حامد نعمتاللهی
اطلاعات غلط و جهتدار داده شده توسط یک سری از ناراضیان عراقی باعث شکل گرفتن سیاستی اشتباه، توسط دولت بوش در برابر رژیم صدام شد، که گرفتاریهای پس از اشغال نیز، همچنان گریبانگیر آمریکاست. یکی از مسائلی که افشای مکاتبات سفارت آمریکا توسط ویکیلیکس نمایان کرد، این است که مقامات دولت اوباما نیز با همان سیستم برنامهریزی، درباره ایران عمل میکنند و از اطلاعات ایرانیان فراری و حتی کسانیکه تنها بهعنوان مسافر، به آمریکا میروند، استفاده میکند. نمونه بارز چنین مسألهای، در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری ایران رخ داد.
دفاتر دیدهبانی ایران
در سال 2005 (1383)، دولت بوش تصمیم گرفت که عملیات خود را به میزان قابل توجهی در ایران گسترش دهد و اطلاعاتی از ایرانیان استخراج و کسب کند. این طرح تا سال 2006 عملیاتی نشد. مطابق ایده اولیه، دفاتر نمایندگی آمریکا در کشورهای همسایه ایران (آذربایجان، عراق، ترکیه، ترکمنستان و امارات متحده) که کارمندان کنسولی میتوانند با مراجعان ایرانی در تماس باشند، تقویت شوند.
اطلاعاتی که تاکنون از طریق ویکی لیکس منتشر شده است، نشان میدهد که «دیدهبانان ایران» وزارت خارجه آمریکا، دقیقا رفتاری را در برابر ایران به نمایش میگذارند که مشابه آن را درباره عراق پیاده کرده بودند. هنگامیکه این برنامه راهاندازی شد« نیکلاس برنز»معاون وقت وزیر خارجه، آنها را با «ایستگاه ریگا»، مستقر در سفارت آمریکا در لاتویا در فاصله انقلاب روسیه در سال 1917 و شناسایی رسمی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1933 توسط آمریکا، مقایسه کرد. این دفتر مسئولیت جمعآوری اطلاعات و ارائه تحلیلهایی درباره تحولات شوروی را، در زمانیکه آمریکا سفارتی در مسکو نداشت، عهدهدار بود.
یکی از آشکارترین نمونههای اشتباهات صورت گرفته در این زمینه، مسأله رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ایران بود.
اولین گزارش
اولین گزارش در این زمینه از دفتر دیدهبانی ایران در دوبی به شماره 247 در فردای انتخابات منتشر شد. عنوان آن «اصلاحطلبان ایرانی تقلب ادعا شده در انتخابات را خیانت میدانند و پیمان بستهاند که در برابر آن بجنگند» است. در ادامه آن در هر پاراگراف مطالب زیر گفته شده است که عینا ذکر میکنیم:
1- «از قبل، پیشبینی کرده بودیم که انتخابات یا با پیروزی موسوی در مرحله اول یا با تقلب و پیروزی احمدینژاد به پایان برسد.»
2- «طبق بیانیههای موسوی و کروبی... پیشبینی میکنیم که هوادارانشان زیر بار نتایج نخواهند رفت.»
3- «پیشبینی میکنیم که اعتراضاتی که حتی قبل از اعلام نتایج انتخابات به راه افتاده بود، ادامه خواهد داشت و احتمالا امروز عصر منجر به درگیری با نیروها خواهد شد.»
4- «بیش از 200 خبرنگار از رسانههای خارجی برای پوشش انتخابات در ایران حضور دارند، پس میتوان از آنها بهعنوان شاهدان عینی تحولات استفاده کرد.»
5- «با توجه به اینکه تعدادی از چهرههای ارشد سیاسی که در این انتخابات درگیر بودهاند و نتایج اعلام شده آنها را عمیقا عصبانی کرده است، امکان دارد که یک بحران سیاسی وسیع رخ دهد. وضعیت ما در حال حاضر باید در حالت «توقف کن و منتظر بمان» باشد، بهخصوص که بسیاری از چهرههای کلیدی هنوز اظهارنظر نکردهاند. در این صورت، اگر مخالفین شروع به سازماندهی در ابعاد وسیع کردند، یا اینکه درگیریها به خشونت کشیده شد، باید موضعگیری کنیم. بسیاری از حامیان مخالفین به احتمال زیاد بهسوی آمریکا نگاه خواهند کرد-به خصوص پس از سخنرانی قاهره[اوباما]- تا از آن الهام بگیرند.»
وقتی شاهد پیدا شد!
مکاتبات دیگری وجود دارد که «دلایل» چنین ادعایی را مشخصتر میکند. روز 15 ژوئن 2009 (25 خرداد 1388)، یعنی سه روز پس از انتخابات، برای اینکه ادعای تقلب که در وزارت خارجه آمریکا در حال تبدیل به یک «باور» بود، را تقویت کند، به نقل از یک منبع ایرانی که برای رأی دادن به سفارت ایران در پایتخت ترکمنستان مراجعه کرده بود، مینویسد: «با هر کسی که آنجا صحبت کردم، گفتند که به موسوی رأی داده بودند.» اما این نمیتواند دلیل خوبی برای رد سلامت انتخابات باشد زیرا که نتایج رسمی اعلام شده نیز موید رأی بیشتر موسوی در حوزههای خارج از کشور، که تأثیر چندانی در نتایج پایانی ندارند، است.
همان «شاهد»، در ادامه گفته است:
«طبق محاسبات ناظران ستاد انتخاباتی موسوی، که در حوزههای رأیگیری در سراسر کشور حضور داشتهاند و شاهد شمارش آرا بودهاند، موسوی حدودا 26 میلیون رأی آورده است (یا 61درصد) از 42 میلیون رأی داده شده در انتخابات جمعه، و بهدنبال وی، مهدی کروبی (10-12 میلیون)... . احمدینژاد حداکثر 4 - 5 میلیون رأی آورده است.»
بهعبارت دیگر، موسوی 21 میلیون از رییسجمهوری بیشتر رأی آورده است که رقم خیرهکننده اختلاف آرای 32 میلیون میشود. زیرا که آمار رسمی نشان میداد که احمدینژاد 11 میلیون رأی بیشتر آورده بود.
بحث وقتی جالبتر میشود که میرحسین موسوی در مصاحبه اخیر خود گفته است: «سندهای مربوط به تقلبات انتخاباتی هم بسیار قابلتوجه است.»
در حقیقت وی به مکاتبه (و نه سندی) ارجاع داده است که منبعش ستاد تبلیغاتی وی بوده است.
شواهد تقلب؟
در حالیکه با وجود اعلام نتایج شمارش تکتک حوزههای رأیگیری توسط وزارت کشور، هیچگونه شواهدی قابلقبولی برای رد این آمار ارائه نشد. اما بهنظر میرسد کارمندان وزارت خارجه آمریکا، هیچگاه نخواستهاند که از این باور که انتخابات سالم برگزار نشده است، دست بکشند. بنا به مکاتبهای در ژانویه 2010 توسط دفتر دیدهبانی ایران در دوبی:
«در حالیکه نمیدانیم و یا حتی شاید هیچگاه نفهمیم که نتایج حقیقی انتخابات 12 ژوئن چه بوده است، واضح است که... تقلب روشمند در شمارش آرا صورت گرفته است (تازه اگر آرا شمارش شده باشند)...»
اما بهطور کلی، نویسنده مکاتبه توضیح نمیدهد که چه مسألهای ادعای تقلب را «واضح» کرده است و هیچ دلیل نمیآورد! شاید وی هم توسط مقالههای راجر کوهن که تنها چهار روز پس از انتخابات در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ میرسید که میگفت «بو و نسیم» تقلب میآید، قانع شده است! هرچه که مکاتبات نوشته باشند، کوهن ابراز رضایت میکرد که همه توافق کردهاند و «باعث خوشحالی است که بدانیم که عمیقترین باور دیپلماسی آمریکاست.»
آنچه را میشنوند، که میپسندند
اما مقامات دولت اوباما، دقیقا مانند پیشینیانشان در زمان بوش، بدون آنکه به واقعیتها کاری داشته باشند، تنها آنچه را میشنوند که خودشان میپسندند. جف فلتمن، مشاور وزیر خارجه آمریکا در مسائل خاورنزدیک، در زمانیکه در لبنان سفیر بود، با مداخلات دائم وی در تمام امور داخلی آمریکا و بحرانسازی، جنجالی شده بود. وی در نامهای در تاریخ 19 ژوئن 2009 (29 خرداد 1388)، از این مأمور و سفارت عشقآباد «بهدلیل گزارشهای عالی از انتخابات ایران» تقدیر کرد. وی خاطرنشان کرده بود که «چشمانداز ارائه شده توسط سفارت در فهم نظرات «مردم کوچه بازار» ایرانی بسیار مفید بوده است.» در همینجا نیز تناقضی دیده میشود، ایرانیانی که در خارج از کشور هستند و به سفارت ایران در ترکمنستان مراجعه کردهاند را بهعنوان «مردم کوچه بازار» ایرانی در نظر گرفته است!
فلتمن همچنین میافزاید: «این گزارش عالی، چشماندازهای کلیدیای به مقامات اصلی طبقه 7 {محل دفتر وزیر} و دفتر امور خاور نزدیک داد... این اطلاعات حیاتی، کمک کرده است تا اصول کلیدی معمای جهتگیری انتخاباتی ایران را افشا کند... شما استاندارد بالایی را برای همکارانتان در واشنگتن و جاهای دیگر عرضه کردهاید.»
اعلام آرای نتایج هر حوزه
اما دلیل دیگر دفتر ترکمنستان چیست؟ آنها تنها مطلبی که بیان میکنند، این است که در انتخابات سال گذشته، حوزههای رأیگیری مستقیما آمار شمارش را به وزارت کشور در تهران گزارش میکردند. آنها پیشنهاد میدادند که:
«جامعه بینالملل باید... درخواست کند تا مسئولین ایرانی نتایج شمارش هر حوزه را اعلام کند.»
بهنظر مشاوره بسیار عالیای میآید - اما مقامات برگزار کننده انتخابات، دقیقا همین کار را قبل از اینکه این مباحث مطرح شود، کرده بودند. آنها بهدرستی حدس زده بودند که کاندیدایی شکست خورده مغموم، ممکن است نتایج را زیر سئوال ببرند، در نتیجه شروع به اعلام نتایج تکتک حوزههای رأیگیری کردند تا امکان تطبیق توسط ناظران حاضر در رأیشماری بهوجود آید.
روش اعلام نهایی نتایج انتخابات در سال 2009، درست مانند انتخابات قبلی بوده است - مجموع آرای سراسری هرکدام از کاندیداها - این دیدهبان ایران در ترکمنستان در اینجا حرفی منطقی میزند: «مواظب باشید که چه چیزی درخواست میکنید.» بهنظر میرسید که شرایط برای موسوی ساده شده باشد تا عدم تطابقها را در مقایسه پیدا کند و آن را اعلام کند. اما وی هیچگاه چنین کاری نکرد. بهعبارتی میتوان نتیجه گرفت که تفاوتی میان تعداد آرایی که به شهادت ناظران وی، موسوی شمرده شده بود، وجود نداشت!
به همین دلیل بود که معترضین به انتخابات بسیار سریع کانون توجه خود را از این مسائل به اغتشاشات متمرکز کردند، که مسألهای کاملا متفاوت با سلامت انتخابات بود. یکی از مکاتبات دسامبر 2009 (آذر 1388) ویکیلیکس ادعا میکند که برخی از جریانهای داخلی، آمریکا را تشویق کرده بود تا از روند ناآرامیها حمایت کند.
در مکاتبه دیگری به تاریخ 28 اوت 2009 (6 شهریور 1388)، بدون ارائه هرگونه توضیحی نوشته شده است: «نتایج واقعی انتخابات بیانگر کسب 16 میلیون رأی توسط موسوی است» که اختلاف فاحشی نسبت به 26 میلیون رأی گزارش از ترکمنستان به وزارت خارجه آمریکا دارد