تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۹۰ - ۱۱:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۲۹۷۷۴

جبهه‌سازی علیه ایران


ابوالقاسم ـ قاسم‌زاده
دولت آمریکا انگیزه خود از طرح جنگ روانی جدید با انتشار سناریو ترور را جبهه‌سازی یکپارچه در صحنه بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران خوانده است. وزیرخارجه آمریکا خانم کلینتون خبر از تشکیل گروههای دیپلماتیک از اعضاء سیاسی وزارت خارجه و نمایندگان کنگره داده است تا با سفر به کشورها و ارائه گزارش درباره سناریو ترور و عملکرد جمهوری اسلامی ایران آنها رابه تشکیل جبهه مشترک همکاری برای گسترش دامنه طرح تحریم علیه ایران فرا بخوانند. این هیأت آمریکایی چند روز قبل به آنکارا رفت وهمزمان با ملاقات با اردوغان نخست‌وزیر ترکیه خانم کلینتون تلفنی با نخست‌وزیر ترکیه صحبت کرد،‌ و خواهان پذیرش مواضع آمریکا ازسوی دولت ترکیه در راستای جبهه‌سازی علیه ایران گردید.
آمریکایی‌ها وزیرخارجه عربستان را واداشتند تا نامه‌ای به «بان‌کی‌مون» دبیرکل سازمان ملل بنویسد و خواهان طرح اعتراض این کشور علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل شود. خبر آن را «بان‌کی‌مون» به رسانه‌ها ارائه داد و از دیروز این خبر خوراک جریان‌سازی تبلیغی اغلب رسانه‌های غربی علیه ایران شده است. اگرچه نوشتن چنین نامه و تقاضا برای دبیرکل سازمان ملل الزام‌آور نیست تا آن را در دستور جلسه شورای امنیت قرار دهد و طرح آن در شورا نیازمند پذیرش رأی حداکثری از 15 نفر عضو این شورا است. اما با پرسش از نماینده روسیه در سازمان ملل. دولت روسیه پاسخ داده است که فعلاً ‌هیچگونه موضع‌گیری درباره آن ندارد زیرا اطلاعات روشن و رسمی از ماجرا در دست ندارد. مسکو درخواست کرده است تا دولت آمریکا بطور رسمی اسناد و مدارک خود را در اختیار آنها بگذارد تا مطمئن شود.
آمریکایی‌ها با شرکاء اروپایی خود در اتحادیه اروپا، انگلیس، فرانسه و آلمان مشکلی ندارند،‌ اگرچه افکار عمومی در اروپا در این روزها علیه دولت‌های خود اعتراض دارند و بخش اصلی از بحران مالی در اروپا را ناشی از اتصال اقتصادی (بانک‌های اروپایی) و سیاسی (فرمانبری) از آمریکا می‌دانند. اما این دولت‌ها در اروپا با آمریکا در مسیر تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران همچنان همکاری خواهند کرد. در این مجموعه بسیاری از محافل سیاسی رفتار دولت چین را تا امروز، تلاش برای فاصله گرفتن از حرکت جدید آمریکایی‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران ارزیابی می‌کنند. اگرچه معتقدند دولت چین در این زمان نمی‌خواهد خود را در تقابل با دولت آمریکا نشان دهد.
دولت آمریکا با همکاری شرکای اروپایی خود در سه محور حرکت سیاسی ـ تبلیغاتی را علیه جمهوری اسلامی ایران با طرح سناریو جدید ترور پیش می‌برد.
1ـ استمرار جنگ روانی با زنده نگهداشتن فضای رسانه‌ای علیه ایران.
2ـ ارائه پیشنهادهای جدید در گسترش برنامه‌های تحریم اقتصادی و مالی علیه جمهوری اسلامی بویژه طرح تحریم بانک مرکزی ایران.
عناوین بخش‌های مورد تحریم را بصورت متناوب و با اشکال گوناگون هرچند روز یکبار خبرسازی می‌کنند، فی‌المثل در مورد تحریم سوخت هواپیماهای مسافری و یا ا نتشار اسامی خاص مسئولین و یا مراکز تجاری و بانک‌هایی که در کشورهای مختلف با ایران روابط و همکاری دارند.
3ـ خبرسازی درباره پرسش‌های کمیته حقوق بشر سازمان ملل از ایران و یا درج خبرهایی از گزارش آینده مدیرکل آژانس انرژی اتمی که چند روز قبل در روزنامه «فیگارو» انتشار یافت. روزنامه‌ای که سرمایه‌داران صهیونیست آن را مدیریت و اداره می‌کنند. انعکاس اخبار از موضع‌گیریهای شیوخ عرب در شیخ‌نشین‌های خلیج فارس و...
ایجاد موج تبلیغی از این اخبار هدف سرسختانه دولت آمریکا در جبهه‌سازی علیه ایران را نمایش می‌دهد. می‌خواهند به افکار عمومی در داخل ایران و در سطح بین‌الملل چنین القاء کنند که جمهوری اسلامی ایران در انزوای سیاسی ـ اقتصادی قرار گرفته است.
مردم ایران با جبهه‌سازی علیه میهن خود از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی توسط قدرت‌های غربی به رهبری آمریکا آشنایی کامل دارند. دوران جنگ و حمله نظامی صدام حسین به ایران هنوز فراموش نشده است. چند ماهی از جنگ نگذشته بود که رسانه‌های غربی بخصوص دو رسانه صوتی، بی.بی.سی (انگلیس)‌ و صدای آمریکا بصورت مداوم از تشکیل جبهه بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران خبر می‌دادند. این جمله، «انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی ایران به مویی بسته است»، صدها بار از این رادیوها گفته شد و هر روز به شنوندگان وعده می‌دادند که فردای آن روز، جمهوری اسلامی ایران سقوط خواهد کرد. در آن سالها که زمانی از جنگ نگذشته بود در داخل کشور منافقین،‌ طرح اجرای جنگ داخلی را با ترور و ارعاب دنبال می‌کردند و در خارج دولت‌های آمریکا و اروپا متحدان اصلی رژیم بعثی عراق شده بودند.
در همین زمان برای جبهه‌سازی متحد علیه ایران بود که «شاه فهد» سلطان عربستان بطور علنی گفت، هزینه مالی این جنگ از ما،‌ تأمین تسلیحات و حمایت سیاسی ـ تبلیغی از غرب (آمریکا) و جنگیدن با صدام حسین است. در مسیر عملکرد همین جبهه جنگ،‌کار به آنجا رسید که برخی از مطبوعات و محافل سیاسی در غرب نوشتند و گفتند که ایران با عراق تنها نمی‌جنگند. این جنگ با جبهه‌ای است که عربستان، ‌مصر و برخی دیگر از دولت‌های عربی منطقه با همراهی آمریکا، انگلیس،‌ فرانسه و آلمان در آن حضور دارند. بعدها و پس از پایان جنگ پرونده ننگین ارسال صدها تن سلاح شیمیایی و میکروبی توسط دولت‌های آلمان و فرانسه به عراق و برای صدام حسین فاش شد و هنوز آن پرونده باز است و مدعیان حقوق بشر در غرب تاکنون تقاضای تشکیل محکمه‌ای برای آن و بررسی خسارت‌های فجیع انسانی ناشی از بکارگیری سلاحهای شیمیایی توسط صدام حسین با تأمین و در اختیار قراردادن این سلاحهای مرگ‌بار توسط دولت‌های آلمان و فرانسه انجام نداده‌اند. آن جبهه متحد که در اوج خود تهاجم نظامی و جنگ فراگیر علیه جمهوری اسلامی ایران را دربر داشت، با مقاومت ملی و دینی و عنایت الهی شکست خورد. گویا دولت آمریکا تاریخ ننگین همین چند دهه گذشته خود در گشودن چنین جبهه‌هایی را مرور نمی‌کند و عبرت نمی‌گیرد.
نمونه دیگر از جبهه‌سازی آمریکا در خاورمیانه، طرح کمپ دیوید و به قول اغلب مطبوعات غربی، جبهه کمپ دیوید بود. مصر سادات و سپس حسنی مبارک همراه با رژیم صهیونیستی و خط سازش در برخی از تشکل‌های فلسطینی و دولت‌های عربی با طراحی و حمایت آمریکا این جبهه را سامان دادند. عاقبت جبهه کمپ‌دیوید با فروپاشی دولت حسنی مبارک دوست و همکار دیرینه آمریکا در مصر دیدنی است که با طوفان قیام‌های مردم مسلمان در کشورهای عربی ـ بهار عربی ـ درهم پیچیده شد و به قول «نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در سخنرانی‌اش در مجمع عمومی سازمان ملل تبدیل به «زمستان اسرائیل» شده است.
اکنون دولت «اوباما» که خود را رئیس جمهور آزاداندیش می‌خواند که هرگز سیاست‌های جنگ‌طلبانه رئیس جمهور قبلی «جرج بوش» را دنبال نخواهد کرد، طرح جبهه‌سازی یکپارچه بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی ایران را پیش آورده است. آن هم در زمانی که آمریکا و اروپا در بحران شدید مالی و اقتصادی به سر می‌برند. مردم کشورهای غربی از سلطه نظام سرمایه‌داری متصل به نژادپرستی صهیونیست‌ها خسته شده‌اند و نفرت دارند. دولت‌ها در اغلب کشورها دنباله‌روی از دیکته سیاسی ـ اقتصادی آمریکا را به ضرر و زیان خود می‌دانند.
سیاستمداران با تجربه،‌تاریخ عملکرد دولت آمریکا را دیده‌اند،‌که بیش از نیم قرن همین دولت همه تلاش خود را به کار گرفت تا جبهه‌ای واحد در آمریکای لاتین علیه «کوبا» و رهبری کاسترو بسازد. پنجاه سال برای ترور کاسترو طرحهای گوناگون را عملی کرد و شکست خورد. برای آگاهان سیاسی و بخش وسیعی از مردم جهان، اینکه آمریکا به مبارزه با «تروریسم» برخاسته باشد، امری مضحک است. کشوری که زنده به اجرای طرحهای ترور و بسط تروریسم از طریق جبهه‌سازیهای گوناگون نظامی ـ امنیتی است؛ کشوری که در کارنامه سیاسی خود اجرای طرح کودتا در ایران و ساقط کردن دولت ملی دکتر مصدق و در شیلی سرنگونی نظامی و کودتا قتل آلنده را دارد.
سازمان مخوف «سیا» و کارنامه تروریستی آن بخش عمده از تاریخ سیاسی این دولت است. حال شعار جبهه یکپارچه برآمده از سناریو موهوم تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران را سر می‌دهد. ما وظیفه داریم:
1ـ در محافل سیاسی و دانشگاهی خود این شعار جدید دولت اوباما (جبهه‌سازی) را بصورت دقیق بررسی و به قول معروف تحلیل محتوا کنیم. 2ـ راهکارهای مقابله با آن را بررسی و ارائه نمائیم. 3ـ دیپلماسی فعال ازسوی وزارت خارجه و همه نهادهایی که مسئولیت روابط خارجی را بعهده دارند، ارائه دهیم. 4ـ تصحیح برخی از عملکردها و رفتارهایی که به روابط دوجانبه یا چندجانبه ما در منطقه و با دیگر کشورهای اسلامی، همچنین در سطح بین‌المللی لطمه زده است،‌ ضروری و لازم است.
5 ـ ارتقاء «وحدت ملی» با آگاه‌سازی مردم و مشارکت ملی نیاز مبرم و امروز ما است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات