تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۹۰ - ۰۹:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۲۹۷۳۰
چگونگی به وحدت رسیدن اصولگرایان در انتخابات آتی در گفت‌وگوی «جوان» با حجت‌الاسلام محمد‌تقی ‌رهبر

اصلاح‌طلبی یک ژست سیاسی بدون مبنای عقلی است

محمد اسماعیلی مقدمه: همگرایی، کلید واژه‌ای که هنوز هم جریان اصولگرایی برای دستیابی به آن با مشکلاتی روبه‌رو است و با وجود آنکه هفته‌ها از شکل‌گیری مجموعه ۸ + ۷ می‌گذرد اما برخی گروه‌های اصولگرا نسبت به حضور برخی چهره‌ها در درون این کمیته انتقاد دارند. همین انتقاد زمینه را برای حضور نیافتن نمایندگان جبهه پایداری در جلسات ۸ +۷ فراهم کرده است. حجت‌الاسلام محمد‌تقی رهبر نیز از جمله اصولگرایان باسابقه‌ای است که به‌‌رغم مخالفت با حضور برخی افراد به عنوان نماینده شخصیتی‌های خاص در کمیته وحدت اصولگرایان، دلیل سکوت خود در این رابطه را مخدوش نشدن همگرایی اصولگرایان می‌داند. ایشان روند کنونی را به ضرر جریان اصولگرایی می‌داند و ادامه آن را راه یافتن کاندیدای دو جریان انحرافی و فتنه به مجلس نهم می‌داند. نماینده مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی همچنین اصلاح‌طلبی را یک ژست سیاسی بدون هویت و مبنای عقلی می‌داند و احتمال پیروز شدن این گروه در انتخابات اسفند ماه را بعید می‌داند. آنچه می‌آید حاصل گفت‌وگوی جوان با حجت‌الاسلام محمد‌تقی رهبر رئیس فراکسیون روحانیون مجلس است.

* زمانی که به سابقه تدارک اصولگرایان برمی‌گردیم می‌بینیم در انتخابات دوم خرداد و مجلس ششم مجموعه روحانیت مبارز ورود مستقیم کردند اما نتیجه آن شکست جریان اصولگرایی بود. به همین دلیل در انتخابات مجلس هفتم و هشتم مجموعه‌هایی مانند شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و ۵ + ۶ تأسیس شد که نتیجه آن پیروزی اصولگرایان بود. چرا در انتخابات پیش‌رو اصولگرایان باز هم به سراغ روحانیت رفته‌اند و جامعتین قرار است در آن نقش محوری داشته باشند؟
** عدم مقبولیت جامعه به سمت اصولگرایی که شما در طول سال‌های گذشته به آن اشاره کردید دلایلی دارد. شاید در آن روز مردم به دنبال نوآوری بودند و در کنار آن جریان اصلاح‌طلبی هم به خوبی ماهیتش روشن نبود ولی به مرور زمان و اعلام مواضع اکثر چهره‌های آن مردم با نوع تفکرات و اهداف آنها آشنا شدند و دیگر به سوی آنها تمایل پیدا نکردند. به همین دلیل ما آن اتفاقات را شکست جریان اصولگرایی نمی‌دانیم و بالاخره در انتخابات رقابت در میان است و در این رقابت یکی پیروز است و یکی شکست‌خورده و این هم علت‌هایی دارد. به هر حال اصلاح‌طلبان با نوآوری و تبلیغات گسترده و شعارهای فریبنده به میدان آمدند هر چند که بعد از آن و در طی چندین انتخابات اخیر اصولگرایان سکاندار هستند و اصلاح‌طلبان دیگر نتوانستند با تبلیغات و شعارهای فریبنده خود به عرصه حاکمیت برگردند.
در انتخابات دوم شوراها و انتخابات مجلس هفتم و هشتم و همچنین در انتخابات دوره نهم و دهم ریاست جمهوری خوشبختانه مردم بر اساس عملکرد و مواضع و پیشینه جریان اصولگرایی به سوی آنها گرایش پیدا کردند که نشان‌دهنده ضعف جریان اصلاح‌طلبی است. چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری اصولگرایان موفق بوده‌اند و آینده را ما حالا در پیش داریم.
روحانیت همیشه در مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی تأثیرگذار بوده است که می‌توان برای آن دهها شاهد مثال آورد. مردم در طول تاریخ روحانیت را آزموده‌اند و آن را یک جامعه مستقل برای رسیدن به اهداف عالی مذهبی و ملی خود می‌دانند. بنیانگذار انقلاب اسلامی کشورمان هم شخصیتی روحانی و تأثیرگذار بوده‌اند که توانسته‌اند با لطف خدا و کمک مردم نظامی را پایه‌گذاری کنند که تمام جهانیان را تحت تأثیر قرار دهد. نقش و تأثیر روحانیت بر عرصه انتخابات و روی کار آمدن جریان اصولگرایی یک اصل خدشه‌ناپذیر است و روحانیت باید در انتخاباتی مثل انتخابات مجلس (همانگونه که تصمیم گرفته است) وارد شود و سکاندار باشد و خودش را کنار نکشد چرا که بحث انتخابات صرف نیست بلکه بحث انقلاب و اسلام است. در حال حاضر هم روحانیت طبق وظیفه همیشگی خودش به صحنه آمده و جامعتین در همین راستا منشوری داده‌اند و در پی آن ۸+۷ تشکیل شده است. البته به نظر ما عمده این کمیته همان هفت نفر هستند و روی به علاوه آن که هشت نفر هستند خیلی‌ها حرف دارند و انتقاداتی در این بین وجود دارد. تمام حرف‌ها روی هفت نیست بلکه روی هشت است که چرا هشت نفر یا چرا برخی افراد نماینده دارند و ... شاید حرف خیلی از این منتقدان هم بی‌ربط نباشد، اما روی هفت نظر شک و شبهه‌ای وجود ندارد و این دو گروه باید تفکیک شوند و نباید خلط مبحث صورت بگیرد. به هر حال روحانیت هم باید در صحنه باشد و رأس جریان اصولگرایی را مثل همیشه هدایت کند که یقیناً تأثیرات مثبتی خواهد داشت.
* برخی از شخصیت‌ها و گروه‌ها اعتقاد دارند که برخی افراد نباید در کمیته هشت نفره نماینده داشته باشند. آیا شما با نظر آنها موافقید؟
** بله عرض کردم که برخی از انتقادات وارد است. بهتر است ما روی این مسئله هم خیلی زوم نکنیم. بنده حرف‌ها را می‌شنوم و اعتقاد دارم برخی از انتقادات هم بی‌راه نیست.
* با رایزنی‌ها و تعاملات مختلفی که بین گروه‌های مختلف اصولگرایی صورت گرفته هنوز همگرایی لازم در این جریان صورت نگرفته است. علت آن را چه می‌دانید؟
** یک ایرادی هم که ما داریم و هشدار و خطر هم محسوب می‌شود این است که این اختلافات اگر ادامه پیدا کند و دامن زده شود قطعاً یا جریان انحرافی نمایندگان منحرف خود را به مجلس می‌آورد یا آنکه جریان فتنه مانند مجلس ششم کاندیداهای خود را به مجلس می‌آورد. هر چند که این احتمال هم وجود دارد که در صورت راه پیدا کردن نمایندگان این دو گروه آنها با هم متحد می‌شوند و اکثریتی قدرتمند در مجلس به وجود خواهند آورد. چرایی موضوع هم برمی‌‌گردد به اینکه ما تا الان سعی نکردیم که فضا را قدری بازتر کنیم که افراد دیگری را در جریان اصولگرایی به میدان بیاوریم و به شکل بسته با موضوع وحدت برخورد نکنیم. برخی از اختلافات در این بین واقعاً سطحی و نه عمیق است که باید زودتر از اینها رفع و رجوع شود.
باید این را عرض کنم که در اینجا (کمیته وحدت اصولگرایان) باید تشکل‌ها و گروه‌ها نماینده داشته باشند نه افراد و شخصیت‌هایی که امروز بخشی از مملکت را اداره می‌کنند، خود بنده هم اعتقادم همین است. اگر یک فرد نماینده یک جریان بود و آن جریان اختیار به فرد داد که نماینده تعیین کند این مشکلی ندارد. این افراد هم اعلام می‌کنند که ما تشکلی هستیم ولی از تشکل متبوع خود استمساج نکرده‌اند که ما باید چه کار کنیم، اسم فردی را نمی‌آوریم ولی مرجع نشان می‌دهد که شخص چه کسی است، به هر حال باید در درون خودشان نظرخواهی می‌کردند و با شور و مشورت کسی را از میان خود به عنوان نماینده انتخاب می‌کردند. این کار اگر صورت می‌گرفت و تشکل‌ها با مشورت یکی را از میان خود انتخاب می‌کردند و افراد نماینده نداشتند قطعاً وحدت حداکثری آسان‌تر صورت می‌گرفت.
* پس شما این را کاملاً رد می‌کنید که افراد به صورت مجزا در کمیته هشت نفره نماینده داشته باشند؟
** بله. همین طور است. مسئله اینجا تشکل‌های سیاسی است فردی در اینجا جزو یکی از تشکل‌های سیاسی است و تصمیم‌گیری آن شخص برای اصولگرایان مبنا و معیار نیست بلکه ما باید نظر جمع را لحاظ قرار بدهیم و فردی را به عنوان سخنگوی مدافع تشکلی خاص معرفی کنیم نه اینکه یک فرد نماینده خاص داشته باشد. این با اصل همگرایی تشکیلاتی معارض است و خیلی همخوانی ندارد.
* استدلال حامیان این افراد این است که این دو نفر از پایگاه اجتماعی خوبی برخوردارند و همین به پیروزی کاندیدای اصولگرایان در انتخابات کمک خواهد کرد.
** اینکه این افراد تا حدودی حامیان خود را دارند و ما قبول داریم ولی لازمه درستی و تحقق اینگونه استدلال‌ها این است که ما از تشکل‌ و گروه دیگری هم بخواهیم که نماینده خود را معرفی کند و روی آن هم اصرار کنیم.
* مثلاً چه گروهی؟
مثلاً همین افرادی که جبهه پایداری انقلاب اسلامی را تشکیل داده‌اند را به‌‌رغم آنکه تا الان هم از آنها دعوت‌هایی صورت گرفته است را در کمیته ۸ + ۷ دخیل کنند چرا که آنها جایگاه و پایگاه خاص خود را در کشور دارند. هر چند برخی زمان‌ها از سوی برخی افراد به این گروه اتهامات و هجمه‌هایی هم صورت می‌گیرد.
* برخی از افراد روی این پافشاری دارند که جبهه پایداری در ظاهر با جریان انحرافی مخالف است اما هنوز هم با این جریان مراوده دارد و اهداف انتخاباتی آنها یکی است.
** ما افرادی که در این جریان هستند را می‌شناسیم. آنها افراد مسئله‌داری نیستند. بنده هم این موضوع را رد می‌کنم. چنین قضاوتی صحیح نیست. اعضای این جبهه بارها صراحتاً اعلام کرده‌اند که هیچ ارتباطی با این جریان ندارند و معتقد هم هستند که افراد این جبهه با گروه انحرافی هیچ مراوده‌ای ندارند. بنابر این برای همگرایی و همفکری و برای آنکه تشتت و اختلافی در بین اصولگرایان به وجود نیاید از این آقایان هم برای جلسات دعوت به عمل بیاید تا در این مجموعه باشند. در مورد ترکیب هشت نفره و تغییرناپذیری آن هیچ آیه‌ای نازل نشده است و این ترکیب وحی منزل نیست که نباید تغییر کند. بنده در این جامعه زندگی می‌کنم و با مردم ارتباط زیادی دارم. افراد بسیاری هستند که جبهه پایداری را قبول دارند و عملکرد و رویکرد آنها را می‌پسندند و این جبهه بهتر است که در ساز و کار وحدت اصولگرایان حتماً نقش ایفا کند و به این منجر نشود که جریان اصولگرایی با تعدد لیست مواجه شود.
بنده شاید در انتخابات حضور پیدا نکنم و این چیزهایی که عرض می‌کنم بحث شخصی نیست و بحث نظام و آبرو و آینده حکومت اسلامی است. ما معتقدیم تلاش بشود تا حد ممکن که این گروه در ساز و کار وحدت حضور پیدا کند و خواسته‌های آنها مورد توجه قرار بگیرد. البته این را هم باید عرض کنم که اگر افرادی در بین کاندیداهای اصولگرایان معرفی شوند که مسئله‌دار باشند و گذشته خوبی نداشته باشند را هم قبول نمی‌کنیم. اصولگرایان در حال حاضر ظرفیت خوب و مستعدی برای پیروزی در انتخابات مجلس هم دارند و این بستر و ظرفیت نباید مخدوش شود و هر جریان یا فردی که بخواهد این ظرفیت را به هم بریزد مورد نقد و اتهام است.
* یعنی شما معتقدید که خواسته‌های جبهه پایداری باید مورد توجه قرار بگیرد و مجموعه اصولگرایی آنها را برآورده کنند؟
** من اعتقاد دارم سعی باید شود که برای جذب این گروه زمینه بهتر از این فراهم شود چرا که این به همدلی و همگرایی در بین اصولگرایان منجر خواهد شد و قطعاً به این شکل پیروزی اصولگرایان آسان‌تر و نزدیک‌تر خواهد شد.
یکی از دلایلی که بنده اصرار دارم جبهه پایداری انقلاب اسلامی با گروه انحرافی پیوندی ندارد و باید خواسته‌های آنها مورد توجه واقع شود و سعی شود که در جلسات مجموعه اصولگرایی حضور یابند حضور شخصیت‌های ارجمند و بزرگواری نظیر آیت‌الله مصباح یزدی و آیت‌الله خوشوقت است. حضور این اشخاص باعث می‌شود که ما نتوانیم همه چیز را به این گروه نسبت بدهیم تا علامت‌ سؤالی را جلوی خودمان قرار بدهیم.
احدی در مورد رویکرد مناسب و خیره‌کننده آیت‌الله مصباح در سال‌های پس از انقلاب در جهت دفاع از آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی شک و شبهه ندارد. ایشان مدافع و سپر اصول نظام در طول سال‌های اخیر است. یادمان نرفته است که ایشان به صورت دقیق و عالمانه تمام تحرکات، شبهات و فعالیت‌های گروه‌های مخالف گفتمان انقلاب اسلامی مثل جریان فتنه و انحرافی را مورد واکاوی قرار داده است و برای روشنگری عموم بیان کرده‌اند. آیت‌الله مصباح یا آیت‌الله خوشوقت یا دوستان دیگری که در این جریان هستند در بزنگاه‌های مختلف چهره و عملکرد مناسبی از خود به نمایش گذاشته‌اند. بنابراین با یک دید مثبت به این جریان نگاه کنیم و به سمت وحدت حرکت کنیم.
* با تمام رایزنی‌ها و فعالیت‌های گروه‌ها و شخصیت‌های اصولگرایی در طول چند ماه اخیر وحدت حداکثری در بین این جریان را تا چه حد محتمل می‌دانید؟
** ان‌شاءالله آینده خوبی در پیش است و این اتفاق خواهد افتاد البته باید بسیاری از چالش‌ها و مباحث پیش پا افتاده را حل کنیم تا شاهد حضور یکدست جریان اصولگرایی در انتخابات آتی باشیم.
* مانند دوره‌های قبل انتخابات کشور، جریان اصلاح‌طلبی هم خود را برای حضور و پیروزی در انتخابات آماده می‌کند. در خبرها داریم که این جریان مجموعه ۱+۷ را با محوریت سیدحسن خمینی تشکیل داده است، با توجه به عملکرد این جریان در طول سال‌های اخیر می‌توان انتظار داشت که کاندیداهای آنها به مجلس راه پیدا کنند؟
** اولین نکته که باید در این مورد حائز اهمیت قرار بگیرد این است که جریان فتنه نقطه مقابل جریان اصولگرایی است از این رو سایر جریان‌های سیاسی کشور باید تکلیف خود را با فتنه ۸۸ مشخص کنند. اصلاح‌طلبان باید با فتنه مرزبندی مشخص داشته باشند چرا که شاخصه وفاداری به نظام عدم تعامل با کسانی است که رودرروی نظام ایستادند. بنابراین اگر آنها در گذشته ارتباطی با فتنه‌گران داشته‌اند باید وضعیت خود را در حال حاضر روشن کنند و شورای نگهبان نیز مراقب این مسائل باشد.
باید عرض کنم اصلاح‌طلبان می‌توانند در عرصه سیاسی فعالیت کنند اما باید خط قرمزها را رعایت کرده و مرزبندی خود را با فتنه نیز مشخص کنند. اصلاح‌طلبان به عنوان یک جریان سیاسی به فکر انتخابات مجلس هستند، تردیدی نیست و آنها در قالب چند طیف فعالیت می‌کنند. یک طیف از آنها با فتنه ارتباطی نداشته و مواضع آنها را رد کرده‌اند و اگر این افراد قصد حضور در عرصه انتخابات را داشته باشند مشکلی نیست. اما برخی اصلاح‌طلبان هنوز بر موضع دفاع از فتنه پایدار هستند که این امر با فضای سیاسی انقلاب اسلامی همخوانی ندارد و لذا همانطور که اشاره شد اگر ارتباط و حمایت آنها همچنان با فتنه برقرار باشد، آمدن این طیف به انتخابات توجیهی ندارد و حضور اصلاح‌طلبان حامی فتنه در انتخابات بر خلاف مصالح نظام است. در کنار این باید عرض کنم این جریان اصلاح‌طلب اگر تمام تلاش‌هایشان را انجام دهند و بخواهند با ساز و کارهای متفاوت و به اصطلاح تأثیرگذار حضور پیدا کنند چه با ۱+۷ چه با تشکیلات دیگری، از آنچه امروز نماینده در مجلس دارند بیشتر نخواهند داشت. قطعاً کاندیداهایی که از اصلاحات به مجلس هم راه پیدا می‌کنند در اقلیت هستند و شمارشان بیشتر از این که هست نخواهد شد. البته این تعداد هم از کسانی خواهند بود که با ولایت فقیه همراهی می‌کنند و فتنه‌گری و فتنه‌گران را قبول ندارند.
با برخی از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس هم در این باره بارها صحبت کرده‌ایم که آنها هم اینگونه موضوعات را قبول دارند.
بارها به آنها گفته‌ایم که شما چه چیز را می‌خواهید اصلاح کنید و به دنبال اصلاح چه چیز هستید. اگر با عرف سیاسی جهان می‌خواهند اصلاح را به راه بیندازند که با اصول نظام همخوانی ندارد و با آن در تعارض است که البته نمایندگان آنها در این مورد هیچ جوابی ندارند و اعلام می‌کنند ولایت فقیه را قبول دارند و به رأی مردم هم احترام می‌گذارند.
به نظر من اصلاح‌طلبی بیشتر یک ژست سیاسی بدون هویت و مبنای عقلی است. یادمان نرفته است که در دوران حاکمیت اصلاح‌طلبی آنها خیلی از حرف‌ها را علیه انقلاب و ارزش‌های اسلامی و دینی زدند و نسبت به ایده‌های نظام تاختند و اصلاح‌طلبی هم به این معناست.
ما همین را به نمایندگان اخیر اصلاح‌طلب می‌گوییم که آیا آن موضوعات را قبول دارید و جواب می‌شنویم نه. آن روز اصلاح‌طلبی به معنای رو در رویی با نظام بود و اگر آن طرز تفکر بخواهد ادامه داشته باشد ذره‌ای ارزش ندارد و آنها موفق نخواهند شد. واقعاً الان این سؤال است که اندیشه سیاسی اصلاح‌طلب به معنای چیست، جز رقابت با اصولگرایان با هر ایده و هدفی چیز دیگری معنا نمی‌دهد.
* تغییر مواضع برخی از کسانی که از جریان فتنه حمایت می‌کردند و امروز با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس نهم به سمت شاخصه‌هایی نظیر ولایت فقیه و قانون اساسی متمایل شده است را چگونه می‌توان تفسیر کرد؟
** آنها هوادارانی دارند هر چند در اقلیت که می‌خواهند آنها را نگه دارند و به وسیله آنها به حاکمیت ورود پیدا کنند که تغییر مواضع برخی افراد و تبدیل آن به مواضع معتدل و میانه خود یکی از این راه‌هاست. به عقیده بنده در برخی از جاها ما می‌توانیم با بعضی از چهره‌های معتدل این جریان که با ولایت فقیه و قانون اساسی پایبند هستند به گفت‌گو بنشینیم و آنها را برگردانیم.
* این جریان شورای راهبردی سه نفره هم با حضور محمد خاتمی، موسوی خوئینی‌ها و موسوی بجنوردی تشکیل شده است؟
** این افراد هیچ‌گاه حاضر نشده‌اند از فتنه و فتنه‌گران برائت بجویند و در حال حاضر هم همان مواضع رادیکالی دو سال گذشته خود را دارند و بنده هم این افراد را تأیید نمی‌کنم و حضور آنها را مفید نمی‌دانم چرا که حتی یکبار هم به خاطر انقلاب، نظام و مردم حاضر نشدند تحرکات تند و ضد انقلاب موسوی و کروبی را محکوم کنند. به هر حال بنده نگاه مثبتی به این مجموعه ندارم.
* جریان انحرافی هم مانند اصلاح‌طلبان عزم خود را برای تصاحب کرسی‌های مجلس جزم کرده‌ است. می‌توان شانسی را برای این گروه در تصاحب صندلی‌های مجلس در نظر گرفت؟
** جریان انحرافی هم مانند اصلاح‌طلبان از ماه‌ها پیش در تدارک برای پیروزی در انتخابات برآمده‌اند که این لزوم توجه و هوشمندی جریان اصولگرا را طلب می‌کند. اما به هر روی و با توجه به مسائل پیش آمده در یک سال اخیر اگر لیستی هم از طرف حامیان جریان انحرافی ارائه شود موفقیت سرنوشت‌سازی نخواهد داشت.
شاید عناوین و اسم‌ها منسوب به جریان انحرافی عوض شود اما وجود افراد در این گروه مانع موفقیت آنها خواهدشد.
همانطور که عرض کردم جریان انحرافی از مدت‌ها پیش فعالیت خود برای انتخابات آینده مجلس را آغاز و در همین راستا جلساتی را با برخی استانداران برگزار کرده است.
در این باره هم بایدگفته شود که جریان انحرافی در راستای فعالیت برای انتخابات آینده مجلس علاوه بر برگزاری جلسات با برخی استانداران، پول‌هایی را هم خرج کرده است.
به‌رغم همه فعالیت‌هایی که جریان انحرافی به این منظور انجام داده اما اینکه تا چه میزان بتوانند موفق باشند معلوم نیست، که امیدواریم موفق هم نباشند.
بسیار امیدواریم که فعالیت‌های جریان انحرافی بی‌نتیجه باشد و توفیقی به دست نیاورد چرا که جامعه با بصیرتی داریم که به سخنان نخبگان و صاحب‌نظران اهمیت می‌دهد.
جریان انحرافی ممکن است با عنوان و تابلویی در ظاهر غیرمرتبط با خود وارد عرصه انتخابات شود، اما ما نیز باید با تلاش و بحث و بررسی روشنگری کرده و نشان دهیم که پشت سر آن تابلو و عناوین مختلف چه چیزی وجود دارد. آنچه بنده از آینده این جریان حدس می‌زنم این است که مانند جریان اصلاح‌طلب توفیقی به دست نمی‌آورند و به مجلس شورای اسلامی ورود پیدا نخواهند کرد.
* بهترین راهکاری که اصولگرایان می‌توانند در دستور کار قرار دهند تا دو جریان اصلاحات و منحرف به اهداف خود نرسند را چه می‌دانید؟
** به نظر بنده اصولگرایان ضمن آنکه هوشیاری و آگاهی خود را حفظ کنند باید به روشنگری فعالیت‌های این دو جریان دست بزنند البته وحدت و همگرایی حداکثری در دل جریان اصولگرایی و حضور پیدا کردن با یک لیست واحد در انتخابات آتی می‌تواند تمام اهداف آنها را به یأس و شکست تبدیل کند.
* به عنوان آخرین سؤال، نمایندگان ملت چه واکنشی در آینده نسبت به کسانی خواهند داشت که با ایجاد شبکه‌ای مستقل اموال بیت‌المال را حیف و میل کرده‌اند؟ نقش دولت در این بین چه بوده است؟
** از دولت پاک و عدالت محوری برخوردار هستیم، سلامت جریان انحرافی که در دولت رسوخ کرده جای سؤال و شبهه دارد و متأسفانه رفتار این جریان آسیب‌های جدی را متوجه دولت کرده است.
جریان انحرافی نشان داده که هیچ اعتقادی به شعارهای داده شده توسط دولت نداشته و هنوز هم چنین اعتقادی ندارد.
تمام شعارهای این جریان پوششی برای سوءاستفاده سیاسی و ایجاد رانت‌هایی برای حفظ موقعیت خود بوده است.
واقعیت غیر از آن چیزی است که جریان انحرافی دنبال می‌کند و ادعاها و شعارهای عرفانی آنها پوشش فعالیت اقتصادی و سیاسی است از این رو انتظار است قوه قضائیه درباره این اختلاس و متهمان پرونده شفاف‌سازی کند.
انتظار است بانک مرکزی و صادرات به جای پاسکاری در این اختلاس، به شکل روشن و شفاف ارتباطات پنهانی این جریان را بیان کرده و از ایجاد شائبه و شایعه علیه برخی افراد جلوگیری کنند.
صورت مسئله را با حمله کردن به افراد و نهادهای مختلف نمی‌توان پوشاند چرا که این اختلاس در سیستم بانکی اتفاق افتاده است و باید به آن رسیدگی شود.
جریان انحرافی نشان داده از تمام فرصت‌ها برای افزایش قدرت اقتصادی و حفظ موقعیت سیاسی‌اش سوءاستفاده می‌کند.
ثبات در مدیریت وزارت اطلاعات می‌تواند مسیرهای پنهانی را که جریان انحرافی از آن استفاده می‌کند، شفاف کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات