمان و اصول انقلاب اسلامی و خارج کردن قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از انحصار و تیول عده‌ای را هدف خویش پس از پیروزی اعلام کرده و قلوب مردم را متوجه خویش ساخته و هنوز هم به شعار عدالت و پیشرفت و توجه به نیازهای اقشار گوناگون به‌ویژه طبقات کم ‎در‌آمد وفادار است.
در پروژه اصلاحات دوم خردادی، ما شاهد ظهور و بروز و جولان روشنفکران غرب‌زده‌ای بوده‌ایم که از امثال میرزا ملکم ‎خان، تقی‌زاده، کسروی، ... به مراتب بدتر نظریه‌پردازی و عمل کردند.
همدلی با مطلوبیت‌ها و خواست‌ها و استراتژی خصمانه استکبار جهانی به‌ویژه آمریکا و اذناب آن در بعضی شعارهای اصلاح‌طلبان و دنباله آن یعنی جنبش فرقه سبز در روز قدس و١٣ آبان سال گذشته، انعکاس یافت. تأکید بر بعضی نارسایی ‎ها و مشکلات مردم، تصویر‌سازی‌های کاذب اما ساختارشکن و مخالفت با اصل و ماهیت و خدشه‌دار کردن وجهه نظام و ارکان آن به شیوه تدریجی و مخالفت با فصل ‎الخطاب بودن و منویات مقام معظم رهبری، ترویج ماکیاولیسم فکری و سیاسی با ظاهر و پوسته نوگرایی دینی و قرائت‌های متعدد و متکثر، ایجاد انشقاق و اختلاف در سطح نظام بین خواص و نخبگان، فعالان سیاسی و دولت و مردم، ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به مسئولین نظام و کاهش سرمایه اجتماعی و رفتارهای نهیلیستی و فرصت‌طلبانه، موجب توقف و مسدود شدن فعالیت‌های سیاسی آنان شده است؛ زیرا به کرات شاهد بوده‌ایم که سران فتنه در جلسات متعدد از سوی مردم به‌صورت خودجوش مورد اعتراض قرار گرفته‌اند و همین مردم هرگز دوباره به آنان ر‌أی نخواهند داد.
ذکر این نکته ضرورت دارد که جناح اصلاح‌طلب از طیف‌های متعددی تشکیل شده‌است و به ‎طور کلی می‌توان ساختار این جناح را این‌گونه ترسیم کرد که جناح دوم خرداد یا اصلاح‌طلب شامل احراز و گروه‌هایی از چپ‌های سنتی و غیرسنتی، لاییک‌ها، سکولارها، لیبرال‌ها، گروه ‎های لیبرال دموکرات و چهره‌هایی که در کسوت روحانی یا دانشگاهی دارای سابقه انقلابی و سمت‌های کلیدی در اوایل انقلاب تا چند سال گذشته بودند و نیز چهره‌هایی که طیف باریکی را تشکیل می‌دهند، از سابقه انقلابی و مدیریتی در جمهوری اسلامی برخودار بوده‌اند. این طیف اخیر که اقلیتی را در بین فعالان اصلاح‌طلب تشکیل می‌دهند، از تدین برخوردار هستند. این گروه که سالم‌ترین بخش جناح اصلاح‌طلب را شامل می‌شوند و در مجلس شورای اسلامی، در دانشگاه‌ها، در بخش‌های دولتی و خصوصی و... حضور دارند می‌توانند با رعایت سایر جوانب و تجدید عهد با گفتمان انقلاب اسلامی و افکار و آرمان‌های حضرت امام(رحمت ‎ا... علیه) و تبعیت از اصل مترقی ولایت فقیه و قانون اساسی، فصل جدیدی را در فعالیت جناح اصلاح‌طلب بگشایند و نیروهای سالم و حتی نیروهای سرخورده و حیران اصلاح‌طلب را که از سران فتنه خیر ندیده‌اند و امید به فعالیت سیاسی در چهارچوب نظام دارند، سازماندهی کنند تا از حقوق قانونی خویش در جهت فعالیت‌های سیاسی بهره‌مند شوند. البته اکنون نیز اصلاح‌طلبان به‌ویژه از نوع رادیکال و دنباله آن یعنی جنبش فرقه سبز افکار و آرای ساختارشکن بینش خود را که برای کشور خسارت‌بار بود، با الحان و الفاظ گوناگون و رنگارنگ در رسانه‌های مختلف داخلی، خارجی، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی تکرار می‌کنند. مبانی و زمینه‌ها همان مبانی مبهم و التقاطی برگرفته از لیبرالیسم و اومانیسم غربی با پوششی از الفاظ دینی است. در حالی‌که نسل جوان و هوشمند فریب آنان را نمی‌خورد و به آنان اعتماد ندارد. جریان اصلاحات با سازوکارهای دوم خردادی و قبلی خود به بن‌بست کامل رسیده و دیگر نمی‌تواند با شیوه‌های ماکیاولیستی و مرعوب و منفعل در مقابل بیگانگان به‌ویژه آمریکا و اذناب آن و نیز اندیشه ناصواب و خام تغییر ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران در این کشور راه به ‎جایی ببرد؛ زیرا مردم فهیم و هوشمند ما به مقاصد نهایی آنان پی برده‌اند و پروژه‌ به اصطلاح اصلاحات آن‌ها در واقع موجب فساد در عرصه‌های گوناگون سیاسی، فرهنگی و اقتصادی شده است.
چه خوش گفتند رهبر فرزانه انقلاب در سخنان اخیرشان که خودمحوری موجب شد برخی در مقابل انقلاب بایستند. ایشان افزودند که این افراد از اول هم لزوما دشمن انقلاب نبودند؛ در واقع در مقابل جاذبه‌های اهداف حقیر مادی و شخصی کم آوردند و اسیر وسوسه ریاست و قدرت شدند و این بلای سنگین، آنان را از درون تهی و تمام کرد، لذا فکر می‌کنند که انقلاب تمام شده است اما این ادعا فقط یک خیال و توهم است.
نکته جالب در بیانات مقام معظم رهبری این است که فرمودند ملت بدون اعتنا به ریزش‌هایی که ممکن است در آینده هم تکرار شود به حرکت پر رویش و پرنشاط خود ادامه داده و خواهد داد.
نگارنده در حال تنظیم این مقاله با خبر شدم که سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده که حزب مشارکت و سازمان مجاهدین منحل شده‌اند. این خبر نشان می‌دهد که ساختارشکنان و عبورکنندگان از خطوط قرمز نظام و گروه‌ها و احزاب و افراد پشیمان از انقلاب، در آینده سیاسی کشور جایگاهی ندارند. در واقع انحلال این گروه‌های سیاسی، نشانه ناکار‌آمدی کارکرد‌های ساختاری احزاب و سازمان‌های سیاسی‌ای است که سامانه سیاسی کشور را دچار هزینه و خسارت کرده‌اند.
البته کسانی‌که فریب بازی‌های سیاسی این اصلاحات‌چی‌های شعارباز را خورده‌اند، می‌توانند با اظهار ندامت و رجوع به گفتمان اصیل انقلاب اسلامی، قانون اساسی و تبعیت از اصل مترقی ولایت فقیه فعالیت خویش را داشته باشند و براساس قانون از حقوق شهروندی خویش بهره‌مند شوند و ظاهرا منعی در این نوع فعالیت‌های قانونی وجود ندارد. ایران اسلامی اکنون در مقایسه با سال‌های گذشته، کشور مقتدر منطقه و تأثیرگذار در نظام بین‌الملل بوده و دستاورد‌های شگرف و اعجاب‌آور در حوزه‌های وسیع علوم و فن‌آوری بسترهای لازم و مناسبی را برای پی‌ریزی و فونداسیون تمدن نوین اسلامی فراهم ساخته است و گروه‌های منحرف و منحط نمی‌توانند خدشه‌ای در مسیر عدالت و پیشرفت و توسعه پایدار کشور ایجاد کنند.
همه می‌دانیم که بزرگترین، پیچیده‌ترین و رنگین‌ترین توطئه دشمنان خارجی جریان‌های ضدانقلاب و منحرفان داخلی که در قالب فتنه ٨٨ بروز و ظهور پیدا کرد، با شکست رسوا و مفتضحانه مواجه شده و به بن‌بست رسیدن این فتنه عظیم، نشان و آیت بزرگی از اقتدار نظام اسلامی، تدبیر حکیمانه رهبری نظام و هوشیاری ملت ولایت‌مدار و عزتمند ایران است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات