تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۲۸۹۰

خمیرمایه دوم خرداد تحول‌خواهی بود


دوم خرداد امسال وارد اولین دهه از عمر خود می‌شود، اما خواست‌هایی که این حرکت مردمی بر مبنای آن شکل گرفت تا بر پایه حرکتی اصلاحی به پیش رود بی آنکه پاسخ مناسبی دریافت کرده باشد، فرومانده و شاید تغییر مسیر داده است؛ از آنجا که میل به اصلاح در ذات ایرانی نهفته است به عقیده برخی امکان ظهور مجدد جنبش‌هایی با خواست اصلاح‌گرانه و البته واقع‌بینانه همچنان وجود خواهد داشت.

در آستانه ورود جنبش دوم خرداد به اولین دهه از وقوعش علی ربیعی که این روزها به واسطه اشتغالش در دانشگاه بیشتر تمایل به تحلیل وقایع تاریخی از موضع یک استاد دانشگاه دارد، با نگاهی جامعه‌شناسانه به این رویداد، بر این نکته که پدیده‌های تاریخی را باید منهای نتایج سیاسی و گرایش‌هایی که به دنبال نتایج سیاسی می‌آید بررسی کنیم، تاکید کرد و افزود: هر پدیده تاریخی در نتیجه نوع تفکر افراد در هر دوران بوجود می‌آید. وی با استناد به نظریه یک پژوهشگر فرانسوی درباره نقش تصویرهای یک جامعه در شکل‌دهی به تحولات اجتماعی ادامه داد: ماهیت این نظریه می‌گوید تصویری که در هر مقطع تاریخی در فضای عمومی هر جامعه ایجاد می‌شود، رفتارهای مردم هر جامعه را می‌سازد. این استاد دانشگاه هم‌چنین با خاطرنشان کردن این مسأله که هر پدیده تاریخی باید بوسیله انگاره‌ها و ذهنیات مردم زمانه خودش مورد بررسی قرار گیرد، افزود: دوم خرداد هم از این قائله مستثنی نیست، در بررسی تاریخی پدیده دوم خرداد باید به تصورات و انگاره‌های ذهنی مردم قبل از دوم‌خرداد بازگردیم. وی هم‌چنین مراتب تحول‌خواهی مردم در دوم‌خرداد را مشتمل بر سطوحی دانست و گفت: سطح زیرین و گسترده این تحول‌خواهی رشد و توسعه است، تحول‌خواهی رشد و مشیت را در خود دارد و تحول برای زندگی بهتر و بهبود کیفیت آن را شامل می‌شود.

ربیعی در ادامه ارتقای سطح عدالت و آزادی را از دیگر سطوح تحول‌خواهی مردم ایران در دوم‌خرداد 76 برشمرد و اظهار داشت: در آن مقطع مردم عدالت و آزادی می‌خواستند و دنبال آن بودند آن چیزی که از مشروطیت دنبال آن بودند را بار دیگر انتخاب و به آن نظارت کنند. وی که دوم‌خرداد را نقطه‌ای عطف در تاریخ انتخاباتی ایران می‌دانست از آن به عنوان یک جنبش نام برد و اظهار داشت: آن چه در دوم خرداد اتفاق افتاد تمام ویژگی‌های یک جنبش را داشت و خمیرمایه اصلی‌اش تغییر و تحول‌خواهی بود، تغییرخواهی بود که بر مبنای آن مردم تصور می‌کردند از روندی که در حال عبور است پاسخ نمی‌گیرند، لذا خواست‌های خود مبنی بر تغییر‌خواهی را در دوم‌خرداد نشان دادند. این استاد دانشگاه با بیان این که در روزهای انتخابات صرف نظر از 14 درصدی که همواره آراء تبعی دارند، سایرین با انگیزه‌ تحول‌خواهی در انتخابات شرکت کرده‌اند، افزود: جنبش دوم ‌خرداد جنبشی است که هنوز هم وجود دارد هنوز این تحول‌خواهی وجود دارد، اما در انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری مردم جریان اصلاح‌طلب که پیروز چهار انتخابات قبلی بود را در عمل به خواست‌هایشان ناتوان دیدند، لذا میل به تحول‌خواهی آن‌ها به سمت جریانی که در تقابل با کاندیدایی بود که قبلا در حاکمیت در نقطه محوری قرار داشت، رفت.

وی در ادامه با بیان این که ممکن است مردم در انتخابات آینده به سمت جریان مخالف جریانی که فعلا حاکم است سوق پیدا کنند، افزود: انگاره و تصویرهایی که در آن دوره وجود خواهد داشت خیلی در این امر که مردم به چه گروه و جریانی رأی می‌دهند نقش دارد. وی همچنین با تأکید بر این که میل به تحول‌خواهی در جامعه ایرانی از بین رفتنی نیست، خاطرنشان کرد: نباید سوق پیدا کردن گرایش آراء مردم به سمت و سوهای مختلف ما را فریب دهد، چنانچه به این تحول‌خواهی مردم توجه نشود در مقاطع مختلف بحران‌های عظیم برای جامعه ایجاد می‌کند، زیرا به صورتی نیست که همواره در انتخابات خود را نشان دهد.

ربیعی در ادامه با بیان این که شرایط به نحوی شده که انتخابات‌های ایران شکل انقلاب‌گونه به خود گرفته است، اظهار داشت: البته پدیده‌هایی که در انتخابات شاهد ظهورش هستیم سه ضلع دارد که ضلع اول خود پدیده است و دو ضلع دیگر شامل فرهنگ و ساختار کشور می‌شود، ما فرهنگ و ساختار مناسب برای نهادینه کردن پدیده‌هایی نظیر دوم‌خرداد را نداریم و باید بیش از این بر روی فرهنگ جامعه ایران کار کنیم و بیش از این باید تأثیرات امور سیاسی را در زندگی مردم ملموس کنیم. این استاد دانشگاه در عین حال خاطرنشان کرد: ساختارسازی تا حدود بسیار زیادی در اختیار حاکمیت است و این امر مساله مهم و اجتناب‌ناپذیر این ساختارسازی است، زیرا توسعه اقتصادی امری اجباری است که هر دولت باید آن را دنبال کند و در غیر این صورت دچار سقوط ضمنی خواهد شد از سویی دیگر ارتباطات جهانی و پیوند با داخل... در اختیار هیچ کس نیست. لذا توسعه اقتصادی و فرایند ارتباطات شرایط سنجیده‌ای را فراهم می‌کنند که ساختارسازی سیاسی برای نظام‌ها و ماندگاری درازمدت آنها را تضمین می‌کند.

وی با بیان این که در دوران خاتمی موانع ساختاری، مخالفت‌های اساسی و برنامه‌ریزی شده با استفاده از ابزار و امکانات اقتصادی سیاسی و تبلیغاتی باعث نوعی ناکارآمدی روانی و نیز عملی گردید و بر این مبنا تبلیغ زیادی توسط کمیسیون عملیات روانی متکی به رسانه‌های حاکمیتی نسبت به اینکه او کار زیادی انجام نداد، انجام گرفت، اظهار داشت: بالاخره ساختارسازی مناسب انجام نشد و شاید یکی از دلایل آن این بوده باشد که بخشی از انرژی جریان حاکم صرف پاسخگویی به نقایص ناشی از موازی‌کاری‌ها شد.

وی در ادامه به یکی دیگر از مشکلات کشور مبنی بر ساختارمند نبودن آن در بعد سیاسی اشاره کرد و با یادآوری این که بر این اساس افراد و شعارهایشان نه برنامه‌های متعهد و شناخته‌شده است که به طور قطعی در مقابل خواست‌های تحول‌خواهانه مردم قرار می‌گیرد، گفت: مشکل این است که افراد می‌آیند و بعد به مردم می‌گویند ما چه هستیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات