تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۲۲۹۴۱۰

جنگ نرم چیست و اهداف آن کدام است؟

اشاره: از این شماره بر آن هستیم تا بخشی را در نشریه اختصاص دهیم به آموزش برخی نکات مهم که یک «مجاهد بصیر» در مبارزۀ با «جنگ نرم» دشمن باید از آنها اطلاع داشته و آگاه باشد. سعی ما بر این است که این آموزش‌ها را از سطوح مقدماتی و حتی پیش مقدماتی آغاز کرده و تدریجاً پیش ببریم و ارتقاء بخشیم.

اولین نکته‌ای که باید به توضیح آن پرداخت این است که اساساً «جنگ نرم» به چه معنا است؟ در حقیقت به نظر می‌رسد پیش از آغاز هر بحثی باید به این پرسش‌ها پاسخ داد:
1. جنگ نرم چیست؟ یا به عبارتی دیگر جنگ نرم به چه معنا است؟
2. جرا باید با جنگ نرم مقابله کرد؟
3. چگونه می‌توان با جنگ نرم مقابله کرد؟ به عبارتی بستر تقابل با جنگ نرم چیست؟
جنگ نرم چیست؟
در یک بیان ساده می‌توان جنگ نرم را نحوی جنگِ فرهنگی ـ سیاسی مبتنی بر استفاده از تمامی اهرم‌های رسانه‌ای [مطبوعات، رسانه‌های مجازی، رسانه‌های صوتی و تصویری، سینما]، هنری، فرهنگی [از تألیف و ترجمه کتاب گرفته تا نفوذ دادنِ عناصر وابسته به دولت‌های استعمارگر در نهادها و سازمان‌ها و مراکز و وزارتخانه‌ای تصمیم‌گیرنده و سیاستگزار فرهنگی و هنریِ کشورِ هدف]، سیاسی به منظور تغییر هویت فکری و فرهنگی و ایدئولوژیکِ جامعه و نظام سیاسیِ مورد حمله به منظور تضعیف آن تا حدی که یا از درون گرفتار فروپاشی شود و یا این که در پی تضعیف شدن توسط جنگ نرم به نقطه‌ای برسد که با یک تهاجم کوتاه‌مدت سخت‌افزارانه [مثلاً تهاجم نظامی، کودتا و توطئۀ محدود سازمان داده شده از داخل کشور، تجمع و اعتراض بخش‌هایی از یک کشور که در تور جنگ نرم گرفتار شده و تحمیق و اسیر گردیده‌اند...] از هم فرو پاشد و از بین برود، دانست.
بدینسان مشخص است که جنگ نرم یک تهاجمِ گستردۀ فرهنگی ـ سیاسی و ایدئولوژیک و عقیدتی و روانی و تبلیغاتی است که به منظور دست یافتن به اغراض خاص سیاسی صورت می‌گیرد.
در حقیقت می‌توان گفت «جنگ نرم» صورتِ پیچیده‌تر تهاجمِ سازمان‌یافته و هدفمند فرهنگی با اغراض سیاسی است که در شرایط کنونی با استفاده از سلطۀ گستردۀ رسانه‌ای نظام جهانیِ سلطۀ اومانیستی به نحوی بسیار وسیع و در عین حال فریبنده و پیچیده و حتی با اتکاء به ژست و ظاهرِ علمی و آکادمیک صورت می‌گیرد. چرا و در چه زمان‌هایی نظام استکبار سرمایه‌داری لیبرال خود را نیازمند و یا ناگزیر از در پیش گرفتن «جنگ نرم» به جایِ «جنگ سخت» [جنگ نظامی از طریق تجاوز و اشغال کشور هدف و یا کودتای نظامی توسط عوامل درونی خود در نهادهایِ نظامی کشور هدف] می‌بیند؟ در واقع جنگ نرم، استراتژی انتخابیِ امپریالیزم لیبرال برای سرنگونیِ نظام‌هایی است که دارای مؤلفه‌های ذیل هستند:
1. نظام‌هایی که ماهیت و یا خصلت ضد استکباری و یا ضد استعماری دارند و به نحوی رژیم‌های حکومتی‌ای مستقل از سیطرۀ امپریالیزم لیبرال محسوب می‌شوند.
نظامی که ماهیتاً ضد استکباری است، نظامی است که موجودیت خود را خارج از چارچوب تفکر مدرن و اومانیسم تعریف می‌کند. نظام جمهوری اسلامی ایران یگانه نظامِ ماهیتاً ضد استکباری است زیرا ماهیتِ خود را فراتر از مدرنیته و اومانیسم و در ساحت دین تعریف می‌کند. اما نظام‌هایی هم در جهان هستند که به ساحت مدرنیته و یکی از ایدئولوژی‌هایِ آن تعلق دارند، بنابراین تضاد ذاتی با استکبار مدرن ندارند، اما چون فی‌المثل ایدئولوژیِ سوسیالیستی [که یکی از ایدئولوژی‌های عالم مدرن است] را برگزیده‌اند و نه ایدئولوژلی لیبرال ـ سرمایه‌داری را، علیرغم وحدت ماهوی‌ای که با استکبار مدرن، سرمایه‌داری لیبرالی است، با نظام سرمایه‌داری لیبرال جهانی دچار تضاد ایدئولوژیک و تقابل منافع می‌گردند. این‌گونه رژیم‌ها [مثل کوبا یا کره شمالی] خصلت ضد امپریالیزم لیبرال [به عنوان سرکردۀ نظام جهانی سلطۀ اومانیستی] دارند، اما با تمامیت و کلیتِ استکبار مدرن‌ستیزی نداشته و بلکه به آن تعلق خاطر دارند، زیرا موجودیت خود را در چارچوب مدرنیته و اومانیسم تعریف می‌کنند، منتها به جای ایدئولوژی لیبرال ـ سرمایه‌داریِ مدرن، ایدئولوژیِ سوسیالیستیِ مدرن را برگزیده‌اند.
2. نظام‌هایی که دارایِ هویت اعتقادی و یا ایدئولوژیکِ متفاوت و بلکه مقابل با نظام‌های سرمایه‌داری لیبرال هستند. در حقیقت نظام جهانی سلطۀ اومانیستی [استکبار مدرن] که در بیست سال اخیر و در پی سرنگونیِ استکبارِ سوسیالیستیِ شوروی، اینک سرکردگیِ نظام جهانی استکباری را به تنهایی برعهده دارد، برای تحت سیطره درآوردنِ حکومت‌های مستقل از نظام سیطرۀ امپریالیزم لیبرال و حکومت‌هایِ ضد استکباری [یعنی جمهوری اسلامی که به تبع ضدیت با استکبار، ضد استعمار و ضد امپریالیست نیز است] و یا رژیم‌های صرفاً ضدِ استعمارِ لیبرالی ـ سرمایه‌داری نیازمند آن است تا هویت اعتقادی و یا ایدئولوژیک این حکومت‌ها را مورد حمله قرار داده و نفی نماید تا با از بین بردن هویت اعتقادی یا ایدئولوژیک آنها، زمینۀ سرنگونی‌شان را فراهم آورد.
3. جنگ نرم، استراتژی اصلیِ امپریالیزم لیبرال ـ سرمایه‌داری در مبارزه با نظام‌ها و حکومت‌هایی است که به دلیل بهره‌مندی از حمایت‌هایِ مردمی و نیز توانمندی‌های استراتژیکِ دفاعی، امکانِ سرنگونیِ آنها از طریق تهاجم و اشغال نظامی [نظیر کاری که با رژیم صدام کردند که فاقد پشتوانۀ مردمی بود] وجود ندارد.
در بیان فهرست‌وار خصایص «جنگ نرم» می‌توان گفت:
1. جنگ نرم، صورتِ پیچیده‌تر و بسط‌یافته و متکامل! [کمال در نقصان] تهاجم فرهنگی و یکی از انحاء آن است.
2. کانونِ اصلیِ جنگ نرم، جنگ عقیده و اعتقاد است.
3. جنگ نرم به صورتی کاملاً نامحسوس، پنهان، زیرکانه و با استفاده از تمامی اهرم‌های فرهنگی و هنری و رسانه‌ای موجود و ممکن صورت می‌گیرد.
4. طراحان و مدیران و هدایت‌گرانِ جنگ نرم در برخی موارد از اشخاص نفوذیِ خود که دارایِ ژست‌هایِ موجه و ماهیت‌های پنهان بوده و در نهادها و سازمان‌ها و مراکز و وزارتخانه‌هایِ مختلف فرهنگی و هنری در سطوح مختلف حضور دارند، جهت تسهیل در ترویج آراء و ایدئولوژی‌ها و هنر و ادبیاتِ لیبرالی به نحوی کاملاً قانونی و تحت عناوینی چون بسط و ارتقاء فرهنگ و هنر و نام‌هایِ زیبا و موجه دیگر بهره می‌برند.
5. ایرانِ اسلامی و نظام جمهوری اسلامی امروز در متنِ یک جنگِ نرم بسیار گسترده، جدّی و سرنوشت‌ساز قرار گرفته است. یکی از بسترهایی که طراحان و عوامل اجرائی جنگ نرم از آن برای گسترش دامنۀ نفوذ فعالیت خود استفاده می‌کنند، «تساهل و تسامح»! تأسف‌بار و غیر قابل ‌پذیرشِ بسیاری از مدیران فرهنگی و هنری نظام اسلامی است که با مدعایِ به قول خودشان «جذبِ مخالفان» و «استفاده از روشنفکران سکولاریست در مسیر اهداف نظام از طریق به اصطلاح مدیریت آنها»! [که البته همگی تاکتیک‌هایی شکست خورده است که نتایج عملی آن، تقریباً همیشه، استحاله و یا انفعال مدیران و برخی نیروهای انقلابی و محوریت یافتن روشنفکران سکولار و پیشبرد پروژۀ جنگ نرم بوده است] نادانسته، شرایط و امکانات بسیاری برای فعالیت جریان پیشبرندۀ پروژۀ جنگ نرم فراهم کرده و می‌کنند. حقیقتاً حیرت‌انگیز است که در وسط یک جنگ فراگیرِ سنگینِ پرتلفاتِ فرهنگی ـ سیاسی، چگونه بسیاری از مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری و مطبوعاتی ناگهان یادشان می‌افتد که نباید «انحصارطلب»؟! باشند و «وظیفه» دارند از روشنفکران سکولارِ مهاجم در جنگ نرم، و جریانِ فرهنگی ـ سیاسیِ اسلامی مدافع آرمان‌های انقلاب «به یکسان» حمایت کنند. این مدعاها به این می‌ماند که در یک جنگ نظامی، جمعی از فرماندهانِ نظامی نیروهای خودی به منظور جلوگیری از «انحصارطلبی»، «گزینشی عمل کردن»، «پرهیز از تندروی و افراطی‌گری»، «در نظر گرفتن همۀ سلایق و علایق» [بخوانید همۀ اعتقادات اعم از حق یا باطل]، «رعایت اعتدال»، «رعایت عدالت» و عباراتِ به ظاهر زیبای دیگری نظیر اینها، بخشی از اسلحه و مهمّات نیروهایِ خودی را به دشمن بدهند، بخشی از نیروهای خودی را منفعل کرده و از صحنه خارج نمایند و برخی سنگرهای خودی را در اختیار نیروهای دشمن قرار دهند و خوشحال هم باشند که به «عدالت»!! رفتار کرده و مشغول جذب نیروهایِ غربزده به اردوگاه خودی هستند و یا به قول برخی از این دسته مدیران، از به اصطلاح «هُل دادن این روشنفکران به سمت ضد انقلاب» جلوگیری کرده‌اند، فارغ از اینکه تمامی آراء و آثار و سیر و رفتار فرهنگی و هنری و مطبوعاتیِ این روشنفکرانِ سکولار، تجسّم سیّار ضد انقلابی‌گری است.
6. در جریان جنگ نرم در ایرانِ امروز، روشنفکرانِ سکولار ـ مدرنیستِ آته‌ئیست [غیر مذهبی] و روشنفکران التقاطیِ به ظاهر دینیِ سکولار ـ مدرنیست که خود را «روشنفکر دینی» می‌نامند و بخشی از آکادمیسین ـ تکنوکرات‌های مدرنیستی که نقش تدریس و ترویج برخی دروس علوم انسانی در دانشگاه‌ها را بر عهده دارند، به همراه طیفی از روزنامه‌نگارانِ سکولار ـ لیبراست و گروهی از شاعران و نویسندگان و تئوریسین‌ها و مدیرانِ مقیّد به آدابِ شریعت و حفظ ظواهر که به هر دلیلی ماهیتِ جنگ نرم و ابعاد پنهان و گستردۀ آن را درنیافته و مرزبندیِ روشنی با مشهوراتِ لیبرال ـ مدرنیستی‌ای نظیر حقوق بشر لیبرالی، درک لیبرالی از آزادی بیان، مفهوم مدارا و تساهل و تسامحِ ماسونی، آثار و کتب و مقالاتِ مروّج مشهورات اومانیستی و نظایر آنها ندارند؛ در ائتلافی نانوشته و ناخواسته به سربازان و کارگزاران و بسترسازان جنگ نرمِ استعمارِ لیبرالی علیه انقلاب اسلامی و علیه اصالتِ هویت شیعی و استقلال سیاسی و عزّت و سرافرازیِ ملّی مردم ما بدل گردیده‌اند.
7. بزرگ‌ترین نقطه ضعف امروز ما در جنگ نرم با دشمنِ اومانیست ـ لیبرال، وجود طیفی از مدیرانِ فاقد بصیرت، فاقد شجاعت و جسارت انقلابی، ناکارآمد، غافل از ابعاد و وجوه و شئون و انحاء و اشکال و انواعِ ظهور جنگ نرم و نیز غافل از عمق و وسعتِ خطر ناشی از تهاجم فرهنگیِ دشمن؛ در رأس برخی از مراکز و نهادها و مجموعه‌ها و سازمان‌هایِ فرهنگی و هنری و فکری و مطبوعاتی و دانشگاهی خودی است که به دلیل عدم بصیرت، فقدانِ تدبیر، ضعف در دشمن‌شناسی، جهل و ناآگاهی از توانایی‌ها و ظرفیت‌های نیروهایِ خودی، و مرعوبیت و انفعال نسبت به چهره‌های آکادمیک و یا مشهور و دارایِ القاب و عناوینِ دشمن، عملاً به بسترساز و جاده صاف‌کُن مهاجمانِ فرهنگی بدل گردیده‌اند و نادانسته ماحصل سیاست‌ها و رفتارشان به پیشبرد پروژۀ جنگ نرم کمک کرده و می‌کند.
اغراضِ جنگ نرم چیست؟
دشمن از جنگ نرم با انقلاب، نظام اسلامی و ملت ایران چه اهدافی را دنبال می‌کند؟ هدفِ استعمارِ سرمایه‌داری لیبرال و کلیت نظامِ استکبار اومانیستی از تهاجم فرهنگی ـ سیاسی در چارچوب یک جنگ نرمِ دقیق، گسترده، پیچیده، محاسبه شده، مستمر و بسیار پرهزینه که تقریباً همۀ نیروهای روشنفکریِ مدرنیستِ وابسته به نظام سلطۀ استکبار اومانیستی [با سرکردگیِ امپریالیسمِ لیبرال ـ سرمایه‌داری]ای را که می‌توانند به زبان فارسی بنویسند و سخن بگویند در سراسر ایران و جهان بسیج کرده و علیه نظام اسلامیِ ایران و آرمان‌های انقلاب اسلامی و به طور خاص علیه اصل ولایت‌فقیه شخص ولی‌فقیه به میدان آورده است، چیست؟
اهدافِ استعمارِ سرمایه‌داری لیبرال و کلیت نظام استکبارِ غرب مدرن در جنگ نرم با جمهوری اسلامی ایران را می‌توان اینگونه فهرست کرد:
1. استحالۀ فرهنگیِ جامعۀ ایران به منظور حذف و یا کم‌رنگ کردن هویت اسلامی و شیعی، زیرا جامعه و نظام اسلامی در ایران با تکیه بر همین هویت دینی و ملهم از آن است که در مقابلِ تمدنِ اومانیستی غرب مدرن و نظام ظلم و جهل و کفر و شرک آن قیام کرده است.
نظام سلطۀ اومانیستی و کاستِ حاکمانِ پنهانِ یهودی ـ ماسونی به منظور به انقیاد درآوردنِ ملت‌های غیر غربی و تأمین اغراضِ استعماری‌شان و در راستایِ سیاستِ استکباریِ استیلاجویانه‌شان، هدف بسط غرب‌زدگی مدرن در میان آن ملت‌ها و سرزمین‌ها را دنبال می‌کنند. در ایرانِ اسلامی با حدوث انقلاب اسلامی، پروژۀ غرب‌زدگی مدرنیستی تا حدود زیادی شکست خورد، اما استعمارِ مدرن برای رسیدن به هدفِ خود که نابودی هویتِ دینِ شیعی و اسلامی ملّت ما است [چون این هویّت دینی مانع به ذلّت گرفته شدن و تحت سلطه قرار گرفتن و انقیاد مردم ایران و نیز مانع غارت و چپاول منابع و امکانات نیروی کار کشور و از همه مهم‌تر مانع سقوط انسان ایرانی به ورطۀ حیوانیت مدرنیته می‌گردد] اکنون از کانال تهاجم بسیار گستردۀ فرهنگی و به عبارتی جنگ نرمِ پیچیده و سنگین و همه‌جانبه و مستمر می‌کوشد تا به استحاله و مسخ هویت اسلامی جامعه و ملّت ایران به نفع نحوی غرب‌زدگی مدرن [که ذاتاً منحط است و موجب مسخ انسانیت می‌شود] و تقلیدی [که تضمین‌کنندۀ سیطرۀ امپریالیزم لیبرال بر ملّت ما و نیز تضمین‌کنندۀ وابستگی ایران به آمریکا و سرمایه‌داریِ جهانیِ یهودی ـ ماسونی است بپردازد.
2. هدف دیگر جنگ نرمِ غربِ مدرن علیه جامعه ایران و نظام اسلامی، استحالۀ اعتقادی و ایدئولوژیکِ جمهوری اسلامی به منظور زمینه‌سازی برای استحالۀ سیاسی آن است. از همین رو است که روشنفکران و تکنوکرات‌هات و استادان و کارشناسان و سیاستمداران و نویسندگان و روزنامه‌نگاران سکولاریست داخل و خارج از کشور به طور مستمر و بی‌وقفه، اصل ولایت فقیه و نظام مبتنی بر ولایت مطلقۀ فقیه و گاه حتی شخص مقام عظمای ولایت را مورد حملات تبلیغاتی و روانی و تحریف و دروغ‌پردازی قرار می‌دهند، زیرا فهمیده‌اند کانون استواری نظام اسلامی و نقطۀ قوت و پیوند نظام و مردم و محور اصلی هویت ایدئولوژیک و عقیدتی جمهوری اسلامی [که آن را در برابر انواع و انبوه توطئه‌ها در سه دهۀ گذشته حفظ کرده] ولایت‌فقیه است و تا اعتقادات به ولایت‌فقیه و تبعیت کامل از ولی امر وجود دارد، هویت ایدئولوژیک نظام اسلامی محکم و استوار است و تا هویت ایدئولوژیکِ حکومت اسلامی مستحکم و برقرار است، استحالۀ سیاسی جمهوری اسلامی غیر ممکن است.
3. هدف دیگر دشمنان از به راه انداختن جنگ نرمِ بسیار گسترده و شیطانی علیه ایران اسلامی، ایجاد فاصله و سوء‌ظن میان مردم و نظام اسلامی است تا نظام، پایگاه حمایتیِ مردمی‌اش را از دست داده فلذا آسیب‌پذیر شود و به طریقی توسط عوامل داخلیِ کاستِ حاکمان پنهان جهانی و یا به واسطۀ تجاوز مستقیم دولت‌های امپریالیستی [خدای ناکرده و به خیال خام و بی‌پایه و شیطانیِ سردمدارانِ استکبار مدرن] سرنگون شود. هرچند که این امر، خوابِ بدون تعبیر لیبرال ـ سرمایه‌داریِ یهودی ـ ماسونی است و رشتۀ مِهر و حمایت مردم نسبت به مقام عظمی ولایت و به تبع آن نسبت به کلیت نظام جمهوری اسلامی، ناگسستنی و تضعیف‌نشدنی و روزافزون است.
اما هدفِ نهایی طراحان و مدیران و کارگزاران و عملۀ خارجی و داخلیِ جنگ نرم علیه ملّت ایران، سرنگونی نظام اسلامی و به اسارت درآوردنِ ملت ایران تحت سلطۀ غرب‌زدگی اومانیستی است. ره‌آوردِ غرب‌زدگی اومانیستی و سلطۀ امپریالیسم لیبرال سرمایه‌داری جهانی بر ایران، برای ایرانیان، چیزی نیست مگر مسخِ هویت ملی و تضعیف باورها و اعتقادات و ارزش‌های دینی و اخلاقی و سلطۀ تمام عیار و گسترده و وحشیانۀ سرمایه‌داریِ لیبرال و وابستگی تمام عیارِ فرهنگی و سیاسی و اقتصادی به آمریکا و لگدکوب شدنِ عزّت ملّی و اشغال کشور توسط نوکرانِ بیگانه و از دست رفتن حق مردم برای تعیین سرنوشتشان و رواج وحشتناک فساد و هرزگی اخلاقی و غارت منابع طبیعی و امکانات اقتصادی ایران و در نهایت تجزیۀ تمامیت ارضی این کشور، زیرا استکبار اومانیستی ـ لیبرال با هویت ایرانی [که در تشیع و توحید و حُبّ ائمه(ع) و ولایت‌پذیری و ولایت‌مداری و کوشش به منظور بسترسازی برای ظهور خلاصه می‌شود] سرِ جنگ و دشمنی دارد و کمر به نابودی آن بسته است. پس برای دفاع از هویت دینی و موجودیت تاریخی و عزّت مردمی و ارزش‌هایِ اخلاقی و منابع و امکانات طبیعی و اقتصادی و آزادی و امنیت و تمامیت ارضی وطن اسلامی باید هوشیارانه به پا خیزیم و با «جنگ نرم» مبارزه کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات