تجزیه و تحلیل سهگانه پیشنهاد بزرگترین انقلابی که تاکنون در تاریخ بشریّت روی داده است را مینماید، زیرا که این علم نشان میدهد تمام آنچه که تاکنون بدست آمده از راهی معکوس بوده است. و این دقیقاً همان عاملی است که موجب شده مسائل گوناگون در زمینههای مذهبی یا فلسفی و یا خصوصاً سیاسی - اقتصادی لاینحل باقی بماند. به نفع خواننده است تا در اینباره به دقت، فکر و تأمل نماید. زیرا اگر تحوّلی در جهت نیکی و خوبی انجام نگیرد، تمام آنچه که تاکنون حاصل گردیده است بطور کلّی از بین خواهد رفت. چنانچه این انقلاب انجام نگیرد، ما شاهد زوال کامل نسل بشر خواهیم بود.
(ج)- زوال در تعلیم و تربیت
شاید بزرگترین «بلا» در زمان حاضر، چیزی به نام روانشناسی باشد که شامل تجزیه و تحلیل روحی فرویدی (فرویدین سایکوآنالیسیز) به علاوۀ تمام روشهای هیپنوتیزم (سایکوتراپی)، است. این را بدینخاطر میگویم که اینجا در ایالات متحده روشهای جدید معالجۀ بیماریهای روانی (سایکوپَتولوژی) شکوفا گردیده و به سرعت رشد نموده است. این رشد سریع ناشی از این واقعیّت است که آمریکائیان بسیار عملگرا بوده و به راحتی زیر نفوذ اکتشافات تکنیکی قرار میگیرند. نتیجتاً مجموعهای بسیار زیانبار از تئوریهای گوناگون پدید آمد - تئوریهائی که جامعه را به سرعت به سوی انحطاط کامل سوق میدهد.
به عنوان مثال، از انگلستان شاید شنیعترین نفوذ فرهنگی به ارمغان آورده شد، یعنی همان نظام تربیتیای که توسط «اِی.اس.نیل». روزنامهنگار بریتانیائی ابداع شد، همان کسی که در دوران دبیرستان، کار و حرفهاش با شکست روبرو گردیده بود، و در دبستان سامرهیل این روش را به اجرا گذارده بود. نیل تحتتأثیر نظرات «ویلهام رایش»، که خود از پیروان مکتب فرویدیسم بود، در پی آن برآمد تا دانشآموزان را بدون استفاده از هرگونه روش انضباطی، تعلیم و تربیت نماید. با این اعتقاد که مدرسه باید خود را با دانشآموز هماهنگ سازد، نیل در مدرسه نظام رأیگیریای را به اجرا گذارد که براساس آن رأی یک دانشآموز هفت ساله برابر با رأی مدیر دبستان بود. هرگاه که اختلافنظری به وجود میآمد، نیل همیشه با نظرات دانشآموزان موافق بود.
با به اجرا درآمدن این آزمایش، دانشآموزان خود یکسری قوانین ایجاد نمودند که شبیه مقرراتی که در سطح جامعه وجود داشت، میبود. برای مثال هیچکس حق شنا در دریا را نداشته مگر آنکه یک غریق نجات حاضر باشد، یا آنکه هیچکس حق رفتن به شهر بدون یک سرپرست را نداشت و یا پس از ساعت ده بعدازظهر در دبستان شبانهروزی، سکوت برقرار میگردید. در یک مرحله، آنها قانونی را وضع نمودند که براساس آن هر شخص دو ساعت از وقت خود در هفته را صرف کار کردن نماید، لیکن هیچکس، حتی معلّمان نیز به این قانون عمل نکرده و بزودی این قانون توسط کلیه رأیدهندگان لغو گردید.
کار نیل براساس این نظریه بود که انسان باید انضباط، راهنمائی، ذهنیّتهای اخلاقی و دستورات مذهبی را طرد نماید. ایدهای که به وضوح نشانگر داشتن حالتی بیمارگونه در ارتباط با جامعه میباشد. این «جهتگیری» منجر به پیدایش تمایلات آشوبگرانه در بشر امروز گردید، که معتقد است او باید با هر چه که وجود دارد مخالفت ورزد و زیباترین چیزها در تمدّن امروز را باید از بین ببرد.
بطور کلی معتقدم، متفکّری که بزرگترین تأثیر را بر روی پروسه آموزش و پرورش در کلّ گذارد، «جان دیوئی» بود. چرا که وی مبانی عملی فلسفۀ تعلیم و تربیت آمریکائی را بنیان نهاد. دیوئی، (1)- تفکّرات فلاسفه را مورد انتقاد قرار داده و دستیابی به حقیقت را از راه آزمایش پیشنهاد نمود، (2)- سعی در رشد استعدادها و علائق دانشآموز نمود، (3)- دبستان را به جای آنکه مکانی برای آمادهسازی افراد برای جامعه باشد، به عنوان نوعی از زندگی قلمداد نمود، (4)- مسائل معنوی را با مادیّات شناسائی نموده و باعث گردید تا دبستانها ماتریالیسم را آموزش دهند، (5)- هدف تعلیم و تربیت را شکلدهی فرد برای اجتماع قرار داد، (6)- آموزش و پرورش را پروسهای بیاختیار فرض نمود، (7)- احساسات را بیارتباط با آن دانست، و (8)- (به همان طریق ژان ژاک راسو) وی با ادّعای اینکه مشکلات انسان از جامعه ناشی میشود، به گسترش بیماریهای روانی دامن زد.
دیوئی همراه با ویلیام جیمز، وبلن وپیرس، مسئول سازماندهی مبانی فکر آمریکائی بود، نتیجۀ این طرز تفکّر، علاوه بر تشدید بیماریهای روانی، منجر به توسعۀ عملگرائی، مادیگری، و علائق اجتماعی و کردار خالی از احساسات گردید. شناخت این جهتگیری باعث سادهتر شدن فهم طرز رفتار مردم این کشور میشود. موفقیّت نیل (سامرهیل) در این کشور ناشی از زمینۀ مناسبی بود که وی در اینجا یافت - یعنی فضائی آزاردهنده که در آن مدرسه و معلّم، مقصّر تمام مشکلات شناخته شده میشوند.