* به نظر شما شورای شهر دوم در عمل موفقیتی به دست آورد؟
** به نظر این حقیر، یکی از رموز موفقیت شورای دوم این بود که قبل از شروع انتخابات به فکر برنامه برای شهر بودند و دوستان گفتند ما چه انتخاب شویم و چه نشویم بالاخره تعدادی از ما انتخاب خواهند شد، پس بیایید برای آینده شهر با مشارکت جدی مردم برنامه داشته باشیم. به همین طریق با همکاری اساتید دانشگاه و افراد باتجربه و بعضی از افرادی که در شورا بودند و قبلا در کارهای اجرایی سوابق خوبی داشتند، برنامههای کلان و آینده خود را تدوین کردیم.
* فهرستی که شورای شهر دوم برنده شد اگر اشتباه نکنم فهرست ائتلاف آبادگران ایران اسلامی بود. این ائتلاف جریان جدیدی در اصولگرایی بود.
** این حرکت منسجم نه تنها در جامعه اصولگرایی در تهران بلکه در کل کشور اثرگذار بود.
* میخواهم بدانم فینفسه نقش شورای دوم چه بود و چقدر به انتخابشدن احمدینژاد در ریاستجمهوری کمک کرد؟
** یکی دیگر از مهمترین کارهای ما این بود که تفکرات مردم را نسبت به مدیریت شهری و عنوان خدمتگزاری عوض کنیم، یعنی تفکری که مردم نسبت به مدیریت شهری داشتند تفکر خوبی نبود. مردم از قدیم به شهرداری و شهربانی دید خوبی نداشتند. اما ما در برههای بسیار کوتاه با شعار صداقت در گفتار و سلامت در عمل که برگرفته از احادیث حضرات معصومان(ع) بود به حول و قوه الهی توانستیم آن تفکر بدبینانه را در حد معقولی عوض کنیم.
* یعنی با این تفکر احمدینژاد را به عنوان شهردار انتخاب کردید؟
** بله.
* چه کسی معرفی کرد؟
** احمدینژاد را معرفی نکردند بلکه زمان قبل و بعد از انتخابات ایشان با ما حضور داشتند چراکه گروههای اصولگرا برای هماهنگی بیشتر یک نفر را برای پیگیری مسایل انتخابات برگزیده بودند که آن فرد خود آقای احمدینژاد بود.
* سمتاش چه بود؟
** هماهنگی بین گروههای اصولگرا بود. ایشان برای وحدت بیشتر اصولگرایان و همچنین برای مراحل انتخابات شورای دوم به همراه یکسری از دوستان دیگر بسیار زحمت کشیدند. اعضا هم به این نتیجه رسیدند که اگر بخواهند این تفکرات را پیش ببرند باید با یک نفر آغاز کنند که آن تفکرات قبلی را نداشته باشد.
* چه کسانی مخالف بودند؟
** بهتر است اسم نبریم چون بالاخره با فرهنگ شورایی تصمیمات هرچه باشد قابل احترام است.
* خب شاید اشکال به مدیریت او بوده است؟
** خیر. بالاخره در کار شورایی تفاوت سلایق وجود دارد.
* پس با چه چیزی مخالف بودند؟
** دوست داشتند کس دیگری باشد.
* چه کسی؟
** گزینههای ما ابتدا 60نفر بودند که به 10 و سپس به چهار نفر رسیدند که از بین آنان آقایان دانشجعفری، نوریان، سعیدیکیا و احمدینژاد بودند که به دور نهایی رسیدند و از برنامههای خود بهطور مبسوط دفاع کردند و بالاخره آقای احمدینژاد در جلسه غیرعلنی ابتدا با هشت رای و در صحن تقریبا با 11 یا 12رای انتخاب شدند.
* برنامه قابل دفاعی هم داشت؟
** بله. با توجه به تفکراتی که ما داشتیم قابل دفاع بود. اما احمدینژاد هم الحق والانصاف در آن دو سال و نیم با برنامههای مصوب شورا و همکاری اعضا واقعا کار کرد و کارهای فرهنگی و اجتماعی گستردهای را در سطح جامعه انجام داد.
* چه کسانی از همراهان فعلی در آن دوره کنار احمدینژاد بودند. چون شنیدهایم که مشایی هم از همراهان ایشان بودهاند.
** عدهای بودند، اما چیزی که اثرگذار بود، حرکتهای اساسی و برنامهای و نظارتی اعضای شورا در آن دوره بود.
* سوال من این است همراهان احمدینژاد از آن دوره کنار ایشان بودهاند...
** اجازه بدهید. شما روی ریاستجمهوری تمرکز دارید.
* نه، من اصلا به ریاستجمهوری کاری ندارم.
** حرکتهای مردمی شورا بهگونهای بود که این اتفاق در مجلس هفتم هم تکرار شد که قاطبه صندلیهای سبز مجلس به دست اصولگرایان افتاد. به نظر من آن حرکت برنامهای و مردمی شورا هنوز هم ادامه دارد و سیاستهای ما تغییر آنچنانی پیدا نکرده است و همان شیب ملایمی را که اول کار برای برخورد با مسایل و مشکلات تعیین کرده بودیم هنوز ادامه دارد. اگر موفقیتی در مدیریت شهری وجود دارد به دلیل هماهنگی اعضای شورا و به دور از هرگونه مسایل سیاسی و جناحی بوده است.
* در حقیقت شورا یک عامل موفقیتی برای احمدینژاد بود که بتواند به ریاستجمهوری برسد.
** بله، این پرواضح است و این را همه میدانند ولی آیا میتوان گفت که ایشان بدون زحمت و سوار بر یک موج مجازی به موفقیت دست یافتند؟ این بیانصافی است. اگرچه شاید ایرادهای عمدهای هم به آن دوران وجود داشته باشد.
* به هر حال شما او را از بین چهار گزینهای که معروفتر از احمدینژاد بودند انتخاب کردهاید.
** بله، ما به ایشان سمت و فرصتی را دادیم تا خودشان را نشان دهند و ایشان هم خودشان را خوب مطرح کردند و توانستند اعتماد مردم را به مدیریت شهری جلب کنند. خب ایشان در تهران اینگونه عمل کردند. ببینید مردم ما بسیار آگاهند و از حرکت و عملکرد مسوولان میتوانند بین سره و ناسره تفاوت قایل شوند و خدا را شکر مردم با آگاهی منتخب شورای شهر تهران را به ریاستجمهوری انتخاب کردند.
* در مقطعی که او ریاست دولت دهم را به عهده دارد همراهانی دارد که یک جریانی را به عنوان جریان انحرافی شکل دادهاند.
** من در مورد شوراها صحبت میکنم.
* میخواهم به دلیل حضورتان در فعالیتهای سیاسی، در اینباره صحبت کنیم.
** شما میخواهید بحث دولت را پیش بکشید؟
* نه. سوال من این است آیا همراهانی که الان با احمدینژاد هستند و برخی از آنها به جریان انحرافی منتسب شدهاند، آن زمان هم کنارشان بودهاند یا نه؟
** خیر. اتفاقا من همین را میخواهم بگویم زمانی که آقای احمدینژاد برای ریاستجمهوری حضور پیدا کردند کسانی که دارای برنامه و تفکر بودند اطراف ایشان بودند و غیر از کسانی هستند که الان حضور دارند. فقط دو یا سه نفر آنها کنار ایشان ماندهاند و بقیهشان به دلایل گوناگون که خودشان باید مطرح کنند و دلایل منطقی هم داشتند، نتوانستند ادامه دهند. یکی از مهمترین این دلایل ورود افرادی بود که از اول با تفکرات ایشان مخالف بودند که الان هم عدهای از آنها همراه ایشان هستند و عدهای هم پس از برکناری از پستشان دوباره به طور منسجم در قالب یک جبهه به مخالفت ایشان برخاستهاند.
* چه کسانی بودند؟
** انشاءالله آنان را چند سال دیگر میگویم.
* بیآنکه نام ببرید، نسبتشان با جریانهای فعلی را بگویید.
** بخش مهمی از آنها الان در جبهه پایداری هستند که قبل از انتخابات با آقای احمدینژاد مخالف بودند. در ریاستجمهوری نهم با ایشان مخالف بودند اما چند روز بعد از پیروزی به ایشان چسبیدند به طوری که حتی پست وزارت را هم گرفتند. اینها همانهایی بودند که حتی با ما توهینآمیز صحبت میکردند و میگفتند که «این آقا» صلاحیت ریاستجمهوری را ندارند. میگفتند اصلا شأن ریاستجمهوری در این آقا نیست که بیایند، باید افراد بزرگتری حضور پیدا کنند. در صورتی که ما میگفتیم ایشان در بین مردم رای دارند و مردم به ایشان رای خواهند داد. حتی در ستادی که آقای احمدینژاد داشت و ستاد فکری و ستاد اثرگذار ایشان در انتخابات بود، 90درصد این افراد با او همراه نشدند، اما پس از ریاستجمهوری ایشان از بدنه شهرداری یکسری افراد را به دولت انتقال داد که به نظر من چندان موفق نبودند.
* چه کسانی بودند؟
** اسامیشان هست، اما اینکه آقای احمدینژاد توانست همه برنامههایش را اجرایی کند، پاسخ منفی است.
* شما برای ریاستجمهوری به ایشان برنامه داده بودید؟
** بله، ما بدون برنامه وارد هیچ کاری نمیشویم.
* یعنی مشخصا برنامههای شورای شهر دوم بود؟
** اصلا دیگر بحث شورای شهر نبود. بحث ستادی بود که برای انتخابات ریاستجمهوری آقای احمدینژاد کار میکرد. ربطی به شورای شهر نداشت زیرا در شورا یک عده مخالف ریاستجمهوری ایشان بودند و عدهای موافق.
* گروه مخالف چه کسانی بودند؟
** کسانی که با پست گرفتن موافق ایشان شدند.
* دقیقا چه کسانی؟
** شما بروید ستاد آقای لاریجانی یا از آقای توکلی بپرسید چه کسانی با شما بودند؟ یا از آقای قالیباف بپرسید از شورای شهر قبلی چه کسانی با شما بودند؟ بالاخره افرادی بودند که با ریاستجمهوری ایشان مخالف بودند. حتی بعضی از معاونانشان که الان برای گرفتن پست سر و دست میشکنند. اینها در واقع عاشق پست بودند و برایشان فرقی نمیکرد که آقای احمدینژاد کجا باشد مهم این بود که پستشان را از دست ندهند. عدهای پستشان را از دست دادهاند و جبهه پایداری را تشکیل دادهاند.
* به آنجا هم میرسیم. پس همراهان آقای احمدینژاد خیلی مقطعی همراهی کردند. حالا یا به رفتار آقای احمدینژاد برمیگردد یا به همراهان ایشان. میخواهم بدانم اصل موضوع جریان انحرافی که الان باز شده است، آیا به همان همراهان آقای احمدینژاد در شهرداری برمیگردد؟
** به نظرم نحوه بیان بحثهای انحرافی از طریق بعضی از سودجویان و نفوذیها، خود نوعی انحراف است. چراکه بحث افراد فرقه انحرافی، تنها در بخش دولت نیست بلکه در گروهها و سازمانهای مختلف هم وجود دارند.
* الان مشخصا روی یک جریان خاص اسمگذاری شده است.
** اگر یک نفر است چرا جلویش را نمیگیرند؟ اگر کسی انحراف دارد اول باید او را نصیحت کنند و اگر نشد جلوی انحراف او بایستند.
* به نظر شما چرا برخورد نمیشود؟
** من نماینده مردم هستم و باید سوال کنم. من میگویم آنهایی که بحث انحراف را مطرح میکنند باید شاخصهایش را هم معرفی کنند. اگر بحث انحراف به صورت عام است که در تمام طول تاریخ، انحراف در بین مردم وجود داشته است.
* این شاخصهها الان مشخص است؟
** اگر بحث انحراف به صورت عام است بله، در همیشه تاریخ تا زمانی که شیطان وجود دارد، انحراف هم وجود دارد چراکه براساس آیههای قرآن، شیطان قسم خورده است که انسانهای بیظرفیت را منحرف کند.
* آیا بصیرت لازم از همان زمان شورای شهر دوم وجود نداشت که همراهان احمدینژاد را بتوان شناخت که الان بحثهای جریان انحرافی یک دفعه اینگونه ظهور پیدا نکنند؟
** بعضیها از الفاظ سوءاستفاده میکنند و الا بحث بصیرت، بحثی قرانی است و مقام معظم رهبری سالهاست که در این مورد هشدار میدهند.
* پس چرا آنگونه که لازم بوده به این هشدارها توجه نشد؟
** چرا، توجه شده است، ولی بعضی از گروههای افراطی که خود منحرف هستند دارند از الفاظ سوءاستفاده میکنند و خودشان را مثبت نشان میدهند اما حرکاتشان منفی است، راست میگویند ولی چپ میزنند و به چیزی که میگویند اعتقاد نداشته و به آن عمل نمیکنند.
* تاکید میکنید روی اینکه از کلمه انحراف هم سوءاستفاده میکنند و شاید اگر آنهایی که میگویند جریان انحرافی، همان منحرفان باشند. کمی باز کنید که چه کسانی سوءاستفاده میکنند؟
** بخش کمی از آنها در جبهه پایداری هستند، البته منصفانه بگویم اکثریت ایشان از آدمهای خوب و فاضل هستند. ولی جریان سیاسیشان آغشته به انحراف است. اگر مراقبت نکنند تبدیل به یک فرقه انحرافی دیگر خواهند شد.
* فکر میکنید که این جبهه پایداری که برای انتخابات نهم شکل گرفته یک جریان انحرافی مستقل است؟
** یک جریان انحرافی است که برای برهم زدن وحدت در جامعه اصولگرایی و برای تمامیتخواهی آمده است.
* خب، من میخواهم بدانم که آیا این جریان با آن جریان انحرافی معروف منطبق میشود؟
** نمیدانم، چون الان شاخصی ندارم. من میخواهم بگویم خیلیها از انحراف دم میزنند و باید مراقبت کنیم که اینها خود از منحرفان نشوند.
* این افراد فعال چه کسانی هستند؟
** مثلا چه کسانی؟
* همانهایی که شما اسم نمیبرید.
** به نظر من کسانی که میگویند گروه انحرافی، باید سر و ته و وسطش را هم بگویند. اگر میگویید همراهان رییسجمهور گروه انحرافی است، مگر همراهان ایشان چند نفر هستند؟ غیر از وزرا، استاندارها، معاونان و مشاوران هستند؟ پس شما نمیتوانید به همه توهین کنید. بسیاری از آدمهای شریف جزو وزیران و معاونان و استانداران ایشان هستند.
* بله یک گروه نیستند، چند نفر مشخص هستند.
** خب، من همان را میگویم که اگر چند نفر هستند، چرا ما جامعه را آلوده و همه را منتسب میکنیم.
* خب این تعداد آلوده از نظر اینها در حال جریانسازی هستند.
** اگر جریان است جلویش را بگیرند.
* فکر میکنید چرا با آنها برخورد نمیشود؟
** بحث رقابت است.
* احساس میکنید یک بازی سیاسی است؟
** من اعتقادم این است که بخشی از آن بازی سیاسی است.
* پس اصالتا طرح جریان انحرافی یک بازی سیاسی است؟
** نه یک بخشی از آن.
* یعنی گروههایی که اتهام میزنند از جریان انحرافی هستند؟
** دو گروه افراطی هستند که برآیندشان به یک جا ختم میشود.
* هدفشان چیست؟
** تحلیل آن به عهده سیاستمداران است نه من.
* یعنی فکر میکنید انتخاباتی است یا انتخابات را وسیلهای برای چیزهای دیگر قرار دهند؟
** این هم میتواند باشد.
* خیلیها نگران این هستند که جریان انحرافی به مبانی انقلاب و ارزشهای آن کاری ندارد و ممکن است آن را به مخاطره بیندازد.
** نه اینگونه نیست، خیلیها دوگانه هستند؛ خودشان را یک طور جلوه میدهند در حالی که چیز دیگری هستند.
* مثل (مجاهدین) منافقین؟
** بله. خیلیها زبانشان «آره» میگوید اما رایشان «منفی» است. به نظر من ادامه این مسیر و مشخص نکردن مصداقهای انحراف و اشخاص منحرف و جلوی این حرکتها را نگرفتن آسیبهای زیادی را به کشور وارد میکند و بسیاری را از گردونه خدمتگزاری خارج میکند و دوروریی و نفاق را توسعه میدهد.
* شما طی صحبتهایی که داشتید به جریان افراطی و تندروهای اصولگرا اشاره کردید...
** فرقی نمیکند گروههای افراطی کجا باشند، در دولت یا ارگانهای اجرایی و نهادهای دیگر. گروههای افراطی مانند دو لبه قیچی هستند که برای قطع کردن ارزشهای انقلاب آمدهاند. این گروههای افراطی جز ضرر چیز دیگری نداشته و نخواهند داشت.
* فکر میکنید در این چند سال نظر اطرافیان احمدینژاد نسبت به ایشان عوض شده یا نه، عملکرد و رفتار آقای احمدینژاد تغییر کرده است؟
** به نظر من شناخت اطرافیان عوض شده است.
* من از صحبت شما اینگونه متوجه شدم که آقای احمدینژاد 90 همان احمدینژاد84 است یعنی ورژنی که سال 90 داریم میبینیم و به نظرمان تغییر کرده، همان ورژن سال 84 است که شناختمان از ایشان کامل نبوده؟
** همان ورژن است، صحبتهایش تغییر پیدا نکرده است.
* پس مقصر اطرافیان ایشان بودند نه خودشان. یعنی شما، ایشان را از اتفاقی که افتاده مبرا میدانید؟
** نه، ایشان را مبرا نمیدانم. اما خودش با آن تفکراتش عوض نشده، ولی مجموعهای که در کنار ایشان بودند بعضیهایشان به دلیل ضعفهایی که داشتند، ایشان را به کارهای حاشیهای واداشتند.
* چه کارهایی که شما آنها را حاشیهای میدانید؟
** حالا اینها را باز نمیکنم، یکسری مسایل به وجود آمده است.
* چه مسایلی؟
** همین مسایل جاری که میبینید.
* ولی الان دید اطرافیان و کسانی که تا حدودی به ایشان معتقد بودند، عوض شده...
** آنها رفتارشان عوض شده است.
* یعنی توقع بیشتری از ایشان داشتند؟
** نه. اصلا نتوانستند کارهایی را که باید انجام دهند عملیاتی کنند و ایرادهایی خودشان را به گردن جامعه انداختند. این افراد الان نباید طلبکار باشند بلکه باید پاسخگو باشند که نیستند.
* کمی هم بحث انتخابات را مطرح کنم. الان یک جریان سنتی اصولگرا وارد شده که همان جامعتین هستند. جبهه پایداری هم که ظاهرا قرار هست فهرست جداگانه بدهد و جبهه ایستادگی که شما هم در حال فعالیت در آن هستید، تا چه میزان و کجا میخواهد با جریان 8+7 پیش برود؟
** هیچ کس و هیچ جبهه و گروهی براساس قانون و اخلاق و دین حق ندارد بگوید که کشور باید تک حزبی اداره شود. هرکسی که دل به نظام مقدس جمهوری اسلامی بسته و در خط ولایت است، میتواند در انتخابات آزادانه شرکت کند.
* اصلا شما موافق شکلگیری گروه8+7 بودید؟
** من شخصا نه. به دلیل اینکه اعتقاد داشتم، جامعتین، جامعه روحانیت و جامعه مدرسین حرکتی ارزنده و خوبی را قبلا انجام دادند و منشوری را با عنوان «منشور اصولگرایی» نوشتند. ما اعتقاد داشتیم آن منشور میتواند در بین گروههای اصولگرا فصلالخطاب باشد، نه فقط برای انتخابات مجلس بلکه برای اداره امور کشور.
* اما الان خیلی از جریانات مدعی اصولگرایی هستند.
** عیبی ندارد. به نظرم هنر کسانی که از وحدت حرف میزنند، باید همین باشد و این مدعیان را باید دور هم جمع کنند. من اعتقاد دارم گروههایی که میخواهند متحد شوند ابتدا باید همگی جمع شوند و حرفشان یکی شود.
* الان فکر میکنید این اتفاق در 8+7 افتاده؟
** در بخش هفت نفر نه، اما در بخش هشت نفر چرا. اعتقادم این است که جامعتین به دلیل اینکه سهمخواهی نمیکنند، میتوانند به تنهایی مسیر انتخابات را مدیریت کنند.
* یعنی معتقدید باید بیشتر همان فعالیت پدرانه را داشته باشند تا بخواهند وارد بحثهای انتخاباتی شوند؟
** نه. اتفاقا به نظر من باید در انتخابات هم حضور پیدا کنند.
* جبهه ایستادگی را تشکیل دادید تا به چه کسی کمک کنید؟
** به جامعتین.
* آیا صحبتی و رایزنی داشتید؟
** بله.
* با چه کسانی صحبت کردید؟ چون کسی که الان دارد ساز مخالف میزند جبهه پایداری است.
** من از همان اول گفتم که جبهه پایداری برای بر هم زدن وحدت بین اصولگرایان و تمامیتخواهی است.
* شما با آنها جلسهای داشتهاید.
** نیازی نداشتیم. البته اینها نظرات شخصی من است.
* اما شما الان عضو جبهه هستید.
** در جبهه با خیلی چیزها مخالف هستم اما تمکین میکنم.
* میخواهید چه کمکی به کمیته هفت نفره داشته باشید؟
** میتوانیم افراد خوب را به این بزرگواران معرفی کنیم.
* تلاشی کردید تا با جبهه پایداری وارد رایزنی شوید؟
** نه. با آنها حاضر نیستم. مگر اینکه ماهیتشان را عوض کنند.
* با ایشان صحبتی هم داشتهاید؟
** نه، نداشتهام.
* شخص آیتالله مهدویکنی معمولا هر جا که احساس خطر میکند وارد صحنه میشود.
** به دلیل اینکه میخواستند خودشان را فدای انقلاب کنند.
* بحث این است هر زمانی که احساس خطر کنند وارد صحنه میشوند، مثل انتخابات76 و... .
** وظیفه علما همین است و به وظیفهشان عمل میکنند.
* معتقدند روحانیت باید برای جامعه بیشتر پدری کند.
** اتفاقا ایشان همین کار را میکنند و برای وحدت بین اصولگرایان و موفقیت جامعه آمدهاند.
* این احساس خطر از کجا ناشی شده است که...
** ایشان برای وحدت محور خوبی هستند و دلیل حضور ایشان بیشتر اختلافات بین اصولگرایان بوده است. اختلافاتی که میبینید، برای آینده اصولگرایی برآیند خوبی ندارد. علما بهخصوص آقای مهدوی احساس خطر کردند.
* اگر شکل نگیرد چه اتفاقی میافتد؟
** مانند آن است که اگر شما سلامتیتان را حفظ نکنید مریض میشوید. جریان انحرافی را حاصل نتیجه عملکرد افراد افراطی میدانم که در حال حاضر بعضی از کارها در دست آنهاست.
* میخواهم بدانم یک سر این دورویی کجاست؟ یعنی اگر خود را موافق آقای احمدینژاد یا نظام جلوه میدهند در ظاهر با جایی دیگر یا افراد دیگری در ارتباطند؟
** دلیلی نمیشود که خیلیهایشان به صورت ارگانی اینگونه باشند، شاید بهطور شخصی اینگونه باشند. دلیلی هم ندارد که حتما اینها را وابسته بدانیم. خیلیهایشان را میتوان با نصیحت درست کرد ولی باید مراقب آنهایی بود که از پشت صحنه چه از خارج و چه داخل روی این آتش اختلافات بنزین میریزند. باید آنها را از گزند دشمنان خارجی و داخلی دور کرد و نقش علمای ربانی مانند آقای مهدویکنی در این زمانه بسیار مهم است.
* این نفاق برنامهریزی شده است؟
** به نظر من از طریق دشمنان داخلی و خارجی برنامهریزی شده است، اما خیلی از آنها را خودمان ایجاد میکنیم که نیاز به برنامهریزی آنها ندارد مانند سوءاستفاده از منابع مالی بانکها که جدیدا مطرح شده است.
* پس این یک جریان است که هم عوامل داخلی به آن کمک میکند و هم یکسری عوامل خارجی.
** بله. یکسری ندانمکاریها و کارهای ناآگاهانه است. عملکرد براساس ناآگاهی بعضیها عین دوستی خالهخرسه است. گاهی دوست با ندانمکاری خود کار دشمن را ساده میکند. در جریانات پس از انتخابات تنها کسی را که روشن دیدم و توانست آگاهانه کنترل کند، حضرت آقا بود، در حالی که بیشترین آسیبها را حریم ولایت خورد و این هم از اهداف اصلی دشمن بود.
* اگر جلوی جریان انحرافی را نگیرند چه اتفاقی میافتد؟
** جریانات بعد از ریاستجمهوری دهم تکرار میشود.
* یعنی بعد از انتخابات مجلس نهم فکر میکنید باز هم ممکن است حوادث بعد از انتخابات دهم تکرار شود؟
** بله. شکلش عوض میشود.
* یعنی عدهای دیگر معترض خواهند شد؟
** بله. چون فرقهاند. وقتی فرقه شدند، اصول و قانون را کنار گذاشته و با احساسات جلو میروند. اما راه این است که براساس قانون کار را به کاردان بسپاریم. کسی که صلاحیتها را تعیین میکند باید شورای نگهبان باشد و همگی هم تمکین کنند.
* فکر میکنید در نهایت شورای نگهبان با نحوه تعیین صلاحیتها میتواند این کار را انجام دهد؟
** نه. بالاخره وظیفه شورای نگهبان جلوگیری از بیصلاحیتها است. در انتخابات قبل هم خیلیها جناح راستی بودند و شورای نگهبان آنها را رد کرد. من خودم شاهد بودم.
* یعنی فکر میکنید رد صلاحیت گستردهای داریم؟
** نه. دارند جوسازی میکنند.
* اگر قرار باشد که جریان انحرافی بیاید چه؟ وقتی میگویند 150 کرسی برای مجلس آماده کردهاند؟
** اینها از جریانات انحرافی است که برای شورای نگهبان شایعه ایجاد کنند تا موضوع ردصلاحیت را بزرگ جلوه دهند.
* اگر یک زمانی ردصلاحیت گسترده شد بگویند شورای نگهبان ردصلاحیتهای گسترده کرده؟
** بله. همیشه در انتخابات بیشترین هجمهها به سمت شورای نگهبان بوده است.