دکتر محمدجواد لاریجانی ـ دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه
مسأله حقوق بشر؛ موضوعی است که ادبیات وسیع و سازماندهی گسترده و محورهای اقدام متنوعی در سطح جهانی دارد. شاید بد نباشد که مقداری از سابقه حقوق بشر را برای شما بازگو کنم. شاید از حدود 60 سال پیش که منشور بهعنوان اولین سند حقوق بشر منتشر شد، دو جریان مختلف در صحنه بینالمللی رکورد دارند. یکی جریان روشنفکری دنیای لیبرال غرب است که از میزان خشونتی که در جنگهای اول و دوم اعمال شده بود، بهشدت به تنگ آمده و نگران بود که این سیکل خشونت که از جنگ اول به دوم دو برابر و بلکه بیشتر شده، در ادامه با ظهور نظامهای فاشیستی در خود غرب تکرار شود. دغدغه روشنفکری این بود که آنها میخواستند به هر نحو شده از این دور باطل خارج شوند.
جریان دیگری که با این دغدغه همراه شد، ظهور کشورهای غربی فاتح بعد از جنگ بود که فکر کردند بهترین سازماندهی برای دنیا این است که برای دنیا صاحبی تأسیس کنند تا صلح را برای دنیا تنظیم کند، فکر میکردند این نظم مانع از بروز جنگهای آینده میشود.
این دو جریان دست به دست هم دادند و بحث حقوق بشر بهعنوان یک روند بینالمللی، مکانیزم بینالمللی و فرهنگ بینالمللی متولد شد. البته من میتوانم بگویم در مرکز این تحرک، خوشبینانه و بهنحو مثبت اگر نگاه کنیم در موضع حقوق بشر یک موضوع مشکوک هم هست اما من آن را مطرح نمیکنم. به عقیده من موضوع حقوق بشر ذاتا یک امر کاملا مثبتی است و بسیار با ارزش است و لازم نیست به شکل مشکوک به آن نگاه کنیم و هستند ملتهایی که با عینک شک به این مسأله مینگرند و صدالبته که حق هم دارند!
در مرکز این توجه مثبت به امر حقوق بشر یک اعتقاد وجود دارد. یک دورنمایی از وضعیت خوب وجود دارد که محور آن «کرامت جهانی انسان» است. یعنی انسان اینگونه تصور کند که خانه ماست و هم کوچک نیست؛ زمین است و اقلا منظومه شمسی است. مثل یک کشتی که همه در آن سوار هستیم و با هم حرکت میکنیم و اثر این دورنما این است که در این دنیا هر انسانی حداقلی از کرامت را فارغ از رنگ پوست و نژاد و زبان داشته باشد. بهخاطر اینکه اسمش محمد و عبدالله است او را از ایکس ری رد نکنند، بهخاطر اینکه چون ایرانی است او را از فیزیک هستهای محروم نکنند بهخاطر اینکه مسلمان است.
به هر صورت چنین دورنمایی یعنی کرامت جهانی انسان، بسیار جالب است و به انسان غرور میدهد، انرژی میدهد تا اینکه انسان احساس کند شهروندی جهانی است، در کل کره زمین و منظومه شمسی هر کجا برود به او احترام میگذارند. این موتور محرک حقوق بشر است که ما باید بتوانیم آن را زنده نگاه داریم و آن را تحقق بخشیم.
باید بدانیم این سازماندهی که بهوجود آمده چگونه است و یک تصویر دقیقی از این داشته باشیم تا مشی خود را تعیین کنیم و تصویری واقعبینانه از موضوع داشته باشیم و سپس وصف خودمان و استراتژی خودمان را روشن کنیم.
اولین نکته این است که مدخل جمهوری اسلامی به حقوق بشر کاملا مثبت است. یعنی کرامت جهانی انسان، مدخل ورودی ما به حقوق بشر است. منتهی این مدخل مانع از آن نیست که ما تصویر واقعبینانه از ظرفیت خود نداشته باشیم. برای اینکه این تصویر واقعبینانه را تا حد ممکن بهتصویر بکشیم باید به چند نکته محوری که حدود وضعیت را روشن میکنند، اشاره شود.
نکته اول: یک اشکال نظری است. متون اولیه حقوق بشر برای اولینبار توسط روشنفکران، حقوقدانان و اندیشمندان و سیاستمداران نسبتا باسواد غربی پدید آمده است. البته عمده سیاستمداران غربی؛ موجودات بیسوادی هستند. مثلا جان میجر که نخستوزیر شده بود، اغلاط دیکتهای زیادی داشت. اما خوبی سیاستمداران غربی این است که از آدمهای باسواد استفاده میکنند. ریگان هم دست کمی از او نداشت. بوش پسر که در کمسوادی یک فاجعه بود. به هر حال این متون؛ زاده دست آنها نیست. در نظام ایران خواجهنصیرها را داریم که نشان میدهد که در ایران فرق میکند. لذا این حقوق بشری که نوشته شده، مبنایش عقلانیت سکولار است و در آن زمان بخش عظیمی از دنیا در خواب بودند: مسلمانان، هندیها و... این توهین به انسان است که به او بگویند حرف خودت را کنار بگذار و حرف ما را گوش کن. این بزرگترین اشکالی است که در این متون وجود دارد. بهترین مدل فکر کردن که مورد توصیه عملی متون فعلی است، مدل سکولار است. و این اثرات بدی دارد، چون آن جهان شمولی که ما دنبالش هستیم، باید از کرامت جهانی انسانی بیرون بیاید، غیر از این باشد میشود جهانگشایی تفکر سکولار و لیبرال غرب؛ ما در برابر این امر موضع روشنی داریم. ما مخالف این جهانگشایی لیبرالیسم در عالم نظری هستیم و فکر میکنیم باید برای عقلانیت اسلامی جایی مساوی و بدون تبعیض بگذاریم. ممکن است جایی حاشیهای به ما بدهند و گوشهای را هم به ما بدهند اما این تبعیض است؛ حق ما این است که دوش به دوش تفکر سکولار لیبرال غرب حضور داشته باشیم. من میگویم ریشههای تبعیض را از اول خشک کنیم. کاری که وزارت خارجه ما چند سال پیش شروع کرد، در قاموس حقوق بشر و تنوع فرهنگی کار درستی است. ما نباید در دنیایی که در آن دنبال کرامت هستیم، آدمها را از محتوای خود خالی کنیم و بعد بگوییم مجسمهات خیلی خوب است. من بهعنوان یک مسلمان باید مورد احترام قرار بگیرم. نه اینکه اول غربی بشوم، بعد مورد احترام قرار بگیرم. میدان حقوق بشر، میدانی است که هم دولتیها باید در آن فعال باشند و هم (NGO) سازمانهای مردم نهاد، و این جای خوشوقتی است که تعداد این سازمانها روز به روز در حال افزایش است. میدان حقوق بشر اینقدر وسیع است که طیف گستردهای میتوانند در آن فعال باشند. ما البته اسنادی را که امضا کردهایم، پای عهدمان هستیم، حتی اگر آن را قبول نداشته باشیم. این یک مصلحت بزرگ است که در همهجای دنیا باید رویه باشد.
تفسیر این سندها دلیلی ندارد که با گرایش خاصی انجام شود. جاهایی که اسناد، تفسیر لازم دارد، ما براساس قوانین خود با حفظ امانت و وفاداری به متن اسناد، بر اساس قوانین خود اقدام میکنیم. ما تعهدمان به یک متن و سند این نیست که اگر آن سند، امکان انواع تفسیرها را داشت ما حتما به یک تفسیر خاص بسنده کنیم. نمونه صریح آن، مصداق شکنجه است. غرب معتقد است که اگر کسی را شلاق بزنید، مصداق شکنجه است و هرگونه مجازات بدنی یک نمونه از شکنجه است. اما معتقدیم اینطور نیست. ما شکنجه را رد میکنیم، چون مجازات نیست، از طرف دیگر اینگونه نیست که زندان همیشه انسانیترین مجازات باشد. یعنی اگر قرار باشد کسی 10 ضربه شلاق بخورد در نهان و شش ماه زندان نرود این خیلی انسانیتر است، تا اینکه زندان برود و همه بفهمند و در کنار آن صدها ایراد دیگر برای آن پدید بیاید. در قوانین جزایی ما کاملا شفاف شکنجه رد شده است. ما تعهدهای بینالمللی را قبول داریم اما مصداقش باید با تفسیر خودمان باشد.
نکته دوم: لازم است ما دیدمان را درباره حقوق بشر در دنیای معاصر روشن کنیم؛ حقوق بشر جاده صاف کن سلطه غرب نیست، غربیها دارند بهشدت از آن استفاده میکنند و این ضربه زدن به حقوق بشر است. در مقابل این رفتار بد و مضر به مسأله حقوق بشر، بسیاری منفعل هستند و بهنحوی بهکار گرفته میشوند. حقوق بشر نمیتواند وسیله سلطهطلبی باشد و این در زمینههای مختلفی امروزه دارد تجربه میشود. از جوسازیها گرفته تا مکانیزمهای مختلف پایش و حوزههای دیگر.
نکته سوم: که باید در نظر داشته باشیم برای توجه به حقوق بشر، گذشته از موضوع سلطهطلبی که یک گروهی دنبال سلطه هستند و مکانیزمها را در جهت منافع خود بهکار میگیرند، تخلف دیگری در صحنه بینالمللی دیده میشود که آن دخالت در امور داخلی و حکومتی سایر کشورهای جهان، به بهانه حقوق بشر است. یعنی جوری فعالیت حقوق بشری کنیم که مرادف باشد با حرکت براندازی و این یعنی ساپوتاژ. ما باید این مسأله را پاک کنیم و نباید اجازه بدهیم که این اتفاق بیافتد. و این کاری است که دنیای غرب متأسفانه دارد به آن دامن میزند. نباید در ذهن ملت ایران و ملتهای مسلمان اینگونه باشد که تا گفتند حقوق بشر یعنی اینکه میخواهند سیاستهای خودشان را به ما حقنه کنند. من میگویم این مصیبتی است برای حقوق بشر و این مسأله دخالت مربوط به ایران هم نیست و همهجای دنیا این مسأله ساپوتاژ دارد رسم میشود، غربیها هرجا که دوست داشته باشند دخالت کنند، یک حساب حقوق بشری باز میکنند. در ایران ما نمونههای زیادی داریم، همین جریان جایزه دادن به هرکسی که به نظام و رهبری فحش بدهد به او جایزه میدهند یا نوبل میدهند و یا کوچکترش را. برخی از اینهایی که جایزه گرفتهاند، درست مثل سخنگوی رسمی آمریکا و انگلیس سخنرانی میکنند و شأن خود را در حد یک کارمند دونپایه پایین آوردهاند.
نکته چهارم: دفاع از تروریسم در لوای حمایت از حقوق بشر است. این خیلی غمانگیز است که ما میبینیم در متون حقوق بشری در بیانیههایی که صادر میشود کاور بسیار روشنی برای دفاع از تروریسم وجود دارد و ما نباید خود را به نفهمی بزنیم. مثلا تروریستهایی مانند پژاک که افراد زیادی را ترور کردهاند وقتی دستگیر میشوند و مجازات میشوند هوچیگری میکنند که ما با قوم کرد مخالفیم و با آنها مبارزه میکنیم، اینطور نیست. ربطی به قومیت ندارد؛ الان معاون اول رییسجمهوری کرد است حالا این قوم کرد. صحبت سر این است که حقوق بشر و حقوق اقلیتها چرا باید پوششی بشود که ما از تروریسم دفاع کنیم. غربیها خودشان سینه چاک میکنند که در جنگ با ترور هستیم، گرچه با این اسم هزاران خانواده را در سرتاسر دنیا کشته و ترور کردهاند. من در مصاحبه با شبکه آمریکایی درباره خشونت گفتم ما نمیفهمیم غربیها به چهچیز خشونت میگویند.
اعضای گروهکی مثل جندالشیطان که اصلا خود غربیها فیلمهای تبلیغاتی ریگی را در کشتن افراد نمیتوانستند نشان دهند، با این جنایتهای آشکار اگر دستگیر شوند و اعدام شوند میگویند چرا شما آنها را اعدام کردید؟ میگویند قوم بلوچ را شما کشتید؛ ما این نوع دفاع از تروریسم را خوب میفهمیم. منافقین همینطور، هزاران نفر را اینها ترور کردهاند. بهنظر من منافقین عناصری بودند که با سازماندهی عناصر غرب و با پوشش تبلیغاتی آنها ترورهای زیادی و از جمله ترورهای اخیر در ایران را مرتکب شدند. اینها بهترین دسترسیها را در غرب دارند. این خیلی فضاحت است که این تروریستها کریهترین چهرههای خشونتبار خودشان را به اسم حقوق بشر جا میزنند. پس یکی از شرایط بد حقوق بشری، آلودگی متون و آلودگی فعالیتها ومواضع حقوق بشری با حمایت از تروریسم است.
نکته پنجم: اسلامستیزی بهنام حقوق بشر در جریان است. این غیر از تحقیر سایر فرهنگها است، آن سرجای خودش است. اسلام ستیزی، امروز عنوان حقوق بشری یافته است. امروز اگر کسی به پیامبرگرامی اسلام توهین کند به او جایزه میدهند که آزادی بیان را ترویج کرده است. بهعنوان مثال رفتاری که در دانمارک با مسلمانان میشود بسیار توهینآمیز است بهگونهای که حتی تفتیش عقاید در قرون وسطی هم اینگونه نبود. موزهای در اسپانیا که تفتیش عقاید را به نمایش گذاشته نشان میدهد که مسلمانها چطور 72 ساعت در فضای باز نگه داشته میشدند تا ببینند که چطور طهارت میگیرند که اگر مسلمان بودند آنها را میکشتند، خوب این هم شبیه همان رفتار است البته بهصورت مدرن. اسلامستیزی نمیتواند محور طرفداری از حقوق بشر باشد.
در پایان مطالب را در چند محور جمعبندی میکنم:
1- ما این پایه نظری را که حقوق بشر دنبال یک دورنمای بسیار مهم و مقدسی است و آن «تضمین جهانی کرامت انسان» است، پایه مهمی برای فعالیتهای نظری و عملی حقوق بشری در جمهوری اسلامی میدانیم و آن را راهنما میدانیم.
2- استراتژی جمهوری اسلامی فعال بودن در این زمینه است. حقوق بشر متن نهایی و تمام شده نیست. ما باید در این متون مشارکت داشته باشیم. در اسناد آینده باید عقلانیت اسلامی حضور داشته باشد. در فعالیتهای بینالمللی حقوق بشری، ما حضور فعال خواهیم داشت. سازمان ملل خانه ما است حتی اگر غربیها علیه ما قطعنامه و یا بیانیهای صادر کنند آنجا خانه ما است و ما نهایت فعالیت را خواهیم داشت که همه تجربه کرامت جهانی انسان را در همین جمع داشته باشیم.
3- مسأله پشتیبانی ما از فعالیتهای حقوق بشری، پشتیبانی حقوقی و قانونی است. ستاد حقوق بشر قوه قضائیه، وظیفه خود میداند که نهادهای مردمی را که دوست دارند در این زمینه کار کنند، پشتیبانی کند. حوزه حقوق بشر حوزه بسیار وسیع، جالب و متنوعی است و شاید بهتدریج باید گوشههای مختلفش را در سازمانهای مردم نهاد داشته باشد و ما در این زمینه کمکهای لازم را تا جاییکه بتوانیم در اختیار این سازمانها و نهادها قرار میدهیم.