دکتر حسین عبده تبریزی، استاد دانشگاه
«تقلیلگرایی»، ساده کردن علتها و کاسه و کوزه مشکلات را بر سر خارجیها خراب کردن، از دیرباز در این دیار، حداقل در حوزه سیاست، بسیار رواج داشته است.
همین روحیه کم و بیش بر «اقتصاد» و «تحلیل اقتصادی» در این مرز و بوم حاکم شده است، اگر پیاز گران شده است، تقصیر صادرات و کشورهای خارجی است که آن را به مفت از چنگ ما درمیآورند، اگر اشتغال پایین است و بیکاری بالاست، تقصیر خارجیهاست که قیمت نفت را آنقدر پایین آوردهاند که از آب هم ارزانتر شده است، اگر دوا و درمان گران است، تقصیر خارجیهاست که قیمتها را آنقدر بالا بردهاند که بیمار ایرانی را از هستی ساقط کنند.
برای ناظر بیطرفی که حجم «فرافکنی» و هجمه ما علیه خارجیها را مشاهده میکند و میبیند که ما چگونه از صبح تا شام همه مشکلات اقتصادی خود را تقلیلگرایانه و سادهانگارانه پای خارجیها مینویسیم، شگفتآور است که تحلیلگر ایرانی هنوز از دوران جنگ سرد بیرون نیامده است و روابط و مناسبات جدید جهانی را درنمییابد. گویی عامه مردم در ایران قانع شدهاند که خارجیها کاری جز این ندارند که از صبح که بیدار میشوند، تا شام که میخوابند، حساب نفت ایرانیها را بکنند و هرچه در توان دارند به کار بندند تا این 10 تا 15 میلیارد دلار در سال درآمد ما ایرانیها را از دستمان درآورند.
اجازه دهید با ارائه پارهای اطلاعات و آمار نشان دهیم که خارجیها آدمهای پرمشغلهای هستند و آنان کارهای دیگری هم دارند.
جدول شماره (1) ارزش بازار (ارزش سهام به روز) 10 شرکت برتر جهان را در سال 2000 نشان میدهد.
مشاهده میکنیم که شرکتهایی در دنیا وجود دارند که ارزش سهام آنها نه فقط 40 برابر ارزش نفت صادراتی ایران در یک سال است، بلکه حتی 10 برابر تولید ملی کشور (ارزش سالیانه تولیدات و محصولات کلیه کسانی که در ایران از صبح تا شام کار میکنند) ما ارزش دارند.
در واقع، نزدیک به 500 شرکت در فهرست بالا وجود دارد که بیش از صادرات سالیانه نفت ایران، ارزش سهام دارند. جالب است توجه کنیم که بعضی از آنها، همچون شرکت ششم در فهرست، بیش از چند سال هم عمر ندارد و در سال 1999، رتبه 70 جهان را داشته است. خواننده توجه دارد که داراییهای در اختیار کشورها، دولتهای محلی و شرکتهای دولتی که گاه ارقام نجومی دارند، در فهرست نیامده است.
ارقام فروش شرکتهای بزرگ دنیا نیز بسیار اعجابآور است. جدول شماره (2) ارزش فروش سالیانه شرکتهای برتر جهان را نشان میدهد.
ارقام بیانگر آن است که شرکتهایی در دنیا وجود دارند که بیش از از 10 برابر ارزش کل صادرات نفت سالیانه ایران، در یک سال فروش دارند، فروش سالیانهای که 4 برابر درآمد ملی ایران است. یعنی فروش یک شرکت در دنیا 4 برابر ارزش فروش کلیه خدمات و محصولاتی است که 60 میلیون نفر ایرانی در کشور تولید میکنند. در واقع، اکنون نزدیک به 100 شرکت در دنیا وجود دارند که بالای 100 میلیارد دلار در سال فروش دارند.
آیا بهتر نیست که شهروندان ایرانی با این حقیقت آشنا شوند که 10 سال پیش، شرکتهایی که امروز چندین برابر درآمد نفت ما تولید و فروش میکنند، حتی متولد نشده بودند. در این 10 سالی که ما دائماً خارجیها را مسئول گرفتاریها و مشکلات اقتصادی خود معرفی کردهایم، آنها امکانات و شرکتهایی را ساختهاند که دهها برابر تولید ملی ما ارزش یافته است.
امروز وقتی شرکتهایی همچون هاچیسون وام پوا (هنگ کنگی) را مییابیم که در یک سال 5/14 میلیارد دلار فقط سود (کم و بیش برابر درآمد صادرات نفت ما) بدست میآورد، چرا به جای انداختن تقصیر به گردن خارجیها، نمیگوییم که اگر شرکتی ایرانی یک هزارم این سود را هم کسب کند، با انواع ابزار مالیاتی، عوارض، قوانین، مقالات و خبرنامهها به جانش میافتیم و تا چنین شرکتی را به انحلال نکشانیم، آرام نمیگیریم.
چرا فکر میکنیم خارجیها به هر قیمت مجبورند در ایران سرمایهگذاری کنند، وقتی که مشاهده میکنیم ارزش شرکتهایی چون SDL یا اوراکل در یک سال حتی 8 برابر میشود؟ چرا به رغم این که میبینیم سهم شرکتی چون AOL در طول 6 سال از 9 سنت به 90 دلار میرسد فکر میکنیم خارجیها جز غارت ما، نمیتوانند زندگی خود را اداره کنند. فقط کافی است نگاهی به چند رقم جدول شماره (3) بیندازیم تا جایگاه خود را در اقتصاد امروز دنیا دریابیم.
این ارقام نشان میدهند که ارزش درآمد نفت ما، در مقایسه با ارزش معاملات و داراییهای جهان بیچیز است. براستی این که ساعات کار مؤثر ما در ادارات و شرکتها نازل است؛ این که دولتی که قرار است از حوزه تصدی اقتصادی خارج شود، کارت موبایل را به چندین برابر قیمت جهانی به هزاران ایرانی میفروشد و آنها را تشویق میکند که سرمایهگذاری خود را از سهام شرکتها و حساب پسانداز بانکها بیرون بکشند و کالای مصرفی برای پسانداز کردن بخرند؛ این که به دلیل عدم مقررات شفاف برای سرمایهگذاری خارجیها و عدم وجود امنیت سرمایه نتوانستیم در حد کامبوج و ویتنام سرمایه خارجی جلب کنیم؛ این که فرار مغزهای برتر کشور در ابعاد تکاندهندهای فرار سرمایه از کشور را دنبال میکند؛ این که صادرات غیرنفتی ما در سالهای گذشته حتی فراتر از اقتصادهایی چون مصر و بنگلادش هم نرفته است؛ ...را باید حاصل غارتگری خارجیها بدانیم، یا اقرار کنیم که قسمت عمده آن، برخورد منفعلانه دو دهه اخیر با «علم اقتصاد» و «مدیریت» است. حاصل این واقعیت است که سطح این دو دانش را در کشور خود تا حد معرفت عمومی و کنجکاوی فردی کاهش دادهایم و قبول نکردهایم که اقتصاد و مدیریت هم علماند.
واقعیت این است که امروز شرکتهایی چون ماتل یا هاس برو بالای 5 میلیارد دلار در سال فقط اسباببازی میفروشند و تولیدکنندگان اسباب بازی میفروشند و تولیدکنندگان اسباب بازی جهان سالیانه، بیش از 80 میلیارد دلار رقم فروش دارند. واقعیت این است که صادرات کشورهایی که دو دهه قبل، درآمد سرانه آنها کمتر از ایران بوده است، حال به ارقام نجومی (در مقایسه با 3 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی ما) رسیده است: جدول شماره (4)
واقعیت این است که ما در بسیاری از زمینهها عقب ماندهایم و برای این عقب ماندگی عمدتاً خود مقصریم و راههای آن را میباید در داخل جستجو کنیم.
البته نمیخواهیم چون عبدالله چردت، روزنامهنگار ترک اوایل قرن بیستم، بگوییم که «تمدن یعنی تمدن اروپایی و آن را هم باید با گلها و خارهایش یک جا بپذیریم و به کشورمان وارد کنیم.» تاریخ نتایج خندهآور «وارد کردن بیکم و کاست تمدن اروپایی» را به خاطر دارد. اسماعیل حامی، نویسنده ترک در مورد ارتش گذشته کشورش میگوید، «در یک زمان، با وارد کردن اونیفورمهای نظامی روسی، تفنگهای بلژیکی، دستارهای یونانی، اسبهای مجار، شمشیرهای انگلیسی و تمرینهای نظامی فرانسوی، ارتشی بوجود آوردیم که تقلید مضحکی از ارتشهای اروپایی شده بود.»
اما، در حوزه اقتصاد، به دلیل موقعیتی که در آن هستیم، ناچاریم سایه به سایه آنهایی برویم که از ما پیشتراند و از روشها و دانشهایشان الگوبرداری کنیم. نمونه ژاپن پیش روی ماست: «گرچه خصلت تقلیدگرایی ژاپن همیشه به تناوب مورد انزجار و حیرت غیرت بوده است، اما برای فراگیری، همیشه باید الگوبرداری کرد.» واقعیت این است که به جای فراکنی مشکلات خود و نسبت دادن مصائبمان به خارجیها میباید به فراگیری و الگوبرداری رو آوریم.
آماری که ارائه شد و مقایسههایی که صورت گرفت، برای گشودن عقدههای حقارت در دل عامه مردم و شهروندان جوان ایرانی نیست. با کار سخت و پیگیر، البته میتوانیم فاصلهها را پر کنیم؛ با رفع تبعیض و فساد البته میتوانیم به پیش رویم؛ با برخورد آگاهانه و واقعگرایانه با واقعیات اقتصادی جامعه البته راه به جایی خواهیم برد؛ ...اما با استناد مشکلات خود به خارجیها، فقط حل مسائل خود را به آینده موکول میکنیم.
آثار همین «تقلیلگرایی» را در بعضی از باورهای خود نیز میباید بزداییم. باید بدانیم ما اولین کشوری در این گنبد گردون نیستیم که میفهمیم برخی از کشورها زور میگویند. ما این تهور را از کجا آوردهایم که به شعور جهانی تعرض میکنیم و معتقدیم که جز ایرانی هیچ کس زورگویی آنها را نمیفهمد و شجاعت مقاله با آنها را نیافته است. به طور مثال آیا ژاپنیهایی که دو شهر بزرگشان با بمب آمریکایی با خاک یکسان شده و حداقل 600000 نفرشان بدست آمریکاییها گشته شدهاند، نمیفهمند آمریکاییها زور میگویند. آیا چینیها (بویژه پس از حکومت مائو) و آلمانها نمیفهمند که برخی کشورها زور میگویند.
آیا ژاپنیها با الگوبرداری، با فراگیری، با میتسوبیشی و نیسان، با نیت دوکومو، با نیپون و تویوتا، با میتسویی و ای توچو، با سونی و سون ایلون، با تکدا و بانک توکیو، ...بهتر جواب زورگویی خارجیها را نمیدهند؛ آیا چینیها با عرضه محصولات کیفی بهتر جواب غرب را نمیدهند، ...خلاصه کنیم. قواعد بازی اقتصاد جهان را ما تعیین نمیکنیم. توان اختصاصی آن را هم نداریم که اقتصاد جهانی جدیدی را تعریف کنیم. به جای مظلومنمایی در عرصه اقتصاد جهانی، که شکم شهروندان ایرانی را پر نمیکند سعی کنیم قواعد بازی اقتصاد جهان را خوب فرا بگیریم. بحث خلق علم جدید اقتصاد و مدیریت با صفتهای جدید نکنیم. اقتصاد و مدیریت علومی است که ما باید تلاش کنیم هم قواعد جهانی و هم این علوم آنها را خوب فرا بگیریم.
اگر قرار است با خارجیها در حوزه اقتصاد مقابله کنیم، فقط با الگوبرداری دقیق و فراگیری عمیق، چنین اموری ممکن است. بکوشیم با این واقعیت تلخ آشنا شویم که مشکلات اقتصادی جدی داریم. اگر سخت کار نکنیم، اگر راه رفته گذشته را دنبال کنیم، اگر به یافتههای اقتصادی حاصل از تجربه جهانی پشت کنیم و شانه بالا اندازیم که به ما مربوط نیست، اگر با شعار و حرف کلی و بحثهای عوامزده موضوعات اقتصاد را دنبال کنیم و در یک کلام اگر بخواهیم با مفاهیم و شیوههایی که در گذشته با اقتصاد ایران روادارانه و با مسامحه برخورد کردهایم، راه را ادامه دهیم، در دهه 80، بیشک با بحرانی عظیم مواجه خواهیم شد.