تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۲۲۹۸۰۵
نگاهی به انفعال وزارت خارجه در برابر اتهامات اخیر آمریکا

دستگاه سیاست خارجی چرا از دیپلماسی عمومی غفلت می‌کند؟


جعفر تکبیری
ماجرای سناریوپردازی و ادعای اخیر امریکا مبنی بر تلاش ایران برای بمبگذاری در سفارت عربستان و رژیم صهیونیستی در حالی مطرح می‌شود که پیش از این سناریوی ایران هراسی بارها توسط ایالات متحده به اجرا در آمده است؛ سناریویی که در آن کوشیده می‌شود با مخدوش کردن چهره ایران در منطقه، از نفوذ معنوی ایران در میان ملت‌ها کاسته شود.

نگاهی به وضعیت منطقه حساس خاورمیانه به عنوان نقطه‌ای که شاهرگ انرژی جهان محسوب می‌شود، نشان می‌دهد که به دلیل همین قابلیت‌ها، نقطه‌ای حساس برای کشورهای استعمارگر به ویژه ایالات متحده به شمار می‌رود، از این رو ایالات متحده نیاز شدیدی به یک قدرت درون منطقه‌ای برای توسعه نفوذ خود در خاورمیانه دارد، بنابراین تا پیش از انقلاب اسلامی، حکومت پهلوی با توجه به روابط نزدیکش با ایالات متحده، نقش نایب امریکا یا همان ژاندارمی ‌منطقه را به عهده گرفته بود و با حمایت‌های ایالات متحده به عنوان قدرت نظامی ‌درجه اول خاورمیانه نقش بازی می‌کرد تا امنیت تأمین انرژی امریکا تضمین شده باشد، همین قدرت نظامی‌ باعث شده بود که دیگر کشورهای منطقه هم با توجه به حضور رژیم‌صهیونیستی در این نقطه حساس و تنش‌هایی که آن دوره با این رژیم اشغالگر قدس داشتند، با نزدیک شدن به ایران، به خاطر روابط نزدیک رژیم شاه، با سران رژیم‌صهیونیستی، عملاً ضمانتی امنیتی برای خود ایجاد کنند، اما واقعیت امر این بود که حکومت آن روزهای ایران، به هیچ وجه نفوذی در میان ملت‌های مسلمان منطقه نداشت.
تغییر روند برای ایران
این روند با وقوع انقلاب اسلامی‌ در ایران، شکلی برعکس به خود گرفت و کشوری که روزی روابط نزدیکی با رژیم‌صهیونیستی داشت، به دشمن درجه اول این رژیم تبدیل شد و حتی تمامی روابط خود را با ایالات متحده به حالت تعلیق درآورد، همین موضوع باعث شد که تمامی برنامه‌های ایالات متحده در منطقه خاورمیانه برهم بریزد و دولتمردان امریکایی به دنیال شیوه‌ای جدید برای دستیابی ‌به منابع نفتی این نقطه حساس باشند، علاوه بر این به دنبال این انقلاب و مواضع ضداستکباری که نظام جمهوری اسلامی ‌اتخاذ کرد، به یکباره محبوبیت ایران در نزد ملت‌های منطقه به شدت رشد کرد و جمهوری اسلامی ‌به عنوان یک آرمانشهر اسلامی‌که مستقل از ابرقدرت‌هاست، در میان ملل منطقه معرفی شد. این ضریب نفوذ در طول عمر ۳۳ ساله انقلاب اسلامی ‌به حدی زیاد شد که نقطه الهام بخش حرکت‌های اسلامی ‌اخیر در منطقه انقلاب اسلامی ‌ایران لقب گرفت.
طرحی برای ایران‌هراسی
تمامی‌این فعل و انفعالات درون ایران در حالی شکل می‌گرفت که یک یک طرح‌های امریکا برای زمین زدن انقلاب ایران بی‌نتیجه باقی می‌ماند. از ترور و کودتا گرفته تا تحمیل جنگی سنگین طی هشت سال و پس از آن تحریم‌های گوناگون، هیچ کدام نه تنها نتوانست نظام جمهوری اسلامی‌ را زمینگیر کند، بلکه خود سکویی برای توسعه هرچه بیشتر ایرانیان شد. حالا امریکا در مقابل خود در منطقه حساس خاورمیانه ایران هراسی از موضوع هسته‌ای شروع شد و در حالی که جمهوری اسلامی‌در طول این پرونده تمامی‌ همکاری خود را با نهادهای ناظر برای اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای خود به کار بست، اما گاه و بی‌گاه اتهاماتی در خصوص تولید سلاح هسته‌ای به ایران زده شد کشوری را می‌دید که نه تنها رقیبی ‌جدی برایش محسوب می‌شد بلکه با الهام‌بخشی و نفوذ معنوی خود در میان ملت‌های منطقه، زمینه برهم خوردن استعمارشان را نیز فراهم می‌کرد، بنابراین امریکایی‌ها زمانی که متوجه شدند نمی‌توانند در مقابل این روند رو به رشد ایران بایستند، تصمیم گرفتند پروژه ایران هراسی را برای کاهش نفوذ ایران در منطقه به مرحله اجرا در بیاورند.
این ایران هراسی از موضوع هسته‌ای شروع شد و در حالی که جمهوری اسلامی‌در طول این پرونده تمامی‌ همکاری خود را با نهادهای ناظر برای اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای خود به کار بست، اما گاه و بی‌گاه اتهاماتی در خصوص تولید سلاح هسته‌ای به ایران زده شد. در کنار این، غربی‌ها به ویژه امریکا کوشیدند تا پیشرفت‌های نظامی‌ایران را دستمایه‌ای برای پروژه ایران هراسی خود قرار دهند و از این راه اقتصاد ورشکسته خود که وابستگی شدیدی به فروش سلاح داشت را از طریق قالب کردن سلاح‌های خود به کشورهای همسایه ایران نجات دهند و در آخرین مورد هم ادعای دروغ امریکاییان در خصوص تلاش ایران برای انجام عملیات تروریستی علیه سفارت عربستان و رژیم صهیونیستی که طی آن امریکا می‌کوشد تا ایران را بیش از پیش در نزد افکار عمومی ‌منطقه منزوی کند و از این راه در مقابل گسترش بیداری اسلامی‌بایستد.
ضعفی در دستگاه دیپلماسی
این در حالی است که به رغم تمام ‌نفوذی که جمهوری اسلامی ‌ایران در میان مردم منطقه دارد که آن را مدیون ماهیت ضد استکباری و اسلامی‌انقلاب است، دستگاه دیپلماسی ما در قبال این اتهامات گاه و بی‌گاه سردمداران امریکایی رفتاری کژدار و مریز پیش گرفته است، به گونه‌ای که امریکایی‌ها بارها به خود اجازه می‌دهند، این رفتار خود را تکرار کنند و اقدامات دستگاه دیپلماسی کشور نتوانسته در مقابل این پروژه ایران‌هراسی بیاستد. واقعیت این است که در دنیای امروز که امریکایی‌ها مدعی جهانی‌سازی در آن هستند، ایالات متحده هنوز منافع زیادی در داخل ایران دارد که اقتصادش به این منافع وابسته است اما این منافع هیچ‌گاه مورد توجه مقامات کشورمان قرار نگرفته است.
برای نمونه ایالات متحده هم اکنون یکی از خریداران نفت ایران است و به رغم تمامی‌دشمنی‌های که امریکا علیه کشورمان انجام داده، هنوز به صورت مستقیم و غیرمستقیم از نفت ایران بهره می‌برد. تنها برای نمونه کافی است که دولت اعلام کند، در پاسخ به تحریم‌ها و رفتار خصمانه ایالات متحده در قبال ایران، حاضر به فروش نفتش به امریکا به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نیست، همین حرف کافی است تا اقتصاد بیمار امریکایی‌ها که این روزها مورد هجوم معترضان وال استریت قرار گرفته، از هم بپاشد یا در موارد دیگر، آیا واقعاً دولت نمی‌تواند مانع از خرید و فروش محصولات مصرفی امریکایی در داخل کشور شود و این کالاها را تحریم کند؟ موضوعی که سودی دو جانبه را نصیب کشور می‌کند. از یک سو، کمک به اقتصاد کشورمان است و از سوی دیگر ضربه زدن به منافع دشمن.
اما اگر دولت و دستگاه دیپلماسی نمی‌خواهد یا نمی‌تواند هیچ یک از این کارها را انجام دهد، حداقل مانع از ورود بدون ویزای امریکایی‌ها به خاک کشورمان شود؛ طرحی که در آن دستگاه دیپلماسی این اجازه را به اتباع امریکایی داده تا بدون دریافت ویزا تعطیلات خود را در جزیره کیش بگذرانند.
در مجموع باید گفت، این کوتاهی‌های دولت و دستگاه دیپلماسی در پاسخ دادن به عملکرد خبیثانه دولتمردان امریکایی در قبال کشورمان، این فرصت را برای آنان به وجود آورده که ایالات متحده بر حجم دشمنی‌های خود علیه کشورمان بیفزاید و هر روز بازی جدیدی را به مرحله اجرا دربیاورد. باید منتظر ماند و دید که پس از پروژه ایران‌هراسی، آنها به دنبال چه طرحی برای تخریب چهره کشورمان می‌روند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات