نویسنده: حجتالاسلام و المسلمین علی عسگری
شاگردان مخلص و کارآمد امام خمینی (ره) مبارزان واقعی دوران های انقلاب اسلامی در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران محسوب می شوند. آنان با ایمان آگاهانه در راه پیروی از پیر مراد و رهبر قاطع و عارف خود، سردمداران ظلم و ستم و جهل و ریاکاری را تحقیر و طلسم دغل کاری آنان را در هم شکستند و تجلی گر اندیشه ناب دینی در میدان عمل شدند. تدبیرهای حکیمانه آنان، همانند تفکر ناب امام خمینی (ره) رهبرشان مصداق روشن سیاست ورزی اسلامی بوده و هست. کسانی که سرمایه مهم انسانی و مدیریتی کشور و نظام بوده و در میان مردم ایران، معروفیت و محبوبیت دارند. انسان های بزرگ، ارزشمند و بااصل ونسبی که عزت نفس دارند و قدرشناسی از آنان، ضرورتی انکارناپذیر است. یکی از این چهره های شناخته شده که به علم و فقاهت، دل سوزی و شجاعت، تدبیر و سیاست، برنامه ریزی و آینده نگری معروفیت دارد، آیت الله هاشمی رفسنجانی است.
در ایران و بلکه در جهان اسلام، کمتر کسی است که پیشینه مبارزات و خدمات ارزشمند ایشان را نشناسد. تفسیر راهنمای قرآن کریم وی، نتیجه مطالعات قرآنی ایشان در زندان ستم شاهی و طاغوت در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است. همچنانکه دو اثر گران سنگ "سرگذشت فلسطین" و "امیرکبیر قهرمان تاریخ"، مربوط به همان دوران مبارزه و نشاط جوانی ایشان است. رادمردی که حضورش در هر نقطه از ایران، حکومت شاهنشاهی و عوامل طاغوت را به دهشت و وحشت می انداخت و رابطه عاطفی توام با گذشت و ایثار او با دیگر مبارزین، سبب استواری و ثبات قدم آنان در مبارزات سیاسی بود. آیت الله محی الدین انواری از علمای مبارز قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در خصوص ایشان می گوید: "در زندان، پول هاشمی، پول تمام زندانی ها بود. خیلی چیزهایی که عمومی استفاده می شد، هاشمی تهیه می کرد تا وقتی که بود، هیچ کس خرج نمی کرد. سخاوتمند بود. یک بار سید تقوی می خواست آزاد شود، هاشمی تمام لباسهایش را که همسرش برایش آورده بود و فاستونی خیلی عالی بود، همه را به تقوی داد و تنها چیزی که نداشت به او بدهد، عمامه سیاه بود و تقوی از زندان خیلی شیک بیرون رفت.
روی هم رفته، باید بگویم که معاشرت با او آن هم در زندان دژخیمان شاه برای ما خیلی شیرین بود. ما از ایشان نه خشونت دیدیم و نه بداخلاقی; بعدها هم همین طور بود". پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، این چهره محبوب و دوست داشتنی امام خمینی (ره)، در خدمت انقلاب و آرمان استاد و مراد خویش بود. ایشان بارها اعلام داشته اند که: "مردم پایه اصلی و ستون فقرات نظام و انقلاب هستند و رای و نظر قاطع و قاطبه مردم، باید مورد توجه باشد". او کسی است که در دوران هشت سال دفاع مقدس، به قدرت لایزال الهی و توان مردم، همیشه تاکید می نمود و در سخت ترین شرایط، امیدآفرین بود و به نیابت از امام خمینی (ره) فرمانده کل قوا جنگ را اداره نمود و با کیاست، تدبیر و توسل به روش های سیاسی معقول، ایران اسلامی را به صلح و ثبات رسانید. پس از جنگ، با خزانه ای خالی و تهی از امکانات ارزی، کشور را بازسازی کرد و زیرساخت های مورد نیاز و خرابی های ناشی از جنگ را ساخت و در پایان دوران ریاست جمهوری خویش، با برگزاری انتخابات پرشور و مردم پسند (سال 1376)، قدرت اجرایی کشور را به یک روحانی از جنس خویش سپرد.
در کتاب "بی پرده با هاشمی رفسنجانی" منتشر شده توسط موسسه کیهان در سال 1382، از زبان خود ایشان در این رابطه می خوانیم که گفته است: "رضایت مردم از انتخابات سال 1376 آن چنان برای من شیرین بود که تلخی تمام زخم های بعدی بعضی از تندروی های جریان پیروز را بر جان من التیام بخشید. بارها گفته ام افکار عمومی در مجموع، کمتر اشتباه می کنند و همیشه فکر می کنم که آرای مردم امانت است و هیچ قبول ندارم که با رای مردم بازی شود. در همان روزهای اولیه انتخابات 1376 به وزارت کشور دولت سازندگی رفتم و به وزیر کشور گفتم: "کوچک ترین غفلتی در حفظ رای مردم بکنید، هر چه دیدید از چشم خودتان دیدید!"، آرای مردم بالاترین امانت نزد ما در جمهوری اسلامی است و باید حفظ شود و هیچ قبول ندارم که با تقلب، فریب کاری و بازی های سیاسی و تبلیغاتی، رای برای کسی جمع شود". ایشان بر این باور است که اگر روزی مقدسین و متحجران موفق شوند تحت عناوین عوام فریبانه ای به مردم القا نمایند که در انتخابات فقط آلت دست هستند و آرای آنها تزئینی است، طولی نمی کشد که هیچ چیزی برای انقلاب باقی نباشد و می گوید: "درست است که حکومت در اسلام الهی است اما بدون رضایت مردم نمی شود بر آنها حکومت کرد.
همچنانکه امام علی(ع) با حضور و خواست مردم قبول دار حکومت بر آنها شد و درست هم نیست که بر مردم با زور به نام دین حکومت شود". در این رابطه از زبان امام خمینی(ره) خطری را گوشزد می نماید که مهم ترین دغدغه دیروز و امروز اوست و می گوید: "امام خمینی (ره) خطر متحجران جبرگرا و برخوردار از اندیشه استبداد دینی را از سکولارها بیشتر می دانست و می گفت: "انتخابات باید مردم پسند باشد نه خان پسند و همه احساس کنند آن طوری که قانون و اسلام می خواهد، عمل می شود. هیچ کس در انتخابات بر دیگری مقدم نیست. همه افراد ملت در انتخابات یک جور هستند و میزان رای ملت است; این دغدغه برگرفته از مکتب فکری امام خمینی (ره) همان چیزی است که براساس اصول مختلف قانون اساسی مورد نظر قانون گذار بوده و رای مردم در تعیین خط سیر حکومت بر آن تعلق گرفته و میثاق ملی ماست. از نظر قانون اساسی، ارکان مهم مربوط به اداره کشور ازجمله رهبر، رئیس جمهور و نمایندگان مجلس، شوراهای شهر و روستا، به طور مستقیم و غیرمستقیم با رای مردم انتخاب می شوند. بسیاری از اصول قانون اساسی به حقوق اساسی ملت تاکید دارد و فلسفه اصلی حکومت را به خواست و رضایت مردم منوط می داند. به عنوان نمونه در اصل 19 قانون اساسی آمده: "همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند".
طبیعی است که عدم رضایت مندی قاطبه مردم، مقبولیت و مشروعیت نظام و انقلاب را به چالش می اندازد و مسئولان نظام و انقلاب نباید لحظه ای از مردم و مطالبات به حق آنان غافل باشند. نقش مردم و تجلی اراده ملت در انتخابات و انسجام بخشی آنان در قانون اساسی چنان پررنگ است که در آن آمده است: "حکومت از دیدگاه اسلام برخاسته از موضع طبقاتی و سلطه گری فردی یا گروهی نیست بلکه تبلور آرمان سیاسی ملتی هم کیش و هم فکر است که به خود سازمان می دهد تا با روند تحول فکری و عقیدتی، راه خود را به سوی هدف نهایی بگشاید". بر همین اساس است که این روزها، هاشمی بر مردم سالاری مورد نظر امام خمینی (ره) و قانون اساسی تاکید دارد و می گوید: "درگیر نمودن مردم با یکدیگر به نام دین، خطایی نابخشودنی است" و نگاه آرمانی او بر مردم از منظر سیاست، مصداق روشن شعر عارفی است که گفته است: "آن که بر این خانه درآید، نانش دهید و از ایمانش مپرسید، چه آن کس که در درگاه خدا به جان ارزد در خانه خواجه به نان ارزد". از نظر ایشان، جان و آبروی انسان ها بسیار محترم است که خودخواهی بعضی ها در مسیر رسیدن به مقام و ماندگاری در قدرت، آن را به مخاطره انداخته است.
وی جریان انحرافی طالب قدرت در ایران را به خوبی شناخت و زودتر از دیگران با آن در ستیز قرار گرفت، جریانی که با رفتارهای پوپولیستی، عوام فریبانه و تبلیغ روانی; ولایت فقیه، مرجعیت دینی، روحانیت و مردم را هدف قرار داد و نظام را تخریب کرد. نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی به مقام معظم رهبری و سخنان سنجیده و راهکارهای ارائه شده از سوی ایشان در آخرین خطبه نماز جمعه، برای رهایی نظام از مخاطره همین جریان انحرافی بود. کسانی که به بهانه حفظ نظام افراط گری، قانون شکنی و تعرض به مردم را اصل می دانند، غافل از این که اگر حفظ نظام واجب است که واجب است به عنوان مقدمه واجب، حفظ مردم و به ویژه سرمایه های انسانی و نخبگان نظام نیز واجب است. فی الحال دغدغه های مهم هاشمی، معطوف به قانون اساسی، حقوق اساسی مردم و همین مقدمه واجب مربوط به حفظ نظام است. ایشان آرامش در طوفان را بارها تجربه نموده و به ما آموخته اند که: "عشق و پایداری بر حق، زخم ها را شفا می دهد و باید همانند یک توپ باشیم که هر چه محکم تر بر زمین زده شود، اوج بیشتری می گیرد و نباید مایوس بود".