حسین منصوری
شمار علویان یا شیعیان ترکیه بیست میلیون تن یعنی یک سوم مردم ترکیه است، دوازده میلیون از آنها زبان ترکی دارند، پنج میلیون کرد زبان هستند، و حدود سه میلیون نفر به زبان عربی سخن میگویند و عربهایی هستند که در اسکندریه، انتاکیه، و دیگر شهرها و مناطق عربی ترکیه زندگی میکنند. دولت ترکیه به آنها با این دید که ایشان نیز چون ترکها از فرزندان این کشورند نمینگرد؛ آنها نیز همانند کردها، ارمنیها، عربها، سریانیها، زرتشتیها، آشوریها و مسیحیان قربانی نظام سیاسی آتاتورکی در برخورد با اقلیتهای قومی و دینی شده و خود را قربانیان تبعیض اجتماعی میدانند. تصفیه علویها دارای بعد تاریخی مهمی است که به روزگار سلطان سلیم اول باز میگردد. وی بر اساس فتوایی که علویها را تکفیر کرده بود، فرمان داد آنها را از دم تیغ بگذرانند. این حکم که زخم عمیقی در دل علویها ایجاد کرد، کینه حکومت عثمانی را از نسلی به نسل دیگر منتقل نمود. علویها که با روی کار آمدن آتاتورک از خلافت عثمانی خلاص شده بودند، احساس راحتی بیشتری میکردند و نقش فعالی در دوره وی داشتند، بویژه پس از آنکه وی در دسامبر 1919 به زیارت آرامگاه حاجی بکتاش یکی از رهبران روحانی علویها رفت و با صالح نیازی بابا و چلپی جمالالدین افندی دیدار نمود و حمایت آنها را جلب کرد. اما آتاتورک در 1925 فرمانی صادر کرد که فعالیت فرقههای صوفیه و گروههای دینی را ممنوع کرد. این به معنای به رسمیت شناخته نشدن علویها بود که بازتاب منفی بر روحیه آنها داشت(1).
شیعیان آذری زبان که حدود یک میلیون نفر هستند نوعاً در دو استان قارص و اغدیر که هم مرز ایران میباشد، زندگی میکنند. به علت اینکه اینها از استانهای محروم ترکیه میباشند، به تدریج به سایر نقاط از جمله استانبول، انقره و ازمیر مهاجرت کردهاند. بنابراین هستههایی از جمعیت شیعی در این نقاط مهم بهوجود آمده است که برای خود مسجد داشته و آداب و رسوم و دیگر مراکز مذهبی خودشان را حفظ کردهاند. به این ترتیب دامنه اثرپذیری از انقلاب ایران که مبتنی بر آموزه های تشیع میباشد در ترکیه گسترده است. با این زمینهها باید بررسی کرد که مهمترین نمودها و شاخصهای اثرگذاری انقلاب اسلامی ایران بر شیعیان ترکیه چهها هستند؟ و این تاثیرات، چگونه و به چه وسیلهای بازتاب یافته است؟ سند زیر به این پرسشها پاسخ میدهد: "بعد از انقلاب اسلامی، تعداد زیادی از جوانان شیعه در حوزه علمیه شهر مقدس قم تحصیل علوم دینی کردهاند به اوطان خود برگشته و با آگاه کردن مردم موجب احیای مذهب اهلبیت شدهاند بهطوری که تا پانزده سال قبل در شهر استانبول تنها یک مسجد شیعه وجود داشت و آن هم مسجد والده خان بود که مال ایرانیان مقیم ترکیه بود، ولی امروز قریب به بیست مسجد در این شهر بنا شده است و شیعیان توانستهاند حضور خود را در وسایل تبلیغی عمومی مانند روزنامهها و تلویزیون ترکیه مطرح کنند"(2).
سند سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی یکی از نمودهای تاثیر انقلاب اسلامی را چنین تشریح میکند: "تعدادی از شیعیان قارص به استانبول مهاجرت کرده و در آن شهر پراکنده بوده که بیشترین مرکز تجمع آنها، محلههای فقیرنشین هالکالیو باغجلار میباشد. یک نفر روحانی که طرفدار ایران و حضرت امام است توانسته به آنها تشکل بدهد و چند مسجد بنا کند که دوتا از آنها با توجه به فقر مردم باعظمت میباشند. این روحانی از مدیریت و سخنرانی خوب بهرهمند است و همه مردم از او حمایت کامل میکنند"(3).
طبق گزارش مندرج در سند 8720 یکی از دلایل و نمودهای تاثیر انقلاب اسلامی در ترکیه، گرایش برخی از اهل سنت به تشیع است: "مستبصرین و طرفداران انقلاب اسلامی از اهل سنت ترکیه یک عده قابل اعتنایی را تشکیل میدهند که باید مد نظر قرار گیرند. تقریبا در هر منطقهای از ترکیه به عده زیادی برمیخوریم که از اهل سنت بودهاند و بعد از انقلاب اسلامی ایران، در اثر حرکتی که این انقلاب الهی در آنها ایجاد کرده است، با تحقیق خود یا مستبصر شده مذهب شیعه را اختیار کردهاند و یا در حال تحقیق و بررسی میباشند"(4).
از نظر سفیر وقت جمهوری اسلامی ایران در ترکیه، نکات زیر در مقوله تاثیر انقلاب اسلامی قابل توجه است:
1 - در توالی انقلاب اسلامی، ارزشهای اسلامی تجدید حیات یافتهاند و حرکتهای اسلامی رشد کردهاند.
2 - نسل جوان عمدهترین قشر اثرپذیر بودهاند.
3 - امواج اسلامگرایی سدی برای فعالیت اسلامزدایی دولت ترکیه بوده است.
4 - دولت و دولتمردان ترکیه در مقابل بسط اسلام، دچار انفعال شدهاند. چون رویارویی و مقابله موجب تشدید آن شده و مسامحه نیز سبب باز شدن راه توسعه آن میشود.
5 - مهمترین دلایل تاثیر انقلاب اسلامی، رشد حجاب و موضعگیریهای دولتمردان علیه اسلامگرایی است. اسلامگرایی پدیدهای ضدملی و وابسته به خارج از مرزها قلمداد میشود.
6 - مسلمانان و نیروهای اسلامگرا امروزه تبدیل به یک گروه تعیین کننده در عرصه سیاسی شدهاند؛ به طوری که احزاب مختلف و مخالف نیز تلاش دارند در انتخابات و کسب قدرت سیاسی، حمایت و آرای آنها را داشته باشند(5).
در پایان می توان به تحقیقات گراهام فولر که در فاصله سالهای 1989- 1985 برای موسسه تحقیقاتی زند جهت بهرهبرداری وزارت دفاع آمریکا انجام داده است و به نوعی بازتاب انقلاب اسلامی و رشد اسلامگرایی و بیداری اسلامی در ترکیه را نشان میدهد اشاره کرد. در گزارش او آمده است:
1 - امروز بیداری اسلامی در اکثر نقاط ترکیه به ویژه در منطقه جنوب شرقی (کردستان ترکیه) و آناتولی (بخش آسیایی) به چشم میخورد. عمق بیداری مسلمانان ترکیه را میتوان از روی انتشار صدها نشریه مذهبی و اسلامی و ترور لائیکهایی چون پروفسور محمد اکسوی، توران دورسون و ... در سالهای اخیر دریافت.
2 - وقوع انقلاب اسلامی ایران و حرکات بنیادگرایان در خاورمیانه آگاهی اسلامی را نسبت به 30 سال قبل بسیار قویتر ساخته و مبادلات اقتصادی بزرگ میان ترکیه و ایران، حکومت ترکیه را بر آن داشت که در مقابل اهداف صدور انقلاب ایران کوتاه بیاید.
3 - در حالی که تحصیلکردههای جدید ترکیه اطلاعات چندانی از اسلام ندارند و مانند کمالیستها کنترل دین را توسط دولت موجه میدانند، لکن روستاییان ترکیه و ساکنین مناطق محروم هیچ احساسی از این قبیل ندارند و علیرغم تلاشهای رژیم برای زدودن قدرت دین در میان مردم، آنان همچنان مذهب را سرچشمه اقتدار میدانند و حتی در اثر مهاجرت به شهرهای بزرگ، فرهنگ دینی خود را در حواشی شهرها رواج دادند و ارزشهای اسلامی را در آنجا احیا کردند.
4 - بعد از انقلاب اسلامی، عربستان برای رقابت با نفوذ ایران و افکار تشیع مجبور به کمکهای مالی زیاد به اهل تسنن در اروپا و مخصوصاً در آلمان که 80درصد ترکهای مهاجر به اروپا در آن زندگی می کنند شد که نهایتاً منجر به تقویت بنیه مالی گروههای اسلامی و توجه و آگاهی بیشتر آنها گردید.
5 - رادیکالیستترین سازمان اسلامی ترکیه در اروپا تحت عنوان سازمان اسلامی در 1985 توسط جمالالدین کاپلان تاسیس شد. او درصدد انقلابی مشابه انقلاب ایران در ترکیه بود و گفته میشود از مریدان آیت الله خمینی بوده و از ایران کمکهای مالی دریافت میکرده است(6).
پینوشتها و منابع در دفتر روزنامه موجود است.