به نظر میرسد که طرفداران صلح و طرفداران جنگ در عراق تنها بر سر دو ماه با هم اختلاف دارند. در مجلس نمایندگان، دموکراتها خواستار پیشرفت مشهود در مسایل عراق تا ماه جولای هستند در صورتی که جمهوریخوهان میانهرو تمایل دارند که به سیاستهای کاخ سفید نهایتا تا ماه سپتامبر نیز فرصت داده شود.
سه ماه از طرح افزایش تعداد نظامیان آمریکایی در عراق میگذرد، در حالی که هیچ نشانهای از امنیت واقعی در بغداد و پیشرفت مشهود در روند سازش مشاهده نمیشود و حمایت عمومی آمریکاییان از این حماقت به کلی از بین رفته است.
پرسش اساسی که پیش روی واشنگتن قرار دارد و بوش همچنان از اشاره به آن خودداری میورزد، این است: در شرایطی که هنوز قدری زمان باقی است، چه نوع برنامهای برای خروج طراحی شود. چنین برنامهای هم سبب کنترل هرجومرج در عراق میگردد و هم با خروج نیروهای آمریکایی آسیب وارده به منافع آمریکا به حداقل میرسد.
در این هفته کم نبودند اتفاقاتی که یادآوری میکردند منظر سیاسی چقدر سریع و عمیق علیه جنگ تغییر یافته است. چند روز پیش مجلس نمایندگان هزینههای جنگ را برای دو ماه آینده تصویب نمود و پرداخت پول بیشتر را به گزارش پیشرفت از سوی دولت در ماه جولای منوط کرد و در روز سهشنبه نیز عدهای به نیابت از جمهوریخواهان میانهرو به کاخ سفید رفتند تا به بوش گوشزد کنند که آنها نمیتوانند به حمایت از جنگ وی بعد از ماه سپتامبر ادامه دهند، مگر این که شرایط به طور قابل توجهی بهبود یابد.
با توجه به این که کمتر از دو هفته است که همین جمهوریخواهان میانهرو با رای خود وتوی لایحهای که ماه مارس 2008 را به عنوان تاریخ خروج سربازان آمریکایی از عراق معین میکرد توسط جرجبوش را تایید نمودند، این جلسه از اهمیت فوقالعادهای برخوردار بود.
پنجشنبه گذشته، تونی بلر اعلام کرد که ماه آینده از نخستوزیری انگلستان کنارهگیری خواهد نمود. او موقعیت خوبی را برای کنارهگیری انتخاب کرد، یعنی بعد از تشکیل دولت جدید ایرلند شمالی که بین سازمان شینفین و دشمنان سرسخت پروتستانش پیوند برقرار میکند. این یک موفقیت تاریخی است اما نمیتواند این مساله را پنهان کند که امیدهای بیپایان بلر و اعتبار شخصی او بعد از این که او تبدیل به مهمترین حامی بوش در عراق شد به کلی از بین رفت.
اگر بوش قصد دارد که از 20 ماه باقیمانده ریاستجمهوریاش توشهای به دست آورد و یا به عبارت دیگر، اگر او میخواهد که نقش سازندهای در دور آخر بازی عراق که شتاب زیادی گرفته، بازی کند، باید بفهمد که شرایط کشورش چقدر زیاد تغییر یافته و اوضاع عراق متاسفانه چقدر کم دچار تغییر شده است.
مردم آمریکا دیگر نمیخواهند جان و مال خود را صرف دولت عراقی کنند که از متوقف نمودن تهاجمات شبهنظامیان شیعه سرباز زده در تصویب ایجاد تغییرات قانونی برای بازگرداندن اعراب سنی آزردهخاطر به سیستم حکومتی ناکام مانده و هنوز نتوانسته راهی برای تقسیم عادلانه درآمدهای نفتی ارایه دهد. اکنون نیز میخواهد به خودش یک تعطیلات تابستانی دو ماهه بدهد.
بوش باید این حقیقت ناخوشایند را بپذیرد و از خواب و خیالهایش در مورد پیروزی نهایی و حقانیت دست بردارد. در غیر این صورت او و بهترین منافع طولانیمدت آمریکا لگدمال یورش هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه به سوی نزدیکترین راه برای خروج از عراق خواهند شد.