تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۰ - ۱۲:۲۰  ، 
کد خبر : ۲۲۹۴۰۵

جهانی که آمریکا با آن مواجه است

ترجمه: محمد فرجیان اشاره: «مقاله حاضر، ترجمه بدون دخل و تصرف بخش دیگری از گزارش مؤسسه بروکینگز تحت عنوان «صداهای آمریکا؛ دیپلماسی عمومی آمریکا برای قرن 21»1 منشر شده در نوامبر 2008 است. در شماره قبلی فصلنامه به تبیین دیپلماسی عمومی آمریکا اشاره گردید ترجمه حاضر بخش دیگر این گزارش، با عنوان «دیپلماسی عمومی آمریکا» می‌باشد که تقدیم حضور می‌گردد. در واقع این مطلب را باید در ادامه مطلب قبلی پیگیری نمود. درباره اهمیت این گزارش و مؤسسه بروکینگز پیش از این سخن گفته‌ایم. آنچه در اینجا لازم به یادآوری می‌باشد این است که این گزارش از زبان «آمریکایی‌ها» نوشته شده و خواننده محترم توجه داشته باشد وقتی به‌طور مثال گفته می‌شود «کشور ما» منظور آمریکاست. مترجم به واسطه آنکه ترجمه دقت بیشتری داشته باشد و به تبع آن تصمیماتی که از جانب مسئولان، بعد از مطالعه متن گرفته می‌شود دقیق‌تر باشد، از تغییر متن خودداری کرده. اما بدیهی است که این به منزله تأیید ضمنی این مطلب نمی‌باشد.»

آمریکا از جهانی منتفع می‌شود که منافع آن را در پی داشته باشد، اما فضای حاکم بر جهان امروز، چنین فضایی نیست. براساس نظرسنجی‌های سال 2008 بی‌بی‌سی و همچنین برنامه نگرش‌های سیاسی بین‌المللی دانشگاه مریلند:
مردم 23 کشور، نقش آمریکا در جهان را منفی‌تر از کره شمالی ارزیابی می‌کنند.
شهروندان متحدان نزدیک آمریکا تأثیر آمریکا در جهان را عمدتاً منفی قلمداد می‌کنند. (62 درصد از مردم کانادا، 72 درصد از مردم آلمان، 58 درصد مردم استرالیا و 35 درصد از مردم انگلیس).
شهروندان یکی از متحدین ناتو (64 درصد از مردم ترکیه)، آمریکا را بزرگ‌ترین تهدید برای کشور خود در آینده می‌دانند.
تنها 9 درصد از مردم مصر، 12 درصد از مردم پاکستان، 19 درصد از مردم مراکش و 23 درصد از مردم اندونزی، هدف آمریکا از جنگ با ترور را حفاظت از آمریکا در مقابل حملات تروریستی می‌دانند، نه تسلط نظامی بر خاورمیانه و ایجاد تفرقه و شکاف میان مسلمانان.
حداقل تاحدی این نظریات منعکس‌کننده تلقی خارجی‌ها از سیاست‌های اخیر آمریکاست؛ جنگ عراق، نحوه برخورد با زندانیان خلیج گوانتانامو، نقش آمریکا در تغییرات اقلیمی، و سایر موارد. بعضی از این سیاست‌ها شاید با روی کار آمدن دولتی جدید تغییر کند اما همچنان سایر سیا‌ست‌ها و ویژگی‌هایی آمریکایی در آن سوی مرزها نامشخص است.
آمریکا مجبور نیست سیاست‌های خود را به خاطر نظر خارجی‌ها (جهان) تغییر دهد. ما رهبرانمان را برای به دست آوردن محبوبیت در آن سوی مرزها انتخاب نمی‌کنیم. اما این به معنای آن نیست که افکار عمومی خارج (جهان) بر ما تأثیر نمی‌گذارد. بنابراین، مواجهه و شکل بخشیدن به افکار عمومی، صرف‌نظر از آنکه سیاست‌های کشور ما در نهایت چه باشد، مهم به نظر می‌رسد.
البته سیرهای صعودی نیز وجود دارد. در بعضی از قسمت‌های جهان به‌خصوص آفریقا، پرو، لهستان، ژاپن حمایت از آمریکا همچنان شدید است. حمایت جهانی از ارزش‌هایی که آمریکایی‌ها به آن عشق می‌ورزند در حال رشد است: برابری نژادی، حقوق برابر برای زنان، آزادی بیان در اینترنت و دولت‌های برآمده از خواست مردم. (با وجود این ادعاها، پرونده آمریکا در جنایت علیه منافع ملت‌ها و عدم رعایت حقوق واقعی ملت‌ها سیاه است).
مؤلفه‌های جامعه آمریکایی از قبیل دانش و نوآوری، تحصیلات عالی و روندهای تجاری همچنان در سطح جهانی تحسین همگان را برمی‌انگیزد، حتی اگر سیاست‌های ما چنین نباشند. در عین حال، حمایت عمومی از عملیات انتحاری و اسامه بن لادن به شدت کاهش یافته است.
با این حال در کل، فضای بین‌المللی موجود، فضایی نیست که منافع آمریکا را در پی داشته باشد. وقتی آمریکا علاوه بر محبوبیت، اعتماد دیگران به خود را از دست بدهد، وقتی نه سیاست‌های ما بلکه اقتدار اخلاقی ما نیز مورد تردید واقع شود. آنگاه به لحاظ سیاسی بسیار دشوار است که رهبران خارجی (جهان) بتوانند در مقابل مردمشان از سیاست‌های آمریکا حمایت کنند. تصور مردم خارجی (جهان) مهم است. چه بخواهیم، چه نخواهیم آمریکا نیازمند حمایت دوستان و متحدان و حتی بعضی اوقات دشمنانش است. اینکه آمریکا می‌خواهد حمایت بین‌المللی برای تحریم بیشتر ایران به‌خاطر برنامه هسته‌ای‌اش را برانگیزد، تعاملات تجاری بین‌المللی را احیا کند، کشورهایی را که حقوق شهروندان خود را نقض می‌کنند منزوی کند، از شیوع آنفولانزا جلوگیری کند، سیستم‌های موشکی در اروپای شرقی کار بگذارد، یا در آفریقا نیروی نظامی مستقر کند، متحدانشان را به اعزام نیرو به افغانستان ترغیب کند، از جنگل‌ها و شیلات به نحو بهتری بهره‌برداری کند، یا حمایت از شبکه‌های تروریستی (به اصطلاح آمریکایی‌ها) را تضعیف کند، در همگی این موارد، پشتوانه مردمی احتمال موفقیت را بالاتر می‌برد. شرایط موجود به نفع دشمنان ماست، چرا که هر روزه افراد بیشتری اقدام‌های آنها را مورد پشتیبانی، تحسین و پذیرش قرار می‌دهند. ایالات متحده برای پیشبرد منافع آمریکا، دفاع در مقابل تهدیدها و ساختن نظام بین‌المللی‌ای که ملت‌ ما در آینده خواهان زندگی در آن هستند، باید روابطش را نه تنها با دولت‌های خارجی بلکه با مردمان آنها بازسازی کند. جلب افکار عمومی خارجی‌ها (جهان) همیشه از اهمیت برخوردار بوده است اما به چهار دلیل اهمیت بیشتری می‌یابد.
1. گسترش دموکراسی، پارامترهای سیاسی جهان را تغییر داده است، اگرچه دموکراسی در بعضی از کشورها تضعیف شده، اما تعداد دموکراسی‌ها از سال 1974 دو برابر شده است. در دموکراسی‌ها، رهبران به نسبت میزانی که شهروندان، آنها را در تضمین منافع کشورشان موفق می‌دانند دارای اقتدار و قدرت هستند. بنابراین آمریکا برای جلب حمایت دول خارجی نیازمند آن است که مردم آن کشورها را متقاعد کند. اگر این همکاری به زیان رهبران منتخب مردم باشد، جلب حمایت آنها حتی اگر منافع همسو باشد بسیار دشوار می‌شود. حتی رژیم‌های تمامیت‌خواه هم متوجه اهمیت افکار عمومی هستند و به همین دلیل سعی می‌کنند نفوذ آنها را محدود کنند. این رژیم‌ها می‌دانند که مردم نسبت به گذشته از قدرت نهفته بیشتری برای بسیج علیه دولت برخوردارند، زیرا دسترسی به اطلاعات به‌طور بی‌سابقه‌ای تسهیل شده و توانایی برای انتشار این اطلاعات در سطحی وسیع و با هزینه‌ای ارزان افزایش یافته است.
2. چالش‌های مهم امروز، مرزها را درمی‌نوردند و نمی‌توان به تنهایی به مقابله با آنها پرداخت. تغییرات اقلیمی، بیماری‌های ویروسی، شبکه‌های تروریستی بین‌المللی، اصلاح مؤسسات بین‌المللی و قاچاق انسان و کالا از جمله مسائلی هستند که رسیدگی به آنها مستلزم همکاری فعال دیگران اعم از متحدان، سازمان‌های بین‌المللی ، شرکت‌های خصوصی، سازمان‌های غیر دولتی، رقبا و حتی دشمنان است. پیشرفت در این مسائل نیازمند فضایی است که در آن چنین همکاریی‌هایی ممکن باشد.
3. خود ایده‌ها و ایدئولوژی‌ها در تهدیدهای امنیتی اخیر نقش بسزایی دارند. مانند جنگ سرد، توانایی برای جلب حمایت از یک آرمان سیاسی، تخریب نظرهای رقیب، و تضعیف افراد و شبکه‌های دارای این دیدگاه‌ها، برای موفقیت ضروری به نظر می‌رسد. تروریست‌ها و شورشیان به شبکه‌هایی از حمایت متکی هستند که لزوماً به خشونت یا حتی اقدام‌های غیر قانونی متوسل نمی‌شوند. موفقیت‌ در مقابله با این گروه‌ها، نیازمند مبارزه با ایدئولوژی‌های آنها و ارائه تصویر جذاب‌تری از آینده است.
4. بسیاری از تهدیدهای امنیتی موجود را نمی‌توان تنها با نیروی نظامی حل کرد. قدرت همچنان عنصری ضروری در تدبیر کشور است و خواهد بود. با این حال وقتی تهدیدها پراکنده و نامتقارن هستند، وقتی قدرت در واقع باعث افزایش حمایت از دشمنان و در نتیجه تقویت آنها می‌شود، دولت‌ها باید به دنبال راه‌های دیگری برای مواجه با چالش‌های امنیتی ملی باشند. دیپلماسی عمومی و ارتباطات راهبردی، ابزارهای ارزشمندی هستند که گزینه‌های پیش روی رهبران را وسعت می‌بخشند.
برای پیشبرد منافع کشورمان در این فضا، آمریکا باید تلاش‌های خود را در زمینه‌ ترغیب و به کارگیری و الهام‌گیری از یک تصویر جذاب دوچندان کند. دیپلماسی سنتی یعنی درگیر ساختن دول خارجی همچنان از اهمیت حیاتی برخوردار است اما باید آن را با تلاشی جامع برای درگیر ساختن مردم تقویت کرد.
روش ما برای درگیر ساختن مردم خارجی (جهان) باید متناسب با دنیای در حال دگرگون، تغییر یابد. با این همه جهانی که آمریکا در حال حاضر با آن مواجه است به شدت با جهانی که در زمان آن، نهاد دیپلماسی عمومی اصلی ما شکل گرفت متفاوت است. فناوری اطلاعات نه تنها نحوه ارتباط مردم با یکدیگر بلکه نحوه تفکر و رفتار آنان را نیز تغییر داده است. قدرت در حال پخش شدن میان بازیگرا جهانی نوظهور است، کشورها، شبکه‌های فراملی، شرکت‌های چند ملیتی، سازمان‌های غیر دولتی و افراد. آمریکا باید خود را با این شرایط جدید وفق دهد.
انقلاب اطلاعات و ارتباطات منجر به خلق جهانی شده که در آن تصاویر و اطلاعات صرف‌نظر از صحت یا درستی‌شان به سرعت جابه‌جا می‌شوند. این فناوری‌های جدید می‌تواند باعث گسترش تفاهم و بسیج مردم جهت اهداف صلح‌طلبانه شود. به عنوان مثال سه نفر با استفاده از فیس بوک، یک میلیون نفر در کلمبیا و فعالان سیاسی سایر کشورها را در اعتراض به ترفندهای گروه شبه نظامی فارک (FARC) بسیج کردند. همین فناوری‌ها در عین حال می‌تواند عامل گسترش خشونت و تنفر باشد چنانچه در القاعده و پیروانش مشاهده می‌شود.
یکی از ویژگی‌های اصلی فناوری اطلاعات و ارتباطات آن است که برای افراد، قدرت جلب حمایت جهانی را در راستای رسالتشان تضمین می‌کند. در حال حاضر افراد می‌توانند با هزینه بسیار کمی و تقریباً از هر جایی و در هر زمانی حمایت دیگران را جلب کنند، مبارز جذب کنند، پول جمع کنند و جنبش‌های اجتماعی شکل دهند. این قدرت در اختیار عده بسیار زیادی است: «هم‌اکنون بیش از یک میلیارد نفر از اینترنت استفاده می‌کنند، یوتیوب روزانه بیش از صد میلیون ویدئو در اختیار کاربران قرار می‌دهد، تقریباً 184 میلیون وبلاگ‌نویس نظریات خود را ارائه می‌دهند. این افراد فقط از غرب نیستند. مصر به تنهایی بیشترین تعداد کاربر از فیس بوک را داراست.»
در این فضای اطلاعات ـ محور حتی حوادث بی‌ربط نیز می‌تواند پیامدهای راهبردی بزرگی به همراه داشته باشد، زیرا این حوادث طوری به تصویر کشیده و منتشر می‌شوند که مؤید منافع دلخواه خاصی باشد. تصاویر تکان‌دهنده عراقی‌هایی که توسط سربازان آمریکایی در زندان ابوغریب عراق، تحقیر و شکنجه می‌شوند سبب تقویت دیدگاه‌های ضد آمریکایی و به زیر سؤال رفتن حامیان آمریکا شد. این تصاویر باعث افزایش یا کاهش قدرت می‌شوند. بنابراین دولت‌ها باید فعالانه تصاویر خویش را مدیریت کنند، و نخبگان و مردمان خارجی (جهان) را تشویق کنند که آرمان آمریکا شایسته حمایت است.
با این حال نباید فراموش کنیم که فناوری‌های قرن 21 در ادامه فناوری‌های گذشته به وجود آمده‌اند و این مسئله، دسترسی به مخاطبان فاقد آن فناوری‌ها را دشوارتر می‌کند. حدود یک سوم از جمعیت جهان هنوز تلفن ندارند، اما تعداد کاربران اینترنت در چین در حال حاضر از تعداد کاربران اینترنت در آمریکا پیشی گرفته است. روزنامه‌ها در آمریکای شمالی با سختی روبرو هستند، در حالی که در هند پررونق‌‌اند. در آفریفا برای هر صد نفر، 23 رادیو وجود دارد. در خاورمیانه و آمریکای شمالی حدود 175 میلیون نفر، هر روز برنامه‌های ماهواره را می‌بینند.
قدرت‌های جهانی جدید در حال ظهور هستند. این قدرت‌ها شامل کشورهایی چون چین، هند، برزیل؛ اتحادیه کشورها، مانند اتحادیه اروپا؛ و روسیه نوظهور و تهاجمی است، همچنین غول‌های رسانه‌ای جهانی مانند الجزیره و سی‌.ان.ان که به تنهایی دو میلیارد نفر را در 200 کشور تحت پوشش قرار می‌دهند؛ سازمان‌های غیر دولتی که تعدادشان به ده‌ها هزار می‌رسد، و نفوذ زیادی بر دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و تحولات جهانی دارند. شرکت‌های چند ملیتی با تأثیر جهانی عظیمشان، تمام کره زمین را گرفته‌اند. سال گذشته بیش از 5 میلیارد نفر در خارج از آمریکا و کانادا برای دیدن فیلم‌های هالیوود پول هزینه کرده‌اند، و نیروی کار جهانی شرکت کوکاکولا، سه برابر کارکنان وزارت امور خارجه آمریکاست. مقادیر کمک‌های بشردوستانه سازمان‌های خصوصی آمریکا از کمک‌های رسمی خارجی پیشی گرفته است. به‌طوری که بورس‌های تحصیلی سالانه بنیاد گیتس از تولید ناخالص ملی بسیاری از کشورهای در حال توسعه بیشتر است.
ظهور بازیگران فراملی پدیده جدیدی نیست، اما نفوذ آنها در مقابل قدرت‌ دولت‌های ملی به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده است.
بنابراین در حال حاضر ارتباط وسیعی با جوامع خارجی (جهان) تحت‌الشعاع ارتباط خصوصی به‌ویژه تعامل مردم، نقل و انتقال سرمایه، کالا، خدمات، فرهنگ و تصاویر قرار گرفته است. در صورت عدم بروز رکود اقتصادی یا بیماری همه‌گیر جهانی این روند همچنان ادامه خواهد داشت.
این شرایط، چشم‌انداز جهانی را به طرفی که سیاست‌ها و اقدام‌های آمریکا را به عنوان چالش می‌کشد تغییر می‌دهد. آمریکا حالا مجبور است با تعداد باورنکردنی‌ای از مخالفان به روش‌های جدید و در میان این طوفان اطلاعات ارتباط برقرار کند. قرن 21 دیگر دوره کمبود اطلاعات نیست. آمریکا باید برای اعتبار و جلب توجه رقابت کند.
آمریکا نه تنها بایستی خود را با این شرایط وفق بدهد، بلکه این تغییرها باید به‌گونه‌ای باشد که منجر به افزایش توان کشور ما شود. ما دارای منعطف‌ترین، رقابتی‌ترین و خلاق‌ترین اقتصاد در جهان هستیم و پیشروی نوآوری و ارتباطیم. ملت ما، ملتی ماهر، تحصیل‌کرده و کارآفرین است. در حالی که ما قدرتمند می‌شویم شاید دشمنان ما تضعیف شوند. بسیاری بر این عقیده‌اند که برای مثال القاعده که بسیار سریع خود را با فناوری‌های جدید وفق می‌دهد، دیگر نمی‌تواند با نسل آینده فناوری‌های اطلاعات خود را هماهنگ کند. اما ما صرف‌نظر از این مسئله باید خود را برای آینده آماده کنیم.
آمریکا برای ارتباط مؤثر در این فضای جدید نیازمند اطلاعاتی است که نفوذ دولت را تقویت می‌کند، به مردمان خودمان قوت می‌بخشد، افراد هم‌سلیقۀ ما را در سراسر جهان فعال می‌کند و فناوری‌ها و رسانه‌های جدید را به روش‌های نوآورانه و سریع به کار می‌برد. این گزارش به ما می‌گوید که چگونه می‌توان این کار را عملاً و به‌طور مشخص انجام داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات