تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۹۰ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۲۲۹۳۶۵

دیپلماسی خاص آقای «خاص»


چندی پیش یک روزنامه‌نگار آمریکایی از ناکامی رئیس دفتر محمود احمدی‌نژاد برای دیدار با برخی از مقامات آمریکایی خبر داد.
به گزارش روزنامه کیهان، «دیوید ایگنیشس» سرمقاله‌نویس روزنامه واشنگتن‌پست با اشاره به آنچه اختلافات مقامات عالی‌رتبه نظام و دولت می‌نامید،‌ این اقدام را با تحولات سیاسی درون کشور مرتبط دانست و اعلام کرد: «آقای مشایی تلاش بسیاری کرد تا با مقامات آمریکایی ارتباط برقرار کند،‌ اما هیچ‌کس با او دیدار نکرده است. زیرا واشنگتن تنها مایل به مذاکره با فردی است که از حمایت راس هرم قدرت در ایران برخوردار باشد.»
رادیو بی‌بی‌سی نیز به بهانه انتشار این مقاله، در برنامه بامدادی خود گفت‌وگویی را با حضور «هوشنگ امیر‌احمدی» - مشهور به دلال روابط ایران و آمریکا - و «دیوید ایگنیشس» ترتیب داد. در این برنامه «هوشنگ امیراحمدی» به شدت از سردبیر واشنگتن‌پست جهت افشای این خبر انتقاد کرد و در مقابل «ایگنیشس» نیز تاکید کرد، اقدام وی در چارچوب مسوولیتش وی برای گردش آزاد اطلاعات بوده است.
در ماه‌های اخیر بارها نام اسفندیار رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی در لیست سفرهای رسمی و غیررسمی خارجی مسوولان کشور مشاهده می‌شود. شاید بتوان ادعا کرد که رئیس‌ دفتر رئیس‌جمهور حتی از وزیر امور خارجه نیز مشغله دیپلماتیک بیشتری داشته و به اجبار باید زحمت سفرهای متعدد به اکناف عالم را به جان بخرد. اگر فهرست مسوولان دفتر روسای‌ جمهور ایران در سه دهه اخیر را نیز مرور کنیم مطمئنا هیچ یک از آنها این مقدار سفر خارجی را در کارنامه فعالیت خود درج نکرده‌اند.
نخستین گام‌ها در مسیر دیپلماسی
هنگامی که محمود‌ احمدی‌نژاد و یاران حلقه وی در تابستان گرم سال 84 «بهشت» را به مقصد «پاستور» ترک کردند،‌ کمتر کسی تصور می‌کرد، پس از چهار سال پست ریاست دفتر رئیس‌جمهور به یکی از مراکز ثقل دستگاه اجرایی و دیپلماسی کشور بدل شود.
در ابتدای فعالیت دولت نهم، اسفندیار رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی که در دوره تصدی مقام شهرداری توسط محمود احمدی‌نژاد،‌ ریاست سازمان فرهنگی هنری شهرداری پایتخت را در اختیار داشت، به ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور منصوب شد. با توجه به صبغه فرهنگی هر دو پست مشایی به نظر می‌رسید‌‌‌‌‌، وی قرار است در یکی از مراکز فرهنگی نه چندان تاثیرگذار کشور به فعالیت بپردازد. اما آرام آرام نگاه‌ها به سمت این عضو اصلی حلقه‌ یاران احمدی‌نژاد معطوف شد. برخی شعارهای عجیب وی در پست تازه همه ناظران را به شگفتی واداشت.
به عنوان نمونه وی در برنامه «نگاه یک» شبکه سراسری سیما به مردم وعده داد که تا ظرف دو سال آنقدر هتل پنج ستاره در کشور بسازد که آنها نتوانند تعداد این هتل‌ها را با انگشت بشمارند. مجری بخت‌برگشته آن برنامه نیز که چهره‌اش مانند علامت تعجب شده بود و برای تصحیح جمله مشایی از وی خواست که مجددا جمله‌اش را تکرار کند. وی نیز با لبخندی از سر اطمینان آن وعده را تکرار کرد.
بسیاری از کارشناسان با پوزخند این اظهارات را نشانی از تازه‌‌کار بودن وی تعبیر کردند و وی را در کنار وزیر کشاورزی کابینه نخست احمدی‌نژاد که شماره موبایل خود را در تلویزیون اعلام کرده بود تا به طور مستقیم با کشاورزان ارتباط برقرار کنند رده‌بندی کردند. تعدد اظهارنظر‌ها و اقدامات عجیب مشایی آرام آرام این نکته را در اذهان مطرح می‌کرد که مشایی مهمان چند روزه این دولت بیشتر نخواهد بود. اما این افراد نمی‌دانستند که طالع بخت رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی تازه جنبیده است و با توجه به پیشانی بلند وی به این زودی‌ها پاستور را ترک نخواهد کرد.
در سال 85 بود که نخستین اقدامات و سفرهای دیپلماتیک مشایی نیز جنجال‌آفرین شد. در زمستان این سال فیلمی منتشر شد که وی را در مجلس رقصی در افتتاحیه اجلاس گردشگری کشورهای اسلامی در ترکیه نشان می‌داد. عدم ترک سالن هنگام رقص بانوان برای هر مسوولی در جمهوری اسلامی به معنی خداحافظی چند ساله از پست‌های حساس به شمار می‌رود اما مشایی به شهادت دوربین‌ها در مراسم به صورت کامل حضور یافت و تنها خبرنگارانی که این ماجرا را افشا کرده بودند چند روزی در زندان آب خنک میل کردند.
وی در ابتدا مدعی شد که این تصاویر گزینشی است و توسط برخی از نمایندگان منتقد مجلس تدوین شده است. در ادامه و پس از تایید صحت فیلم نیر تنها به این نکته بسنده کرد که من به بغل‌دستی خود که از مسوولان برگزارکننده‌ این برنامه بود، نهی‌ازمنکر کردم و گفتم: «!Islamic No»
این ماجرا گذشت و مشایی بر مسند ماند. سپس مصاحبه‌ای از وی منتشر شد که در آن به خبرنگار ترک اعلام شده بود که حجاب در ایران اجباری نیست و شما می‌توانید به هر صورت ممکن در ایران حضور داشته باشید.
اما شاید جنجال‌برانگیز‌ترین موضع‌‌گیری ساختار‌شکنانه مشایی که آرام‌ آرام لقب آقای «خاص» را برای خود به دست می‌آورد در واپسین روزهای تیر ماه 87 اتخاذ شد. وی در مصاحبه‌ای برای نخستین بار از واژه ملت برای ساکنان سرزمین‌ اشغالی استفاده کرد و آنان را دوست خواند. این موضع‌‌گیری در وهله نخست از سوی بسیاری از ناظران عرصه دیپلماسی در ایران به نوعی سهوزبانی تعبیر شد. با این حال وی چند روز بعد نیز مجددا از اظهارات خود دفاع کرد. این موضع‌گیری موجب خشم نمایندگان مجلس و مردم شد.
بلافاصله پس از این ماجرا تجمع دانشجویان روبه‌روی سازمان میراث فرهنگی برگزار و سرانجام مقام معظم رهبری،‌ در خطبه‌های نماز جمعه سخنان مشایی را کاملاً اشتباه دانسته و خواستار پایان‌بخشی به این حواشی که در موارد زیادی با استناد به آن دولت تخریب می‌شود، شد. با آشکار شدن پیامدهای اظهارات مشایی کمتر کسی تصور می‌کرد که مشایی در دولت دهم نیز حضور داشته باشد، به ویژه اینکه برخی تشکل‌های شاخص اصولگرا شرط حمایت از محمود احمدی‌نژاد در انتخابات 88 را حذف مشایی که در آن روزها نسبت سببی با رئیس‌جمهور نیز پیدا کرده بود، شده بودند.
با این حال هنوز چند روز از اعلام نتایج انتخابات نگذشته بود که با حکم محمود احمدی‌نژاد وی بر مسند معاونت اولی تکیه زد. هرچند که این حکم به مثابه حکم میر‌نوروزی بود و با دستور مقام معظم رهبری لغو شد، اما مشایی باز در نهاد ریاست جمهوری ماند و این بار در مسند ریاست توامان نهاد و دفتر احمدی‌نژاد بدون حکم معاون اولی اختیارات این پست را کسب کرد.
مشایی و دستگاه دیپلماسی
در دوره نخست ریاست‌ جمهوری محمود احمدی‌نژاد اسفندیار رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی به پای ثابت سفرهای خارجی وی بدل شده بود. وی همچنین در کنار هاشمی ثمره مشاور ارشد رئیس‌ دولت، به عنوان نماینده احمدی‌نژاد با روسا و دولتمردان برخی از کشورها ملاقات‌هایی داشت و پیام‌های رئیس‌جمهور را ابلاغ می‌کرد. این سفرهای متعدد، شایعاتی درباره برخی از مذاکرات به همراه داشت و عدم امکان پرسش از رئیس‌ دفتر رئیس‌جمهور سبب شد نمایندگان مجلس حساسیت ویژه‌ای نسبت به این سفرها پیدا کنند.
در این میان رویدادی ویژه سبب شد تا مجددا دیپلماسی حلقه ریاست‌ جمهوری مورد توجه قرار گیرد. ماجرا از این قرار بود که رئیس‌ دولت دهم در آخرین روز مرداد ماه سال گذشته با صدور احکامی برخی از معتمدین خود را به عنوان نماینده ویژه خود در مناطق مختلف جهان برگزید. در این احکام حمید بقایی، اسفندیار رحیم‌مشایی، محمد‌مهدی آخوند‌زاده و ابوالفضل زهره‌وند به ترتیب به عنوان نمایندگان ویژه در امور آسیا، خاورمیانه،‌ دریای خزر و افغانستان منصوب شدند.
این اقدام محمود‌ احمدی‌نژاد برای نمایندگان این نگرانی را به وجود آورد که رئیس‌جمهور تلاش دارد با دور زدن وزارت امور خارجه که در اصل موظف به پاسخگویی به مجلس است، ضمن رسمیت‌ بخشیدن به اقدامات دیپلماتیک رئیس‌ دفترش وی را از پاسخگویی نیز مصون بدارد. هنوز مرکب امضای محمود احمدی‌نژاد پای حکم نمایندگان ویژه خود خشک نشده بود که اظهارات غیر‌دیپلماتیک یکی از نمایندگان ویژه که اتفاقا از نزدیکان رئیس‌ دفتر قدرتمند احمدی‌نژاد نیز به شمار می‌رفت دستگاه دیپلماسی کشور را با مشکل مواجه کرد.
بنابر اخبار رسانه‌های منطقه به نقل از حمید بقایی از تایید نسل‌کشی ارامنه توسط ترک‌ها خبر دادند. این خبر در حال تبدیل شدن به بحرانی بزرگ در روابط ایران و ترکیه بود. با اعتراض رسمی ترک‌ها، وزارت خارجه ایران مصاحبه نماینده ویژه را تکذیب و تاکید کرد: «رسانه‌ها ترجمه درستی از اظهارات بقایی انجام نداده‌اند.»
واکنش تند منوچهر متکی به این رویداد نشان از نارضایتی عمیق این وزیر از مافوقش داشت. وی در این باره تاکید کرد: «سیاست خارجی عرصه ناپخته سخن گفتن نیست.» متکی در گفت‌و‌گو با خبرنگاران تصریح کرد: «مشخص نیست آقای بقایی براساس کدام مسوولیت و از چه جایگاهی این‌گونه سخنان نسنجیده را بیان می‌کند در حالی که هنوز آثار منفی اظهارات اخیر وی که موجب بروز مشکل در روابط خارجی شد از بین نرفته است. تضعیف دستگاه دیپلماسی کشور به ویژه در شرایط کنونی آن هم توسط برخی از افراد دولت مصداق بارز بر شاخه نشستن و بن بریدن است.»
در حالی که به نظر می‌رسید موضوع نمایندگان ویژه به مساله‌ای لاینحل بین دولت و مجلس بدل خواهد شد، با اعلام‌نظر مقام معظم رهبری نمایندگان ویژه، به سمت مشاورت رئیس‌جمهور بدل شدند.
اما این تحولات یک قربانی بزرگ نیز داشت و آن فرد کسی نبود جز منوچهر متکی. بسیاری بر این باورند که اعتراض وی به عملکرد دست راست مشایی، سبب برکناری عجیب و بی‌سابقه‌ وی در سفری رسمی شد.
دستگاه موازی آقای خاص
با نگاهی به ساختار دستگاه دیپلماسی کشور، به راحتی درخواهیم یافت که دستگاه از سه بخش اصلی شورای عالی امنیت ملی، وزارت امور خارجه و کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجه مجلس تشکیل شده است. با توجه به ترکیب و ساختار ویژه این دستگاه‌ها عملا جای مانور چندانی برای آقای خاص باقی نمی‌ماند. بسیاری از کارشناسان امور بر این باورند که برای فرار از این بن‌بست راهکار جالبی از سوی جناب خاص در نظر گرفته شد. پروبال دادن به شورای عالی ایرانیان خارج از کشور که تا پیش از این زیرمجموعه وزارت امور خارجه بود و با عنایت ویژه آقای مشایی به یکی از سازمان‌های تحت پوشش نهاد ریاست جمهوری بدل شد.
رئیس‌ شورا از نظر حقوقی عنوان جانشین رئیس‌ نهاد ریاست‌جمهوری را برعهده داشت. این شورا به سرعت فعالیت‌های خود را گسترده کرد. با این حال اقدامات این شورا نیز از جنجال دور نماند. در مرداد ماه سال گذشته دومین همایش بزرگ شورای عالی ایرانیان خارج از کشور با دعوت از چند صد نفر از آنان در تهران برگزار شد. حواشی این جلسه چنان بود که بسیاری از نمایندگان مجلس و رسانه‌های اصولگرا را به اعتراض واداشت. روزنامه جمهوری اسلامی از حضور ده‌ها جاسوس در این جلسه خبر داد. کیهان از بودجه نجومی چند ده میلیاردی همایش گفت.
الیاس نادران نیز به برخی مسائل عجیب در برپایی این همایش پرداخت. جالب اینکه در ماه گذشته بنابر شنیده‌ها یکی از شاخص‌ترین مهمانان این جلسه که اتفاقا تا همین چند روز پیش نیز مهمان دولت در هتل لاله تهران بود، به جرم ارتباط با M16 بازداشت شده و در اختیار مسوولان قضایی کشور قرار گرفته است. دعوت از هوشنگ امیراحمدی نیز یکی از جنجال‌های دیگر این همایش بود. هرچند که مسوولان همایش دعوت از وی را تکذیب کردند، اما با انتشار دعوتنامه‌ وی توسط رسانه‌های اصولگرا، حامیان دولت تحت فشار مضاعفی قرار گرفتند.
این شورا و عملکرد آن آخرین روزهای سال 89 نیز جنجال رسانه‌ای دیگر را به همراه آورد. از قرار معلوم در اوسط اسفند ماه برخی منابع خبری خارجی به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی در وزارت خارجه این کشور خبر دادند که یک هیات سیاسی دولت ایران برای سفر به نیویورک تقاضای ویزا کرده است.
هرچند که این مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا از افشای نام اعضای این هیات خودداری کرد اما منابع خبری گمانه‌زنی کردند که احتمالا افراد تقاضا‌کننده شامل مشاوران و اعضای دفتر ریاست جمهوری و احتمالا اسفندیار رحیم‌ مشایی، رئیس‌ دفتر محمود احمدی‌نژاد هستند. در همان زمان برخی رسانه‌ها به نقل از منابع آگاه در واشنگتن اعلام کردند که ممکن است هیات ایرانی در کنار شرکت در این مراسم، نسبت به انجام ملاقات با مقامات آمریکایی به منظور بهبودی روابط میان دو کشور تمایل نشان دهند. با گذشت چند ساعت از انتشار این اخبار هیچ مرجع رسمی آن را تایید نکرد تا اینکه در روز 17 اسفند رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امور خارجه این خبر را تایید کرد.
وی گفت: «متاسفانه چون محل مجمع عمومی سازمان ملل در آمریکاست هر اجلاسی که بناست در این سازمان برگزار شود باید به ناچار از این کشور ویزا گرفت و اینکه هیات‌های ما برای شرکت در اجلاس‌‌های بین‌المللی سازمان ملل از آمریکا ویزا دریافت می‌کنند در چارچوب‌های تعریف شده موازین بین‌المللی است.»
همچنین او در ادامه توضیحاتی درباره اهداف هیات ایرانی از انجام این سفر داد که می‌شود از آن به پاسخ به گمانه‌زنی‌های موجود تعبیر کرد.
مهمانپرست گفت: «هر از چند گاهی شاهد تفسیرها و اظهارنظرهایی هدفدار هستیم که رفت و آمدهای هیات‌های ایرانی برای حضور فعال در مجامع عمومی سازمان ملل را به نوعی مرتبط با سایر مسائل می‌داند و ابهامی که شاید پشت سر این سفرها قرار گرفته است.»
وی با یادآوری این نکته که اجلاس زمین سازمان‌ ملل همزمان با عید نوروز برگزار خواهد شد، سفر هیات ایرانی به نیویورک را طبیعی ارزیابی کرده و اعلام کرد: «نوروز و تاریخ آن متعلق به کشورمان و همه کشورهای منطقه است بنابراین نباید از این سفرهای عادی که برای حضور در اجلاس‌های سازمان ملل صورت گیرد، تفسیر دیگری داشت.»
با این حال در همان روز معاون سیاسی دفتر رئیس‌جمهور درباره اهداف این سفر مطلبی متفاوت با سخنگوی وزارت امور خارجه بیان کرد. وی با بیان اینکه اسفندیار رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی، 27 اسفند ماه امسال برای شرکت در جشن نوروز ایرانیان مقیم آمریکا به این کشور سفر فرهنگی می‌کند، گفت که این سفر در جهت تامین و تقویت اهداف و منافع ملی است. محمد‌جعفر بهداد درباره برنامه مشایی در این سفر گفت: «رئیس‌ دفتر رئیس‌جمهور در سفر سه روزه خود در جشن نوروز ایرانیان مقیم آمریکا شرکت و با بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل نیز دیدار خواهد کرد.»
وی با این حال برخی ادعاها درخصوص اینکه مشایی در سفر خود به آمریکا می‌خواهد با مقامات سیاسی آمریکا ملاقات کند را کذب دانست و گفت: «هدف رئیس دفتر رئیس‌جمهور از این سفر دیدار با ایرانیان است.»
پس از چند روز دفتر رئیس‌جمهور اعلام کرد که با توجه به تغییر برنامه دبیرکل سازمان ملل سفر مشایی به زمانی دیگر موکول شده است. این در حالی بود که خبرگزاری مهر دلیلی دیگر را برای لغو این سفر اعلام کرد. این خبرگزاری در این‌ باره نوشت: «در پی مخالفت‌های صورت گرفته با سفر اسفندیار رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی، مشاور و مسوول دفتر رئیس‌جمهور به آمریکا که قرار بود در ایام عید نوروز و برای شرکت در جشن ایرانیان مقیم آمریکا انجام شود، این سفر لغو شد.» این تنش‌ها سبب شد تا سرانجام نمایندگان مجلس به بند پیشنهادی اعتبار کلان این شورا در بودجه سال 90 رای منفی بدهند.
صاحبخانه خانه ایران کیست؟
در دو سال اخیر یکی از مهم‌ترین بخش‌های ارائه گزارش کار شورای عالی ایرانیان مقیم خارج از کشور، اعلام تاسیس خانه‌های ایران در کنار سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف بوده است. نخستین سنگ بنای خانه ایران در مرداد ماه 89 در پایتخت تاجیکستان نهاده شد. اسفندیار رحیم‌ مشایی که به همین منظور به دوشنبه سفر کرده بود در آیین‌ افتتاح این موسسه اعلام کرد: «خانه ایران چند ویژگی دارد و یکی از آنها این است که فرصتی خواهد بود برای حضور و بروز هویت ایرانیان، اجتماع ایرانیان، بودن در کنار یکدیگر، پاسداشت ارزش‌ها و امتیازهای ویژه ملت ایران که امروز در شهر دوشنبه سنگ بنای آن نهاده شد.
ایرانیان مقیم خارج باید ایرانی بیندیشند، ایرانی دوست بدارند و ایرانی عمل کنند زیرا این فقط یک بحث هویتی نیست و ایرانی یعنی نماد ارزش‌های الهی و انسانی در تاریخ بشریت و امروز وقتی سخن از ایران می‌گوییم بسیاری از ملت‌های دوست و برادر از جمله تاجیکستان از همین فرهنگ هستند. بنابراین خانه ایران محلی است بعد از آنکه ایرنیان در آن جمع شوند و فرصت هم‌اندیشی در مسائل کشورشان را می‌یابند همچنین فرصت پیدا می‌کنند تا ارزش‌های سرزمین خود را به جهان و به خصوص کشوری که زندگی می‌کنند، به ملت‌های دوست و برادر منتقل کنند.»
سفیر ایران در تاجیکستان نیز در این جلسه ابراز امیدواری کرد که هر چه زودتر خانه ایران در دوشنبه به بهره‌برداری برسد. پیش از این و در بهمن ماه سال 88 هم خانه ایران در بلاروس با حضور رحیم‌‌‌‌‌‌مشایی افتتاح شده بود. اسفندیار رحیم‌مشایی در آلمان از اختصاص 10 میلیون دلار بودجه برای تاسیس خانه ایران توسط دولت خبر داد و گفت از سال 89 ردیف ویژه‌ای از بودجه دولت برای پیگیری و گسترش این موسسه اختصاص یافته است. (واحد مرکزی خبر - 22 اسفند 88)
با افزایش فعالیت خانه‌های ایران در مناطق مختلف جهان بسیاری از ناظران امور دیپلماتیک کشور نگران این امر شدند که نقطه ثقل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دیپلماسی ایران از سفارتخانه‌ها به خانه ایران منتقل شده و عملا سفارت‌های ایران در مناطق مختلف جهان به مرکز مهر گذرنامه و روادید بدل شوند.
در این میان این پرسش اساسی مطرح می‌شود که «خانه ایرانیان» پاسخگوی کدام نهاد یا ارگانی است. در این زمینه محمد شریف ملک‌زاده، دبیر شورایعالی ایرانیان خارج از کشور در گفت‌وگویی با ویژه‌نامه عید سال 90 روزنامه همشهری تاکید می‌کند: «خانه‌های ایرانیان خارج از کشور توسط یک موسسه صددرصد خصوصی و با بودجه 300 میلیارد ریالی در کشورها و شهرهایی که ایران سفارت و دفتر نمایندگی ندارد، راه‌اندازی می‌شود، تمام مراحل ایجاد و راه‌اندازی خانه‌های ایرانیان با همکاری سفارتخانه‌ها، سفرای ایران و نمایندگان کشور در خارج انجام می‌شود.»
وی با بیان اینکه مجلس شورای اسلامی برای ساخت خانه ایرانیان خارج از کشور بودجه خوبی را اختصاص داده است، افزود: «برای تامین هزینه ساخت خانه ایرانیان خارج از کشور، وزارت امور خارجه و دستگاه‌های دیگر نیز همکاری می‌کنند. برخی از هموطنان‌مان نیز آمادگی دارند که زمین‌هایی را برای ساخت خانه ایرانیان خارج کشور در اختیار ما قرار دهند.» جالب اینکه برخلاف ادعای ملک‌زاده بخش عمده خانه‌های ایران در شهرهایی چون پاریس، دوشنبه و هامبورگ بنا نهاده شده‌اند، شهرهایی که مطمئنا سفارت یا کنسولگری ایران در آن وجود دارد.
سال 88 در حالی که لایحه بودجه سال 89 در حال آماده‌سازی برای تقدیم به مجلس بود، افراد خاص از بین صدها ردیف ریز و درشت لایحه بودجه، جدول شماره 9 برآورد اعتبارات متفرقه را مکانی مناسب برای کمک به خانه ایران یافتند. این افراد نامشخص، ردیفی را به این شرح در این جدول گنجاندند: «23 - کمک به احداث خانه فرهنگ ایرانیان خارج از کشور: 30 هزار میلیون ریال.»
ردیفی که در نهایت، نمایندگان نیز موضوع آن را خوش‌ظاهر یافتند و اعتبار پیشنهاد شده بدون بحث و تامل تصویب شد.
اما چرا باید یک موسسه خصوصی این‌گونه مورد لطف دولتمردان قرار گرفته و از بیت‌‌المال ارتزاق کند. شاید برای پاسخ به این پرسش بد نباشد که لیست اعضای هیات موسس این موسسه را مورد مداقه قرار دهیم.
بنابر اطلاعات مندرج در روزنامه رسمی کشور، محمد شریف‌ ملک‌زاده، رئیس‌ هیات‌‌مدیره این موسسه است. سایر اعضای هیات‌‌‌‌مدیره عبارتند از:
- میثم طاهری، عضو هیات‌‌مدیره (در گزارش خبرگزاری‌ها و سایت دبیرخانه شورای عالی ایرانیان از وی با عناوینی همانند «مشاور دبیر شورای عالی ایرانیان» نامبرده شده است).
- احسان‌الله یارمحمد، عضو هیات‌‌‌مدیره (بنابر اعلام سایت شرکت سرمایه‌گذاری آتیه‌اندیشان مس، او عضو هیات‌‌‌مدیره این شرکت وابسته به صندوق بازنشستگی کارکنان صنایع ملی مس ایران است.)
- علیرضا رجایی، عضو هیات‌‌مدیره
- عزت‌الله زارعی‌‌هنزکی، عضو هیات‌‌‌‌مدیره (وی قبلا معاون سرمایه‌گذاری صنعتی سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران (ایدرو) در دوران قلعه‌بانی بوده است. با انتقال قلعه‌بانی به مدیریت عاملی شرکت ملی نفت، هنزکی نیز با او منتقل شد و حکم مشاور مدیرعاملی دریافت کرد. هنزکی و بقایی از اعضای هیات‌‌مدیره شرکت توسعه ایرانگردی و جهانگردی (شرکت سهامی وابسته به سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری) هستند. هنزکی، نایب‌رئیس هیات‌‌‌مدیره و بقایی به نمایندگی از میراث فرهنگی عضو هیات‌‌‌مدیره است.)
- حمید‌رضا شاکری‌نیاسر، عضو هیات‌‌مدیره (شاکری از دیگر اعضای شورای عالی ایرانیان است. او قبلا با حکم ملک‌زاده با حفظ سمت در وزارت خارجه، دبیر کار گروه کنسولی شورای عالی ایرانیان خارج شده است.)
- محمد‌علی ابراهیم‌خانی، عضو هیات‌‌مدیره (سرپرست دادگاه‌های تجدید‌نظر استان تهران.)
با کنکاش در اسناد سازمان ثبت شرکت‌ها نکته جالب دیگری نیز به چشم می‌خورد؛ موسسه‌ای به نام «موسسه بنیاد بین‌المللی همکاری علمی و فن‌آوری ایرنیان» یک ماه بعد از ثبت «موسسه خانه ایرانیان خارج»، باز هم به ریاست هیات‌‌‌مدیره محمد‌ شریف ملک‌زاده و درست به همان آدرس و پلاک ثبتی موسسه خانه ایرانیان ثبت شده است. آیا این موسسه با دانشگاه ایرانیان در ارتباط است؟
در ماه‌های گذشته اطلاعات ضد و نقیض زیادی درباره این موسسه از سوی رسانه‌های اصولگرا منتشر شده است. سایت تابناک در این‌باره می‌نویسد: «مشخص نیست علت کمک‌های هنگفت دولتی برای سمتی که صددرصد خصوصی، غیر‌انتفاعی و غیردولتی است، چیست و چرا باید یک بودجه ارزی کلان از محل هزینه‌های پیش‌بینی نشده بودجه به این سمن اختصاص یابد تا اقدام به خرید و ساخت خانه ایرانیان در سایر کشورها بکنند؟ که البته بماند این موسسه کاملا خصوصی به مقدار چهار میلیارد تومان سهام پتروشیمی را خریداری کرده و ماهانه حدود 60 میلیون تومان فقط سود به سهام پتروشیمی این سازمان غیرانتفاعی و غیردولتی واریز می‌شود.
البته ابراز لطف‌های دولت به این موسسه صددرصد خصوصی به اینجا ختم نشده و اسناد به دست آمده حاکی است که یک ساختمان که به ساختمان الوند موسوم است به آدرس میدان آرژانتین، خیابان الوند، پلاک 31، تخلیه و در اختیار این NGO قرار گرفته است که با توجه به اختلاط بسیار شدید شورای عالی ایرانیان و موسسه صددرصد خصوصی!، غیردولتی! و صدالبته غیرانتفاعی خانه ایرانیان! تصورات بسیار ناصوابی در اذهان جامعه، مردم و دلسوزان به وجود می‌آورد.
ناگفته نماند در حالی ملک‌زاده از ساخت خانه ایران توسط یک شرکت خصوصی در سایر کشورها خبر داده که اسناد تابناک حاکی است: مبلغ 1800 هزار یورو برای خرید مکانی در هامبورگ آلمان، 400 هزار یورو برای خرید ملکی در بروکسل، ونزوئلا و... جمعا به مقدار 107 میلیون دلار توسط دولت برای احداث این خانه‌ها تامین اعتبار شده است. حال مشخص نیست موسسه‌ای که دولتمردان به نام خصوصی و غیردولتی به ثبت رسانده‌اند چرا باید این همه مورد لطف دولت قرار گرفته و از کمک‌های فراوان ارزی و ریالی دولت بهره‌مند شود.»
وزارتخانه‌ای برای روز مبادا
با این همه امکاناتی که به سمت موسسه غیرانتفاعی! ایرانیان سرازیر شده به نظر می‌آید که یاران رئیس دفتر رئیس‌جمهور در حال تاسیس وزارتخانه‌ای برای روز مبادا هستند.
مکانی که به صورتی نقش وزارت خارجه رئیس نهاد ریاست جمهوری را بازی کند. باید منتظر ماند و دید با مخالفت مجلس با بودجه امسال این موسسه غیرانتفاعی، این موسسه چگونه می‌تواند به حیات خود ادامه دهد و آیا لکوموتیو دیپلماسی آقای خاص بدون ریل توانایی ادامه مسیر را داراست؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات