«زمانی که دیوار برلین در دهه پنجاه قرن گذشته بنا نهاده شد، شدت اعتراضها و مخالفتهای کشورهای غربی به این امر به گونهای انجام گرفت که بسیاری احتمال وقوع یک جنگ جهانی سوم را پیشبینی کردند و اگر جنگ جهانی دوم با ساخت دیوار برلین در یک زمان تاریخی واحد همسو نمیشد مطمئنا جنگ جهانی سومی را از سوی کشورهای غربی در اعتراض نسبت به ساخت دیوار برلین شاهد بودیم اما این چنین نشد زیرا که جنگ جهانی دوم تمام قدرت و توان غرب را گرفته بود و هیچکس یارای آغاز جنگی جدید را نداشت. امروز دیوار بغداد در امتداد سیاست دیوار برلین در عراق ساخته میشود اما مطمئنا این دو دیوار تشابهی در ساخت اما تفاوتی عمیق در معنا با یکدیگر دارند.»
به گزارش ایسنا صالح السنوسی، تحلیلگر روزنامه البیان با ارایه تحلیلی تحت عنوان «دیوار برلین، دیوار بغداد، تشابهی در ساخت و اختلافی در معنا» مینویسد: «از زمان ساخت دیوار برلین تا آخرین لحظات فروپاشی این دیوار رهبران غرب، زبان از انتقاد و محکومیت این دیوار نبستند و در هر زمانی که یک رهبر غربی دیداری از آلمان انجام میداد هرگز از ابراز ننگ و نفرت خود از ساخت این دیوار خودداری نمیکرد. تمامی رهبران غرب به اجماع معتقد بودند که این دیوار مخالف تمامی ارزشهای انسانی و فرهنگ غربی است و یک جنایت ننگین است که هیچکس جز کمونیستهای خصومتجو و خصومتطلب قادر به انجام این کار نیستند. امروز بیش از یک قرن از ساخت دیوار برلین و نزدیک بیست سال از فروپاشی این دیوار میگذرد و میبینیم که در امتداد سیاست ساخت دیوار برلین امروز طرح ساخت دیوار بغداد در جریان است، دیواری که در ابتدا طرح آن برای محافظت از مردم مناطق بحرانزده و بعد برای محافظت از اماکن استقرار نیروهای آمریکایی و مخازن سلاح سربازان آمریکایی عنوان شد و امروز با عناوین مختلف شاهد گسترش ساخت آن در بغداد هستیم و روزی فرا خواهد رسید که شاهد ساخت این دیوار در سرتاسر عراق خواهیم بود.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «بسیاری دیوار امروز بغداد را به دیوار سابق برلین تشبیه میکنند غافل از آن که که این دو دیوار تنها تشابهی در ساخت دارند و در بسیاری از امور دیگر بسیار با هم متفاوتند که در ذیل به پارهای از این تفاوتها اشاره میکنیم:
1- کسانی که امروز به ساخت دیوار بغداد مشغولند هرگز از نظر رهبران غرب خصومتطلب یا خصومتجو نیستند و نگاهی منفی به عاملان ساخت دیوار بغداد در غرب وجود ندارد. برغم آن که اختلافاتی چند میان رهبران غرب درباره جنگ عراق وجود دارد اما این اختلافها بدان معنا نیست که آمریکاییها از سوی رهبران غرب به کمونیستهای شرور تشبیه شوند که به انجام یک اقدام ننگین و جنایتکارانه یعنی ساخت دیوار برلین آن هم در یک کشور اروپایی متهم شوند. همچنین در صورتی که دیوار بغداد پروسه تکمیلی خود را طی کند هرگز هیچ رهبر غربی زمانی که از عراق دیدار کند ساخت این دیوار را محکوم نخواهد کرد و این پروژه را یک پروژه ضد ارزشهای انسانی، اخلاقی و فرهنگی نخواهد نامید و ننگ و شرم خود را از ساخت این دیوار اعلام نخواهد کرد. دلیل این امر کاملا روشن است، تغییر هویت منطقه و تضعیف قدرت آن مبدا یا به عبارتی استراتژی ثابت غرب است و هیچ کشور غربی نیست که در این مبدا اختلافی با دیگر کشورهای اروپایی داشته باشد. بنابراین دیدگاه غرب نسبت به دیوار بغداد با دیدگاهش نسبت به دیوار برلین بسیار متفاوت است.
2- پروسه دیوار برلین از همان آغاز کاملا مشخص بود و از همان روز اول رسما به نام دیوار برلین نامگذاری شد در حالی که دیوار بغداد امروز تحت عناوین مختلف و در چندین مرحله مختلف تحت نامگذاریهای متفاوت در مناطق مختلف بغداد در حال ساخت است. مثلا برای حمایت از مناطقی که شاهد بحرانهای امنیتی است یا برای حمایت از مناطقی که ایست بازرسی دارند. در حقیقت آمریکا به صورت تدریجی در حال ساخت این دیوار است که بتواند عکسالعملها و واکنشهای موجود نسبت به آن را در دورهای منقطع و با فاصله سپری کند. یعنی به محض آن که در مقطعی همه خود را به ساخت یک دیوار در یک منطقه مشخص از بغداد چون اعظمیه تطبیق دادند و این مساله را پذیرفتند مرحله دوم ساخت دیوار در منطقه دیگر آغاز میشود. به همین دلیل است که میتوان گفت سکوت و عدم اعتراض رسمی رهبران کشورهای عربی درباره ساخت این دیوار یک امر منطقی به نظر میرسد زیرا این دیوار در چارچوب برنامه آمریکا برای مبارزه با تروریسم جهانی به رهبران عربی از سوی کاخسفید نمود داده شده است و جنگ با تروریسم نیز از دیدگاه رهبران عرب یک جنگ مقدس است. البته این تنها یک بعد از دلیل اصلی سکوت رهبران عرب نسبت به این طرح آمریکا در عراق است، بعد دیگر این قضیه آن است که هیچیک از رهبران عربی جرأت آن را ندارند که برخلاف برنامههای تعریفشده آمریکا در منطقه عمل کنند چه برسد به آن که بخواهند به عملکرد و اقدام آمریکا اعتراض کنند یا این که آن را محکوم کنند. برخی از این رهبران عربی در جنگ عراق مشارکت فعالی در حمایت از آمریکا داشتند و برخی دیگر سیاست سکوت در برابر اشغال عراق توسط آمریکا را دنبال کردند. اصلا منطقی به نظر نمیرسد که هیچیک از این کشورها نسبت به ساخت یک دیوار امنیتی در یکی از مناطق عراق جهت مصونیت جان مردم عراق رسما اعتراض کند!
3- دیوار برلین در آن زمان با هدف متوقف ساختن اختلافات موجود میان دو ابرقدرت اشغالکننده آلمان نازی یعنی روسیه و آمریکا و مشخص شدن خطوط مرزی هر یک از این دو کشور در مستعمرههای خود بنا نهاده شد. در واقع به تعریفی دیگر دیوار برلین برای متوقف شدن جریان تبادل اتهامات میان این دو ابرقدرت مبنی بر انجام عملیات تجسسی در مستعمرههایشان ساخته شد، در حالی که این موضوع یعنی اختلافنظر میان دو رقیب در عراق وجود ندارد و دیوار بغداد برای متوقف ساختن جریان اختلافات موجود میان این دو رقیب ساخته نشده است، به خصوص آن که اشغالگران عراق و دشمنان هویت و ملیت این کشور کاملا مشخص هستند و در تمام نقاط عراق مستقرند.
4- زمانی که دیوار برلین در آلمان ساخته شد این کشور از یک پایتخت تاریخی که به عنوان مهد تمدن تلقی میشد یا به عبارتی جلوهای از تاریخ و تمدن باشد برخوردار نبود و همچنین هدف از ساخت دیوار در همان روز اول برای متوقف ساختن اختلافات دو ابرقدرت اشغالکننده آلمان عنوان شد و هدف اصلی این دیوار تقسیم و تجزیه آلمان یا تغییر هویت و ماهیت مردم این کشور و فرهنگ آنها نبود. این وضعیت در عراق کاملا متفاوت است. در بغداد که در حال حاضر تحت اشغال آمریکا به سر میبرد هیچ قدرتی جز مقاومت مردمی وجود ندارد که با آمریکا به رقابت یا منازعه بر سر منطقه اشغال شده بپردازد. از سوی دیگر دیوار بغداد در حالی در این شهر ساخته میشود و مناطق مختلف آن را از یکدیگر جدا میکند که بغداد به عنوان یک شهر تاریخی محسوب میشود و قدمت این شهر و تمدن آن برای تمدن اسلامی و کل کشورهای منطقه مشابه با رم و آتن برای اروپا و غرب است.»
در پایان این تحلیل آمده است: «این تنها جزیی از وجه تفاوتهای عمیق دیوار برلین با دیوار بغداد است اما اهداف پشت پرده در ساخت دیوار بغداد نیز بر هیچکس پوشیده نیست که مهمترین این اهداف را میتوان این چنین طبقهبندی و بیان کرد:
1- هدف اول و اساسی این دیوار تغییر هویت و ماهیت ملت عراق است که البته این موضوع با توجه به بسیاری از وقایع موجود کاملا قابل لمس است. آمریکا برای محقق ساختن این امر از چندین برگه بازی استفاده کرده است. اولین برگه که آمریکاییها در این زمینه رو کردند برگه کردها و عربها بود به گونهای که این موضوع منجر به پاکسازی بسیاری از مناطق شمال عراق از جمله کرکوک از ملیتهای عربی، ترکمنی و مسیحی شد. آمریکا همچنان این برگه را برای خود حفظ کرده است تا در زمان مناسب از آن به عنوان ابزاری برای تجزیه و تقسیم شمال عراق از کل این کشور استفاده کند. مثال بارز دیگر در این زمینه وجود اوج اختلافات سیاسی میان طوائف مختلف عراق است. موضوع دیوار بغداد نیز برجستهترین تلاش آمریکا برای محقق ساختن اهداف خود در عراق است. در واقع ساخت دیوار بغداد موضوع اختلافات طوائفی در این کشور را تثبیت کرده است.
براساس این طرح هر طایفهای از عراق نسبت به مکانی که قرار دارد احساس مالکیت خواهد کرد و تلاش خواهد کرد که منطقه خود یعنی آن چه که در پس دیوار محصور شده را از طرف مقابل خود که در آن سوی دیوار قرار گرفته است حمایت کند و طرف مقابل نیز چنین احساسی پیدا خواهد کرد و به این ترتیب عراق خود به خود به سوی تجزیه و تقسیم خواهد رفت.
2- هدف دوم این دیوار هدف قرار دادن نماد تمامیت ارضی عراق است یعنی پایتخت تاریخی این کشور شهری که طوائف و ملیتهای مختلف عراقی را در بر میگیرد.
در واقع آمریکا درصدد آن است که طرح تجزیه و تقسیم خود را از بغداد آغاز کند.
به هر حال ممکن است طی هفتهها یا ماههای آینده طرح ساخت دیوار بغداد شکست بخورد و متوقف شود اما مطمئنا طرحهای مشابه دیگر آمریکایی جایگزین آن خواهد شد بنابراین هیچکس جز ملت عراق و جدیت این ملت در حفظ هویت و ماهیت عراق و مصونیت استقلال این کشور نمیتواند تاثیرگذار باشد.»