تنگۀ هرمز آبراهی است که دریای عمان را به خلیجفارس پیوند میدهد. نام هرمز بنا بر منابع تاریخی در قدیم «هورموغ» بوده که در گویش بومی لارستانی به معنای نخل است. تنگه هرمز یکی از مهمترین تنگههای جهان است و قوس آن رو به شمال و به طرف درون فلات ایران قرار دارد و در نتیجه بیشترین خط ساحلی آن در راستای کرانههای ایران قرار گرفته است.
ژرفای تنگۀ هرمز به دلیل شیب تند کف آن از قسمت شمال به جنوب متغیر است؛ به طوری که نزدیکی جزیره لارک، در حدود 36 متر و در ساحل جنوبی نزدیک شبه جزیره مسندم 180 متر است.
بیش از 90 درصد صادرات و واردات ایران از طریق تنگۀ هرمز صورت میگیرد. همچنین از 15 میلیون بشکه روزانه نفت صادراتی کشورهای حوزۀ خلیجفارس حدود 14 میلیون بشکۀ آن از تنگۀ هرمز و بقیه از طریق یک خط لوله در عربستان به دریای سرخ میرسد. البته هر روز نیز دهها نفتکش غولپیکر از این تنگه عبور میکنند. همچنین علاوه بر نفت فرآوردههای نفتی و کالاهای بسیاری نیز از تنگه عبور میکنند. در همین حال، جزایر قشم و هرمز در این تنگه قرار دارند و به دلیل عبور نفتکشها از خاورمیانه در این مسیر اهمیت راهبردی و اقتصادی بسیاری در جهان دارد.
اهمیت تنگۀ هرمز در منطقه به گونهای است که حتی وزارت انرژی آمریکا نیز چند ماه قبل تنگۀ هرمز را «مهمترین نقطه عبور نفت در جهان» دانست. البته شاید به همین دلیل است که وزیر انرژی آمریکا در یکی از جلسههای کنگرۀ این کشور مطرح کرده است که تا سال 2020 میلادی آمریکا باید 63 درصد انرژی خود را از خلیجفارس تامین کند.
در چند ماه اخیر، بسیاری از کارشناسان بینالمللی در جهان به اهمیت راهبردی تنگۀ هرمز و ارتباط مستقیم آن با قیمت نفت تاکید کردهاند.
بر همین اساس، چند ماه قبل دو اقتصاددان برجستۀ آمریکایی هشدار دادند که در صورت اعمال تحریمهای اقتصادی بر ضد ایران و حملۀ نظامی آمریکا، ایران میتواند با بستن تنگۀ هرمز اقتصاد جهان را دچار رکود سازد.
استفان لانگ، یکی از این اقتصاددانان هشدار داده است که احتمال هرگونه شوک نفتی از طریق قطع صادرات نفت، «فاجعۀ اقتصادی» ایجاد خواهد کرد. دیوید ویس اقتصاددان ارشد موسسۀ استاندارد پورز نیز از بروز شوک نفتی در صورت تشدید تنشها خبر داده است.
وی میگوید: «با این که وابستگی کشورهای غربی به نفت در قیاس با دهۀ 1970 کاهش یافته است، اما این به آن معنا نیست که نفت نمیتواند موجب رکود اقتصادی جهان شود.»
وی دربارۀ تنش مربوط به برنامۀ هستهای ایران نیز گفته است: «اگر ایران نفت خود را از بازار جهانی بیرون بکشد و تنگۀ هرمز را به روی نفتکشها ببندد، بازار با 20 میلیون بشکه کمبود نفت روبهرو و رسیدن بهای نفت به 250 دلار منجر خواهد شد که این شرایط بیگمان به بروز رکود در اقتصاد جهان خواهد انجامید.»
وی با اشاره به ریسکهای فراوان موجود در بازار نفت افزوده است: «تعادل عرضه و تقاضای نفت، قیمت کمتری را نسبت به سطح فعلی میطلبد و بدون تنشهای سیاسی بهای نفت میتواند به 40 تا 50 دلار کاهش یابد.»
لانگ به نقش انکارناپذیر امنیت خاورمیانه در قیمت نفت اشاره کرده و گفته است: «آنچه مورد تاسف غربیهاست این است که هرگونه تنش در خاورمیانه تاثیری مستقیم بر قیمت نفت میگذارد.»
لانگ میگوید: « براساس مطالعات دقیق مشخص شده است که اگر ایران 2/7 میلیون بشکه نفت صادراتی نفت خود را از بازار بیرون بکشد، بهای نفت از هر بشکه 100 دلار فراتر خواهد رفت.»
وی تصریح کرده است که بالاتر رفتن بهای نفت بیش از همه به اقتصاد آمریکا آسیب خواهد زد و تاجران نفتی هماکنون معتقدند که تشدید تنش میان ایران و آمریکا بهای نفت را به هر بشکه 125 دلار خواهد رساند، اما اعلان جنگ و بستن تنگۀ هرمز بهای نفت را دو برابر رقم فوق خواهد کرد.
این در حالی است، «پاتریک کلاوسون» کارشناس آمریکایی مسایل ایران در نشست «گزینههای آمریکا در ایران» در کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان این کشور در اوایل سال جاری دربارۀ احتمال بستن تنگۀ هرمز از سوی تهران گفت: اگر تنگۀ هرمز بسته شود، اقتصاد جهانی سقوط خواهد کرد.
در این میان، موسسۀ تحقیقاتی Associated Content مطرح کرده که افزایش قیمت نفت یک شوک بیرونی برای اقتصاد آمریکا محسوب میشود و با توجه به وابستگی آمریکا به نفت، موجب افزایش هزینه تولید، رشد هزینۀ شرکتها و کارخانههای تولیدی آمریکایی و سرانجام افزایش تورم در این کشور میشود.
براساس گزارش این موسسه، بروز اولین شوک نفتی در دهۀ 1970 موجب بروز رکود اقتصادی در کشورهای توسعهیافته شد که ناگوارترین شرایط اقتصادی آنها پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشود.
بروز یک شوک نفتی جدید، پیامدهای وخیمتری خواهد داشت، زیرا اکنون هزینۀ تولید نسبت به بازده تولید، بسیار بیشتر از دهۀ 1970 است. اگر این شوک نفتی و افزایش قیمتها برای یک دورۀ طولانیمدت ادامه پیدا کند، آنگاه شوک خارجی وارده به اقتصاد آمریکا موجب کاهش دایمی در تولید ناخالص داخلی آن خواهد شد.
البته موسسۀ تحقیقات کنگرۀ آمریکا با اذعان به این که بازار نفت با از دست دادن نفت ایران، فلج خواهد شد، جزییات صادرات نفت ایران را چنین اعلام کرده است: «چهار درصد نفت صادراتی ایران روانۀ چین، هفت درصد فرانسه، 9 درصد کره، 10 درصد ژاپن، 11 درصد ایتالیا، 14 درصد بلژیک، 22 درصد ترکیه و 23 درصد روانه یونان میشود که قطع صادرات نفت ایران افزون بر محروم ساختن این کشور از درآمدهای نفتی، کشورهای فوق را نیز در تنگنا قرار خواهد بود.»
این موسسه هشدار میدهد که قطع صادرات نفت ایران بازار نفت را دچار معضل خواهد کرد و حتی در شرایط ناگوارتر، ایران توانایی بستن تنگۀ هرمز به روی نفتکشها را دارد. حدود 17 میلیون بشکه در روز یعنی یک پنجم کل مصرف نفت جهان از تنگۀ هرمز که میان ایران و عمان قرار دارد، میگذرد. بر همین اساس، باید گفت بزرگترین ضربه در بسته شدن تنگۀ هرمز به کشورهای واردکنندۀ نفت و حتی صادرکنندگان آن وارد خواهد شد. در این شرایط، اقتصاد جهانی و به خصوص اقتصاد آمریکا نیز متضرر میشود.