رضا سراج
لایه چهارم، لایهای است که جنگ نرم به دنبال براندازی است. هدف این لایه از سه رهیافت پیگیری میشود:
- رهیافت جین شارپی: جین شارپ، جهت براندازی کشور هدف، کتاب و شیوه کار ارایه کرده که از حدود 110 شیوه، حدود 70 الی 80 شیوه آن در جریان اعتراضهای پس از انتخابات در کشور ما، پیاده شده است.
در این رهیافت از بستر انتخابات استفاده شده، عدهای در اعتراض به حاکمیّت سازماندهی شدهاند و سعی میگردد این پتانسیل سازماندهی شده را به کف خیابان بکشند و بهعنوان اقدام غیر خشونت آمیز، نظام را ناکارآمد جلوه داده، ساقط نمایند. انقلابهای رنگین در آسیای میانه از این رهیافت استفاده کردهاند. در قضایای انتخابات سال 88 نیز این رهیافت از لایه چهارم، اجرا شد.
- رهیافت هانتینگتونی: هانتینگتون کتابی به نام «موج سوم دموکراسی» نوشته که در آن نحوه براندازی با استفاده از سه فرآیند جنگ نرم را آموزش داده است.
این کتاب را اولین بار آقای «ابراهیم یزدی» در سال 77 یا 78 از آمریکا، وارد ایران کرد. کتاب را ترجمه و آن را به صورت چراغ خاموش در لایههای تشکیلاتی خودشان توصیف کردند. سال 79 که ملی مذهبیها دستگیر شدند، این کتاب لو رفت. نکته قابل ذکر این است که تئوریسینهای زمان آقای خاتمی، به رهیافتهای هانتینگتونی توجه داشته و جهت براندازی نظام، آنها را مدنظر قرار میدادند. بعد از سال 79، جریان اصلاحات به سه دسته تقسیم شدند:
دسته اول، معتقد به آرامش فعال بودند که «سازمان مجاهدین انقلاب» و «جبهه مشارکت» هسته مرکزی آنها را تشکیل میدادند. دسته دوم معتقد به خروج از حاکمیّت بودند که نماینده آنها «عباس عبدی» بود و دسته سوم، معتقد به نافرمانی مدنی بودند که آنها را «اکبر گنجی» و «علوی تبار» با همکاری نیروهای ملی مذهبی، رهبری میکردند.
پیشنهاد هانتینگتون برای تغییر شکل، پنج مرحله دارد که اصلاح طلبان در کشور آن را اجرایی کردند:
- ظهور اصلاحطلبان: بدین ترتیب که اصلاح طلبان بر روی شکاف سنت و مدرنیزم، اسلام و لیبرالیزم سوار و وارد انتخابات شده و دولت را بگیرند. فضای جامعه را لیبرالی کنند و طی مسیر لیبرالی کردن فضا، شکست بخورند (طبق پیشبینی هانتینگتون با شکست مواجه میشوند) که مرحله سوم نظریّه هانتینگتون، شکست اقدامهای لیبرالی است. بعد از این مرحله، مشروعیّت قهقرایی اتفاق بیفتد. در کشور ما دقیقاً زمانی که با روزنامههای زنجیرهای برخورد شد، مرحله سوم اصلاحات بود و سپس به سمت مشروعیّت قهقرایی رفتند. پروژه کوی دانشگاه، قتلهای زنجیرهای، نوارسازان و... اجزای پیش برنده این مرحله بودند.
مرحله پنجم، رفراندوم است؛ لوایح دوقلوی آقای «خاتمی»، زمینه سازی برای رفراندوم بود که اجل سیاسی اصلاح طلبان را یاری نکرد. در بحث جابهجایی قدرت، هانتینگتون میگوید:
«مخالفین باید وزنشان با حاکمیّت مساوی شود.» به این منظور باید اصلاح طلبان از حاکمیّت خارج میشدند و ائتلاف میکردند تا وزن بیرون حاکمیّت با حاکمیّت یکی شود. در این شرایط حاکمیّت در بنبست قرار گرفته و مذاکره میکند و بدین ترتیب جابهجایی قدرت صورت میگیرد. طی فرآیند سوم فروپاشی است که باید یک حادثه ناگهانی صورت بگیرد و یک گردباد هیجانی تشکیل شود و این گردباد به سمت براندازی و فروپاشی هدایت گردد. بهعنوان مثال در شوروی، کودتای ارتش سرخ و بعد خروج «یلتسین» دو عامل مهم بودند. در کشور ما هم دو حادثه ناگهانی را پیش بینی کرده بودند که به خواست خدا لو رفت.
1- کشته شدن «اکبر گنجی» در زندان اوین که شب حادثه لو رفت.
2- ترور آقای «سید محمد خاتمی» که این هم لو رفت.
اگر یکی از این اتفاقها روی میداد، میتوانست فرآیند سوم را عملیاتی کند. بدین ترتیب مشخص میگردد که جنگ نرم میتواند منجر به براندازی شود. بهوسیله رهیافت جین شارپی با انقلاب رنگین و مخملی و از راه رهیافت هانتینگتونی با جابهجایی قدرت، تغییر شکل و فروپاشی. نتیجه حاصل از همه لایهها و رهیافتها این است که کشور هدف را مهار و وادار به تغییر رفتار و تغییر ساختار میکند.
- رهیافت اندلسی: اندلس یکی از سرزمینهایی است که در طول تقریباً هفت قرن (از قرن هشتم میلادی تا قرن پانزدهم میلادی) شاهکارهای علمی، فرهنگی و هنری فراوانی پدید آورده و یکی از بزرگترین پایگاههای ترویج و تبلیغ اسلام بود و اندیشمندان بزرگی را تحویل جامعه اسلامی داده بود. این سرزمین در اثر جنگ نرم و تغییر ذهنیّت مردم و ایجاد شبهه در باورها و ارزشهای آنان، به طور کامل به تسخیر غرب در آمد و همه سوابق درخشان تمدنی و فرهنگی آن به تاریخ پیوست. همانگونه که بسیاری از تحلیلگران تاریخ اندلس اعتراف کردهاند، یکی از مهمترین عوامل انحطاط آن تمدن بزرگ، تغییر باورها و ارزشهای اسلامی در میان حاکمان و مردم آن سرزمین بود. مسیحیان اروپا توانستند با یک برنامهریزی حساب شده و از راه تهاجم فرهنگی، جامعه اسلامی اندلس را دچار فروپاشی درونی نمایند.
جنگ نرم به کمک رهیافت اندلسی تلاش میکند با عادی سازی مفاهیم غیردینی و ترویج اباحهگری و حتی در مواردی ضددینی، زمینه لازم برای بهرهبرداریهای بلند مدت را فراهم سازد. در جریان فتنه 88 و قبل از آن تلاش در به صحنه آوردن زنان از راه طرحهایی مثل کمپین یک میلیون امضا، اعطای جوایز متعدد مانند صلح نوبل به زنان ایرانی ضد انقلاب، تشکیل گروه دختران فیروزهای و.... از مصداقهای آن است؛ تا جایی که «شیرین عبادی»، فمینیست فراری که همواره بهعنوان عامل غرب در زمینه حقوق زنان بر ضد نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیّت میکند در جمع کارمندان وزارت خارجه انگلیس به سخنرانى در خصوص دموکراسى و نقش زنان و جنبش فمینیستى در ایران پرداخت و گفت: «این بار، دموکراسى به دست زنان به ایران مىآید. بریتانیا و دیگر کشورهاى دموکراتیک باید به کشورهاى خاورمیانه که حقوق زنان را به رسمیّت نمىشناسند، سفیر زن بفرستند».
استفاده تمام عیار از همه ظرفیتهای تصویری از کارتون تا فیلم سینمایی، با پوشش تمام گروههای سنی از کودک تا بزرگسال، که با ایجاد کانالهای متعدد سرگرمی و موسیقی دنبال میشود، در دستور کار آنان قرار دارد. مانند راهاندازی تعداد قابل توجه شبکه ماهوارهای فارسی زبان مانند: «فارسی وان» و «من و تو».
چرا جنگ نرم به یک کشور تحمیل میشود؟
علل تحمیل جنگ نرم به یک کشور را در دو دلیل میتوان، خلاصه کرد:
1- زمانی که جنگ سخت برای مهار، تغییر رفتار و تغییر ساختار یک کشور موفقیت آمیز نباشد. (دشمن جمهوری اسلامی با جنگ سخت به این سه هدف نرسید. ) اتفاقاً امام خمینی(ره) هم برای اینکه نشان دهد پذیرش قطعنامه هیچ چیز را تغییر نداده، اصول انقلاب ثابت مانده و تغییر نخواهد کرد، بعد از پذیرش قطعنامه حرفهایی میزند که قبل آن نفرموده بود و این عبارات که در جلد 20 صحیفه امام موجود است، نشان میدهد ما با پذیرش قطعنامه، مهار نشدهایم. بهعنوان مثال امام(ره) در جایی میفرمایند: «ما به دنبال امپراطوری اسلامی هستیم.» این نشان میدهد که جنگ سخت بی اثر بوده است؛ بنابراین دشمن، جنگ نرم را شروع کرد و متأسفانه در زمان دولت آقای «هاشمی» به دلیل تساهل و تسامح ایشان و همکارانشان دشمن توانست لایه سوم جنگ نرم (جنگ فرهنگی و اعتقادی) را پیاده سازی کند.
«فرخ داداش پور» - از عناصر ضدانقلاب وابسته به رژیم منحوس پهلوی و عنصر فراماسونر- در سال 70-69 میگوید: «اگر مبارزه با نظام را 100 کیلومتر فرض کنیم، از صفر تا 95 آن تنها باید فعالیّت فرهنگی، سیاسی و تبلیغاتی باشد و ما فعلاً در این مرحلهایم». ادامه دارد...