1- اتحاد ملی یعنی همگرایی و تقویت یکپارچه ملت ایران. همان طوری که بیان شده است یکی از بحرانهای ششگانه جوامع انسانی که پیشرفت توسعه آنها منوط به گذر و عبور از این بحرانها میباشد، بحران یکپارچگی است. کشوری که دچار بحران یکپارچگی باشد هیچگاه نخواهد توانست راه رشد، تعالی و سعادت و کمال خود را طی کند چرا که قومیتهای مختلف درون جامعه هر کدام خود را تافتهای جدا بافته از کل احساس نموده و به یک هویت جامعه که کل کشور و قلمروهای سرزمینی آن را در بر گیرد باور ندارند. بنابراین چنین جامعهای دائما درگیر مسائل داخلی خود خواهد بود و انرژی و سرمایههای مادی و معنوی آن را در مسیر رشد، شکوفایی و بالندگی هزینه نخواهد شد. در چنین شرایطی صاحبنظران اعتقاد دارند یکی از مهمترین راهکارهای برون رفت از بحران یکپارچگی، تاکید و تمرکز بر اصول مشترک فیمابین اقوام و گروهها و طوایف مختلف درون جامعه است؛ لذا مهمترین مبانی و اصول مشترکی که میتواند موجد وحدت و تقویت همگرایی و یکپارچگی ملی تلقی گردد به قرار زیر است که کارشناسان و اندیشمندان میبایست هر کدام از آنها را در یک فرصت شایسته، در جایگاه خود تبیین نمایند؛
دین و مذهب واحد، سرزمین مشترک، زبان مشترک، نیازهای اولیه و ثانویه، اصول مشترک انسانی، دشمن مشترک، فرهنگ و آداب و سنن مشترک و نژاد واحد.
2- در این برهه حساس و در پی فشارهای غیرمعقول غربیها با آن قطعنامههای سیاسیشان در باب تکنولوژی بومی انرژی هستهای برای از کار انداختن ماشین توسعه در ایران، دولت و ملت بر خواسته حق خویش پافشاری نمودند و غرب و متحدانش را بر خواسته ناحق خود نکوهش نمودند و این پایداری و استقامت تکمیل نخواهد شد، مگر آنکه این عزم و اراده با "اتحاد ملی" مثالزدنی شود و اتحاد عمومی احزاب و گروههای مختلف عرصه را بر عدالتستیزان ننگ و شرایط مطلوب ملی را ایجاد کند. با توضیحات ارائه شده این وحدت ملی، مستلزم بایستههایی است که ذیلا به آنها اشاره میگردد:
- مدیران ارشد نظام اسلامی، متولیان و صاحبمنصبان حکومتی از ورود به هرگونه منازعات سیاسی و باندی و تبارگراییهای حزبی، خودداری نموده و در کمال صداقت و صمیمیت به مردم خدمت کنند.
- بر قوای سهگانه کشور فرض است با اجرایی نمودن تئوری عدالت از شعارگرایی پرهیز نموده و با پیشرفت در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، رفاهی و سیاسی، عملا مردم را به سوی وحدت سوق دهند و آنها را به آتیه دلگرم نمایند.
- سوار شدگان بر مسند قدرت باید با احساس مسئولیت تام و تمام چه شرعی و چه انسانی –و با رعایت منافع ملی و با دوری از هرگونه اقداماتی که زمینه دشمنی را مهیا میکند و احترام خاص برای اندیشههای مختلف و استفاده از تمام افکار و استعدادهای بالقوه صرفنظر از گرایشهای حزبی و باندی، بستر لازم را برای اجرایی شدن پیام نوروزی مقام معظم رهبری آماده سازند.
- ضروری است به دور از مصلحتهای تنگ حزبی و باندی، به نقش، نظر، نقد، جایگاه آراء منافع و مطالبات قانونی مردم بیش از این عنایت شود تا زمینه امیدواری و اتحاد ملی مهیا گردد.
- اصحاب جراید، مطبوعات، رسانه ملی، گویندگان، نویسندگان، مسئولان و تریبون عمومی، از هرگونه اظهارنظرهای تعصبی، غیرکارشناسانه و غیرمسئولانه خودداری و در یک فرآیند منطقی، عملکرد نظام اجرایی و کمبودها و نیازهای مردم را منعکس و واقعیات جامعه را بیان و با حفظ امنیت ملی، از ابراز هر گونه مطالب غیرواقعی و مصلحت گروهی دوری نمایند، تا اعتماد افکار عمومی بیشتر و بهتر در جامعه تقویت شود.
- در یک بسیج عمومی و اراده ملی، اجرای قانون، معیار همه اعمال و اقدامات قرار گیرد و حق هر کس با توجه به شان اجتماعیاش برابر قانون داده شود و هیچ کس حق ندارد خود را فراتر از قانون تلقی کند و با قانونشکنان نیز به دور از توجه به شخصیت حقیقی و حقوقی افراد، باید برخورد جدی به عمل آید.
3- استاد شهید مرتضی مطهری(ره) در جستجوی خود برای دستیابی به عاملی نیرومندتر و پایدارتر در ایجاد وحدت، اتحاد و اجتماع با توجه به آموزههای قرآنی، به عامل معنوی، روحی و عاطفی میرسد. در تحلیل قرآنی از ویژگیهای بشر، وی که شناخت خود از انسان را بر پایه دادههای وحیانی و آموزههای نبوی و ولایتی نهاده است، به عنصر همدلی میرسد که حالتی عاطفی، معنوی و روحی است. همدلی که وی از آنان سخن میگوید در مسئله تالیف میان مومنان به خوبی مطرح و تبیین شده و در آیه 63 سوره انفال بدان پرداخته شده است.
4- از این نکته نیز نباید غافل شد که اتخاذ شعار اتحاد ملی که بیشتر با اوضاع و احوال داخلی کشور مرتبط است میتواند در راستای توجه جدی به موارد ذیل باشد:
- ورود به مرحله سرنوشتساز مسئله هستهای ایران
- در پیش بودن انتخابات مهم هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی
- وجود برخی از ناامنیها در کشور از قبیل حوادثی چون تاسوکی زابل، بمبگذاری زاهدان، انفجارهای خوزستان، آشوبهای آذربایجان، تجمعات معلمان و ... که همگی در راستای سیاست بحرانآفرینی آمریکا در ایران است.
- تلاش گسترده دولت و ملت برای تحقق برنامههای چشمانداز 20 ساله
5- وحدت، عنصر و مولفه اصلی اجتماع را تشکیل میدهد. بیوحدت و اتحاد میان اشخاص انسانی و افراد بشری، اجتماع معنا و مفهوم درستی نمییابد و امکان تحقق خارجی برای جامعه فراهم نخواهد شد. اگر برای اجتماع و جامعه انسانی در برابر فرد، اصالت و هویت مستقل و جداگانهای هم فرض نشود و اجتماع را امری اعتباری محض و مجموعهای از افراد و اشخاص بدانیم، چنانکه برخی از اندیشمندان در برابر اصالتبخشی و هویتدهی دیگرانی چون علامه طباطبایی و شهید مطهری بر این باورند، باز هم نمیتوان از ارزش اجتماع و جایگاه تاثیرگذار و نقش سازنده و مثبت آن در راستای تکاملی بشر چشمپوشی کرد و آن را نادیده گرفت. هر امر و پدیدهای با توجه به کار ویژه آثار و کارکردهای آن مورد ارزشگذاری قرار میگیرد. بر این اساس میبایست اجتماع را به عنوان یکی از مهمترین پدیدههای انسانی دانست که کارکرد و نقش بسیار تاثیرگذاری در زندگی انسان و دستیابی وی به کمال و سعادت را دارا میباشد.
از این روست که قرآن به اجتماع و جامعه انسانی به عنوان پدیده مثبت و سازنده در زندگی انسانی توجه و اهتمام ویژهای میگذارد و با فراهم آوردن ابزارها و راهکار و اتخاذ مواضع و دستورهای شرعی میکوشد تا پایههای این پدیده را استوار و تحکیم بخشد. بیان آثار، اهمیت و ارزش و عوامل و موانع ایجاد پدیدهای به نام جامعه و اجتماع در قرآن بیانگر اهتمام قرآن به اجتماع است که برادری ایمانی مهمترین رکن وحدت و انسجام اسلامی در جامعه به حساب میآید.
6- امت اسلام در گستره جغرافیایی وسیعی با ملتهای متعدد زندگی میکنند. روشها و تجربیات تاریخی مشترک چندانی ندارند ولی در بسیاری از امور از اشتراک سود میبرند. این مسئله موجب میشود تا بتوانند برای رسیدن به سعادت ملی خود از آن بهرهمند گردند. تفکر انسجام اسلامی به معنای آن است که ملتهای مختلف اسلامی با همه تنوع و اختلافات روشی و تجربهای میتوانند از الگوهای مشترکی استفاده کنند و در راستای منافع مشترک حرکت کنند. برای رسیدن به این هدف میبایست از واگرایی و عوامل ایجادی آن کاسته و به علل وحدت آفرین و همگرایی افزود.
مشکلی که ملتها و دولتها با آن روبرو هستند ناشناخته ماندن اهداف تشکیل ملت یا و دولت نیست؛ بلکه مشکل از آنجا آغاز میشود که با تغییر شرایط تاریخی و اجتماعی و مشکلات داخلی و بحرانهای بیرونی دستیابی به این اهداف و مدیریت درست و صحیح جامعه دچار اختلال میگردد و عوامل درونی و بیرونی آسیبزا و بحرانآفرین موجب میشود که دستیابی به اهداف یا غیرممکن و گاه محال گردد. از این رو شناسایی عوامل ایجادی اتحاد و موانع واگرایی اجتماعی میتواند دولتها و ملتها را برای عبور از بحرانها و دستیابی به اهداف کمک و یاری رساند.
برای رسیدن به انسجام اسلامی لازم نیست از عناصر ملی و فرهنگی خود چشمپوشی کرد و یا دیگران را به اتحاد فرهنگی و ملی خود فراخواند بلکه با توجه به عناصر ملی و در کنار آن میتوان از فرصتها و ظرفیتهای یکدیگر بهرهمند شد. بویژه اینکه به جهت وحدت دینی در بسیاری از روشها و فرهنگها از اشتراک برخورداریم. بنابراین اگر ملتهای منطقهای اتحاد اسلامی و انسجام اسلامی خود را تشدید کنند، عوامل تفرقهافکن بیرونی و درونی نمیتواند برای واگرایی جمعی این ملتها کاری از پیش ببرد و در نهایت این ملتهای منطقه اسلامی هستند که میتوانند از همگرایی سود برده و برای رسیدن به آرامش و آسایش از توان و ظرفیت یکدیگر بهرهمند شوند.
7- تاکتیک وحدت مسلمانان نیز پیشینه درخشانی دارد. هرگاه مسلمانان در چارچوب تعالیم اسلامی به وحدت رسیده و اختلافات جزیی خود را کنار گذاشتهاند تمدن اسلامی دوران اوج خود را سپری نموده است، پیروزیهای اعراب مسلمان تا اندلس (اسپانیای کنونی) در دوران آغاز خلافت اسلامی و پیروزی مسلمانان در جنگهای صلیبی و شکست دادن پادشاهان اروپایی در این جنگ، فتوحات ترکان عثمانی تا دروازههای وین دوران سلطان محمد فاتح امپراتور ترک عثمانی همگی از شواهدی است که "تاکتیک وحدت" پیشینه درخشانی دارد. با توجه به همین پیشینه درخشان است که متفکرین اسلامی تجدید دوران طلایی تمدن اسلامی را در وحدت میبینند، نقطه مقابل این تاکتیک یعنی تفرقه نیز میتواند دوران ضعف و ناتوانی کشورهای اسلامی را بار دیگر زنده کند.
با توضیحات ارائه شده دور از منطق به نظر نمیرسد که اذعان نماییم در عصر حاضر نیاز بیشتری به اتحاد و انسجام اسلامی احساس میشود؛ زیرا دشمنان اسلام در شکل جنگهای صلیبی به مقابله اسلام آمده و اکنون دوباره تمام کفر در برابر تمام اسلام قرار گرفته است. هوشیاری و هشداری که گذشتگان ما بدان اشاره و تاکید داشتند امری است که امروز بیش از دیروز احساس میشود. ژرفاندیشانی مثل آیتالله شهید مرتضی مطهری(ره) حدود سه دهه پیش زنده بودن روح صلیبیگری را در میان غربیها کشف و بیان میکردند.
بنابراین راه تحقق انسجام اسلامی تبیین مبانی، اصول و ارزشها و آرمانهای مشترک است که به دنبال آن منافع مشترک به دست میآید و همگرایی و انسجام را عینیت میبخشد. بنابر قول یکی از صاحبنظران تقریب مذاهب، ما مسلمانان در 90 درصد مسائل اشتراکات داریم و فقط در 10 درصد مسائل با یکدیگر اختلافنظر داریم پس چگونه است که دشمن با بهرهگیری از این 10 درصد ضعف مسلمانان آنها را به رویارویی و تنازع میان یکدیگر بر میانگیزد و ما با وجود نود درصد اشتراکات نمیتوانیم وحدت صفوفمان را روزبهروز تقویت نماییم. بنابراین شایسته است مسلمانان جهان با تقویت انسجام اسلامی و استحکام پیوند و اتحاد خود راه نفوذ دشمنان را بسته و توطئههای آنان را خنثی نمایند.
در خاتمه به وجود برخی از راهکارهای تحقق "اتحاد ملی" و "انسجام اسلامی" که بحق از شعارهای حکیمانه مقام معظم رهبری میباشد در ذیل اشاره میشود:
1- عمل به دستورات و تعالیم الهی، قرآن کریم و عترت مطهر 2- توجه جدی به مقوله کار و تلاش و تولید علم 3- مقابله جدی با توطئههای اختلاف برانگیزانه دشمنان 4- توجه جدی به سند چشمانداز 20 ساله کشور 5- جلوگیری از ایجاد شکاف میان ایران و کشورهای همسایه 6- تعمیق عمیق جایگاه اتحاد و وحدت اسلامی در میان دولتها و کشورهای اسلامی 7-تلاش مضاعف دولتهای اسلامی برای رفع مناقشات و مشکلات فلسطین، عراق، لبنان و...