تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۲۲۸۴۴۱

دفاع از تروریسم در لوای حقوق بشر


دکتر محمدجواد لاریجانی ـ دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه
مسأله حقوق بشر؛ موضوعی است که ادبیات وسیع و سازماندهی گسترده و محور‎های اقدام متنوعی در سطح جهانی دارد. شاید بد نباشد که مقداری از سابقه حقوق بشر را برای شما بازگو کنم. شاید از حدود 60 سال پیش که منشور به‎عنوان اولین سند حقوق بشر منتشر شد، دو جریان مختلف در صحنه بین‎المللی رکورد دارند. یکی جریان روشنفکری دنیای لیبرال غرب است که از میزان خشونتی که در جنگ‎‎های اول و دوم اعمال شده بود، به‎شدت به تنگ آمده و نگران بود که این سیکل خشونت که از جنگ اول به دوم دو برابر و بلکه بیشتر شده، در ادامه با ظهور نظام‎‎های فاشیستی در خود غرب تکرار شود. دغدغه روشنفکری این بود که آن‎‎ها می‎‎خواستند به هر نحو شده از این دور باطل خارج شوند.
جریان دیگری که با این دغدغه همراه شد، ظهور کشور‎های غربی فاتح بعد از جنگ بود که فکر کردند بهترین سازمان‎دهی برای دنیا این است که برای دنیا صاحبی تأسیس کنند تا صلح را برای دنیا تنظیم کند، فکر می‎‎کردند این نظم مانع از بروز جنگ‎‎های آینده می‎‎شود.
این دو جریان دست به دست هم دادند و بحث حقوق بشر به‎عنوان یک روند بین‎المللی، مکانیزم بین‎المللی و فرهنگ بین‎المللی متولد شد. البته من می‎‎توانم بگویم در مرکز این تحرک، خوشبینانه و به‎نحو مثبت اگر نگاه کنیم در موضع حقوق بشر یک موضوع مشکوک هم هست اما من آن را مطرح نمی‎‎کنم. به عقیده من موضوع حقوق بشر ذاتا یک امر کاملا مثبتی است و بسیار با ارزش است و لازم نیست به شکل مشکوک به آن نگاه کنیم و هستند ملت‎‎هایی که با عینک شک به این مسأله می‎‎نگرند و صدالبته که حق هم دارند!
در مرکز این توجه مثبت به امر حقوق بشر یک اعتقاد وجود دارد. یک دورنمایی از وضعیت خوب وجود دارد که محور آن «کرامت جهانی انسان» است. یعنی انسان این‎گونه تصور کند که خانه ماست و هم کوچک نیست؛ زمین است و اقلا منظومه شمسی است. مثل یک کشتی که همه در آن سوار هستیم و با هم حرکت می‎‎کنیم و اثر این دورنما این است که در این دنیا هر انسانی حداقلی از کرامت را فارغ از رنگ پوست و نژاد و زبان داشته باشد. به‎خاطر این‎که اسمش محمد و عبدالله است او را از ایکس ری رد نکنند، به‎خاطر این‎که چون ایرانی است او را از فیزیک هسته‎ای محروم نکنند به‎خاطر این‎که مسلمان است.
به هر صورت چنین دورنمایی یعنی کرامت جهانی انسان، بسیار جالب است و به انسان غرور می‎‎دهد، انرژی می‎‎دهد تا این‎که انسان احساس کند شهروندی جهانی است، در کل کره زمین و منظومه شمسی هر کجا برود به او احترام می‎‎گذارند. این موتور محرک حقوق بشر است که ما باید بتوانیم آن را زنده نگاه داریم و آن را تحقق بخشیم.
باید بدانیم این سازمان‎دهی که به‎وجود آمده چگونه است و یک تصویر دقیقی از این داشته باشیم تا مشی خود را تعیین کنیم و تصویری واقع‎بینانه از موضوع داشته باشیم و سپس وصف خودمان و استراتژی خودمان را روشن کنیم.
اولین نکته این است که مدخل جمهوری اسلامی به حقوق بشر کاملا مثبت است. یعنی کرامت جهانی انسان، مدخل ورودی ما به حقوق بشر است. منتهی این مدخل مانع از آن نیست که ما تصویر واقع‎بینانه از ظرفیت خود نداشته باشیم. برای این‎که این تصویر واقع‎بینانه را تا حد ممکن به‎تصویر بکشیم باید به چند نکته محوری که حدود وضعیت را روشن می‎‎کنند، اشاره شود.
نکته اول: یک اشکال نظری است. متون اولیه حقوق بشر برای اولین‎بار توسط روشنفکران، حقوق‌دانان و اندیشمندان و سیاستمداران نسبتا باسواد غربی پدید آمده است. البته عمده سیاستمداران غربی؛ موجودات بی‎سوادی هستند. مثلا جان میجر که نخست‎وزیر شده بود، اغلاط دیکته‎ای زیادی داشت. اما خوبی سیاستمداران غربی این است که از آدم‎‎های باسواد استفاده می‎‎کنند. ریگان هم دست کمی از او نداشت. بوش پسر که در کم‎سوادی یک فاجعه بود. به هر حال این متون؛ زاده دست آن‎‎ها نیست. در نظام ایران خواجه‎نصیر‎‎ها را داریم که نشان می‎‎دهد که در ایران فرق می‎‎کند. لذا این حقوق بشری که نوشته شده، مبنایش عقلانیت سکولار است و در آن زمان بخش عظیمی از دنیا در خواب بودند: مسلمانان، هندی‎ها و... این توهین به انسان است که به او بگویند حرف خودت را کنار بگذار و حرف ما را گوش کن. این بزرگترین اشکالی است که در این متون وجود دارد. بهترین مدل فکر کردن که مورد توصیه عملی متون فعلی است، مدل سکولار است. و این اثرات بدی دارد، چون آن جهان شمولی که ما دنبالش هستیم، باید از کرامت جهانی انسانی بیرون بیاید، غیر از این باشد می‎‎شود جهان‎گشایی تفکر سکولار و لیبرال غرب؛ ما در برابر این امر موضع روشنی داریم. ما مخالف این جهان‎گشایی لیبرالیسم در عالم نظری هستیم و فکر می‎کنیم باید برای عقلانیت اسلامی جایی مساوی و بدون تبعیض بگذاریم. ممکن است جایی حاشیه‎ای به ما بدهند و گوشه‎ای را هم به ما بدهند اما این تبعیض است؛ حق ما این است که دوش به دوش تفکر سکولار لیبرال غرب حضور داشته باشیم. من می‎‎گویم ریشه‎‎های تبعیض را از اول خشک کنیم. کاری که وزارت خارجه ما چند سال پیش شروع کرد، در قاموس حقوق بشر و تنوع فرهنگی کار درستی است. ما نباید در دنیایی که در آن دنبال کرامت هستیم، آدم‎‎ها را از محتوای خود خالی کنیم و بعد بگوییم مجسمه‎ات خیلی خوب است. من به‎عنوان یک مسلمان باید مورد احترام قرار بگیرم. نه این‎که اول غربی بشوم، بعد مورد احترام قرار بگیرم. میدان حقوق بشر، میدانی است که هم دولتی‎‎ها باید در آن فعال باشند و هم (NGO) سازمان‎‎های مردم نهاد، و این جای خوشوقتی است که تعداد این سازمان‎‎ها روز به روز در حال افزایش است. میدان حقوق بشر این‎قدر وسیع است که طیف گسترده‎ای می‎‎توانند در آن فعال باشند. ما البته اسنادی را که امضا کرده‎ایم، پای عهدمان هستیم، حتی اگر آن را قبول نداشته باشیم. این یک مصلحت بزرگ است که در همه‎جای دنیا باید رویه باشد.
تفسیر این سند‎ها دلیلی ندارد که با گرایش خاصی انجام شود. جا‎هایی که اسناد، تفسیر لازم دارد، ما براساس قوانین خود با حفظ امانت و وفاداری به متن اسناد، بر اساس قوانین خود اقدام می‎‎کنیم. ما تعهدمان به یک متن و سند این نیست که اگر آن سند، امکان انواع تفسیر‎ها را داشت ما حتما به یک تفسیر خاص بسنده کنیم. نمونه صریح آن، مصداق شکنجه است. غرب معتقد است که اگر کسی را شلاق بزنید، مصداق شکنجه است و هرگونه مجازات بدنی یک نمونه از شکنجه است. اما معتقدیم این‎طور نیست. ما شکنجه را رد می‎‎کنیم، چون مجازات نیست، از طرف دیگر این‎گونه نیست که زندان همیشه انسانی‎ترین مجازات باشد. یعنی اگر قرار باشد کسی 10 ضربه شلاق بخورد در نهان و شش ماه زندان نرود این خیلی انسانی‎تر است، تا این‎که زندان برود و همه بفهمند و در کنار آن صد‎‎ها ایراد دیگر برای آن پدید بیاید. در قوانین جزایی ما کاملا شفاف شکنجه رد شده است. ما تعهد‎های بین‎المللی را قبول داریم اما مصداقش باید با تفسیر خودمان باشد.
نکته دوم: لازم است ما دیدمان را درباره حقوق بشر در دنیای معاصر روشن کنیم؛ حقوق بشر جاده صاف کن سلطه غرب نیست، غربی‎‎ها دارند به‎شدت از آن استفاده می‎‎کنند و این ضربه زدن به حقوق بشر است. در مقابل این رفتار بد و مضر به مسأله حقوق بشر، بسیاری منفعل هستند و به‎نحوی به‎کار گرفته می‎‎شوند. حقوق بشر نمی‎‎تواند وسیله سلطه‎طلبی باشد و این در زمینه‎‎های مختلفی امروزه دارد تجربه می‎‎شود. از جوسازی‎‎ها گرفته تا مکانیزم‎‎های مختلف پایش و حوزه‎‎های دیگر.
نکته سوم: که باید در نظر داشته باشیم برای توجه به حقوق بشر، گذشته از موضوع سلطه‎طلبی که یک گروهی دنبال سلطه هستند و مکانیزم‎‎ها را در جهت منافع خود به‎کار می‎‎گیرند، تخلف دیگری در صحنه بین‎المللی دیده می‎‎شود که آن دخالت در امور داخلی و حکومتی سایر کشور‎های جهان، به بهانه حقوق بشر است. یعنی جوری فعالیت حقوق بشری کنیم که مرادف باشد با حرکت براندازی و این یعنی ساپوتاژ. ما باید این مسأله را پاک کنیم و نباید اجازه بدهیم که این اتفاق بیافتد. و این کاری است که دنیای غرب متأسفانه دارد به آن دامن می‎‎زند. نباید در ذهن ملت ایران و ملت‎‎های مسلمان این‎گونه باشد که تا گفتند حقوق بشر یعنی این‎که می‎‎خواهند سیاست‎‎های خودشان را به ما حقنه کنند. من می‎‎گویم این مصیبتی است برای حقوق بشر و این مسأله دخالت مربوط به ایران هم نیست و همه‎جای دنیا این مسأله ساپوتاژ دارد رسم می‎‎شود، غربی‎‎ها هرجا که دوست داشته باشند دخالت کنند، یک حساب حقوق بشری باز می‎کنند. در ایران ما نمونه‎‎های زیادی داریم، همین جریان جایزه دادن به هرکسی که به نظام و رهبری فحش بدهد به او جایزه می‎‎دهند یا نوبل می‎‎دهند و یا کوچکترش را. برخی از این‎‎هایی که جایزه گرفته‎اند، درست مثل سخنگوی رسمی آمریکا و انگلیس سخنرانی می‎‎کنند و شأن خود را در حد یک کارمند دون‎پایه پایین آورده‎اند.
نکته چهارم: دفاع از تروریسم در لوای حمایت از حقوق بشر است. این خیلی غم‎انگیز است که ما می‎‎بینیم در متون حقوق بشری در بیانیه‎‎هایی که صادر می‎‎شود کاور بسیار روشنی برای دفاع از تروریسم وجود دارد و ما نباید خود را به نفهمی بزنیم. مثلا تروریست‎‎هایی مانند پژاک که افراد زیادی را ترور کرده‎اند وقتی دستگیر می‎‎شوند و مجازات می‎‎شوند هوچی‎گری می‎‎کنند که ما با قوم کرد مخالفیم و با آن‎‎ها مبارزه می‎‎کنیم، این‎طور نیست. ربطی به قومیت ندارد؛ الان معاون اول رییس‎جمهوری کرد است حالا این قوم کرد. صحبت سر این است که حقوق بشر و حقوق اقلیت‎‎ها چرا باید پوششی بشود که ما از تروریسم دفاع کنیم. غربی‎‎ها خودشان سینه چاک می‎کنند که در جنگ با ترور هستیم، گرچه با این اسم هزاران خانواده را در سرتاسر دنیا کشته و ترور کرده‎اند. من در مصاحبه با شبکه آمریکایی درباره خشونت گفتم ما نمی‎‎فهمیم غربی‎‎ها به چه‎چیز خشونت می‎‎گویند.
اعضای گروهکی مثل جندالشیطان که اصلا خود غربی‎‎ها فیلم‎‎های تبلیغاتی ریگی را در کشتن افراد نمی‎‎توانستند نشان دهند، با این جنایت‎‎های آشکار اگر دستگیر شوند و اعدام شوند می‎‎گویند چرا شما آن‎‎ها را اعدام کردید؟ می‎‎گویند قوم بلوچ را شما کشتید؛ ما این نوع دفاع از تروریسم را خوب می‎‎فهمیم. منافقین همین‎طور، هزاران نفر را این‎‎ها ترور کرده‎اند. به‎نظر من منافقین عناصری بودند که با سازماندهی عناصر غرب و با پوشش تبلیغاتی آن‎‎ها ترور‎های زیادی و از جمله ترور‎های اخیر در ایران را مرتکب شدند. این‎‎ها بهترین دسترسی‎‎ها را در غرب دارند. این خیلی فضاحت است که این تروریست‎‎ها کریه‎ترین چهره‎‎های خشونت‎بار خودشان را به اسم حقوق بشر جا می‎‎زنند. پس یکی از شرایط بد حقوق بشری، آلودگی متون و آلودگی فعالیت‎‎ها ومواضع حقوق بشری با حمایت از تروریسم است.
نکته پنجم: اسلام‎ستیزی به‎نام حقوق بشر در جریان است. این غیر از تحقیر سایر فرهنگ‎‎ها است، آن سرجای خودش است. اسلام ستیزی، امروز عنوان حقوق بشری یافته است. امروز اگر کسی به پیامبرگرامی اسلام توهین کند به او جایزه می‎‎دهند که آزادی بیان را ترویج کرده است. به‎عنوان مثال رفتاری که در دانمارک با مسلمانان می‎‎شود بسیار توهین‎آمیز است به‎گونه‎ای که حتی تفتیش عقاید در قرون وسطی هم این‎گونه نبود. موزه‎ای در اسپانیا که تفتیش عقاید را به نمایش گذاشته نشان می‎‎دهد که مسلمان‎ها چطور 72 ساعت در فضای باز نگه داشته می‎‎شدند تا ببینند که چطور طهارت می‎‎گیرند که اگر مسلمان بودند آن‎‎ها را می‎‎کشتند، خوب این هم شبیه همان رفتار است البته به‎صورت مدرن. اسلام‎ستیزی نمی‎‎تواند محور طرفداری از حقوق بشر باشد.
در پایان مطالب را در چند محور جمع‎بندی می‎‎کنم:
1- ما این پایه نظری را که حقوق بشر دنبال یک دورنمای بسیار مهم و مقدسی است و آن «تضمین جهانی کرامت انسان» است، پایه مهمی برای فعالیت‎‎های نظری و عملی حقوق بشری در جمهوری اسلامی می‎‎دانیم و آن را راهنما می‎‎دانیم.
2- استراتژی جمهوری اسلامی فعال بودن در این زمینه است. حقوق بشر متن نهایی و تمام شده نیست. ما باید در این متون مشارکت داشته باشیم. در اسناد آینده باید عقلانیت اسلامی حضور داشته باشد. در فعالیت‎‎های بین‎المللی حقوق بشری، ما حضور فعال خواهیم داشت. سازمان ملل خانه ما است حتی اگر غربی‎‎ها علیه ما قطعنامه و یا بیانیه‎ای صادر کنند آن‎جا خانه ما است و ما نهایت فعالیت را خواهیم داشت که همه تجربه کرامت جهانی انسان را در همین جمع داشته باشیم.
3- مسأله پشتیبانی ما از فعالیت‎‎های حقوق بشری، پشتیبانی حقوقی و قانونی است. ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، وظیفه خود می‎‎داند که نهاد‎های مردمی را که دوست دارند در این زمینه کار کنند، پشتیبانی کند. حوزه حقوق بشر حوزه بسیار وسیع، جالب و متنوعی است و شاید به‎تدریج باید گوشه‎‎های مختلفش را در سازمان‎‎های مردم نهاد داشته باشد و ما در این زمینه کمک‎‎های لازم را تا جایی‎که بتوانیم در اختیار این سازمان‎‎ها و نهاد‎ها قرار می‎‎دهیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات