احمد آذریقمی
بسماللهالرحمنالرحیم
اسلام راه منحصر به فرد مبارزه با سرمایهداری
گفتیم که در نظام سرمایهداری، چون حاکمیت با سرمایه است، بالتبع هر چیز دیگر محکوم سرمایه است و چون سرمایهدار خود را فاعل مختار میپندارد، لذا معتقد است که همه چیز و همه کس باید اسیر و برده و بندۀ او باشند. ارتش و اقتصاد و سیاست و فرهنگ و اخلاق و دین و صنعت و تکنولوژی و مردم و جامعه و... و... همه باید غلام حلقه بگوش حاکمیت سرمایه باشند، والآ به حیات آنان خاتمه داده میشود.
بهترین نام برای بیماری سرمایهداری «خوره» است که به هر کجا وارد شود، عضو انسان را نابود میسازد از اینرو «خورۀ سرمایهداری» به هر کشوری وارد شد و به هر نظامی راه یافت، آنرا میپوساند و از درون پوک و پوچ میکند و بهمین دلیل است که امروز کشورهای جهان سوم، این چنین راه انهدام و نیستی را میپیمایند.
اگر امام بزرگوار و روشن ضمیرمان، آمریکا را امالفساد قرن میخواند، واقعاً اسم نامسمائی است. زیرا تمامی فساد در حاکمیت سرمایه است و امروز مظهر بارز سرمایهداری هم آمریکاست.
و اگر رهبر آگاهمان، آمریکا را شیطان بزرگ میخواند. واقعاً حقیقت بارزی است، زیرا تمامی پلیدیها در وجود این شیطان بزرگ خلاصه شده است.
البته سرمایهداری دولتی شرق هم همانند سرمایهداری، غرب است منتها به شیوهای دیگر ظاهراً «رقیب» است و باطناً «رفیق» در ظاهر با آن «رقابت» دارد و در باطن «رفاقت» ما همانطور که بارها تقاضا کردهایم، باز هم از همۀ کارشناسان و اقتصاددانان کشور و جهان سوم میخواهیم که از زبان گویای آمار و ارقام و تحلیلهای قوی اقتصادی، فساد این امالفساد تاریخ را بیشتر بنمایانند و اثرات زیانبار و دردناک حاکمیت اختاپوسی سرمایه را بیشتر بازگو کند، تا ارزش کار آن آزادگان و دلسوختهای که به جنگ این عفریت مهیب و این غول انسانخوار برخاستهاند، بهتر روشن گردد.
البته این سئوال مطرح است که با چه حربهای باید به مقابلۀ با این هیولا رفت و با چه سنگی میتوان سر مار سرمایه را کوبید، آیا با اقتصاد مارکسیستی و سوسیالیستی!؟
دریده شدن پردههای مخفی مارکسیسم و عیش و نوشهای پنهانی سرمایهداری شرق و غرب که امروز کاملاً آشکار شده است، راه هر نوع خوشخیالی و پندار را بر کسانی که این چنین فکر میکنند، میبندد.
پس میماند یک راه و آن طریقۀ اسلام رهائیبخش و اقتصاد کارساز اسلامی است، که اگر از او بخواهیم و به فرمانش گوش سپاریم، در مدتی کوتاه حاکمیت سرمایه را همانند دیگر بتهای تاریخ از بارۀ حکومت به زیر میکشد و جوامع بشری را از اسارت این خودکامۀ انسانسوز، آزاد میکند.
زیرا همانطور که قبلاً هم اشاره شد، تنها با فرهنگ و تفکر و اندیشهای میتوان به جنگ «حاکمیت سرمایه» رفت که تمامی جوهرۀ وجودی اقتصادش، علیه سرمایهداری باشد و این جز اسلام ناب محمدی نیست چون اقتصاد اسلامی هم با اقتصاد سوسیالیستی ضدیت دارد هم با اقتصاد آزاد.
اقتصاد اسلامی سرشتهای است از مقررات و قوانین و اصول مربوط به خود که تحت نظارت ولیفقیه و دولت اسلامی عمل میکند، هم منافع مستضعفین و محرومین را تأمین مینماید و هم مستکبرین و گردنکشان و سودجویان را مهار و کنترل میکند هم رونق اقتصادی را سبب میشود و هم ارزشهای والای انسانی را پیاده میکند.
گرچه گوشهایی از ابعاد عظیم اقتصاد اسلامی به وسیلۀ محققین و دانشمندان و علمای این رشته تاکنون نمایانده شده است، و خود ما هم با سرمایۀ اندک خویش بخش مختصری از آنانرا از طریق همین روزنامه بازگو نمودهایم ولی اینها کافی نیست و کار پیگیر و مداوم بیشتری را میطلبد که امید است از طریق کارشناسان خبره و آگاه انجام گیرد ضمناً وضع ناراحتکنندۀ اکثر ملتهای محروم و مستضعف جهان بویژه محرومین و مستضعفین جهان سوم ایجاب میکند که هر چه زودتر تمامی این حربۀ کارآمد اقتصاد اسلامی از نیام برکشیده شود و نظام حاکمیت سرمایه را از تخت حکمرانی و فساد و تبهکاری به زیر کشد، و در صدر همه، امروز ایران اسلامی باید تمامی ابعاد اقتصاد اسلامی را مدّنظر قرار دهد و قدرت و کارآئی آنرا به جهان معرفی کند تا پابرهنگان را از استثمار و استعمار حاکمیت سرمایه برهاند. ادامه دارد...