تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۶  ، 
کد خبر : ۲۲۹۶۲۴
سیری در آفاق فلسفه ایرانی ـ اسلامی

راه‌های روشنگری


آیت‌الله دکتر سیدمصطفی محقق‌داماد
رییس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران
آنچه به فلسفه اسلامی معروف است از حدود قرن نهم میلادی تحت تاثیر دو عامل عمده آغاز به نشو و نما کرد: نخست مجادلات متکلمان ، و دوم افکار یونانی و مسیحی و آثار آنها در برخی مسائل اساسی مانند جبر و اختیار، قدرت و عدل کامل الهی ، و نسبت خداوند با عالم مخلوق . بزرگ ترین تاثیر را افلاطون و ارسطو و فلوطین در حکمای اسلامی گذاشتند. البته دانشمندان ایرانی حتی پیش از اسلام از فلسفه یونانی بویژه ارسطو متاثر بودند. به نوشته یکی از مورخان معاصر: «در پاره یی از کتب پهلوی اصطلاحات فراوان علمی موجود است و این اصطلاحات که غالبا قابل تطبیق بر اصطلاحات فلسفی یونانی خاصه حکمت ارسطو است ، می رساند که تنها به وسیله عیسویان ایرانی علوم یونانی پذیرفته و به زبان سریانی ادا نشده است ، بلکه زرتشتیان نیز به این کار مبادرت کرده و زبان پهلوی را با معادل آوردن بسیاری اصطلاحات فلسفی یونانی ثروتمند ساخته بودند... یکی از مشاهیر عیسویان [در عهد ساسانی ] پولس ایرانی (Paulus Persa) رییس حوزه ایرانی نصیبین است که کتابی مشتمل بر بحث درباره منطق ارسطو به سریانی برای خسرو انوشیروان نوشت و در آن نسبت به اثبات وجود واجب و توحید و سایر نظرهای فلاسفه به برتری روش حکما بر اهل ادیان اشاره کرد... معلمین کلیساهای نسطوری در ایران چون به آثار ارسطو توجه داشتند در کلیساهای خود در ایران با قوت بسیار به تحقیق در روش این استاد یا شرّاح اسکندرانی او توجه کردند... مجاهداتی که پیش از خسرو انوشیروان شده بود در برابر توجه او به علوم فاقد اهمیت است . این پادشاه که هم فرمانروایی مدبر و هم سرداری شجاع بود به حکمت نیز علاقه داشت و از فلسفه افلاطون و ارسطو آگاه بود و ترجمه این دو استاد را می خواند.» چنانکه اشاره شد، واسطه نقل فلسفه و علوم یونانی به جهان اسلام ، مترجمانی بودند که از اواخر قرن هفتم میلادی آغاز به کار کردند و کارشان در اواخر قرن نهم به حد اعتلارسید.
علوم یونانی از پنج طریق وارد جهان اسلامی شد: از طریق نسطوریان ، یعقوبیان ، ایرانیان زرتشتی در مدرسه جندیشاپور، مدرسه حرّان ، و یهودیان . 80 سال پس از سقوط دولت اموی قسمت زیادی از تالیفات ارسطو و شاهان اسکندرانی و بسیاری از کتب جالینوس و برخی از مکالمات افلاطون به عربی ترجمه شد. به نوشته دکتر ابراهیم مدکور، «مسلمانان این میراث عظیم انسانی را از شش زبان گرفتند: عربی ، سریانی ، پهلوی ، هندی ، لاتین و یونانی .» آغاز حقیقی نهضت ترجمه از عهد ابوجعفر منصور خلیفه عباسی بود که شهر بغداد را ساخت . پس از او، مامون در سال 832 میلادی مرکزی برای ترجمه به وجود آورد که بیت الحکمه نامیده می شد، و گروهی را برای جمع آوری کتب سودمند به هند و ایران و قسطنطنیه فرستاد. کتاب هایی که ترجمه شد، هم مربوط به علوم عملی مانند طب و حساب و کیمیا بود، و هم علوم نظری همچون طبیعیات و ما بعدالطبیعه و دین و هم تورات و انجیل ها و کتب مانوی و مزدکی ، از راه این ترجمه ها، مسلمانان با اندیشه های بعضی از فلاسفه پیش از سقراط و همچنین مکتب های فلسفی بعد از ارسطو، بویژه اهل مکتب اسکندریه ، آشنا شدند. اما آنچه تاثیر دوران ساز در فلسفه اسلامی داشت این بود که ارسطو را از راه تعالیم مفسران اسکندرانی و چند کتابی که به غلط به او منسوب شده بود، شناختند. به نوشته دی بور «اجمالاباید گفت که سریانیان و مسلمین فلسفه را از جایی آغاز کردند که آخرین حکمای یونان به پایان آورده بودند، یعنی از جایی که حکمای مکتب نوافلاطونی به شرح کتب ارسطو پرداختند.»
عامل موثر دیگر در فلسفه اسلامی چند کتاب بود- مانند کتاب التفاحه و کتاب ربوبیت یا اثولوجیا- که حکمای اسلامی به غلط آنها را از ارسطو می پنداشتند. اثولوجیا بویژه در متفکران مسلمان تاثیر عمیق گذاشت . این کتاب در واقع بخشی از نه گانه ها یا تاسوعات فلوطین بود که با تعالیم اسکندر افرودیسی به هم درآمیخته بود و تاثیر آن به خوبی در فارابی و ابن سینا و ابن رشد مشهود است . فلوطین عقل را وسیله حصول معرفت و موجودی کلی می شمارد که همه کائنات در آن منحل و از آن صادر می شوند. قسمت اول این نظریه یونانی است ، ولی قسمت دوم آن با وجود برخی شباهت ها به فلسفه رواقی ، دارای ریشه های غیریونانی است .
علاقه جزیی به کلی در نزد فلوطین همان وحدت عرفانی است که ذات جزیی در کلی منحل می شود، نه ارتباط عقلی چنان که افلاطون و ارسطو و رواقیان می گفتند. فلوطین پس از تحصیل فلسفه یونان ، با سپاهیان گوردیانوس امپراتور روم به ایران آمد و به حکمت ایران و هند علاقه مند شد و بویژه تحت تاثیر عقاید ایرانیان در آیین مهرپرستی یا میتراییسم قرار گرفت . در مهرپرستی موجودی برتر وجود دارد که سرچشمه نور جهان است و به جهان ماده نور می افکند و تاریکی ها را روشن می کند. حکمای اسلامی نیز چنین اندیشه یی داشتند و این فکر را به فلسفه مسیحی در قرون وسطی داخل کردند. فلوطین نه تنها حکمت ، بلکه تصوف اسلامی را نیز تحت تاثیر قرار داد. تصوف اسلامی در آغاز در راه اخلاق و دین گام برمی داشت و داعیه های فلسفی نداشت . «ولی طولی نکشید که به صورت مذهبی فلسفی درآمد یعنی همزوجی از آیین گنوسی و مانوی با صبغه افلاطونی جدید. نخستین کسی که فلسفه را وارد تصوف کرد، ذوالنون مصری بود... نیکلسون ثابت می کند که بیشتر آرای ذوالنون با آنچه در کتب دیونوسیوس آمده که مبدا تصوف مسیحی در قرون وسطی شمرده می شود، همانند است . دیونوسیوس در تاریخ تصوف مسیحی و اسلامی تاثیر عمیق داشته است .» به عقیده او، معرفت به خداوند فقط با صفای دل و رهایی از بند دنیا و اتصال به نور الهی امکان پذیر و به یاری عقل ناممکن است . اینگونه سخنان و آرایی که از تاسوعات فلوطین اقتباس و چنان که گفتیم ، به غلط از آنِ ارسطو دانسته شد «پاره یی از عقاید را در میان مسلمانان رواج داد که اسلام با آنها بیگانه بود و مذاهب فیض و اشراق و ادریه (گنوسی ) و غیبت از خود، در بین مسلمین شناخته و رایج شد.» البته درباره عوامل موثر در نشو و نمای تصوف اسلامی و مسیحی ، به سرچشمه های مختلف می توان رجوع کرد، ولی به عقیده دو تن از پژوهندگان معاصر عرب ، عامل مهمی که مغفول مانده و غالبا به مکتب اسکندریه منسوب شده ، عامل اشراق است که عنصری ایرانی و زرتشتی است و مسلمانان آن را با حکمت افلاطونی درآمیختند.
در این مختصر بیش از این مجال سخن از تصوف نیست ، و اکنون باید بپردازیم به اندیشه فلسفی در اسلام . چنانکه اشاره کردیم ، فلسفه اسلامی از مجادلات کلامی منشا گرفت . بطور کلی دو مکتب کلامی عمده وجود داشت . اول مکتب معتزله یا عقلیان که قایل به اختیار برای آدمی و وحدت ذات و صفات الهی بودند و می گفتند عقل مستقلاقادر به تشخیص درست از نادرست است ، هر چند وحی نیز موید تشخیص عقلی است . در مقابل ، اهل سنت و جماعت تقریبا با همه عقاید معتزله مخالف بودند و ایشان را به انسان محوری متهم می کردند و سرانجام موفق به دفع و سرکوب آنان شدند. با این حال ، بارقه آرای معتزلی باقی ماند و نهضت عقلی در اندیشه فلسفی اسلامی را همچنان فروزان نگه داشت .
فلسفه اسلامی گرچه در قالب آمیزه یی از فلسفه ارسطویی و نوافلاطونی پس از گذر از صافی شارحان آتنی و اسکندرانی یونانی مآب ارسطو شکل گرفت ، ولی حکمای اسلامی برای سازگار ساختن آن با تعالیم دین خود، دو مفهوم اساسی در آن وارد کردند که یکی ممکن الوجود و واجب الوجود بود و دیگری مفهوم نبوت . از اینکه بگذریم ، کیهان شناسی عمومی آنان با همان طرح عمومی مطابقت داشت که از یونانیان به ارث برده بودند. در شرق جهان اسلام ، دو اختر تابناک سپهر فلسفی ، دو فیلسوف نامدار ایرانی فارابی و ابن سینا بودند. فارابی در کیهان شناسی و روانشناسی تقریبا یکسره تابع ارسطو بود (البته به استثنای نظریه صدور یا فیضان که منشا نوافلاطونی و ایرانی داشت )، ولی در نظریات سیاسی عمدتا دو رساله بزرگ افلاطون ، جمهوری و قوانین ، را با تغییراتی برای منطبق ساختن تعالیم فیلسوف یونانی با اوضاع و احوال عصر خویش ، اساس قرار می داد. در نوشته های فارابی تصویری تمام نما از جهان بینی مکتب اسلامی می بینیم . خدا در قله هستی و معادل «احد» در فلسفه فلوطین و علت اول نزد ارسطو است ، و عقل اول از او منشا می گیرد. در اینجا متاسفانه فرصت شرح و بیان نظریه فیضان طبق آرای فارابی نیست . همین قدر اشاره می کنیم که به عقیده او، عالی ترین سعادت برای آدمی پرورش قوه خردورزی است که در نتیجه عمل عقل وهم ، یا عقل فعال ، بر آن قوه حاصل می شود و حاصل آن تفکر است . کسی دارای صلاحیت اداره جامعه است که علاوه بر فضایل عملی ، از فرزانگی فلسفی نیز بهره مند باشد و چنین فرزانه یی همانا پیامبر است و وضع اصول و قوانین مودی به سعادت بشری تنها از او ساخته است . نظریات سیاسی فارابی نه تنها در کلیات ، بلکه در بعضی از جزییات نیز از نظریه سیاسی افلاطون اقتباس شده است . پیامبر فرمانروای فارابی همان حاکم حکیم افلاطون است که فرمان می دهد و از هیچ موجود بشری فرمان نمی برد، و در زیر او سایر لایه های اجتماعی است و بالاخره لایه تحتانی مرکب از افرادی که فقط فرمان می برند و صلاحیت فرمانروایی بر هیچ کس را ندارند.
دومین حکیم بزرگ ایرانی عالم اسلام ابن سیناست که به اجماع اکثر قریب به اتفاق مورخان و صاحب نظران مهم ترین ، نوآورترین و نیرومندترین فیلسوف مسلمان از آن زمان تاکنون بوده است . نهضت فلسفی شرق اسلام با ابن سینا به باروری کامل رسید که بانی منسجم ترین و ظریف ترین و جامع ترین نظام فلسفی قرون وسطی بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات