* حامیان دولت آن زمان بر این اعتقادند که مدیریت اقتصادی با توجه به شرایط جنگ بگونه یی بود که مردم گرسنه نبودند...
** البته این کار مهمی بود ولی به هیچ وجه کافی نبود و ضمن آنکه اینها را برای اینکه روحیه به مردم بدهند می گفتند ولی واقعیت این نبود. دوران جنگ بهترین و طلایی ترین فرصت برای ساختن اقتصاد کشور بود. ما اعتقادمان این است که دولت نتوانست اقتصاد جنگ را به خوبی مدیریت کند. خوشبختانه نیروهای مسلح از این فرصت استفاده کردند و برای نخستین بار بعد از 300-200سال ارتش ملی در ایران شکل دادیم، ما تا قبلااز جنگ ارتش نداشتیم. حالاموشک هایمان را خودمان تولید می کنیم، تمام تجهیزات نظامی را برای نخستین بار بعد از 300سال خودمان تولید می کنیم حتی این ماهواره یی که به فضا فرستادیم مربوط به پیشرفت های نظامی است نه پیشرفت های صنعت غیرنظامی. یعنی بخش نظامی ما از این فرصت استفاده کرد اما دولت متاسفانه از این فرصت استفاده نکرد، حتی در دیپلماسی هم همینطور است.
* منظورتان در زمان جنگ است؟
** نه، کلادر این 30سال منظورم است. شما ببینید دیپلماسی ایران کجا برد داشته، هرجا که جهاد بوده است. مثل عراق، سوریه، لبنان و فلسطین دیپلماسی ایران موفق بوده ولی خارج از این نه در اروپا پیشرفتی داشتیم و نه در آسیا. الان قدرت اولی که پشت صحنه عراق، سوریه، لبنان و فلسطین است، ایران است. این دیپلماسی دیپلماسی رسمی کشور نبوده است. همین الان در رابطه با تحریم ها ما این استفاده را نمی کنیم یعنی الان تحریم ها بیشتر جنبه سیاسی به خودش پیدا کرده است. در حالی که این تحریم ها باید موجب یک جهش بزرگ اقتصادی در ایران بشود با تحریم ها شعاری برخورد می شود حالایک عده می گویند تحریم ها موثر واقع شده یک عده می گویند موثر نشده در حالی که مساله این است که تحریم ها را تبدیل به یک فرصت بکنیم. اینکه رهبر انقلاب می گویند جهاد اقتصادی به همین منظور است.
* شما در بحث دیپلماسی بیشتر بر استفاده از ظرفیت ها تاکید دارید و انتقاد کلی هم به دیپلماسی همه دولت های بعد از انقلاب دارید در حالی که به اعتقاد کارشناشان سیاست خارجی دیپلماسی دولت اصلاحات موجب شکوفایی دیپلماسی ما شد و ایران را از انزواطلبی به نوعی خارج کرد...
** من دیپلماسی آقای خاتمی را انفعال می دانم یعنی دیپلماسی باید بر مبنای امتیاز گرفتن باشد اگر امتیاز بدهیم و امتیاز نگیریم این دیپلماسی خوبی نیست. آقای خاتمی زحمت کشید و گفت وگوی تمدن ها را راه انداخت ولی جایزه صلح نوبل را به کسی دیگری دادند هرچند ایشان هم ایرانی بود ولی این کار معنای خاصی داشت، معنایش این بود که طرف مقابل می گفت شما باید بیش از این عقب نشینی کنید اتفاقا این در رویکرد مردم به احمدی نژاد موثر بود مردم می خواستند با انتخاب احمدی نژاد بگویند که ما عقب نشینی هایمان در مقابل غرب یک حدی دارد و نامحدود نیست.
* یعنی واقعا فکر می کنید مردم به خاطر مسائل دیپلماسی دولت اصلاحات آقای احمدی نژاد را انتخاب کردند؟
** نه، آقای احمدی نژاد هم در بعضی از مسائل تندروی کردند. ولی مردم بی احترامی غرب و زیاده خواهی های آنها را از دولت قبلی با رای به آقای احمدی نژاد نشان دادند. شعارهای احمدی نژاد عقده های مردم را پاسخ می داد. باید بدانیم که در دیپلماسی تهدید برای ایجاد جنگ نیست، تهدید می کنند که امتیاز بگیرند و همکاری هم برای این نیست که ما برادر بشویم چون صحنه دیپلماسی که اینگونه مسائل را برنمی تابد. دیپلماسی آقای خاتمی برای اینکه مثلاافکار عمومی دنیا را درست کند خوب بود ولی نتوانست تبدیل به یک درختی بشود. در این نوع دیپلماسی هیچ امتیازی نگرفتیم، نه در سرمایه گذاری و نه تحولی در سرمایه گذاری خارجی صورت گرفت حتی وارد سازمان تجارت بین الملل(گات) هم در زمان آقای خاتمی نشدیم بنابراین ما باید یاد بگیریم که نه انفعال خوب است نه ماجراجویی، ما باید بعد از این 30سال به این نتیجه برسیم که هم انفعال و هم ماجراجویی ما را به امتیازگیری از حریف نمی رساند ما باید برای مردم امتیاز بگیریم یعنی فرصت های جدید اقتصادی وسیاسی فراهم کنیم.
* شما سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد را ماجراجویانه می دانید؟
** من البته نمی گویم دیپلماسی ماجراجویانه ولی بعضی از اقداماتی که شد مثل طرح هولوکاست در حقیقت تندروی بود، باید از بیداری اسلامی دفاع می شد. ما در مملکتی زندگی می کنیم که هم باید تهدید کنیم هم باید همکاری کنیم. همکاری و رقابت هر دو لازم است. سیاست خارجی باید واقع بینانه باشد انفعال زمان آقای خاتمی به نظر من به نتیجه نرسید از سیاست خارجی آقای احمدی نژاد هم می توان درس هایی برای آینده گرفت.
* یعنی بعد از 30سال ما هنوز داریم در سیاست خارجی آزمون و خطا عمل می کنیم؟
** (با خنده) تجربیات ما کامل می شود.
* آقای رضایی یک مقدار به مباحث روز بپردازیم، در هر انتخاباتی که می شود نام شما هم به میان می آید یعنی از زمانی که ردای نظامی گری را کنار گذاشتید و وارد عرصه سیاست شدید پای ثابت اکثر انتخابات بودید، از انتخابات مجلس ششم گرفته تا همین انتخابات پیش رو، واقعا چرا همیشه نام شما با انتخابات گره خورده است؟
** نمی دانم باید از خود آنهایی بپرسید که این مسائل را طرح می کنند چون من که گفتم در انتخابات مجلس کاندیدا نمی شوم.
* بله گفتید نمی آیید ولی به هر حال جریان متبوع شما وارد می شود، فرقی نمی کند خود شما بیاید یا جبهه ایستادگی که پشت پرده آن را مدیریت می کنید.
** جبهه ایستادگی یکسال پیش درست شده است البته 8+ 7 نماینده همه اصولگراها نیستند لذا من از جبهه ایستادگی حمایت می کنم ولی این حمایت برای تفرقه نیست، برای تکمیل کردن است. خیلی از دوستان من خارج از این جبهه هستند. مثل آقای دانش جعفری یا دیگر دوستان، دیگر در جبهه ایستادگی نیستند ولی جبهه ایستادگی می تواند در جبهه اصولگرایی موثر واقع شود.
* ولی آقای مهدوی کنی اخیرا مطرح کردند که به آقای رضایی گفتم جبهه جدید تشکیل ندهند؟
** جبهه های جدید که درست شده است برای وحدت است نه برای تقابل و تفرقه.
* تلاش مضاعفی که در اصولگرایان برای وحدت وجود دارد مشخص نیست که در برابر چه جریانی می خواهند وحدت داشته باشند چون اصلاح طلبان که برنامه یی برای انتخابات ندارند واقعا این همه تلاش برای وحدت و درست کردن کمیته هایی همچون 7+8 به خاطر چیست؟
** وحدت اصولگرا در جبهه انقلاب یک امر پسندیده است. وحدت چیز خوبی است. اگر همه معتقدین به نظام چه اصولگرا و چه غیر از آنها وحدت کنند بد است؟
* بله، وحدت چیز خوبی است ولی در جریان اصولگرایی این همه تلاش برای وحدت درون گروهی در حالی که رقیب در محدودیت به سر می برد جای تعجب دارد و بیشتر به نظر می رسد به خاطر انشقاق در جریان اصولگرایی است.
** وحدت در ایران خیلی کاربرد دارد، وحدتی هم که شما به آن اشاره دارید به خاطر خلاحزبی است و ائتلاف ها این خلارا پر می کنند، نبود حزب واقعی در ایران باعث تشکیل چنین ائتلاف هایی می شود.