امیر دبیریمهر
یکی از موضوعات مهم کشور به ویژه در سالهای اخیر مسئله نوسازی و بازسازی نظام سیاسی است که متاسفانه بهرغم اهمیت این بحث و سایه گسترده آن بر همه شئونات کشور، نه تنها مورد اهتمام شایسته قرار نگرفته حتی در مواردی که عدهای از سر تعهد و دلسوزی وارد این میدان شدند با جمود و تحجر عدهای دیگر که بحث در این خصوص را میوه ممنوعه میدانند مباحث ابتر مانده و سرانجام نیکویی نیافته است غافل از اینکه وقتی مسائل رها بمانند اینگونه نیست که حل یا رفع شوند بلکه در اشکال دیگری بهعنوان مشکل و گاه معضل و بحران بروز مییابند. کرسیهای آزاداندیشی که بارها بر ضرورت شکلگیری و فعالیت آنها تاکید شده و از سوی دیگر از عدم شکلگیری آنها در حوزهها و دانشگاهها انتقاد شده همین وظیفه خطیر را برعهده دارند که متاسفانه چنین نشده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سفر اخیر به کرمانشاه با تشخیص این ضرورت این عرصه را به روی صاحب نظران و متفکران گشودند آنجا که فرمودند:
«یک سوال این است که مسئله پیری و جوانی نظام چگونه قابل تحلیل است؟ هر موجود زندهای دوران جوانیای دارد، دوران پیریای دارد. وضع نظام اسلامی در این زمینه چیست و چگونه خواهد شد؟ آیا نظام اسلامی پیر خواهد شد؟ فرسوده خواهد شد؟ ازکارافتاده خواهد شد؟ برای اینکه چنین وضعی پیش نیاید، آیا راهی وجود دارد؟ اگر یک وقتی چنین حالتی پیش آمد، آیا علاجی برای آن متصور است و وجود دارد؟ اینها سوالات مهمی است. این سوالات باید در مراکز فکر و تصمیمگیری و تصمیمسازی - عمدتا در حوزه و دانشگاه - بین اصحاب فکر مطرح شود؛ باید روی اینها فکر شود، بحث شود؛ شما جوانها هم رویش فکر کنید.»
حال در این خصوص 2 مسئله مهم قابل بحث است که انگیزه نگارش این مطلب میباشد.
1 - اول اینکه در این خصوص عالمان سیاست و صاحبنظران علوم انسانی بهویژه علوم سیاسی مسئولیت مهم ملی بر دوش دارند و آن هم آغاز بحثهای جدی و اساسی و بنیادی برای بازسازی و نوسازی نظام سیاسی است. نظامی که باید در خدمت شکل گیری جامعه اسلامی باشد. جامعه اسلامی یعنی «جامعه عادل، برخوردار از عدالت، جامعه آزاد، جامعهای که مردم در آن، در اداره کشور، در آینده خود، در پیشرفت خود دارای نقشند، دارای تاثیرند، جامعهای دارای عزت ملی و استغنای ملی، جامعهای برخوردار از رفاه و مبرای از فقر و گرسنگی، جامعهای دارای پیشرفتهای همهجانبه - پیشرفت علمی، پیشرفت اقتصادی، پیشرفت سیاسی - و بالاخره جامعهای بدون سکون، بدون رکود، بدون توقف و در حال پیشروی دائم» نگارنده بهعنوان پرورش یافته فضای دانشگاهی در حوزه علم سیاست با صراحت اعلام میکنم استادان و صاحبنظران و پژوهشگران علوم سیاسی کشور نه تنها مشتاق هستند در این عرصه با تمام توان علمی و تعهد ملی وارد میدان شوند بلکه در گذشته نیز بهرغم همه موانع و محدودیتهای بلاجهت، بحثها و مطالعات و تاملات ارزشمندی داشتهاند ولی از این جهت که برنامهریزی منسجم و هدفمند در کشور وجود نداشته به نتایج محسوس و ملموسی دست نیافتهاند و حتی گاه به جای تقدیر و تشکر مورد بیمهریها و کج فهمی هاقرار گرفتهاند و هزینههای زیادی پرداخت کردهاند. اکنون که رهبری نظام این فضا را گشودهاند بر وزارت علوم و همه دانشگاهها و حوزهها و مراکز علمی و پژوهشی فرض است که با طراحی ساز و کارهای لازم و دعوت و خواهش از استادان و پژوهشگران علوم انسانی بالاخص علوم سیاسی کرسیهای آزاداندیشی را در این موضوع ایجاد و رونق دهند و اجازه ندهند رکود و سکون بر فضای فکر سیاسی کشور حاکم باشد اگر قرار است بومیسازی در علوم انسانی صورت گیرد نقطه عزیمت آن همین امروز است.
2 - مسئله مهم دیگر معنای دقیق نوسازی و بازسازی نظام اسلامی است. رهبری معظم در این خصوص فرمودند:« نو شدن به معنای این است که اقتضائات بیرونی و واقعیتها گاهی یک چیزی را اقتضاء میکند، یک روز چیز دیگری را اقتضاء میکند... اما همین نگاهِ دوباره و نوسازی و بازسازی هم بایستی ناظر به اصول باشد؛ برگرفته و برخاسته از اصول اسلامی باشد....نوسازی نظام ممکن است، اما به معنای تجدیدنظر در آرمانها نیست؛ زیرا این آرمانها فطری است.... نوسازی به معنای تغییر نظامات، تغییر سازوکارها، تغییر سیاستها، عملی است، ممکن است، در مواردی هم لازم است و مانع از تحجر است؛ منتها باید بر طبق اصول باشد....پس آرمانها که شاکله کلی نظام از آنها الهام گرفته، قابل تغییر نیست. نظام جمهوری اسلامی یک چنین نظامی است. با این نگاه، نظام فرسودهبشو نیست، متحجربشو نیست، از راهبازمانده نیست و نخواهد شد؛ همیشه میتواند جوان باقی بماند.»
درنگ در این عبارات ما را به دو مسئله مهم رهنمون میشود یکی « کارآمدی » و دیگری «هویت و ماهیت » نظام اسلامی است که باید همزمان و همسو بهعنوان اهداف بازسازی و نوسازی تعقیب شود. نظام اسلامی بدون کارآمدی نمیتواند از هویت خود دفاع کند و در واقع نظام ناکارآمد در گذر زمان دچار قلب ماهیت میشود. نظام نه میتواند و نه میخواهد که به مسئله مهم کارآمدی بیتفاوت باشد زیرا مردم بهعنوان صاحبان اصلی کشور از نظام سیاسی انتظار کارآمدی در همه عرصهها را دارند. اما کارآمدی در نظام اسلامی همه راه نیست و کمال مطلوب نظام سیاسی نیست زیرا مسئله کارآمدی ضرورت مشترک همه نظامهای سیاسی اعم از سکولار و دینی است. در حالی که نظام اسلامی ضمن تعهد و التزام به این کارکرد اساسی وجه تمایز خود را با دیگر نظامهای سیاسی در هویت و ماهیت متفاوت خود جستوجو میکند که مبتنی بر ارزشها و آرمانهای اسلامی است.
تاکنون در بحثهایی که پیرامون نوسازی نظام سیاسی در ایران شده 2 گفتمان انحرافی غلبه داشته است. گفتمانی که بیش از حد روی وجه کارآمدی تاکید کرده و از هویت نظام اسلامی غفلت کرده ونظام را به سوی سکولاریسم سوق داده و در مقابل گفتمانی که به بهانه توجه به هویت و ماهیت نظام اسلامی از ضرورت اساسی کارآمدی غافل شده است. در حالی که نظام اسلامی با دو بال کارآمدی و هویت متمایز و ماهیت ویژه خود میتواند بالندگی و پویایی خود را حفظ کند.از این رو کرسیهای آزاداندیشی و نظریهپردازی در حوزه سیاسی باید بهطور توام به این دو وجه بازسازی و نوسازی نظام اسلامی بیندیشند و به تبیین آن بپردازند. ذکر دو نکته مهم را در انتهای این مطلب ضروری میدانم یکی اینکه نباید این موضوع مهم و حساس به سطح رسانهها تنزل یابد و باید در فضاهای علمی و تخصصی طرح شود و رسانهها صرفا با رعایت امانتداری منعکس کننده آن باشند. دوم اینکه افراد تنگ نظر و خشک مغز که توان انعطاف و تحول ذهنی ندارند نباید در این میدان فرهیختگی مجال حضور و ورود پیدا کنند زیرا ورود این دست افراد نه تنها مشکل گشا نیست بلکه مانع و مزاحم بحثهای اندیشگی و فکری و روشن فکری است.
این میدان به متفکرانی نیاز دارد که ضمن تعهد و دلبستگی به کشور و اسلام و ارزشهای دینی از سعه صدر و دانش عمیق و حسن ارتباط با اندیشههای متفاوت برخوردار باشند تا انشاءالله این نهضت بزرگ فکری و فرهنگی به نتایج مبارکی دست یابد.