تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۲۹۰۱
تبعات حاکمیت رابطه‌سالار در گفت‌وگو با اعتماد بررسی شد

آسیب به ساختار مدیریتی کشور


گروه سیاسی، معصومه ستوده: انتقاد از «رابطه‌سالاری» بار دیگر از سوی فعالان سیاسی مطرح شده است. آنان در بازار سیاست امروز این مشی را برگزیده‌‌اند و رقبای خود را به این امر متهم می‌کنند. این انتقادات به صورت گسترده در محفل احزاب با گرایش‌های گوناگون بیان شده و احزاب اصولگرا همچون موتلفه از نحوه چینش مدیران کشور ناخرسندند و اصلاح‌طلبان به مراتب با زبانی تند و تیز این انتخاب را زیر سوال می‌برند. به هر حال دو فعال سیاسی و یک حقوقدان دیدگاه خود را در این رابطه با «اعتماد» در میان گذاشته‌اند و آنان «رابطه‌سالاری» به جای «شایسته‌سالاری» را ترسیم کردند. داوود سلیمانی و سعید شیرکوند دو عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و سید محمد سیف‌زاده یک حقوقدان این گونه مواضع خود را تشریح کردند:

مدیریت سالم با شایسته‌سالاری

داوود سلیمانی: بهره‌گیری از نیروهای ضعیف به مدیریت کلان کشور خدشه وارد می‌کند: «لازمه تحقق اقتصاد سالم و به تبع آن مدیریت سالم این است که شعار شایسته‌سالاری که دولت نهم مدعی اجرای آن بود حاکم شود اما این شایسته‌سالاری هیچ‌گاه با حذف نیروهای کارآمد در سطح کشور میسر نیست. جابه‌جایی و حذف بسیاری از افرادی که از پتانسیل بالایی برای مدیریت در سطح کشور برخوردارند چندان مناسب نیست زیرا در تعارض با شعارهای دولت نهم است. این رویه دولت که نقدهای جدی به آن وارد است می‌تواند به مدیریت کلان کشور آسیب وارد کند زیرا رویه حذف نیروهای خوب و بهره‌گیری از نیروهای ضعیف به هیچ‌وجه به مصلحت کشور نیست.

نابسامانی در اقتصاد

سعید شیرکوند: من اعتقادی ندارم در کشور ما معیار تملک و دارایی ثروت، قرابت و خویشاوندی است به عبارت بهتر خانواده مشخصی مثل خانواده شاه وجود ندارد با اتصال با آن خانواده امکان دستیابی به ثروت فراهم شود. این مناسبات بیشتر در رژیم شاه حاکم بود به گونه‌یی که هر کسی که با این خانواده وصلت می‌کرد از ثروت برخوردار می‌شد. در کشور ما توزیع درآمد بسیار پراکنده است نمی‌توان لفظ هزاران فامیل را به کار برد اما اقتصاد در کشور ما از الیگارشی یا بی‌نظمی‌های فراوان و روابط غیرشفاف رنج می‌برد و وجود این مناسبات موجب به هم خوردن قوانین شده است. در کشور ما مهمترین عامل رسیدن به ثروت پیوند خوردن با قدرت است به گونه‌یی که اگر قرار است کسی به ثروت افسانه‌یی دست یابد باید ناگزیر به قدرت متصل شود و ممکن نیست کسی بدون اتصال به نهادهای قدرت به ثروت افسانه‌یی دست یابد. در حال حاضر ضابطه‌یی برای تصدی برخی از مسوولیت‌ها یا دستیابی به ثروت به طور دقیق در کشور حاکم نیست بلکه روابطی موجب دستیابی به ثروت و قدرت می‌شود که این رابطه منحصر به روابط خانوادگی نیست البته بخشی از آن فامیل‌سالاری است، اما عمومیت ندارد. حاکم شدن این گونه روابط موجب نابسامان شدن اقتصاد و مدیریت کشور می‌شود زیرا امتیازات اعطایی جایگزین حق مشروع فعالان اقتصادی و اجتماعی می‌شود و زمینه سست شدن بنیان حکومت را فراهم می‌کند زیرا اقتصاد کشور نیازمند حاکمیت روابط و معیارهای تعریف‌شده دقیق و شفاف است تا همه فعالان اقتصادی بدانند از چه طریقی می‌توانند به ثروت و مناصب بالا دست یابند.

رابطه‌سالاری مشکل جامعه امروز

سید محمد سیف‌زاده: حاکمیت رابطه‌سالاری به جای شایسته‌سالاری از مشکلاتی است که جامعه ما از آن رنج می‌برد به گونه‌یی که مدیران برجسته اغلب در پست‌های تخصصی خود مشغول به کار نبودند و در انتصاب آنان شایستگی و لیاقت مورد توجه نبوده است.

انتصاب مدیران براساس رابطه ضررهای هنگفتی را به مملکت وارد می‌کند و آسیب‌هایی که از این انتصاب‌ها به کشور وارد شده است بسیار زیاد است. در گذشته تعهد و تخصص را در برابر هم قرار دادند در حالی که می‌توانستند در کنار هم یکدیگر را تکمیل کنند. در ساختار مدیریتی ما موضوع تخصص مدیران و لیاقت و شایسته‌سالاری مورد بی‌توجهی قرار گرفت و بیشتر افرادی که مانند گذشته عضو هزار فامیل بودند به کار گماشته می‌شدند و این روند بعد از انقلاب نیز تداوم یافت و افرادی از این خانواده به مناصب سیاسی گماشته می‌شدند بدون اینکه توجهی به تخصص و شایستگی آنها شود و این مساله وضعیت نابسامان فعلی را برای کشور به ارمغان آورد که مرتب در حال آزمون و خطا است و در صورت پیروزی یک گروه سیاسی سایر افراد شایسته از صحنه مدیریت حذف می‌شوند و هزینه گزافی برای آموزش مدیران بی‌تجربه صرف می‌شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات