نزهت امیرآبادیان
اگر در میان زبالههای حومه شهر آنکارا گشتی بزنید ممکن است بتوانید یک جایزه حقوق بشر پیدا کنید. جایزه حقوق بشر قذافی که در سال 2010 به رجب طیب اردوغان اهدا شد. عقل سلیم حکم میکند که تا به حال اردوغان آن جایزه را دور انداخته باشد.
ارتش ترکیه اعلام کرده است که در نزدیکی مرزهای سوریه رزمایش نظامی برگزار خواهد کرد. این رزمایش تحت عنوان آمادهسازی برگزار میشود و احتمالا همزمان با سفر اردوغان به استان هاتای و بازدید از اردوگاه آوارگان در این استان خواهد بود. اردوغان چند هفته پیش به مصر رفت و هنگام ورود به فرودگاه قاهره به زبان عربی خطاب به کسانی که به استقبالش آمده بودند، گفت: سلام بر مصر و سلام بر جوانان این کشور. میدانید که مصر و ترکیه دستی واحد هستند. سفرهای اخیر اردوغان نشان بارزی از تمایل ترکیه برای رهبری منطقه است و خوشامدگویی به قهرمان در فرودگاه، این باور را در مردم تقویت میکرد که ترکیه یک نیروی تاثیرگذار است و جایگاه منحصر به فردی در هدایت تحولات خاورمیانه دارد. مردم قاهره در بزرگراهها تجمع کرده بودند. بیلبوردهای بزرگی نیز از عکسهای رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه و پرچم ترکیه و مصر در کنار هم در خیابانهای قاهره به چشم میخورد و همه اینها حامل یک پیام بود «اتحاد برای آینده».
پروژه رهبری خاورمیانه و تبدیل شدن به الگوی کشورهای عربی در «اجلاس داووس» کلید خورد. سخنان اردوغان در آن جلسه و موضعگیری در مقابل اسراییل نقطه آغاز دگرگونی در روابط ترکیه و اسراییل بود. نوعی برنامهریزی استراتژیک برای دوری از اسراییل بهمنظور جلب حمایت کشورهای اسلامی.
تکنوکراتهای حزب عدالت و توسعه و در راس آنها رجبطیب اردوغان، سالهاست که صحنه سیاسی ترکیه را با مدیریت اقتصادی در دست گرفتهاند. اعراب و جهاناسلام برای ترکهای AKP جذابیت زیادی دارد. خاورمیانه انرژی، بازار و جمعیت دارد، در حالی که اسراییل فاقد همه این جذابیتهاست. ترکیه در رویای احیای امپراتوری عثمانی است این به معنای ظهور یک ابرقدرت در مجاورت مرزهای روسیه است موضوعی که برای آمریکا نیز جذابیت و منافع زیادی دارد.
از بسیاری جهات به نظر میرسد ترکیهای که اردوغان معرفی میکند چیزهای زیادی برای ارایه به مصر، تونس و لیبی داشته باشد. حزب عدالت و توسعه در جهان عرب بهشدت برای دو گروه جذاب است؛ اسلامگرایان و اعراب لیبرال. برای اسلامگراها به این دلیل که روش رویارویی با موانع مشارکت سیاسی را به آنها میآموزد و عرصه جدیدی را برای دشمنستیزی بازسازی میکند و برای لیبرالها از این جهت که نشان میدهد یک حزب مذهبی میتواند قواعد لیبرالی را بپذیرد و پیشرفت کند اکنون مصر در حال بازسازی همه جانبه خود در زمینههای فرهنگی، سیاسی و اقتصادی است. سیاستمداران و جوانان مصری به دنبال الگوی مناسبی برای کشور خود هستند، بخشی از اخوانالمسلمین مصر با الگوبرداری از حزب عدالت و توسعه، حزبی به نام عدالت و توسعه تشکیل دادهاند. این افراد گفتهاند که الگوی توسعه ترکیه، الگوی بسیار مناسبی است و ما به دلیل موفق بودن این الگو میخواهیم از آن تبعیت کنیم.
مطمئنا اخوانالمسلمین مصر در ابتدا محتاطتر بود زیرا عدالت و توسعه بسیار لیبرال و ناسیونالیست است. اما پس از آنکه اردوغان به رییسجمهور پیشین مصر؛ حسنی مبارک، توصیه کرد که استعفا دهد- و این کار را قبل از بسیاری از رهبران کشورهای دیگر انجام داد-اخوانالمسلمین رابطه نزدیکتری با عدالت و توسعه برقرار کرد. اکنون بعضی از شاخههای اخوانالمسلمین مانند حزب مصری معاصر که فعالان آن جوانان 20 یا 30ساله هستند به وضوح نشان میدهند که قصد دارند از عدالت و توسعه تقلید کنند و عبدالمنعم ابوالفتوح از اعضای پیشین و بانفوذ اخوانالمسلمین و کاندیدای ریاستجمهوری، اردوغان مصر نامیده میشود.
ورای جهانبینی بسیار جذاب این حزب، ترکیه میتواند در خاورمیانه جدید در سطح عملی حضور داشته باشد. واشنگتن دست خالی است و عملا بهدلیل نزدیکی انتخابات ریاستجمهوری آشفته است و هنوز بحرانی را از سر نگذرانده، بحران دیگری آغاز شده. اروپا زیر بار بدهیهای اقتصادی و بحران مالی قرار دارد و پاریس و لندن نیز از دهه 1960 و اوایل 1970 مستعمرات و کشورهای تحت الحمایه خود را رها کردهاند.
ترکیه با رشد اقتصادی سریع و روحیه ریسکپذیری بالا میخواهد به مصریها، تونسیها و لیبیاییها بگوید که چه میخواهند و به چه چیزهایی نیاز دارند و البته مصر بهترین محل سرمایهگذاری برای ترکیه است. کشورهای حاشیه خلیجفارس، عربستان سعودی، قطر و امارات متعهد به پرداخت میلیاردها کمک به مصر شدند اما به بخش کوچکی از آن عمل کردند و از سوی دیگر هیات حاکمه مصر نیز با این کشورها برخورد بسیار محتاطانهای دارد. ترکها اکنون بهتنهایی در این کشورها برای منافع خود سرمایهگذاری میکنند.
با این حال اگر این فرض که سیاستهای اردوغان و عدالت و توسعه در خاورمیانه نتیجه خوبی دارد، درست باشد، درخشش اردوغان بهعنوان یک سیاستمدار و نخستوزیر افسانهای است که گهگاه با لکههای تاریک سیاسی و اشتباهات استراتژیک مخدوش میشود.
با وجود ماسکهای پیروزمندانه اردوغان، او اشتباهات جدی در مقاطع بسیار مهم در طول خیزش اعراب داشته است. درست است که اردوغان در مورد مصر درست عمل کرد اما در مورد لیبی اشتباهات بدی داشت؛ ابتدا با رهبری ناتو در مورد عملیات دفاع از شهروندان لیبی در مقابل معمر قذافی مخالفت کرد. به این دلیل که قذافی 23 میلیارد دلار در قراردادهای ساختمانسازی و پروژههای دیگر در ترکیه سرمایهگذاری کرده بود و به اردوغان آن جایزه حقوقبشر کذایی را داده بود. دستکم در این قسمت واکنش آنکارا به انقلاب لیبی چندان جالب توجه نبود.
به نظر میرسید آنکارا به ادامه همین روند سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی در سوریه علاقهمند است. یکبار دیگر اردوغان جایگاه خود را بد تعبیر و گمان کرد که میتواند بشار اسد، رییسجمهوری سوریه، را به انجام اصلاحات متقاعد کند. در همان زمانی که اردوغان با شدت و فصاحت در مورد کشتار در سوریه سخن میگفت، درها را برای اسد باز نگه داشته بود تا او به قدرت بازگردد.
این یک واقعیت تاسفبرانگیز در سیاست خاورمیانه است که هیچکس در جهان عرب آشکارا به آنکارا به دلیل اتخاذ مواضع متناقض اعتراض نمیکند. ترکیه همین روابط دوگانه و متناقض را در مورد رابطه با اسراییل نیز در پیش گرفته است. از سویی کشور مستقل فلسطین را به رسمیت شناخته و به اسراییل حمله میکند و از سویی درصدد حفظ روابط خود با اسراییل است.
اردوغان روز 13 سپتامبر در سفر به مصر به زبان عربی سخن گفت و همانند یک ستاره راک در یک میهمانی برخورد کرد. در واقع خاورمیانه برای سیاست داخلی ترکیه بسیار مهمتر از ترکیه برای خاورمیانه است. در ماه ژوئن گذشته حزب عدالت و توسعه در جدیدترین انتخابات پارلمانی 95/49 درصد آرا را به دست آورد. این سومین پیروزی پیاپی این حزب بود. بعضی از ناظران غربی و ترک معتقدند که موقعیت اردوغان دست نیافتنی است. با این حال اگر اردوغان از موقعیت خود مطمئن بود نیازی نداشت که با سخن گفتن به زبان عربی خود را مطرح کند. در واقع نخستوزیر بهشدت، نگران ناکامیهای تاریخی احزاب اسلامگرای پیشین در ترکیه و اساس سیاستهای سکولار و نتایج آن است.
پاشنه آشیل کردی
درحالی که تمرکز رسانهها در ترکیه و کشورهای همسایه عموما متوجه بهار عربی و نقش این کشور در سوریه، لیبی و مصر، بود عمیقترین زخم تاریخی این کشور از زمان تاسیس جمهوری ترکیه در سال 1923 تاکنون سر باز کرد؛ چالش کردها. در طول ماه گذشته حملات زیادی از سوی پارتیزانهای حزب کارگران کردستان (پ.ک.ک) صورت گرفت و ارتش ترکیه نیز پاسخهای خونباری به این حملات داد. جتهای اف16 ترکیه مواضع (پ.ک.ک) در جنوب شرقی این کشور را بمباران کردند و هر دوطرف کشتههای زیادی دادند. اگرچه هر دو طرف میدانند که راهحل نظامی برای این مشکل وجود ندارد اما ناسیونالیستهای ترکیه همچنان کردها را «ترککوهی» مینامند و نارضایتی کردها تبدیل به کابوس رجب طیب اردوغان شده است. به نظر میرسد او تمایلی به خرج کردن سرمایه سیاسی خود برای حل این مشکل ندارد و ترجیح میدهد خاورمیانه را رهبری کند. جمعیت کردهای ترکیه بین 15 تا 20 میلیون تخمین زده میشود. (حدود 20 درصد از کل جمعیت) اگرچه حزب عدالت و توسعه در 10سال گذشته بسیار بیشتر از دولتهای پیشین به بهبود استانداردهای زندگی و حقوق فرهنگی کردها پرداخته است اما افزایش مطالبات نسل جوان ترکیه باعث رنجش کردها در شرق آناتولی و در شهرهای بزرگی مانند استانبول، ازمیر و آدنا شده و به سرخوردگیها دامن زده است. گفته میشود که قرار است آمریکا هواپیماهای بدون سرنشین خود را تا پایان سال ۲۰۱۱ از عراق خارج کند و ترکیه اصرار دارد این هواپیماها را در خاک خود مستقر کند، چون میتواند از این هواپیماها در مبارزه با (پ.ک.ک) استفاده کند.
نیمی از کردهای ترکیه در غرب این کشور زندگی میکنند و بسیاری از ترکها، این مردم را حامی پ.ک.ک میدانند و مقصر میشمارند. بیشتر ترکها، پ.ک.ک را جداییطلب میدانند در حالی که شواهد زیادی وجود دارد مبنی بر آنکه رویای دولت مستقل کردی، مدتهاست که به فراموشی سپرده شده و کردهای ترکیه اکنون به دنبال دموکراسی و استقلال زبان و فرهنگ هستند. درحال حاضر افزایش انتظارات، وعدههای تحقق نیافته حزب عدالت و توسعه، خشونتهای قومی و فضای محدود سیاسی همانند مخلوطی قابل اشتعال است که فضای سیاسی میان کردها و ترکها را انباشته است. شاید عفو زندانیان پ.ک.ک، گفتوگو با رهبر کاریزماتیک این گروه عبدالله اوجالان و پرداختن به مطالبات کردها و عمل به وعدههای انتخاباتی، آبی بر این آتش بیفشاند و ادعاهای دموکراسیخواهانه اردوغان را در خاورمیانه قابل باورتر کند. اما همچنان 88 سال پس از استقرار جمهوری ترکیه مساله کردها پاشنه آشیل ترکیه باقی مانده است.
خیابان صحنه سیاست
مدتی است که وارد دوران تازهای از تاریخ شدهایم. دوران سیاستسازی در خیابان. نه تنها حضور اعتراضی مردم در خیابانهای تونس، مصر و لیبی باعث تغییر حکومتشان شد که مردم آمریکا نیز در اعتراضات اقتصادی خود جنبش «وال استریت را تسخیر کن» را راه میاندازند و به خیابان میآیند. سفر اردوغان به مصر، تونس و لیبی، میلیونها ناسیونالیست ترک را دلگرم و مغرور کرد. آنها از تماشای نخستوزیرشان در شمایل «پادشاه خیابانهای عربی» لذت میبرند. موقعیت آنکارا در خاورمیانه و جهان عرب، وعدههای اردوغان و حزب عدالت و توسعه را برای ترکها تکرار میکند؛ ترکیه موفق، قدرتمند و دموکراتیک میتواند نفوذ زیادی در جهان اطراف خود داشته باشد.
سفر اردوغان به خاورمیانه نه تنها بهدلیل نیازهای سیاست داخلی خود بلکه برای پوشش اشتباهات فاحش آنکارا در لیبی و سوریه بسیار ضروری بود. اما نخستوزیر ترکیه بهشدت نگران چیزهایی است که در خیابانهای ترکیه مردم خواهان آن هستند. اردوغان در نقش پادشاه عرب منافع زیادی بهدست خواهد آورد اما آنچه اهمیت بیشتری دارد ترکیه است و خیابانهایش.